فروشگاه
X
کد خبر: ۱۱۳۸۷
۱۲ مرداد  ۱۳۲۱|  ایران پس از اشغال متفقین

وزیر مختار آمریکا در ایران: به‌زودی ایران را اداره خواهیم کرد

ad
والاس موری در تلگرافی به واشنگتن: «واقعیت آشکار این است که ما به زودی در موقعیتی قرار خواهیم گرفت که عملاً ایران را از طریق مجموعه‌ای چشمگیر از مستشاران آمریکایی اداره کنیم؛ مستشارانی که دولت ایران مشتاقانه خواهان حضور آنان است و دولت بریتانیا نیز با اصرار فراوان اعزام آنان را توصیه می‌کند.»
دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۷

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ تلگراف محرمانه والاس موری، وزیر مختار آمریکا در ایران، مورخ ۳ اوت ۱۹۴۲ (۱۲ مرداد ۱۳۲۱)، از جمله اسناد کم‌نظیری است که به شکلی بی‌پرده وضعیت حاکمیت سیاسی ایران در سال‌های نخست پس از اشغال متفقین را بازتاب می‌دهد. این یادداشت در شرایطی نگاشته شد که دولت سقوط کرده بود، کشور در اشغال نیرو‌های شوروی و بریتانیا قرار داشت، رضاشاه کمتر از یک سال پیش از سلطنت برکنار شده بود و دولت مرکزی ایران با بحران اقتدار، آشفتگی اقتصادی، کمبود مواد غذایی و ضعف شدید اداری روبه‌رو بود. در چنین فضایی، واشنگتن به تدریج از جایگاه یک بازیگر حاشیه‌ای به یکی از مهم‌ترین بازیگران صحنه ایران تبدیل می‌شد.

اهمیت تاریخی این سند در آن است که برای نخستین بار یک مقام بلندپایه آمریکایی به صراحت از امکان «اداره عملی ایران» توسط آمریکا سخن می‌گوید. موری این وضعیت را به عنوان نتیجه طبیعی روندی توصیف می‌کند که در آن مستشاران آمریکایی در حال ورود به مهم‌ترین بخش‌های دولت ایران بودند. در زمان نگارش این یادداشت، افسران آمریکایی مأمور سازماندهی ژاندارمری شده بودند، برنامه بازسازی شهربانی در دست تهیه بود، مسئولانی برای بهداشت عمومی و حمل‌ونقل انتخاب می‌شدند و هیئت مالی جدیدی نیز برای اداره امور اقتصادی کشور در حال شکل‌گیری بود. از نگاه موری، مجموعه این تحولات آمریکا را در موقعیتی قرار می‌داد که عملاً در بسیاری از شئون اداره کشور نقش تعیین‌کننده پیدا کند.

این سند از منظر تاریخ دولت و حاکمیت در ایران، تصویری گویا از محدودیت‌های استقلال سیاسی کشور در دوران اشغال ارائه می‌کند. در حالی که ایران از نظر حقوقی یک دولت مستقل محسوب می‌شد، در عمل بخش مهمی از سازوکار‌های تصمیم‌گیری و اداره کشور تحت تأثیر اراده قدرت‌های خارجی قرار داشت. موری با لحنی انتقادی اظهار شگفتی می‌کند که سفیران بریتانیا و شوروی در تهران درباره اینکه چه کسی باید قدرت را در دست گیرد تصمیم می‌گیرند، بی‌آنکه حتی با نمایندگی آمریکا مشورت کنند. این جمله نشان می‌دهد که از نگاه مقامات آمریکایی نیز مسئله تشکیل دولت در ایران دیگر صرفاً یک امر داخلی نبود، بلکه در چارچوب رقابت و هماهنگی قدرت‌های خارجی تعریف می‌شد.

در واقع این سند را می‌توان نشانه‌ای از آغاز انتقال تدریجی نفوذ سیاسی از بریتانیا به آمریکا دانست. اگرچه لندن همچنان بازیگر مسلط ایران بود، اما در همین سند مشاهده می‌شود که دولت بریتانیا از آمریکا درخواست می‌کند مسئولیت آموزش و سازمان‌دهی ارتش ایران را بر عهده گیرد. بدین ترتیب، ایالات متحده در حال ورود به حوزه‌هایی بود که تا آن زمان عمدتاً در انحصار نفوذ بریتانیا قرار داشتند.

برای مطالعه تاریخ نهاد‌های نظامی ایران نیز این یادداشت اهمیت ویژه‌ای دارد. موری تصریح می‌کند که افسران آمریکایی مأمور سازماندهی ژاندارمری شده‌اند؛ نهادی که وظیفه حفظ امنیت داخلی در بخش بزرگی از کشور را بر عهده داشت. همچنین برنامه بازسازی شهربانی نیز به کارشناسان آمریکایی سپرده می‌شد. از این منظر، یکی از حساس‌ترین ارکان حاکمیت یعنی دستگاه امنیت داخلی، در معرض هدایت و سازمان‌دهی مستقیم مستشاران خارجی قرار گرفته بود. چنین وضعیتی نشان می‌دهد که بحران حاکمیت در ایران تنها به عرصه سیاست محدود نبود، بلکه به حوزه امنیت و اعمال اقتدار دولت نیز سرایت کرده بود.

بنابراین، یادداشت والاس موری را می‌توان سندی مهم برای فهم وضعیت دولت ایران در سال‌های اشغال دانست؛ سندی که نشان می‌دهد چگونه ضعف ساختاری حکومت، حضور نیرو‌های خارجی و وابستگی به کمک‌ها و مستشاران بین‌المللی، زمینه را برای شکل‌گیری نوعی قیمومت غیررسمی بر کشور فراهم کرده بود. هرچند ایران از نظر حقوقی استقلال خود را حفظ کرده بود، اما این یادداشت نشان می‌دهد که در سطح عملی، بسیاری از کارکرد‌های اساسی دولت در حال واگذاری به شبکه‌ای از مستشاران خارجی بودند که آمریکا در رأس آن قرار داشت.

 

متن اصلی سند

Memorandum by the Adviser on Political Relations (Wallace Murray)
Washington, August 3, 1942

It seems to me that the present political crisis in Iran which has resulted in the fall of the Soheily Cabinet is of such vital concern to us that we cannot ignore it.

The obvious fact is that we shall soon be in the position of actually “running” Iran through an impressive body of American advisers eagerly sought by the Iranian Government and urgently recommended by the British Government.

We have had in Iran, as you will recall, General Greely, acting as Quartermaster General of the Iranian Army, and the British are pressing us to send a military mission to take entire control of the training and functioning of the Army. Two first-class Army officers have already proceeded to Iran to organize and run the gendarmerie of the country which will guarantee internal security. A competent police official in this country is about to be engaged to reorganize the police forces of Iran. The Public Health Service is finding us an official to head that service in Iran. A Director of Supply and Transportation is about to be engaged and has already agreed to accept the offer of the Iranian Government. And, finally, a full-fledged Financial Mission, more ambitious even than the Millspaugh Mission of ۱۹۲۲–۱۹۲۷, is about to be assembled here and sent to Iran.

In the light of these developments it seems to me odd indeed that the British and Soviet Ambassadors in Tehran should be picking over the lot of Iranian politicians and deciding “whose man” should be put in power without prior consultation with our Legation.

I had occasion to discuss this situation briefly and informally with the Iranian Minister on Saturday, and I told him quite frankly that from my experience in the past in Iran I would not be prepared to recommend to the Department that we proceed with this impressive group of American advisers for Iran unless it was clear beyond any doubt that the various members of any Government that might be formed in the country were competent and willing to cooperate fully with our people there.

I said it was simply a waste of time and services of valuable people to send them to Iran and spend most of their time overcoming the hurdles and obstacles placed in their way by intriguing Government officials who gave public lip service to the efforts being made by our people but secretly worked to nullify their accomplishments.

The Minister, who is fully aware of the almost constant intrigues against the Millspaugh Mission when it was in Iran, said he entirely agreed with me that we should not let that situation occur again, and that he wished to think the matter over and discuss with me again the ways and means to facilitate, and not obstruct, the efforts of these first-rate American advisers who are being employed in this country to help Iran in these desperate days.

 

ترجمه فارسی سند

به نظر من بحران سیاسی کنونی ایران که به سقوط کابینه سهیلی انجامیده، آن‌چنان برای ما اهمیت حیاتی دارد که نمی‌توانیم آن را نادیده بگیریم.

واقعیت آشکار این است که ما به زودی در موقعیتی قرار خواهیم گرفت که عملاً ایران را از طریق مجموعه‌ای چشمگیر از مستشاران آمریکایی اداره کنیم؛ مستشارانی که دولت ایران مشتاقانه خواهان حضور آنان است و دولت بریتانیا نیز با اصرار فراوان اعزام آنان را توصیه می‌کند.

همان‌گونه که به خاطر دارید، ژنرال گریلی در ایران به عنوان رئیس تدارکات ارتش ایران مشغول خدمت بوده است. همچنین دولت بریتانیا بر ما فشار می‌آورد تا یک هیئت نظامی به ایران اعزام کنیم که کنترل کامل آموزش و عملکرد ارتش ایران را در اختیار بگیرد. دو افسر برجسته ارتش آمریکا نیز پیش‌تر به ایران اعزام شده‌اند تا ژاندارمری کشور را سازمان‌دهی و اداره کنند؛ نهادی که مسئول تضمین امنیت داخلی خواهد بود. یک مقام کارآمد پلیس نیز در شرف انتخاب است تا نیرو‌های شهربانی ایران را تجدید سازمان کند. اداره خدمات بهداشت عمومی نیز در حال یافتن فردی مناسب برای ریاست این بخش در ایران است. همچنین یک مدیر حمل‌ونقل و تدارکات انتخاب شده و پیشنهاد دولت ایران را پذیرفته است. سرانجام، یک هیئت مالی کامل، حتی بلندپروازانه‌تر از مأموریت میلسپو در سال‌های ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۷، در حال تشکیل است تا به ایران اعزام شود.

با توجه به این تحولات، برای من بسیار عجیب است که سفیران بریتانیا و شوروی در تهران در میان سیاستمداران ایرانی جست‌و‌جو می‌کنند و درباره اینکه «چه کسی» باید به قدرت برسد تصمیم می‌گیرند، بی‌آنکه پیشاپیش با نمایندگی ما مشورت کرده باشند.

روز شنبه فرصتی دست داد تا به صورت غیررسمی با وزیر مختار ایران درباره این موضوع گفت‌و‌گو کنم. صریحاً به او گفتم که با توجه به تجربه گذشته‌ام در ایران، حاضر نیستم به وزارت خارجه توصیه کنم که این گروه گسترده از مستشاران آمریکایی به ایران اعزام شوند، مگر آنکه کاملاً روشن باشد اعضای هر دولتی که در ایران تشکیل می‌شود شایستگی لازم را داشته و آمادگی همکاری کامل با نمایندگان ما را داشته باشند.

به او گفتم که اعزام این افراد کارآمد و صرف وقت و هزینه برای آنان بیهوده خواهد بود اگر مجبور باشند بیشتر وقت خود را صرف عبور از موانع و کارشکنی‌های مقاماتی کنند که در ظاهر از تلاش‌های آمریکایی‌ها حمایت می‌کنند، اما در خفا برای بی‌اثر کردن دستاورد‌های آنان می‌کوشند.

وزیر ایران که از توطئه‌ها و کارشکنی‌های مداوم علیه مأموریت میلسپو در دوران حضورش در ایران آگاهی کامل داشت، اظهار کرد که کاملاً با نظر من موافق است و نباید اجازه دهیم چنین وضعیتی دوباره تکرار شود. او گفت مایل است درباره راه‌های تسهیل فعالیت این مستشاران برجسته آمریکایی که برای کمک به ایران در این روز‌های دشوار استخدام شده‌اند بیشتر بیندیشد و دوباره با من گفت‌و‌گو کند.

آرشیو رسمی سند

Office of the Historian – FRUS ۱۹۴۲, Document ۲۶۸

این نسخه در آرشیو رسمی وزارت خارجه ایالات متحده نگهداری می‌شود و از معتبرترین منابع دست‌اول برای مطالعه تاریخ روابط ایران و آمریکا در دوره اشغال ایران است.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید: