نگاهی به فعالیتهای اپوزیسیونی شاپور بختیار پس از انقلاب اسلامی
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی- آرش نصیری؛ پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ و فروپاشی شالوده حکومت شاهنشاهی، موجی از خروج کارگزاران پهلوی و چهرههای مخالف نظام نوپا را به همراه داشت. این افراد بلافاصله پس از استقرار در کشورهای غربی و برخی کشورهای همسایه، اقدامات اپوزیسیونی خود را آغاز کردند. در این میان، شخصیتها و گروههای متعددی با گرایشهای گوناگون وارد عرصه مبارزه با جمهوری اسلامی شدند؛ علی امینی با راهاندازی جبهه نجات ایران، بهرام آریانا با سازماندهی ارتش آزادیبخش شبهنظامی تحتعنوان سازمان آزادگان، منوچهر گنجی با ایجاد تشکیلات سازمان درفش کاویانی و غلامعلی اویسی که با استقرار در عراق، توان نظامی و اطلاعاتی خود را بهطور کامل در خدمت اهداف صدام حسین قرار داد، از بارزترین نمونههای جریان سلطنتطلب بودند. از سوی دیگر، جناح چپ و نیروهای متمایل به رئیسجمهور معزول نیز فعال شدند؛ بهطوریکه ابوالحسن بنیصدر و مسعود رجوی با خروج از کشور، شورای ملی مقاومت را برای براندازی نظام پایهگذاری کردند.
در میان این چهرهها، شاپور بختیار بهعنوان آخرین نخستوزیر، از مُهرههای کلیدی به شمار میرفت که با تأسیس «نهضت مقاومت ملی ایران»، سهم عمدهای در هماهنگی نیروهای ضد انقلاب بر عهده گرفت. نوشتار حاضر تلاش دارد فعالیتهای سیاسی، تبلیغاتی، نظامی و امنیتی شاپور بختیار را از فردای پیروزی انقلاب اسلامی تا زمان قتل وی در ۱۵ مرداد ۱۳۷۰ مورد بررسی قرار دهد.
خروج از کشور
در روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و همزمان با سقوط نهایی رژیم، شاپور بختیار پس از خارج شدن از دفتر نخستوزیری، زندگی مخفیاش را آغاز کرد. بختیار چند ماه به خانه یکی از اقوامش پناه برد. در این مدت دو پیغام ضبطشده از او منتشر شد؛ یکی سه روز پیش از اعلام جمهوری اسلامی در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ که در آن از مردم خواست به جمهوری اسلامی در رفراندوم رأی ندهند و دیگری، چند روز پیش از آنکه پاسپورت جعلیاش برای پرواز به سمت پاریس آماده شود. [۱]
بختیار پس از مدتی زندگی مخفی در ایران، تصمیم گرفت با چهرهای مبدل و بهعنوان یک تبعه خارجی از کشور خارج شود. نقشههایش بدون مشکل به انجام رسید و توانست با یک پاسپورت تبعه غیرایرانی و گذاشتن ریش و عینک سوار هواپیما شده و ایران را به مقصد فرانسه ترک کند. [۲]
تشکیل نهضت مقاومت ملی
بختیار در ابتدای فعالیت علیه جمهوری اسلامی، تحرکاتی قوی ایجاد کرد و در خارج به یک نقطه جذب برای سرنگونی نظام تبدیل بود و حتی از خاندان سلطنتی نیز بیشتر فعالیت میکرد. [۳] این پویایی اولیه ناشی از ادعای او مبنی بر نمایندگی جریان جبهه ملی و قانون اساسی مشروطه بود که میتوانست طیفهای متفاوتی از ملیگرایان تا مشروطهخواهان را حول محور خود گرد آورد.
در این زمان، بختیار و حامیانش طرح کودتای نوژه در ۱۸ تیر ۱۳۵۹ را در دستور کار خود قرار دادند و تمام توان و قدرت خود را بر سر اجرای آن گذاشته بودند. بختیار و حامیانش بیش از حد به پیروزی طرح کودتای نوژه دل بسته و امیدوار بودند که به سرعت و حداکثر ظرف چند ماه آینده جمهوری اسلامی را ساقط خواهند کرد و شادمانه به ایران باز خواهند گشت و زمام اداره کشور را در دست خواهند گرفت. اما کشف توطئه کودتا تمام آمال و آرزوهای آنان را نقش بر آب ساخت و آنها را به تهیه و تدوین یک طرح و برنامه درازمدت برای فعالیتهای به اصطلاح مبارزاتی خود واداشت. [۴]
شکست سنگین طرح کودتای نوژه که ضربهای سهمگین بر ساختار شبکههای نفوذی بختیار در درون نیروهای مسلح ایران وارد ساخت، او را به این نتیجه رساند که سرنگونی نظام جمهوری اسلامی با اقدامات شتابزده نظامی کوتاهمدت امکانپذیر نیست. از این رو، در ۱۴ مرداد ۱۳۵۹ نهضت مقاومت ملی ایران را راهاندازی نمود [۵] و افرادی، چون عبدالرحمن برومند (از اعضای حزب ایران)، منوچهر رزمآرا (وزیر بهداری کابینهاش) و احمد میرفندرسکی (وزیر خارجه کابینهاش) در کادر رهبری آن جای گرفتند. [۶]
در طول سالهای فعالیت این نهضت، ابزارهای رسانهای و تبلیغاتی نقش بسیار مهمی در راهبرد مبارزاتی بختیار ایفا میکردند. بختیار در سالهای اقامت در فرانسه یک رادیوی ضد انقلاب راهاندازی کرد. همچنین در نهضت مقاومت ملی نشریاتی برای مبارزه با انقلاب اسلامی ترتیب داده شد. نشریه «نهضت» از جمله این نشریات بود که نخستین شماره آن در ۲۳ مهر ۱۳۶۰ در فرانسه منتشر شد و این هفتهنامه بعدها جای خود را به «قیام ایران» داد که همان اهداف را دنبال میکرد. [۷]
در شماره ۱۲۶ «قیام ایران» مورخ ۳۰ آبان ۱۳۶۴ آمده است: «قیام ایران، حاصل پیوند دو نشریه نهضت و قیام ایران است که از این پس، بهعنوان ارگان مرکزی نهضت مقاومت ملی ایران، بهطور هفتگی انتشار خواهد یافت.» [۸] این ادغام تشکیلاتی رسانهها نشاندهنده تلاش برای انسجام بیشتر و بهینهسازی منابع مالی در شرایطی بود که فشارهای مالی و سیاسی بر اپوزیسیون فزونی مییافت.

فعالیتهای بختیار در نهضت
رویکرد عملیاتی بختیار در چارچوب نهضت مقاومت ملی، بر سه محور عمده: تبلیغات گسترده، جذب حمایتهای بینالمللی و انجام عملیاتهای تخریبی در داخل مرزهای ایران استوار بود. او همواره سعی داشت با ارائه برآوردهای اغراقآمیز از توان خود و هوادارانش، حامیان غربی و منطقهای خود را نسبت به سرنگونی قریبالوقوع نظام متقاعد سازد. به عنوان نمونه، او در یک گفتوگو ادعا کرد: «در این مدت تمام تلاش ما در همین جهت [براندازی رژیم]بوده، نه فقط تلاش شخص من و یا دستگاهی که با من همکاری میکند، بلکه دوستان و طرفداران و همه افراد و سازمانهایی که در داخل داریم. من امیدوار هستم که واقعاً آخر امسال [۱۳۶۴] با براندازی مصادف باشد ـ حالا با یکی دو ماه جلو و عقب ـ دیگر حسابها نمیتواند دقیق باشد و مخصوصاً اراده ما کافی برای این کار نیست، همکاری جوّ بینالمللی هم تأثیر دارد.» [۹]

یکی از روشهای ثابت بختیار برای جلب نظر مخاطبان غربی، نفی خشونت عریان و تأکید بر قیام عمومی و نافرمانی مدنی بود؛ هرچند که در عمل رفتاری کاملاً متناقض نشان میداد. وقتی خبرنگار مخصوص روزنامه هلندی آلگمین داگبلات از او سؤال کرد: «آیا مشغول مقدمات یک کودتا هستید؟» گفت: «ابداً چنین چیزی نیست و نهضت ما مشغول یک تجهیز سیاسی و برپایی یک قیام عمومی است. درجه هواداری از من در ۱۹۸۵ [۱۳۶۳ ـ ۱۳۶۴] به خوبی معلوم شد. حدود یک میلیون نفر بعد از پخش پیام و تقاضای من، به رغم محیط ترور و وحشت پاسداران انقلاب، بهعنوان اعتراض علیه جنگ و دیکتاتوری به خیابانها آمدند.» [۱۰]
علیرغم این ادعاهای مسالمتآمیز و دموکراتیک در رسانههای غربی، تاریکترین بخش کارنامه سیاسی بختیار پس از انقلاب، همکاری بیپرده و تمامعیار او با رژیم متجاوز بعث عراق در جریان جنگ تحمیلی علیه ایران بود. بختیار یکی از عواملی بود که صدام حسین را در این عرصه تشویق به حمله نظامی علیه ایران میکرد. بختیار آشکارا از عراق کمک مالی دریافت میکرد و در خدمت رژیم بعثی بود. [۱۱]
بختیار همچنین در تلاش برای جلب نظر آمریکا برآمد و پیشنهادهای متعددی برای تضعیف ایران به این کشور ارائه داد. او تلاش میکرد ایالات متحده را متقاعد کند که نهضت مقاومت ملی تنها گزینه جایگزین معتبر برای اداره ایران پساجمهوری اسلامی است. شاپور بختیار با تکیه بر سخنرانی در مجالس گوناگون و رسانهای مختلف، پخش هزاران اعلامیه و نوار کاست بهویژه در مرزهای غربی و جنوبی و جذب مخالفان جمهوری اسلامی، بر آن بود که افکار عمومی را بر ضد جمهوری اسلامی برانگیزد. علاوه بر این، بختیار به همکاری با کردهای مخالف جمهوری اسلامی پرداخت. آنان توانستند عملیاتهایی در خوزستان در محدوده ایلام و موسیان تا گچساران انجام دهند. ناآرامی در خوزستان، انفجار بمب در معابر عمومی، انهدام لولههای نفت و ایجاد درگیری در سطح شهرها و سلب امنیت از دیگر فعالیتهای او علیه نظام جمهوری اسلامی ایران بود. انفجار بمبهای دستی و نارنجک و پخش اعلامیه در تهران از دیگر اقداماتی بود که در جهت بیثباتی اوضاع به دستور شاپور بختیار صورت گرفت. [۱۲]
مناسبات بختیار با سایر نیروهای اپوزیسیون
روابط بختیار با سایر بخشهای اپوزیسیون خارج از کشور، آمیزهای از ائتلافهای تاکتیکی، رقابتهای شدید برای کسب رهبری و در نهایت شکست و فروپاشی این همگراییها بود.
بعد از آنکه رضا پهلوی در ۹ آبان ۱۳۵۹ طبق قانون اساسی مشروطه سوگند یاد کرد، برخی نیروهای مشروطهخواه که در رأس آنها شاپور بختیار قرار داشت، با وی همراه شدند و با او ائتلاف نمودند. بختیار امیدوار بود با تکیه بر نماد پادشاهی مشروطه، مشروعیت سنتی را به نفع طرحهای خود مصادره کند. بختیار درباره نقش مشاور رضا پهلوی گفته بود: «ایشان گفتند برای اینکه از این اصولی که شما به آنها معتقد و پایبند هستید بر طبق قانون اساسی، انحرافی حاصل نشود، بهتر این نیست که یک عدهای مشاور باشند؟ گفتم بسیار خوب است. [..] به بنده فرمودند که آیا شما خودتان حاضرید یکی از این مشاورین باشید؟ بنده گفتم برای روشنکردن ذهن شاهزاده بنده همیشه آمادگی دارم.» [۱۳].
اما پس از مدتی رضا پهلوی اعلام کرد که مقید به قانون اساسی مشروطه نیست و در فردای پس از سرنگونی رژیم، قانون اساسی جدیدی تدوین خواهد کرد. این موضع او سبب ناراحتی و رویگردانی نیروهای مشروطهخواه بهویژه شخص شاپور بختیار شد. [۱۴]
نمونه دیگر از این تلاشهای ناکام، ائتلاف او با جریانهای میانه اپوزیسیون بود. گفتوگوهای علی امینی (رهبر جبهه نجات ایران) و شاپور بختیار (رهبر نهضت مقاومت ملی ایران) در اوایل سال ۱۳۶۲ به ثمر رسید و در تاریخ ۲۸ تیر ۱۳۶۲ جبهه نجات و نهضت مقاومت ملی رسماً با یکدیگر متحد شدند و تفاهمنامهای را امضا کردند. [۱۵]، اما این اتحاد نیز خیلی زود به پراکندگی و نفاق گرایید و هریک از این دو، دیگری را متهم به نقض قرارداد کردند. شاپور بختیار در قضیه ائتلاف با علی امینی آماج حملات فراوان قرار گرفت و حتی در مجامع مختلف گفته شد که این توافق به دستور و با هدایت سازمان سیا انجام شده است. [۱۶]
از دیگر مباحث قابل طرح، روابط بختیار و ارتشبد سابق غلامعلی اویسی بود. چون هر دو با رژیم بعث عراق همکاری نزدیک داشتند، این بحث مطرح شده که آنان با یکدیگر در ائتلاف بودند. آنچه که از اسناد برمیآید، صدام حسین ابتدا تمایل داشت که اتحادی میان بختیار و غلامعلی اویسی شکل بگیرد و آنها همکاری نزدیکی با یکدیگر داشته باشند، اما بختیار در دیدار با صدام حسین در آوریل ۱۹۸۰ (فروردین ۱۳۵۹) صریحاً از همکاری با اویسی سر باز زد؛ زیرا اویسی را بهعنوان یکی از چهرههای وابسته به شاه و نماد سرکوب گذشته میدانست و همچنین با طرح اویسی برای سرنگونی حکومت از طریق صرفاً اقدام نظامی مخالف بود. [۱۷] صدام که مشاهده کرد نمیتواند این دو را به یکدیگر نزدیک سازد، به همکاری با هر دو بهطور جداگانه و ارائه کمک مالی به آنها ادامه داد. [۱۸]
در این میان، مناسبات گروه بختیار با جریانهای چپ و مذهبی رادیکال مانند سازمان مجاهدین خلق نیز در تضاد کامل قرار داشت. این زاویهگیری ایدئولوژیک و اختلافات اساسی با سازمان مجاهدین در مصاحبههای رسانهای بختیار به وضوح منعکس بود. در یک نمونه جالب، خبرنگاری هلندی از او پرسید: «ایران بهعنوان شرط عادیسازی روابط بین ایران و فرانسه، خواستار اخراج رهبر سازمان اسلامی ـ مترقی مجاهدین خلق مسعود رجوی شد. آیا این نشانه آن است که رژیم تهران شما را بهعنوان یک تهدید جدی محسوب نمیکند؟» بختیار نیز با کنایه به سازمان مجاهدین پاسخ داد: «ابداً اینطور نیست. رژیم تهران اخراج مرا هم درخواست کرده بود، ولی دولت فرانسه از انجام آن سر باز زد، چون من تروریست نیستم.» [۱۹]
این موضعگیریها نشاندهنده رقابت پنهان و آشکار گروههای مختلف اپوزیسیون در خارج از کشور برای کسب تأیید و پذیرش از سوی دولتهای غربی بهعنوان جایگزین نهایی نظام حاکم بر ایران بود.
جمعبندی
بررسی فعالیتهای شاپور بختیار پس از خروج از ایران نشان میدهد که وی با تکیه بر پیشینه سیاسی خود و ادعای رهبری مشروطهخواهی ملیگرا، تلاش وسیعی جهت همگرایی اپوزیسیون و سرنگونی نظام جمهوری اسلامی انجام داد. با این حال، تضاد عمیق میان شعارهای دموکراتیک ملیگرایانه او با اقداماتی، چون تدارک کودتای نظامی، سازماندهی شبکههای خرابکاری داخلی و بهویژه جلب حمایت مالی و تشویق رژیم بعث عراق به جنگ نظامی علیه ایران، جایگاه اخلاقی او را حتی در میان اپوزیسیون به شدت فرسایش داد. در نهایت، ناتوانی در تجمیع اپوزیسیون متفرق، اتکا به قدرتهای بیگانه و تقابل آشکار با خواست عمومی مردم ایران، پروژههای سیاسی نهضت مقاومت ملی را با شکست تاریخی مواجه ساخت؛ روندی که با قتل بختیار در ۱۵ مرداد ۱۳۷۰ عملاً به پایان راه خود رسید.
پینوشتها
[۱]نعمتالهی، محمدحسین (۱۳۹۷). یک روایت معتبر درباره دولت بختیار، چاپ اول، مشهد: بهنشر، ص ۸۰.
[۲]باکری، آسیه (۱۳۸۸). مرغ در طوفان، چاپ اول، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۱۰۷.
[۳]نقاش، انیس (۱۳۹۸). رازهای جعبه سیاه؛ خاطرات انیس محمد خیر النقاش، گفتوگوها از غسان شربل و صقر ابوفخر، ترجمه وحید خضاب، چاپ دوم، تهران: نشر نارگل، ص ۱۱۴.
[۴]دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان (۱۳۸۷). نیمه پنهان، جلد سوم: شاپور بختیار، چاپ هشتم، تهران: انتشارات کیهان، ص ۱۲۸.
[۵]اصول فکری و برنامه سیاسی نهضت مقاومت ملی ایران، ص ۳.
[۶]دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان، همان، ص ۱۲۹.
[۷]جهانی، فرشته و یاری، سیاوش (۱۴۰۲). فعالیتهای سیاسی شاپور بختیار در سالهای پس از انقلاب اسلامی ایران (با تکیه بر اسناد و مطبوعات). نشریه تحقیقات اسنادی انقلاب اسلامی، سال پنجم (دوره جدید)، شماره ۱۰، ص ۲۶.
[۸]نشریه قیام ایران، «قیام در پی نهضت»، شماره ۱۲۶، پنجشنبه ۳۰ آبان ۱۳۶۴، ص ۱.
[۹]نشریه قیام ایران، «مصاحبه تلویزیون ایرانیان با دکتر شاپور بختیار: نجات ایران با تأمین دموکراسی میسر است»، شماره ۱۲۷، پنجشنبه ۷ آذر ۱۳۶۴، ص ۱.
[۱۰]نشریه قیام ایران، «مصاحبه دکتر شاپور بختیار با روزنامه آلگمین داگبلات»، شماره ۱۰۹ مسلسل ۲۳۴، دوره جدید، پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۳۶۷، ص ۳.
[۱۱]دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان، همان، ص ۱۴۰.
[۱۲]جهانی و یاری، همان، ص ۳۳.
[۱۳]نشریه قیام ایران، «مصاحبه دکتر شاپور بختیار با تلویزیون ایرانیان»، شماره ۴۱ مسلسل ۱۶۶، پنجشنبه ۶ شهریور ۱۳۶۵، ص ۲.
[۱۴]هیاهو برای هیچ؛ مواضع متناقض یا سردرگمی سیاسی، سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کد خبر: ۱۰۹۹۰، بازیابیشده در ۲۳ بهمن ۱۴۰۴.
[۱۵]نشریه نامه جبهه نجات ایران، سال دوم، شماره ۳۸، دوشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۶۲، ص ۱.
[۱۶]دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان، همان، ص ۱۵۳.
[۱۷]U.S. Department of State. (۱۹۸۰). Foreign Relations of the United States, ۱۹۷۷–۱۹۸۰, Volume XI, Part ۱, Iran: Hostage Crisis, November ۱۹۷۹–September ۱۹۸۰, Document ۲۶۰.
[۱۸]نگاهی به فعالیتهای اپوزیسیونی غلامعلی اویسی بعد از انقلاب اسلامی، سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کد خبر: ۱۰۸۸۴، بازیابیشده در ۱۴ دی ۱۴۰۴.
[۱۹]نشریه قیام ایران، «مصاحبه دکتر شاپور بختیار با روزنامه آلگمین داگبلات»، همان.