بازتاب آتشسوزی مسجدالاقصی در گزارشهای محرمانه ساواک و شهربانی
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ فاجعه آتشسوزی مسجدالاقصی در ۳۰ مرداد ۱۳۴۸ (۲۱ اوت ۱۹۶۹)، که طی آن بخشهای وسیعی از قبله اول مسلمین در آتش سوخت، واکنش مسلمانان کشورهای منطقه از جمله ایران را برانگیخت. این اقدام توسط یک عنصر افراطی صهیونیست به نام مایکل دینس روهان انجام شد، اما جریانات اسلامی و ملتهای مسلمان آن را نه اقدام فردی، بلکه بخشی از سیاست سازمانیافته اشغالگران برای امحای هویت اسلامی و تاریخی بیتالمقدس تلقی کردند. این حادثه در زمانی رخ داد که جامعه عربی و اسلامی هنوز از شوک جنگ ششروزه ۱۹۶۷ و از دست رفتن بخشهای وسیعی از سرزمینهای اسلامی از جمله کرانه باختری و قدس شرقی بیرون نیامده بود. از این رو، انتشار خبر آتش گرفتن مسجدالاقصی موجی بیسابقه از خشم، جریحهدار شدن احساسات مذهبی و فوران اعتراضات سیاسی را در سراسر کشورهای اسلامی به راه انداخت.
در ایران، این فاجعه در شرایط ساختاری ویژهای بازتاب یافت. رژیم پهلوی در آن مقطع روابط پنهانی، گسترده و استراتژیکی با اسرائیل در ابعاد اقتصادی، نظامی و اطلاعاتی داشت. در عین حال، حکومت پهلوی میکوشید چهرهای موجه از خود در میان کشورهای اسلامی به نمایش بگذارد و در طرحهای منطقهای نظیر تأسیس سازمان کنفرانس اسلامی نقشآفرینی کند. ورود خبر این فاجعه به ایران، پرده از تعارضات درونی سیاست خارجی رژیم برداشت و جامعه مذهبی، مراجع عظام تقلید، روحانیون و بدنه حوزه علمیه قم را به مواضعی صریح، خشمگینانه و تهاجمی کشاند. برای مراجع و جریانهای مبارز، واقعه آتشسوزی مسجدالاقصی فرصتی تاریخی برای افشاگری علیه ماهیت رژیم صهیونیستی و تحکیم پیوند میان آرمان فلسطین و نهضت اسلامی در ایران بود.
دستگاههای انتظامی و اطلاعاتی وقت، یعنی شهربانی و سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک)، با درک عمق خطرات احتمالی این خشم عمومی، تمامی رفتارهای مراجع، سخنرانیها، اعلامیهها و حتی پیامهای خصوصی بین چهرههای شاخص را تحت مراقبتهای بسیار شدید قرار دادند. برای بررسی دقیقتر و واکاوی ابعاد این موضوع، زوایای آشکار و پنهان واکنشهای علمای برجسته، خط مشی رژیم پهلوی و هراس نهادهای امنیتی، به سراغ اسناد محرمانه بهجامانده از آن دوران میرویم تا بر اساس دادههای متقن آرشیوی، تصویر روشنی از این برهه ترسیم کنیم.
مواضع مراجع و واکنشهای عمومی در قم
با واصل شدن اخبار نخستین از بیتالمقدس، حوزه علمیه قم به عنوان مرکز ثقل جریانهای مذهبی و مبارزاتی ایران، کانون اصلی فوران اعتراضات گردید. مراجع تقلید وقت در واکنش به این هتک حرمت بیسابقه، دروس خود را تعطیل کرده و جلسات مشورتی متعدد برگزار نمودند. دستگاه انتظامی قم که مسئولیت مراقبت از فضاهای عمومی و جلسات مذهبی را بر عهده داشت، گزارشهای خود را به صورت لحظهای و در قالب تلگرافها و نامههای محرمانه به مرکز مخابره میکرد.
بر اساس اسناد بازجویی و صورتجلسات شهربانی قم رئیس شهربانی قم، سرهنگ رخشانفر، در خرداد و شهریور ۱۳۴۸ در مکاتبهای با عنوان «محرمانه» به شماره ۵/۲۹۷۳ با موضوع «سخنرانی آقای آیتالله گلپایگانی در مسجد اعظم» گزارشی را به «تیمسار ریاست شهربانی استان مرکز» ارسال کرد. این سند نشاندهنده آن است که دستگاه شهربانی رونوشت گزارشهای مأموران خود درباره خلاصه اظهارات آیتالله گلپایگانی در قبل از ظهر همان روز را فوراً برای آگاهی مرکز و جهت تعقیب به «شهربانی کل کشور - ریاست اداره اطلاعات» تقدیم نموده است. این مسئله به خوبی اهمیت و حساسیت فوقالعاده مقامات امنیتی نسبت به هرگونه موضعگیری در شهر قم را نشان میدهد.

جزییات سخنرانیهای اعتراضی در مسجد اعظم قم، که بزرگترین کانون تجمع مذهبی شهر محسوب میشد، در اسناد دیگر به روشنی بازتاب یافته است. در رمز کشفشده شهربانی قم که پیرو تلگراف شماره ۲۹۷۲ و به عنوان رونوشت جهت اداره اطلاعات شهربانی استان مرکز مخابره شده، آمده است که آیتالله العظمی سید محمدرضا گلپایگانی در ساعت ۱۰:۳۰ صبح روز ۵ شهریور ۱۳۴۸ (مصادف با ۱۳ جمادیالثانی) در مسجد اعظم قم و در حضور جمعیتی عظیم سخنرانی نمودهاند. ایشان در این سخنرانی ضمن ابراز «تأسف شدید از جریان آتشسوزی مسجدالاقصی»، صریحاً انگشت اتهام را به سوی صهیونیستها دراز کردند و گفتند: «این آتشسوزی از طرف اسرائیلیها صورت گرفته است.»»

ایشان در بخش دیگری از بیانات خود با تأکید بر لزوم بیداری مسلمانان خاطرنشان ساختند که «مسلمانان جهان باید اتحاد نموده و زمینههای اشغال و زوال اسرائیل را بگیرند تا متعدی بوجود نیاید.» نقد صریح آیتالله گلپایگانی نشاندهنده ناامیدی عمیق ایشان از سازمانها و نهادهای بیخاصیت بینالمللی و دولتهای بیتفاوت اسلامی بود که در برابر اشغالگری و جنایات اسرائیل واکنش ملموسی نشان نمیدادند. ایشان همچنین یادآور شدند که در روزهای گذشته مأموران سازمان ملل با وی ملاقات کرده بودند و ایشان اعتراض و انزجار شدید خود را مستقیماً به آنان منتقل نمودهاند.
عمق خشم مراجع به اندازهای بود که یک سخنرانی را کافی ندانسته و برای تشریح بیشتر مفاهیم مذهبی و سیاسی واقعه برنامهریزی کردند. بر اساس بخش پایانی سند پیشین و تکمله آن آیتالله گلپایگانی سخنان خود را با این وعده به پایان رساندند که: «مطالب دیگری دارم که اگر بدانم سوءتعبیر نمیشود، روز جمعه در مدرسه فیضیه خواهم گفت و مشروح جریان و مسئله را تبیین میکنم.».

حساسیتهای ساواک، کانونهای مبارزاتی و خطمشی سیاسی
واکنشها به آتشسوزی مسجدالاقصی تنها به قم و مراجع حوزوی محدود نماند، بلکه موضعگیریهای سیاسی گستردهتری را در تهران و سایر نقاط کشور کلید زد. سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) به ویژه نسبت به ارتباط میان این خشم مذهبی و شبکه طرفداران امام خمینی (که در آن زمان در نجف اشرف در تبعید به سر میبردند) بسیار حساس بود. امام خمینی از نخستین روزهای آغاز نهضت در سال ۱۳۴۱، صهیونیسم و اسرائیل را به عنوان خطر اصلی برای جهان اسلام و رژیم پهلوی را پایگاه آن در منطقه معرفی کرده بودند. حادثه آتشسوزی مسجدالاقصی صحت تحلیلهای امام را برای جامعه مذهبی روشنتر کرد و موقعیت سیاسی جریان پیرو ایشان را تقویت نمود.
در سند «خیلی محرمانه» ساواک با عنوان «گزارش وقایع روزانه» به تاریخ ۲۲ مهر ۱۳۴۸ (شماره ۴۸/۷/۲۲)، گوشهای از ارزیابیهای دستگاه امنیتی از بازتابهای بینالمللی و داخلی این واقعه افشا شده است. بند اول این گزارش به تحلیلهای رسانهای خارج از کشور میپردازد و اعلام میکند که بر اساس اعلام اداره کل هفتم، روزنامه «الانوار» چاپ لبنان در تاریخ ۴۸/۷/۳ کاریکاتوری علیه مقررات سازمان ملل چاپ کرده و آورده است که در کنفرانس عالی اسلامی، ایران حاضر نشد بنا به پیشنهاد لیبی با اسرائیل قطع رابطه کند. این گزارش همچنین نقل قولی جنجالی از شاه ایران منتشر کرده که نوشته بود: «به اصطلاح بنقل از فرمایشات شاهنشاه آریامهر بنحوی خصومتآمیز مینویسد: بخاطر بخت النصر رابطه را قطع میکنم ولی بخاطر مسجدالاقصی چنین کاری نمیکنم.» اینگونه پوششهای خبری در خارج از کشور، فضایی بس سنگین علیه رژیم پهلوی در داخل ایجاد میکرد و ادعاهای رژیم مبنی بر حمایت از حقوق مسلمانان را با چالش جدی مواجه میساخت.
بند دوم از همین سند، به یک سند فوقالعاده مهم و راهبردی از موضعگیری کانونهای مرتبط با امام خمینی اختصاص دارد. بر اساس گزارش خبرپراکن ساواک تهران در تاریخ ۴۸/۷/۱۵، شخصی به نام «حسن طباطبایی» (برادر همسر سید محمدباقر طباطبایی سلطانی و از افراد دارای نفوذ و مرتبط با بیت و شبکه امام خمینی)، پیامی را از سوی مراجع و انقلابیون منتقل کرده بود. در این پیام آمده بود که «از اعراب خواسته شود از تعمیر مسجدالاقصی خودداری نمایند تا آثار تجاوز و گناه یهود باقی بماند.» این راهبردِ بینظیر، نشاندهنده هوشمندی سیاسی رهبری نهضت و جریان مذهبی بود؛ آنان میخواستند خرابیهای ناشی از آتشسوزی به عنوان یک «سند زنده جنایت» و «نماد تجاوزگری صهیونیسم» در معرض دید جهانیان باقی بماند تا رژیم صهیونیستی و حامیانش نتوانند با بازسازی سریع، ابعاد این جنایت را از حافظه تاریخی مسلمانان پاک کنند.
در بند سوم سند، ساواک قم گزارشهای دیگری از فعالیتهای مالی و مذهبی علما ارائه میدهد. از جمله پرداخت کمکهای مالی از سوی فرزند آیتالله گلپایگانی (سید مهدی گلپایگانی) به بیمارستان نکویی قم و خرید تجهیزات پزشکی، که نشاندهنده نفوذ اجتماعی و مالی مراجع در میان مردم بود. اما در بخش «ب» از همین بند، گزارش دیگری از سخنرانی آیتالله سید کاظم شریعتمداری در تاریخ ۴۸/۷/۱۵ در مسجد اعظم قم ارائه شده است. ایشان در این سخنرانی ضمن تأکید بر لزوم حفظ شعائر اسلامی، صریحاً اظهار داشتند که «دین از سیاست جدا نیست و در ممالک اسلامی، حامی واقعی ملتها خودِ دین و احکام اسلامی است.»

پیوست این گزارشهای امنیتی که ادامه گزارش وقایع روزانه ساواک است، نشان میدهد دستگاه امنیتی تا چه حد بر تمام اجتماعات مذهبی حساسیتی آمیخته با ترس داشت. در بند چهارم این سند، به گزارش تلفنی ساواک تهران اشاره شده که بر اساس آن قرار بود به مناسبت میلاد حضرت امام حسین (ع) از ساعت ۱۶:۰۰ روز ۲۲ مهر ۱۳۴۸، تجمعی در صحن مطهر حضرت عبدالعظیم (ع) در شهرری تشکیل شود. ساواک گزارش داده بود که در این مراسم، سخنرانی به نام «شیخ باقر نهاوندی» قصد دارد ضمن ایراد سخنرانی، مطالبی را در رد ادعاهای دولت بعثی عراق و مسائل منطقهای بیان کند. حاشیهنویسیهای دستنویس مقامات ساواک در ذیل این اسناد، نظیر «در این مورد دستور داده شد...» و «ملاحظه شد»، گواهی بر مأموریت مداوم ساواک برای مهار، سانسور و جلوگیری از پیوند خوردن انگیزههای خالص مذهبی مردم با افشاگریهای سیاسی علیه اسرائیل و رژیم حاکم بود.
