فروشگاه
X
به‌روایت هلاکو رامبد

پیشنهاد تفتیش بدنی رضاشاه و خانواده‌اش پیش از ترک ایران/ مبادا جواهرات را خارج کنند

memory
شهریور ماه ۱۳۲۰ در مجلس شورای ملی علی دشتی پیشنهاد می‌کند که شاه مخلوع، همسر و دخترانش پیش از خروج از کشور بازرسی شوند تا مبادا جواهرات و اموال ارزشمند ایران را با خود ببرند. این سخنان برای بسیاری از حاضران شگفت‌آور بود. زیرا گویندگان آن همان نمایندگانی بودند که تا چندی پیش در سایه اقتدار رضاشاه فعالیت می‌کردند. هلاکو رامبد در خاطره‌ای از آن روزها، از فضای ملتهب تهران، شایعات گسترده درباره فرار شاه و تغییر ناگهانی مناسبات سیاسی پس از شهریور ۱۳۲۰ روایت می‌کند.
سه‌شنبه ۱۰ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۳

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰ و عزل رضاشاه از سلطنت فضای عمومی کشور را دگرگون کرد و بسیاری از محدودیت‌هایی را که طی دو دهه بر عرصه سیاست و افکار عامه سایه افکنده بود، کنار زد. در روز‌هایی که رضاشاه آماده ترک ایران می‌شد، مجلس شورای ملی به یکی از مهم‌ترین کانون‌های ابراز نظر و طرح مطالبات عمومی تبدیل شد. نمایندگانی که سال‌ها در سایه اقتدار مطلقه حکومت فعالیت کرده بودند، اکنون با صراحت بیشتری درباره عملکرد پهلوی اول سخن می‌گفتند. در همین فضا بود که برخی نمایندگان، از جمله علی دشتی، پیشنهاد کردند هنگام خروج رضاشاه و همراهانش از کشور، وسایل و حتی شخص آنان مورد بازرسی قرار گیرد تا مبادا جواهرات و اموال ارزشمند متعلق به ملت ایران از کشور خارج شود. این پیشنهاد، فارغ از درستی یا نادرستی آن، بازتابی از تغییر ناگهانی فضای سیاسی و فرو ریختن هیبت قدرتی بود که تا چندی پیش تصور انتقاد علنی از آن دشوار می‌نمود. خاطره پیش رو که از زبان هلاکو رامبد روایت شده است، تصویری زنده از همین روز‌های پرتلاطم و واکنش جامعه و نخبگان سیاسی به سقوط رضاشاه ارائه می‌کند.

در ادامه خاطره هلاکو رامبد از نظر می‌گذرد:

پس از رفتن رضاشاه خاطره جالب تقریباً یک مرتبه اکثریت کسانی را که هیچ به سیاست هم توجه و علاقه‌ای نداشتند سیاست زده شدند از جمله امثال خود من که مطلقاً به کار سیاست اصلاً تماسی نداشتیم و یک افسر جوانی بودیم علاقمند به جریانات روز شدیم و آن موقع مجلس شده بود مرکز سیاست و در واقع محل تصمیم گیری. یکی از این روز‌ها من به مجلس رفتم. مقارن ایامی بود که همان روز‌ها رضاشاه از بندر بوشهر تصور می‌کنم -یکی از بنادر جنوب که...

س- بندرعباس شاید.

ج- شاید بندرعباس. بله بندرعباس که مملکت را ترک می‌کردند و مرحوم [علی]دشتی در آن روز نطق می‌کرد که، چون خیلی هم حراف و ناطق بود برای ما هم خیلی جالب بود. برخلاف ایام اخیر که صحبت را منحصراً از پشت تریبون می‌کردند، دیدیم دشتی مرحوم همان سرجای خودش بلند شد، مثل بعضی کشور‌های دیگر که همان سرجای خودشان صحبت می‌کنند، و نطق نسبتاً کوتاهی کرد برای اینکه باید همراهان رضاشاه و والاحضرت‌ها و شاهدخت‌ها و اینها را به اصطلاح تفتیش بدنی بکنند.

س- که جواهری چیزی خارج نکنند.

ج- بله. خب برای ما که فکر می‌کردیم و شاید هم این طور بود همه این وکلا دست‌چین مرحوم رضاشاه بودند یک مرتبه این تغییر رویه از همین وکلای منتخب رضاشاه خیلی بعید بود. یکی دیگر هم که دیگر خاطرم نیست من حضور داشتم یا در روزنامه خواندیم حرف آقای سید یعقوب انوار بود به عنوان اینکه “الخیر فیما وقع” اتفاق شهریور پیش آمده بود و رضاشاه رفت.

س- اصولاً احساس توی شهر چه بود؟ حالت تعجب بود [یا]شادی بود [یا]ناراحتی بود بعد از رفتن رضاشاه؟

ج- نخیر. خیلی Panic غیر منتظره‌ای بود. برای اینکه به شدت شایعاتی علیه خود رضاشاه بلافاصله در شهر شیوع دادند و این حالا چه دستگاهی بود و کی بود به عنوان اینکه رضاشاه فرار کرده است و نه از نقطه نظر اینکه کسی از رضاشاه چیزی مطالبه داشته باشند و ناراحت باشد که چرا او فرار کرده، از جهت اینکه تمام اتکاء‌ها به او بود و همه را بی‌سرپرست گذاشته و رفته.

ابتدا خیلی ناراحت بودند ولی بعد که به باغشاه آمد شاید این‌هم به همین منظور بود که [رضاشاه]می‌خواست دیده بشود و معلوم شد که [در مملکت حاضر]هست و بعد اعلامیه‌ای که برای صرف‌نظر کردن [و استعفا]از سلطنت و واگذار کردن به ولیعهد [یعنی]اعلی‌حضرت خودمان منتشر شد، خب یک کمی سکون پیدا شد. به خصوص بلافاصله مرحوم [محمدعلی]فروغی که نخست‌وزیر شده بود با اعلامیه‌هایی که از طرف نخست‌وزیر داده می‌شد خیلی حسن اثر داشت و مورد اعتماد مردم بود مرحوم فروغی.

بخشی از مصاحبه هلاکو رامبد (۱۲۹۸ - ۱۳۸۶) با پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد، نوار پنجم
تاریخ مصاحبه: ۱۷ مرداد ۱۳۶۲
مصاحبه‌کننده: حبیب لاجوردی

 

این خبر را به اشتراک بگذارید: