جنگ مطبوعاتی و تحریم قطعات؛ ترفندهای متفقین در آستانه اشغال ایران
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ در بیست و چهارمین روز از شهریورماه سال ۱۳۲۰ خورشیدی، تنها چند روز پس از ورود نیروهای متفقین به خاک ایران و در ساعتهای پایانی سلطنت رضاشاه، گزارشهای مختلفی بر روی میز دفتر مخصوص شاهنشاهی قرار میگرفت. در حالی که چکمههای سربازان بریتانیایی و شوروی بر خاک کشور نقش میبست، هجوم در جبهه دیگری نیز با شدتی بیسابقه در جریان بود: جبهه جنگ روانی، مطبوعات و تبلیغات رسانهای در لندن و تهران.
اسنادِ بهجایمانده از این روز تاریخی نشان میدهند که بریتانیا پس از تجاوز نظامی به ایران، برای توجیه افکار عمومی جهانی و اقناع مردم خود، حملات شدید مطبوعاتی را علیه حکومت ایران و شخص شاه به راه انداخته بود. بر اساس محتوای تلگرافهای رسیده از لندن، مقامات انگلیسی به مطبوعات و روزنامههای وابسته به خود دستور داده بودند تا تندترین مقالات و انتقادات را علیه مقامات ایران و شخص رضاشاه به چاپ برسانند. در این گزارشها قید شده است که روزنامههای لندن با چاپ مطالب تند به تشریح علل تهاجم نظامی پرداخته و ادعا میکردند که این اقدام برای سپردن امانت، تأمین امنیت و نجات منطقه انجام شده است.
این هجمه سنگین تبلیغاتی، درباریان و مقامات ایران را در هراس و بلاتکلیفی فرو برده بود. وزیر مختار بریتانیا در تهران، در گفتوگوهای خود با مقامات ایرانی، صراحتاً به این موج شدید انتقادات رسانهای اشاره کرده و منشأ آن را «خشم و شنیدن اخبارهای نامساعد از ملت ایران» و همچنین حضور عناصر آلمانی عنوان میکرد. پاسخ طرف ایرانی در اسناد بسیار قابل توجه است؛ سفیر و نمایندگان ایران در لندن و تهران تلاش میکردند تا با ارسال پاسخها و لوایح دفاعی، از خود و حکومتشان دفاع کنند. آنها معتقد بودند اگر اخبار واقعیتها به شکل درست منتشر شود، افکار عمومی انگلستان و جهان پاسخ متناسب را خواهند یافت و پاسخهای متقن ایران میتواند تا حدی از شدت این افتراها بکاهد. اما این کار هم راهگشا نبود. اسناد دفتر مخصوص شاهنشاهی افشا میکنند که مقامات بریتانیا اجازه درج پاسخها و تکذیبیههای دولت ایران را در روزنامههای لندن نمیدادند. وزیر مختار بریتانیا صراحتاً اعلام کرده بود که در شرایط جنگی فعلی و تا زمانی که وضعیت نظامی به ثبات کامل نرسد و دستورالعملهای جدید صادر نشود، روزنامههای انگلیسی از چاپ هرگونه مطلب، دفاعیه یا توضیح از سوی طرف ایرانی ممنوع هستند. انگلیسیها تأکید داشتند که هرگونه انتشار اخبار یا مقالات باید کاملاً تحت اشراف آنها باشد و تا موقعی که روابط و ترتیبات عادی و مطلوب مد نظر آنها برقرار نشود، صحبت از آزادی بیان یا انعکاس صدای ایران بیمعنی خواهد بود.
در این سند، ابعاد دیگری از این فشار همهجانبه بر اقتصاد و زیرساختهای صنعتی ایران برملا میشود. بریتانیاییها نهتنها خطوط خبری را مسدود کرده بودند، بلکه در مذاکرات خود صراحتاً خطونشان میکشیدند که عدم موافقت یا عدم همکاری ایران تبعات جبرانناپذیری برای صنایع کشور خواهد داشت. آنها اعلام کردند تا زمانی که تکلیف قطعی نیروهای نظامی و حضور آلمانیها روشن نشود، از ورود قطعات یدکی، تجهیزات و کارشناسان مورد نیاز برای کارخانهها و زیرساختهای کشور جلوگیری خواهند کرد. متفقین از تأمین نیازهای صنعتی ایران به عنوان یک ابزار فشار سیاسی و ارغامی استفاده میکردند تا حکومت ایران را مجبور به تسلیم کامل کنند.
پایان این گزارش محرمانه، تصویرگر عجز و استیصال حکومت وقت در برابر این تهاجم همهجانبه است. در یادداشتهای پایانی اسناد تصریح شده است که نپذیرفتن شروط متفقین و اصرار بر مواضع قبلی، نتیجهای جز «سقوط و اضمحلال» در پی نخواهد داشت؛ چرا که اقدمات نظامی متفقین روزبهروز گستردهتر و فشارهای سیاسی و اقتصادی خفهکنندهتر میشد.