فروشگاه
X
بازخوانی اقدامات دولت جعفر شریف‌امامی

دولت «آشتی ملی» و ناکامی سیاست مهار انقلاب

article
جعفر شریف‌امامی در شرایطی نخست‌وزیر شد که اعتراض‌های مردمی علیه رژیم پهلوی به مرحله‌ای فراگیر و انقلابی رسیده بود. دولت موسوم به «آشتی ملی» با مجموعه‌ای از عقب‌نشینی‌های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کوشید نارضایتی‌ها را مهار کند، اما پیوند این اقدامات با بقای سلطنت، ماهیت نمایشی و فریبکارانه آن‌ها را آشکار ساخت.
پنجشنبه ۰۵ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۷

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ پس از ناکامی دولت جمشید آموزگار در کنترل اوضاع، جعفر شریف‌امامی از سوی محمدرضا شاه مأمور تشکیل کابینه شد. دولت شریف‌امامی  از ۵ شهریور ۱۳۵۷ تا ۱۴ آبان همان سال بر سر کار بود؛ دوره‌ای کوتاه، اما تعیین‌کننده که شتاب انقلاب اسلامی در آن به مراتب افزایش یافت. شریف‌امامی با سابقه طولانی در ساختار سیاسی و اقتصادی رژیم پهلوی (از جمله ریاست مجلس سنا و مدیریت بنیاد پهلوی)، برای اجرای سیاستی تازه برگزیده شد: اعطای امتیازات محدود و کنترل‌شده به مخالفان، بدون آنکه اساس نظام سلطنتی، اقتدار شاه، ساختار سرکوب و شبکه‌های اصلی فساد وابسته به دربار دگرگون شود.

دولت او عنوان «آشتی ملی» را برای خود برگزید و کوشید از طریق تأکید ظاهری بر شعائر مذهبی، تعدیل برخی سیاست‌های فرهنگی و اداری، تغییر چهره دستگاه سیاسی و اعطای امتیازات اقتصادی، میان مردم و رژیم سازش برقرار کند. شریف‌امامی در نطق نخست‌وزیری خود بیان داشت: «دولت حاضر مصمم است که از ادامه هرگونه دیوانسالاری که با قوانین ایران سازگار نیست پرهیز کند و در اجرای این نظر تعظیم به شعائر مذهبی و احترام قاطع به جامعه روحانیت و احکام اسلامی که قانون اساسی ملهم از آن و پاسدار آن است پیوسته و در همه امور نصب‌العین قرار خواهد داشت. تا آنجا که تغییر در روش کلی در سیاست عمومی مملکت، برای همه طبقات جامعه محسوس گردد.» [۱]

با این حال، فاصله میان گفتار دولت و واقعیت میدانی به سرعت آشکار شد. کشتار ۱۷ شهریور در میدان ژاله و نیز سرکوب خونین تجمعات دانشگاه تهران در روز ۱۳ آبان، هرگونه ادعای آشتی، احترام به مردم و تغییر روش سیاسی را بی‌اعتبار ساخت. در واقع دولت شریف‌امامی از یک سو وعده اصلاح و کاهش فشار می‌داد و از سوی دیگر، ماشین نظامی و امنیتی رژیم همچنان معترضان را سرکوب می‌کرد. امام خمینی در پیام خود به ملت ایران، پس از کشتار ۱۷ شهریور، ماهیت این سیاست را چنین تبیین کردند: «ملت ایران! مطمئن باشید که دیر و یا زود پیروزی از آن شماست. شاه با حکومت آشتی ملی می‌خواهد روحانیت شریف ایران و سیاسیون محترم را در کشتار خود سهیم گرداند ولی فریب او خیلی زود برملا گردید.» [۲]

بنابراین، بررسی اقدامات دولت شریف‌امامی نشان می‌دهد که این اقدامات نه برنامه‌ای برای اصلاح بنیادین نظام، بلکه مجموعه‌ای از تدابیر تسکینی و تبلیغاتی برای کاستن از خشم انقلابی مردم و حفظ رژیم پهلوی بود.

۱. بازگشت به تقویم هجری

یکی از نخستین اقدامات دولت شریف‌امامی، الغای تقویم شاهنشاهی و بازگرداندن تقویم هجری شمسی بود. در همان روز ۵ شهریور و هم‌زمان با اعلام موجودیت دولت، بخشنامه‌ای از سوی نخست‌وزیر به همه دستگاه‌ها و سازمان‌های دولتی ابلاغ شد که بر اساس آن، تاریخ شاهنشاهی جای خود را به تاریخ هجری داد. [۳]

تغییر مبدأ تقویم به اواخر سال ۱۳۵۴ بازمی‌گشت؛ زمانی که نمایندگان مجلسین سنا و شورای ملی در جلسه مشترک ۲۴ اسفند ۱۳۵۴، هم‌زمان با زادروز رضاشاه، آغاز سلطنت کوروش هخامنشی را مبدأ تاریخ رسمی کشور اعلام کردند. به این ترتیب، مردمی که امور اجتماعی، اداری و اقتصادی خود را با تقویم هجری شمسی سامان می‌دادند، ناگهان با افزوده‌شدن ۱۱۸۰ سال به تاریخ رسمی کشور روبه‌رو شدند. مسئله فقط یک تغییر اداری نبود؛ زیرا مبنای این گاهشماری، در افکار عمومی، نشانه‌ای از کوشش حکومت برای برجسته‌سازی ایران باستان و کمرنگ‌کردن هویت اسلامی جامعه تلقی می‌شد.

در جامعه‌ای که دین و آموزه‌های اسلامی نقشی بنیادین در زندگی مردم داشت، جایگزینی هجرت پیامبر اسلام با پادشاهی کوروش به‌عنوان مبدأ تاریخ، حساسیت فراوانی برانگیخت. این اقدام بسیاری را به این نتیجه رساند که رژیم پهلوی در پی حذف تدریجی اسلام از حیات عمومی و هویت ملی ایرانیان است. [۴]از این رو، بازگشت شتاب‌زده شریف‌امامی به تقویم هجری، بیش از آنکه نشانه احترام واقعی به باور‌های دینی مردم باشد، عقب‌نشینی تاکتیکی رژیم در برابر فشار انقلاب به شمار می‌رفت.

تناقض موجود در این اقدام نیز بر بی‌اعتباری آن افزود. ارتشبد حسین فردوست در این‌باره می‌گوید: «شریف‌امامی با یک سلسله برنامه‌ها در جهت آرام کردن مردم وارد میدان شد و تلاش‌هایی کرد. قمارخانه‌ها را بست و حقوق کارمندان را اضافه نمود و تاریخ هجری را مجدداً به جای تاریخ شاهنشاهی رسمی نمود، غافل از اینکه خود او مدتی قبل نطقی در تمجید از تاریخ شاهنشاهی ایراد کرده بود.» [۵]

۲. تعطیلی کازینو‌ها و قمارخانه‌ها

دولت شریف‌امامی در ادامه سیاست جلب رضایت نیرو‌های مذهبی، دستور تعطیلی کازینو‌ها و قمارخانه‌ها را صادر کرد. وی در نامه‌ای به رئیس شهربانی، برچیدن قمارخانه‌ها و کازینو‌ها را به بهانه تعظیم شعائر مذهبی، اجرای مقررات شریعت و حفظ اقتصاد سالم اجتماع خواستار شد. بر پایه این دستور، هشت کازینو، از جمله کازینو آبعلی، واریان در نزدیکی سد کرج، هایت خزر در نزدیکی چالوس، رامسر، جزیره کیش، ملک‌شهر اصفهان، خزرشهر و ایزدشهر تعطیل شدند. همچنین، تعدادی از قمارخانه‌های تهران و شهرستان‌ها نیز مشمول این تصمیم قرار گرفتند. [۶].

اما این اقدام نیز نتوانست برای شریف‌امامی سرمایه اجتماعی فراهم آورد؛ زیرا پیشینه او با گسترش همین مراکز پیوند داشت. بسیاری از کازینو‌ها در دوره ریاست وی بر بنیاد پهلوی تأسیس یا توسعه یافته بودند و برخی نیز پیش از دستور رسمی دولت، به علت بیم از حمله مردم، عملاً تعطیل یا نیمه‌تعطیل شده بودند؛ لذا تعطیلی آنها نه اقدامی شجاعانه، بلکه اعلام رسمی پایان فعالیت مراکزی بود که پیش‌تر کارکرد خود را از دست داده بودند.

شریف‌امامی در سال ۱۳۴۱ جانشین اسدالله علم در بنیاد پهلوی شد. در آن زمان بنیاد فقط یک کازینو در آبعلی داشت، اما سایر قمارخانه‌ها و کازینو‌ها در دوره مدیریت او ایجاد شد. افزون بر این، گزارش‌ها از انتقال بخشی از درآمد‌های نامشروع این مراکز به حساب شخصی وی حکایت داشت. طاهر ضیایی، سناتور و همکار شریف‌امامی در بنیاد پهلوی، ماهانه از هر کازینو سی هزار تومان دریافت می‌کرد؛ دریافتی‌ای که بنا بر گزارش‌های موجود، بخشی از آن به حساب شریف‌امامی واریز می‌شد. [۷]در چنین شرایطی، دولت نمی‌توانست با بستن مراکزی که خود در پیدایش و بهره‌برداری از آنها نقش داشت، اعتماد جامعه مذهبی را به دست آورد.

۳. جابه‌جایی مهره‌ها و نمایش مبارزه با فساد

دولت «آشتی ملی» در روز ۶ شهریور ۱۳۵۷ مجموعه‌ای از عزل‌ونصب‌ها و تغییرات ساختاری را نیز آغاز کرد. بازنشسته‌کردن سپهبد عبدالکریم ایادی (پزشک مخصوص شاه)، سپهبد کاتوزیان، سپهبد منیعی و سپهبد شجاعی، معاونان وزارت جنگ؛ احضار عبدالعظیم ولیان، استاندار خراسان و نایب‌التولیه آستان قدس رضوی، به تهران؛ انحلال اتاق اصناف تهران و تغییر شماری از مقام‌های دولتی، از جمله این اقدامات بود. [۸]

هدف اصلی این جابه‌جایی‌ها، القای تغییر در ساختار قدرت و فاصله‌گرفتن ظاهری دولت از چهره‌های منفور رژیم بود. ارتشبد عباس قره‌باغی رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران نیز درباره رویکرد شریف‌امامی می‌نویسد: «آقای مهندس شریف‌امامی بعد از تشکیل دولت اتحاد ملی عقیده داشت که باید به‌طورکلی سیاست گذشته تغییر داده شود و می‌خواست که سریعاً همه استاندار‌ها و در صورت امکان حتی فرماندار‌ها نیز تعویض شوند. درباره شهرستان قم هم دستور داد که هرچه زودتر یک فرماندار مسن کارآزموده، شایسته و حتی‌الامکان مذهبی انتخاب [شده]و با مأموریت مخصوص به قم اعزام گردد که ارتباط مستقیم بین آیت‌الله [سید محمدکاظم]شریعتمداری و وزیر کشور و نخست‌وزیر را برقرار نماید.» [۹]

انحلال پست امور زنان و تشکیل وزارت مشاور و سرپرستی اوقاف نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. [۱۰]رژیم می‌کوشید با برجسته‌سازی امور مذهبی، بخشی از اعتراض‌های دینی را مهار کند، اما در عمل همچنان از پذیرش خواست اصلی مردم، یعنی پایان استبداد سلطنتی، سر باز می‌زد.

در سطح دربار نیز، علیقلی اردلان به جای امیرعباس هویدا به وزارت دربار رسید. وی از اعمال نفوذ خاندان سلطنتی در معاملات دولتی جلوگیری کرد، نهاد‌های زیر نظر اعضای خانواده سلطنتی را به دولت انتقال داد و در ساختار اداری دربار تغییراتی به وجود آورد. تلاش برای سامان‌دادن بنیاد پهلوی نیز در دستور کار قرار گرفت، اما آشفتگی و عمق فساد در این بنیاد به اندازه‌ای بود که افراد معرفی‌شده برای اداره آن، از پذیرش مسئولیت یا ادامه کار سرباز زدند. [۱۱]این ناکامی نشان می‌داد فساد رژیم نه محدود به چند فرد، بلکه در ساختار دربار و نهاد‌های وابسته به آن ریشه دوانده است.

تغییر رؤسای دانشگاه‌ها [۱۲]، انحلال کمیسیون شاهنشاهی، برکناری ارتشبد نعمت‌الله نصیری از سفارت ایران در پاکستان و احضار وی برای تعقیب و محاکمه، سلب مصونیت از منصور یاسینی و بازداشت شماری از مقام‌های سابق نیز در زمره اقدامات دولت قرار داشت. [۱۳]دولت و وزیر دادگستری وعده پیگیری سریع متجاوزان به حقوق مردم را دادند. [۱۴]با این همه، این پیگرد‌ها عمدتاً قربانی‌کردن چند چهره شناخته‌شده برای حفظ کلیت نظام بود، نه اجرای عدالت درباره ساختار سرکوب و فساد.

۴. انحلال حزب رستاخیز

حزب رستاخیز  از مهم‌ترین نماد‌های خودکامگی پهلوی بود. شاه در ۱۱ اسفند ۱۳۵۳ با فرمان تشکیل این حزب، نظام تک‌حزبی را بر کشور تحمیل کرد و پیوستن همه مردم به آن را الزامی دانست. او برای مخالفان نیز راهی جز ترک کشور باقی نگذاشت. این رفتار آشکارا نشان می‌داد که رژیم، ایران را ملک شخصی شاه و مردم را تابعان بی‌حق او می‌پندارد. [۱۵]در مهر ۱۳۵۷، هنگامی که گسترش انقلاب مشروعیت رژیم را به‌طور جدی فرسوده بود، پیشنهاد انحلال حزب رستاخیز از سوی جواد سعید، قائم‌مقام موقت حزب و آخرین رئیس مجلس شورای ملی، به هیئت اجرایی ارائه شد. [۱۶]حزب رستاخیز پس از حدود سه سال‌ونیم منحل شد و قرار شد ساختمان‌ها و املاک تصاحب‌شده از احزاب پیشین از جمله حزب ایران نوین، بازگردانده شود. اما انحلال حزب، به معنای پذیرش واقعی تکثر سیاسی نبود؛ زیرا سلطنت، ساواک، ارتش و سازوکار‌های اصلی استبداد همچنان برقرار بودند. از این رو، مردم این اقدام را امتیازی دیرهنگام و بی‌اثر برای نجات رژیم تلقی کردند.

۵. آزادی مطبوعات

دولت شریف‌امامی همچنین کوشید با کاهش فشار بر مطبوعات، چهره‌ای آزاداندیش از خود نشان دهد. در سال ۱۳۵۳، دولت هویدا حدود ۵۰ نشریه را تعطیل و امتیاز آنها را لغو کرده بود. شریف‌امامی به بخشی از نشریات تعطیل‌شده، از جمله امید ایران، تهران مصور، سپیدوسیاه، فردوسی و دنیا، اجازه فعالیت داد. [۱۷]همچنین برای نخستین‌بار، مطبوعات اجازه یافتند تصویر امام خمینی و سخنان ایشان را منتشر کنند. [۱۸]

با وجود این، اعتصاب مطبوعات در مهر ۱۳۵۷ در اعتراض به حضور مأموران سانسور نشان داد که آزادی مطبوعات هنوز واقعیتی تثبیت‌شده نیست. [۱۹]دولت پس از سه روز اعتصاب مطبوعات، وعده لغو سانسور و عدم مداخله در امور مطبوعات را داد و مرجع رسیدگی به امور روزنامه‌ها را قانون اساسی و مقامات قضایی معرفی کرد. [۲۰]جالب اینکه همین تعهد ـ که به پایان اعتصاب انجامید ـ به‌طور ضمنی اعترافی به مداخله مستمر حکومت در امور مطبوعات نیز بود.

۶. افزایش حقوق کارمندان

در حوزه اقتصادی نیز دولت با کاهش ساعت کار اداری، افزایش حقوق کارکنان، بازنشستگان و وظیفه‌بگیران، بخشودگی نیمی از مالیات حقوق‌بگیران، اعطای یک پایه ترفیع به فرهنگیان و اصلاحاتی در قانون استخدام کوشید بدنه کارمندی را آرام کند. [۲۱]کاهش حداقل مالیات حقوق از ۸ درصد به ۶ درصد [۲۲]، افزایش ۲۵ درصدی حقوق کارکنان [۲۳]و فراهم‌کردن امکان استفاده از ۸۰ ساعت اضافه‌کار ماهانه [۲۴]نیز از دیگر امتیاز‌ها بود. اما این امتیازات، در برابر مطالبات سیاسی و ایدئولوژیکی مردم، کارکردی محدود داشت و نتوانست بحران مشروعیت رژیم را حل کند.

۷. سایر اقدامات

دولت در ماه‌های پایانی خود آزادی زندانیان سیاسی، عدم تعقیب برخی دانشجویان خارج از کشور و مشمولان غایب خدمت سربازی و حتی معافیت برخی مشمولان وظیفه [۲۵]، کاهش بودجه نظامی و لغو یا کاهش خرید‌های تسلیحاتی از آمریکا را نیز مطرح کرد. [۲۶]شاه نیز همگام با دولت شریف‌امامی، از اصلاح و تغییر چهره ساواک و تبدیل آن به نهادی مشابه سازمان‌های امنیتی کشور‌های غربی سخن گفت. [۲۷]، اما در حقیقت، سابقه طولانی ساواک در شکنجه، سرکوب و تعقیب مخالفان، چنین وعده‌هایی را فاقد اعتبار کرده بود.

جمع‌بندی

دولت جعفر شریف‌امامی در واپسین ماه‌های سلطنت پهلوی، با شعار «آشتی ملی» و مجموعه‌ای از اقدامات فرهنگی، اداری، سیاسی و اقتصادی، در پی توقف انقلاب اسلامی بود. بازگرداندن تقویم هجری، تعطیلی قمارخانه‌ها، انحلال حزب رستاخیز، آزادی نسبی مطبوعات، جابه‌جایی مقام‌ها، پیگرد محدود برخی متهمان فساد و اعطای امتیازات معیشتی، همگی واکنش‌هایی شتاب‌زده به گسترش اعتراض‌های مردمی بودند.

مشکل اصلی این دولت آن بود که می‌خواست بدون تغییر بنیاد‌های استبداد، وابستگی، فساد و سرکوب، مردم را به سازش با سلطنت وادارد. تداوم خشونت رژیم در ۱۷ شهریور و ۱۳ آبان، تناقض میان ادعای آشتی ملی و عملکرد سرکوبگرانه حکومت را آشکار کرد. افزون بر آن، پیشینه خود شریف‌امامی در ساختار قدرت پهلوی، از جمله نقش او در تصویب تقویم شاهنشاهی و مدیریت بنیاد پهلوی، مانع از آن شد که اقداماتش صادقانه و اصلاح‌طلبانه تلقی شود. از این رو، دولت آشتی ملی نه‌تنها نتوانست انقلاب را مهار کند، بلکه با آشکارساختن ضعف و استیصال رژیم، بر بی‌اعتمادی عمومی افزود و روند سقوط سلطنت پهلوی را شتاب بخشید.

پی‌نوشت‌ها

[۱]روزنامه اطلاعات، «آزادی فعالیت احزاب قانونی»، شماره ۱۵۶۹۶، یکشنبه ۵ شهریور ۱۳۵۷، ص ۴.

[۲]صحیفه امام، «پیام به ملت ایران درباره کشتار وحشیانه ۱۷ شهریور»، جلد ۳، ص ۴۵۹.

[۳]روزنامه اطلاعات، «سال شاهنشاهی تغییر کرد»، شماره ۱۵۶۹۶، یکشنبه ۵ شهریور ۱۳۵۷، ص ۴.

[۴]کدی، نیکی (۱۳۷۵). ریشه‌های انقلاب ایران، ترجمه عبدالرحیم گواهی، چاپ دوم، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص ۴۱۱.

[۵]فردوست، حسین (۱۳۷۴). ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، جلد ۱، چاپ هفتم، تهران: انتشارات اطلاعات، ص ۵۷۹.

[۶]عاقلی، باقر (۱۳۹۷). نخست‌وزیران ایران، چاپ چهارم، تهران: انتشارات جاویدان، ص ۱۱۴۱.

[۷]همان.

[۸]همان، ص ۱۱۴۲.

[۹]قره‌باغی، عباس (۱۳۶۵). اعترافات ژنرال، چاپ سوم، تهران: نشر نی، ص ۱۹.

[۱۰]آبراهامیان، یرواند (۱۳۸۴). ایران بین دو انقلاب، ترجمه احمد گل‌محمدی و محمدابراهیم فتاحی ولیلایی، چاپ یازدهم، تهران: نشر نی، ص ۶۳۴.

[۱۱]عاقلی، همان، ص ۱۱۶۱.

[۱۲]روزنامه اطلاعات، «دگرگونی وسیع در دانشگاه‌های سراسر کشور»، شماره ۱۵۷۰۴، چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۵۷، ص ۴.

[۱۳]همان، «بازداشت مقامات عالی متهم به سوءاستفاده»، شماره ۱۵۷۰۸، دوشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۵۷، ص ۴.

[۱۴]همان، «گروهی دیگر از مقامات تحت تعقیب قرار می‌گیرند»، شماره ۱۵۷۱۰، چهارشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۵۷، ص ۲۳.

[۱۵]هویدا، فریدون (۱۳۹۵). سقوط شاه، ترجمه حسین ابوترابیان، چاپ دوازدهم، تهران: انتشارات اطلاعات، ص ۳۶۸.

[۱۶]روزنامه اطلاعات، «حزب رستاخیز امروز منحل می‌شود»، شماره ۱۵۷۲۰، دوشنبه ۳ مهر ۱۳۵۷، ص ۲۴.

[۱۷]عاقلی، همان، ص ۱۱۴۳.

[۱۸]قاسمی، بهزاد (۱۴۰۳). تبیین نقش دولت جعفر شریف‌امامی در «وضعیت انقلابی». فصلنامه گنجینه اسناد، سال سی‌وچهارم، دفتر سوم، شماره ۱۳۵، ص ۶۳.

[۱۹]روزنامه اطلاعات، «ماجرای اعتصاب کارکنان مطبوعات»، شماره ۱۵۷۳۳، یکشنبه ۲۳ مهر ۱۳۵۷، ص ۴.

[۲۰]قاسمی، همان، ص ۶۴.

[۲۱]عاقلی، همان، ص ۱۱۶۵.

[۲۲]روزنامه اطلاعات، «جدول معافیت و کاهش مالیات حقوق»، شماره ۱۵۷۱۹، یکشنبه ۲ مهر ۱۳۵۷، ص ۱.

[۲۳]همان، «حقوق کارکنان دولت ۲۵ درصد اضافه می‌شود»، شماره ۱۵۷۳۲، سه‌شنبه ۱۸ مهر ۱۳۵۷، ص ۱.

[۲۴]همان، «مقررات جدید پرداخت اضافه‌کار ساعتی به کارمندان»، شماره ۱۵۷۳۱، دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۵۷، ص ۱.

[۲۵]شماره فوق‌العاده اطلاعات، «۳ تا ۷ دوره مشمولان نظام وظیفه معاف شدند»، سه‌شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۵۷.

[۲۶]روزنامه اطلاعات، «خرید عمده اسلحه از آمریکا موقتاً لغو شد»، شماره ۱۵۷۳۷، پنجشنبه ۲۷ مهر ۱۳۵۷، ص ۱.

[۲۷]همان، «ساواک تغییر چهره می‌دهد»، شماره ۱۵۷۱۸، شنبه ۱ مهر ۱۳۵۷، ص ۴.

 

 

این خبر را به اشتراک بگذارید: