تصمیم به جنگ یا جنگ تصمیم؟
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی- دیدگاه؛ جعفر حسنخانی: ایران امروز در میانۀ یک جنگ قرار دارد، آنهم با قدرتمندترین قدرتهای جهان. یعنی با آمریکا. اما این تقابل با قدرتهای جهان، رویداد جدید تاریخ ایران نیست که بتوان آن را در نتیجۀ وجود یک نظم سیاسی معاصر یا یک نظم گفتمانی معاصر یا در نتیجۀ وجود یک الگوی عمل سیاسی خاص معاصر در ایران کنونی جستوجو کرد. ایران به دیرینگی تاریخش، آماج حملۀ قدرتمندترین قدرتهای جهان بوده است. تاریخ مواجهۀ ایران با قدرتمندترین قدرتهای جهان امری قدیمی و دیرین است. گسترۀ تاریخ ایران گواه این سخن است.
در جنگ جهانی دوم که نظم سیاسی، نظم گفتمانی و الگوی عمل سیاسی استعمارساخته بر ایران حاکم بود و ایران در مناسبات داخلی و خارجی انفعال پیشه کرده بود و خود را ابژۀ تاریخ مدرن نموده بود، ناگاه خود را در میان حملۀ قدرتهای بزرگ تاریخ دید. نیروی نظامی شوروی از شمال و سربازان انگلیس با انبوهی از نیروهای هندی با پشتیبانی آمریکا از جنوب به ایران سرازیر شدند و تا پایتخت را به اشغال خود درآوردند.
پیش از دو جنگ جهانی، ایران با قدرتهای بزرگ تاریخ از جمله امپراتوریهای استعماری انگلیس، پرتغال، هلند و... که هریک قدرتمندترین دولتهای زمانۀ خود بودند، به نقطۀ جنگ رسید. صفویه و زندیه با این قدرقدرتان گلاویز شدند تا جزایر و بنادر خود را از اشغال دشمن درآورند. بر آنچه از تاریخ تقابل ایران به قدرتمندان عالم گفته شد، باید افزود که امپراتوریهای روس تزاری و عثمانی که در زمان خود جزو قدرتمندترین قدرتهای جهان بودند، به سراغ ما آمدند و اینگونه در ایران جنگ از پی جنگ رخ داد. حملۀ مغول را هم باید به این سیاهه افزود.
در ایران باستان هم دو قدرت بزرگ غرب، شامل یونانیها و امپراتوری بزرگ روم که غرب جدید، خود را میراثدار هردو میداند، بارها با ایران جنگیدند. علت اینهمه جنگ آنهم با قدرتمندترین قدرتهای جهان چه بوده است؟ در پاسخ به این سؤال گمانههای بسیاری را میتوان طرح کرد، اما از میان همۀ آنها دو گمان بیش از همه اهمیت دارد که یکی به جغرافیای ایران مرتبط میشود و دیگری به جامعۀ ایران و انسان ایرانی.
بودن در میانۀ جهان و جغرافیای سیاسی ایران
یکی از اصلیترین گمانهها دربارۀ چرایی در میانۀ جنگ بودن تاریخ ایران را باید در جغرافیای سیاسی ایران و قرار گرفتن آن در چهارراه مبادلات جهانی دانست. ایران مسیر آمدوشد جهان قدیم و جدید است. از شرق به غرب و از شمال به جنوب همۀ مسیرها به غرب آسیا و قلمرو ایرانیان ختم میشود. «در مرکز بودن» موجب «در معرض بودن» هم میشود. ایران همیشه در معرض تهدید قدرتها بوده است. بنابرین، حتی زمانی که سیاست بیطرفی را هم در پیش گرفته، طرفهای جنگ به سراغ او آمدهاند. این سرنوشت محتوم ایرانی است. ایران سرزمینی، چون استرالیا و کانادا نبوده که در گوشهای از جهان به کار خود مشغول باشند و کسی را با آنان آنچنان کاری نباشد. تاریخ نشان داده همه را با ایران کاری هست...
فاعلیت تاریخی تمدنساز
ایرانیان همواره در میانۀ مناسبات جهان بودهاند، اما این بودنشان در بیشتر مواقع منفعلانه نبوده است. ایرانیان در تداوم تاریخشان در بیشتر مواقع نحوی از بودن فاعلانه را تجربه کردهاند. بنابراین، بیش از آنکه رویدادهای مهم تاریخ بر سرشان بیاید، خود رویدادهای بزرگ تاریخی آفریدهاند. اولین امپراتوری تاریخ بشر را در سپیدهدم تاریخ به وجود آوردهاند، یونان را شکست دادهاند، آتن را به آتش کشیدهاند، امپراتوران روم را به اسارت گرفتهاند، خود از قدرتمندترین قدرتهای جهان بودهاند، متمدنترین جوامع جهان را سامان دادهاند، در دورۀ اسلامی از قرن دوم تا ششم هجری قمری فعالانه دوران طلایی تمدن اسلامی را به وجود آوردهاند. حکومت مقتدر و متمدن صفویه را بنا نهادهاند و.... ایرانیان بیشتر سوژۀ تاریخساز بودهاند تا ابژۀ تاریخ. ایرانیان در بیشتر مواقع عامل تاریخ بودهاند و حامل یک آگاهی تاریخی.
گذار از تاریخ غربساخته
با ظهور مدرنیته و آغاز عصر استعمار این دولتهای استعماری غربی بودند که با یک آگاهی جدید دست به تاریخسازی زدند و همۀ جوامع را به ذیل تاریخ استعمار و غرب جدید کشیدند. تاریخ استعمار بر ما هم عارض شد و در میانۀ این کشمکش توانست نظم مستقر سیاسی در ایران را منهدم کند و نظم استعمارساختۀ پهلوی را مستقر نماید. نظمی که تلاش میکرد انسان ایرانی را ذیل آگاهی تاریخی غرب جدید جانمایی کند و او را به ابژۀ تاریخ غرب جدید بدل نماید.
اما این پروژۀ گسست از تاریخ ایرانی درنهایت شکست خورد و خودآگاه تاریخی ایرانیان فاعلانه و فعالانه به میدان آمد و رویداد بزرگ انقلاب شکوهمند اسلامی را رقم زد. انقلاب اسلامی آفرینش جهان ایرانی در زمانۀ جدید بود.
دو تصمیم در یک اقلیم
امروز درست زمانی که جهان در حال گذار از نظم قبلی به نظم جدید است و سوژۀ تاریخساز غربی فاعلیت خود را در چالش میبیند، دو تاریخ و دو سوژه تاریخی در برابر هم ایستاده است. یکی سوژۀ تاریخی غرب مدرن که تلاش میکند تاریخ مدرنیته و استعمار را تمهید کند و توسعه دهد و دیگری سوژۀ ایرانی است که تلاش میکند خود را از تاریخ استعمار برهاند و در مسیر تاریخی ایران رو به جلو، پیش برود.
رویدادهای جنگ ۱۲ روزه، جنگ ۴۰ روزه و تقابل نظامی ایران و آمریکا را از این رهگذر باید درک کرد. دو آگاهی تاریخی، دو تاریخ و دو سوژۀ تاریخی و دو تصمیم دربارۀ آینده غرب آسیا در صحنه حاضر است و دو تصمیم در یک اقلیم نمیگنجد. دو اراده، دو تاریخ را برای آینده ترسیم کردهاند، یک اراده تصمیم گرفته غرب آسیا و جهان همچنان ذیل تاریخ استعمار بماند که امروز در شخص ترامپ تبلور یافته و دیگری ارادهای که تصمیم گرفته پیشرفتش را ذیل تاریخ خود محقق کند و با خودآگاهی تاریخی، جهان خودش را بیافریند. تعین تاریخی این اراده و این سوژۀ تاریخی ایرانی امروز در ارادۀ امام شهید آیتالله خامنهای است که به قیمت جان خویش ایستاد تا ارادۀ ایرانی را به پیش ببرد. تقابل این دو شخص تقابل دو تاریخ است. تقابل تاریخ لیبرال دموکراسی سرمایهداری در برابر تاریخ مردمسالاری دینی است. تقابل خِرد خودبنیاد غربی است در برابر خِرد متألّه ایمانی و ایرانی. تقابل ایران و آمریکا، تقابل دو آینده است. آیندهای که ایرانی را اُبژۀ تاریخ غرب میداند و آیندهای که ایرانی را سوژۀ تاریخساز میخواهد.
منبع: کانال تلگرامی ایران اندیش
بخش دیدگاه محملی برای انعکاس نظرات اهل قلم، پژوهشگران و دانشگاهیان است تا آرای پژوهشی جدید خود را در دسترس علاقمندان به تاریخ و فرهنگ ایران معاصر و تحولات انقلاب اسلامی قرار دهند؛ لذا ضمن سلب مسئولیت نسبت به محتوا و رویکرد علمی پژوهشگران، پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی پذیرای تمام جستارها، یادداشتها و پژوهشهایی است که در باب تاریخ و سیاست ایران معاصر تدوین و نگاشته شده، و آن را در اختیار دیگر علاقمندان این حوزه قرار خواهد داد.