صفحه نخست- عناوین
دوگانگی سازمان ملل در دو تجاوز
سید محمدحسین راجی| تفاوت فاحش عملکرد سازمان ملل در ماجرای دو تجاوز
۱۸ آذر، سالروز اعلام عراق به عنوان مسئول و آغازگر جنگ از سوی دبیرکل سازمان ملل، فرصت مناسبی است تا با بررسی عملکرد سازمان ملل متحد و شورای امنیت نشان داده شود که این نهاد بینالمللی در مواجهه با دو تجاوز نظامی عراق، رویکردی کاملاً دوگانه و ناعادلانه اتخاذ کرده است.
بازخـوانی انتقــادی آرای محمود سریعالقلم به بهانه گفتار اخیر او درباره اهمیت طبقه متوسط
محسن محمودی| شبهعلم لوکس
در سپهر اندیشه سیاسی و مطالعات توسعه در ایران پس از جنگ، کمتر نامی به اندازه محمود سریعالقلم، استاد تمام دانشگاه شهید بهشتی، با کلیدواژگانی چون «عقلانیت»، «توسعهیافتگی»، «اصول ثابت»، «بینالمللی شدن» و «شخصیت ایرانی» گره خورده است.
علیرضا زادبر| مناقشه بر سَر میرزا کوچک خان
بر سَر این مرد همه ساله مناقشه است که او آیا تجزیهطلب و کمونیست بود؟! تمام آنچه امروز به میرزا کوچک خان نسبت داده میشود در زمان حیات او نیز توسط دستگاه تبلیغاتی روس و انگلیس مطرح بود. از همان ابتدا سه دسته تاریخنگاری به موضوع نهضت میرزا پرداختهاند. این سه جریان تاریخنگاری در شکلگیری تصویر غلط از میرزا نقش دارند.
علی ذوعلم| توسعه نگاه «ضد استبدادِ داخلی» میرزای نائینی به «ضد استبدادِ جهانی»
بیش از یک قرن است که روایت مسلط از نهضت مشروطه بر پایه یک دوگانهسازی مشهور و البته ساختگی بنا شده: در یک سوی آن علامه نائینی، فقیه نوگرا و حامی مشروطه قرار داده شده و در سوی دیگر، شیخ فضلالله نوری، عالم سنتگرا و بهاصطلاح «طرفدار استبداد» تصویر شده است. این دوگانه اما نه یک تحلیل تاریخی، بلکه یک ساخت سیاسی برای تطهیر جریان غربگرایی است که در مشروطه نفوذ کرد و در نهایت لکه ننگ اعدام یک عالم دینی را بر پیشانی خود گذاشت.
سید حسین نصر | چگونه ملتی میمیرد؟
از «تمدن سنتی ایران» خیلی بیشتر از آنچه متجدّدین فکر میکنند، باقی مانده و زنده است: اول، حوزه دین اسلام با ابعاد و ساحتهای گوناگون آن از شریعت گرفته تا عرفان و تصوف؛ سپس یک سنت قوی فلسفی که از مهمترین سنتهای فلسفی جهان است؛ بعد از آن باید از ادب فارسی سخن گفت که از غنیترین ادبیات جهان است، مخصوصاً در وادی شعر و بعد از آن باید به هنرهای مختلف اسلامی ایرانی اشاره کرد.
حسین علایی| چگونگی اشغال و آزادسازی سوسنگرد
نیروهای عراقی در ۲۵ آبان ماه به منظور اشغال مجدد سوسنگرد به آن شهر حمله کردند. با دستور امام خمینی که «تا فردا باید سوسنگرد آزاد شود» و با پیگیریهای به عمل آمده یک گروه رزمی با استعداد چند اسکورپین و تعدادی نفربر از ارتش در بامداد روز ۲۶ آبان ماه از سمت تپههای فولی آباد اهواز به کمک محاصره شدگان شتافتند. نیروهای گروه جنگهای نامنظم هم با حدود ۲۰ نفر به فرماندهی دکتر مصطفی چمران به کمک آمدند. حمله از بیرون و مقاومت از درون شهر موثر واقع شد و سرانجام در ساعت دو و نیم بعد از ظهر روز ۲۶ آبان ماه، رزمندگان اسلام با شکستن حلقه محاصره ناتمام سوسنگرد، از سمت شرق وارد شهر شدند و دوباره حلقه محاصره سوسنگرد را شکستند و از افتادن این شهر به دست ارتش بعثی جلوگیری کردند.
مشروطه با عینک لاک
مهدی فدایی مهربانی| جدال داود فیرحی و جواد طباطبایی بر سر میرزای نائینی
میرزای نائینی به رغم آنکه در جریان عملی مشروطه شخصیت درجه اولی محسوب نمیشد، اما به لحاظ صورتبندی نظری مشروطه شخصیتی دارای اهمیت است. علمای تراز اول مشروطه را باید همان علمای ثلاث یعنی محمدکاظم خراسانی، میرزا حسین خلیلی تهرانی و عبدالله مازندرانی دانست. اما میرزای نائینی، خاصه برای معاصرین، اهمیتی بیش از اهمیت جایگاه تاریخیاش یافت. در این میان، مرحوم دکتر فیرحی توجهی ویژه به اهمیت نظری میرزای نائینی داشت و همین نگره، یکی از بسترهای اختلاف فکری او با استادش مرحوم جواد طباطبایی شد.
کبری آسوپار | آلبانینشینها پیچیده شدند؟
کار رسانهای منافقین بر محور «دروغ» است و عجیب هم نیست؛ منافقین حتی در عنوان خود هم فقط دروغ نوشتهاند، چه «مجاهدین»، چه «خلق» و چه «ایران»، هیچکدام در قیاس با این گروهک تروریستی صادقانه نیست. آنها نه مجاهد هستند، نه ربطی به مردم ایران دارند و نه ربطی به خود ایران.
حمیدرضا میررکنی | دوگانه «امت-ملت»گرایی یک سوءتفاهم است
دوگانه امتگرا-ملیگرا اساسا محصول گفتارهای جریانشناسانه است و عجیب است که چند روز است اهل قلم ما بر مدار یک سوءتفاهم جریانشناسانه قلمفرسایی میکنند. ایران در طول تاریخ حامل معانی بلندی بوده است؛ عدل، قسط، دینداری و یزدانشناسی و خدامداری. قومیتهای مختلف حاضر در جغرافیای ارضی و معنایی ایران حول همین معانی «مردم» شدهاند و برای همین معانی هم پیکارها کردهاند. خونها دادهاند و ایران را لالهزار آزادگان و حقخواهان خواستهاند.
پرویز امینی | ایران پس از جنگ
نیاز به همبستگی ملی و انسجام اجتماعی، نیازی دائمی است و اگر قرار بر حفظ این همبستگی و انسجام باشد، باید مناسباتی در پیش گرفته شود که آن را برای میانمدت و بلندمدت تضمین کند. همبستگی پیشین دو ویژگی داشت: یکی آنکه موقت بود و دیگر آنکه کوتاهمدت بود؛ چنانکه مشاهده کردیم پس از توقف درگیریها، منازعات و اختلافات مجدداً به صحنۀ اجتماعی بازگشت که البته بیشترین نمود آن در فضای رسانهای بود. اگر بخواهیم انسجام ملی یا همبستگی ملی به وضعیتی میانمدت، بلندمدت و ایجابی بدل شود و دو کارکرد اصلی برای ما داشته باشد؛ یعنی اولاً فرصتساز باشد و ثانیاً تهدیدزدا باشد، نیازمند برخی تمهیدات و برخی زمینههاست. همبستگی ملی تهدیدزداست چرا که جامعهای که در وضعیت انسجام اجتماعی بهسر میبَرَد، از قدرت بازدارندگی و دفع تهدید بالایی برخوردار است. همبستگی ملی فرصتساز است چرا که برای هر اقدامی که نیازمند مشارکت جمعی، همراهی اجتماعی یا پیوست اجتماعی باشد، این همبستگی، امکان و ظرفیت لازم را فراهم میآورد. میتوان به چهار سرفصل برای ایجاد یک همبستگی ملی ایجابی، میانمدت و بلندمدت اندیشید.