مرکز اسناد انقلاب اسلامی

درنگی در خاطرات آیت‌الله محمد یزدی
وقتى اين خبر پيچيد كه آیت الله بروجردى براى اعتراض به شاه مى‌خواهند از قم خارج شوند، ولوله عجيبى در ميان مردم و حوزه به وجود آمد.
تاریخ انتشار: ۱۱:۴۹ - ۱۰ فروردين ۱۴۰۱ - 2022March 30

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ آیت‌الله‌العظمی سید حسین بروجردی در دوره زعامت خود بر حوزه علمیه قم، علاوه بر امور مذهبی، به مسائل سیاسی نیز توجه داشت. آیت‌الله محمد یزدی دراین‌باره با ذکر خاطره‌ای می‌گوید: بنده شاهد و ناظر بودم كه مرحوم آيت‌الله بروجردى در يك مقطع تصميم گرفتند كه از حوزه علميه قم به‌عنوان مقابله با حكومت وقت، خارج شوند. وقتى اين خبر در ميان مقلدين آيت‌الله بروجردى و ديگر علما و مردم عادى پيچيد كه آقاى بروجردى، براى اعتراض به شاه مى‌خواهند از قم خارج شوند، ولوله عجيبى در ميان مردم و حوزه به وجود آمد.

در اين حال حكومت وقت براى خنثى كردن اين حركت وارد عمل شد و پس از رايزنى‌هاى مخصوصى كه زمان زيادى را هم به خود اختصاص نداد، مرحوم آيت‌الله بروجردى از تصميم خود منصرف شدند. اين انصراف از سوى نسل جوان كه از شور و هيجان خاصى برخوردار بودند، مورد اعتراض قرار گرفت. بنده خود به دليل جوانى و شادابى كه در مباحث سياسى، حضور فعال داشتم و به ظواهر بيشتر از ريشه‌ها توجه مى‌كردم، مى‌گفتم: «اگر آقاى بروجردى در مقابل رژيم ايستادگى مى‌كردند، بهتر بود و به‌طور حتم به شكست و تسليم رژيم مى‌انجاميد و روحانيت اقتدار بيشترى مى‌يافت.» طلاب و فضلايى كه در آن مقطع از نظر سنى بزرگ‌تر از ما بودند، تحليل ديگرى داشتند و مى‌گفتند: «همين مقدار كه آقاى بروجردى به رژيم اولتيماتوم داده‌اند كافى است. ايشان در واقع رژيم را به اين نكته متوجه كردند كه مى‌توان به آسانى، مملكت را به آشوب كشيد و براى مدت كوتاهى اداره كشور را با اشكال مواجه كرد.»

 

ماجرای اولتیماتوم آیت‌الله بروجردی به رژیم پهلوی چه بود؟

 

*** ملاقات مرحوم آيت‌الله بروجردى با شاه ***

یک‌بار مرحوم آيت‌الله بروجردى، با شاه در صحن مطهر حضرت  معصومه ملاقاتى ترتيب دادند. ابتدا كه قرار بود شاه به قم بيايد، اين بحث در ميان طلبه‌ها و مردم جريان داشت كه كيفيت اين ملاقات چگونه خواهد بود، تا اینکه قرار بر اين شد كه ديدار با حضور ديگر علما در صحن اتفاق بيفتد. بنده در آن مقطع در فيضيه سكنى داشتم و همواره هنگام وقوع اخبار مهم سعى مى‌كردم خودم را به مركز ماجرا نزدیک‌تر كنم تا دقیق‌تر شاهد اوضاع باشم.

مرحوم آيت‌الله بروجردى، در اين ملاقات به شاه خطاب كرده بودند كه: «سعى كنيد مسائل اسلام را بيشتر رعايت كنيد.» ظاهراً نحوه اداى اين جمله به‌گونه‌ای بود كه برداشت اوليه اين بود كه شاه، مسلمان نيست، لذا شاه گفته بود: «آيا حضرت آيت‌الله مى‌فرمايد كه من مسلمان نيستم؟!» مرحوم آقاى صدر كه در آن جلسه حضور داشتند و در مقايسه با ديگر علماى هم‌طراز خود، آشنايى بيشترى با مسائل و مباحث سياسى و حكومتى داشتند و از نفوذ خاصى برخوردار بودند، در مقام توضيح كلام آيت‌الله بروجردى برمى‌آيند و مى‌گويند: «مقصود حضرت آيت‌الله اين است كه شما ظواهر اسلام را بيشتر از قبل رعايت كنيد و هرگز منظورشان اين نيست كه خدای‌ناکرده شما مسلمان نيستيد!»

از اینکه مرحوم صدر در مقام تعديل كلام آقاى بروجردى برمى‌آيند، برمى‌آيد كه مراجع عظام وقت، به اين نتيجه رسيده بودند، كه شرایط سياسى و اجتماعى كشور در حدى نيست كه بشود با صراحت و جسارت با شاه و دار و دسته‌اش برخورد كرد. حتماً به خاطر داريد كه حضرت امام هم در ابتداى درگيرى خود با حكومت محمدرضا، صحبت از تغيير رژيم شاهنشاهى به ميان نمى‌آوردند و مى‌فرمودند: «حداقل به قانون اساسى خودتان عمل كنيد.»

بنده بارها عرض كرده‌ام كه نعمت انقلاب اسلامى و پيروزى آن، محصول زمینه‌سازی‌هایی بود كه در طول سال‌های متمادى و به‌خصوص قرن اخير از سوى بيدارگرانى همچون مرحوم سید جمال‌الدین اسدآبادى انجام شد و نيز مرحوم شيخ فضل‌الله نورى كه تز مشروطه مشروعه را مطرح كرد و در همين مسير جانفشانى نمود. وقتى نوبت به امام رسيد، مجموعه عوامل و شرایطی كه در يك رهبر سياسيی ـ مذهبى لازم بود، در ايشان جمع شد و اين خصائص با مجموعه شرایطی كه در تاريخ به وجود آمده و رشد كرده بود، هماهنگ شد و پيروزى شكوهمند انقلاب اسلامى را سبب گرديد.

 

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر