مرکز اسناد انقلاب اسلامی

به روایت جواد لاریجانی
معاون دبیر كل وقت سازمان ملل كتابی نوشته كه در آن كتاب آورده بود امریكایی‌ها تهدیدش می‌كردند كه چرا آن قدر تلاش می‌كنید كه ایران قطعنامه را بپذیرد و ما (امریكا) دوست نداریم كه این قطعنامه مورد قبول ایران قرار بگیرد و می‌خواهیم ایران آن را نپذیرد تا بتوانیم یك مستمسكی را داشته باشیم تا به ایران حمله كنیم.
تاریخ انتشار: ۱۲:۴۴ - ۲۶ تير ۱۴۰۱ - 2022July 17

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ محمدجواد لاریجانی معاون بین‌الملل وازرت خارجه در دوران پذیرش قطعنامه 598 و مسئول مذاکرات مرتبط با اجرای مفاد قطعنامه بود. لذا روایت او از ابعاد داخلی و خارجی پذیرش قطعنامه 598 حائز اهمیت است.

جواد لاریجانی در این رابطه می‌گوید: بنده در زمان تصویب قطعنامه‌ی 598 معاونت بین‌الملل وزارت امور خارجه را به عهده داشتم و مسئول مذاكرات مربوط به قطعنامه بودم. البته تیمی از كارشناسان خبره دیپلماسی نظام با من در این زمینه همكاری داشتند.

اجمالاً داستان قطعنامه به دو امر برمی‌گردد: یكی اینكه رژیم صدام با همكاری دولت‌های مختلف، آغازگر جنگ و متجاوز به ایران بود كه نكته جالب این بود كه پرچم صلح را هم به دست داشت؛ یعنی ضمن اینكه متجاوز بودند، دائماً مدعی آتش‌بس بودند و بعد از اینكه شكست‌های اولیه را در خرمشهر و فاو و در بالای كردستان دیدند مرتباً پرچم صلح را به دست می‌گرفتند. كشورهایی درصدد بودند كه صدام را نجات بدهند؛ مثل شوروی سابق و آمریكا و كشورهای غربی تصمیم به تحت فشار گذاشتن ایران گرفتند تا دیگر نتوانیم جنگ را ادامه دهیم، چون شانس دیگری برای توفیق صدام نبود.

وقتی ایران پرچم صلح را از دست صدام گرفت!/ چرا آمریکایی‌ها تمایل داشتند ایران قطعنامه 598 را نپذیرد؟

كشورهای پشتیبان رژیم صدام تصمیم داشتند قطعنامه‌ای را در شورای امنیت تصویب كنند و ایران را به عنوان کشوری كه به تقاضای صلح پاسخ مثبت نمی‌دهد و جنگ‌افروز است، محكوم كنند و پس از آن برنامه داشتند كه با ایران به طور مستقیم وارد درگیری شوند. البته آنها درگیری را در منطقه‌ی خلیج فارس با حمایت‌های مختلف از صدام، لجستیك و عملی شروع كرده بودند. دولتی مثل فرانسه هواپیمای جنگی سوپراتاندارد را با موشك‌های بالستیك به صدام كرایه داده بود تا به كشتی‌ها و شهرهای ما بزند و به‌طور طبیعی در جنگ ورود كرده بود. آمریكایی‌ها حتی به شكل لجستیك هم كمك می‌كردند و سلاح شیمیایی می‌زدند تا رسید به آنجایی كه هواپیمای مسافربری ما را هم زدند. خلاصه كلام اینكه كشورهای حامی رژیم صدام به دنبال قطعنامه‌ای بودند كه صرفاً مجوزی باشد برای حمله مستقیم خودشان به ایران و بتوانند علیه ایران وارد درگیری بشوند، چون می‌دانستند كه دیگر از صدام كاری برنمی‌آید.

طبق نظر مبارك حضرت امام(ره) ما نباید می‌گذاشتیم كه پرچم صلح، دست عراق باشد. چون در واقع ما قربانی تجاوز هستیم و پرچم صلح را ما باید در دست داشته باشیم. نكته دیگری كه نظر حضرت امام(ره) بود، اینكه باید متجاوز در این جنگ مشخص بشود. این مسئله در نظر حضرت امام خمینی(ره) حتی از مسئله غرامت جنگی هم بالاتر بود، یعنی باید در تاریخ ثبت بشود كه این جنگ را صدام شروع كرد و متجاوز صدام بود و با توجه به این جهات، ایده قطعنامه كه علیه ایران بود به یك ایده‌ای با فعالیت ایران تغییر مسیر داد. این بود كه ما اگر كمیته‌ای را می‌دیدیم كه در سازمان ملل تشكیل می‌شود و مسئولیت جنگ را مشخص می‌كند؛ ما می‌توانستیم با آتش‌بس موافقت كنیم و این چیزی بود كه امریكا و شوروی سابق هرگز انتظارش را نداشتند و به نحوی غافلگیرشان كرد.

وقتی ایران پرچم صلح را از دست صدام گرفت!/ چرا آمریکایی‌ها تمایل داشتند ایران قطعنامه 598 را نپذیرد؟

به هر صورت این ایده كه مورد تأیید حضرت امام(ره) بود بعد از مباحث خیلی زیادی كه در سازمان ملل  و در حدود بیش از دو هزار صفحه مذاكرات ایران و سازمان ملل انجام شد، نتیجه طوری رقم خورد كه قطعنامه تصویب شد. البته زمان پذیرش قطعنامه هم مهم بود. آن زمانی كه نظر مبارك حضرت امام(ره) بود كمی جلوتر از این بود كه اتفاق افتاد؛ یعنی ما فاو را داشتیم و بخش‌هایی از شمال كردستان عراق را هم داشتیم، منتها دولت آن زمان و برخی از عناصر نظامی پیشنهاد كرده بودند كه ما كمی ادامه بدهیم و توان داشتن كارت‌های برنده دیگری را هم داریم. البته امام(ره) به این نظر كارشناسی آن برادران، ضمن اینكه اعتقاد نداشتند، ولی قبول كردند و این روش حضرت امام(ره) بود كه به نظرات كارشناسی توجه وافر داشتند.

به هر صورت ما قطعنامه را در همان زمان كه پذیرفتیم عملاً جنگ با پیروزی جمهوری اسلامی ایران به پایان رسید. چون پیروزی ایران معنایش این است كه رژیم بعث صدام هیچ دستاوردی را نداشت و ضمناً سازمان ملل، عراق را به عنوان متجاوز مشخص كرد. یكی از دلایل شكست صدام این است كه صدام به كویت حمله كرد و كویت را گرفت كه بگوید اگر من در ایران نتوانستم موفق باشم در كویت می‌توانم پیروزی را به دست بیاورم و این استیصال حكومت صدام بود. خداوند متعال به پاسداری از خون‌های پاك شهیدانی كه به دست این رژیم ددمنش ریخته شد روزگار تلخی را برای صدام رقم زد و در نهایت ذلت، صدام به دار مجازات آویخته شد.

زمان پذیرش قطعنامه من در تهران بودم و حضرت امام(ره) دستور دادند جلسه‌ای تشكیل شده و بنده و آقای مهدوی كنی و رئیس‌جمهور و رؤسای قوا و دیگر مسئولان همه در آن جلسه شركت داشتند و مرحوم حاج احمد آقا نامه حضرت امام(ره) را آوردند و برای مسئولان كشور آن نامه را خواندند و در آن نامه حضرت امام(ره) گلایه‌هایی داشتند از دولت آقای میرحسین موسوی و گلایه‌هایی را از بخش‌هایی از نیروهایی كه كار نظامی می‌كردند و در عین حال نظر خودشان را درباره پذیرش قطعنامه 598 بیان كرده بودند و نامه حضرت امام(ره) یك سند تاریخی بسیار مهمی بود كه حكایت از تیزهوشی، شجاعت، منش و روش حضرت امام‌(ره) در اداره مملكت دارد. انصافاً امام(ره) وجودش رحمت بود و در این  ده سالی كه ایشان رهبری نظام را برعهده داشت یك مدرسه‌ای برای همه ما بود. ما نسلی هستیم كه این كارآموزی سیاسی را در زمان حضرت امام(ره) انجام دادیم.

بازتاب پذیرش قطعنامه چه بود؟

در سطح بین‌المللی این یك پیروزی بزرگ برای ایران بود. چون جلوی صدور یك مجوز برای تهاجمات عملی امریكا و برخی از كشورها را برضد ایران گرفت و آنها در واقع نمی‌خواستند اتفاق بیفتد. معاون دبیر كل وقت سازمان ملل كتابی نوشته كه در آن كتاب آورده بود امریكایی‌ها تهدیدش می‌كردند كه چرا آن قدر تلاش می‌كنید كه ایران قطعنامه را بپذیرد و ما (امریكا) دوست نداریم كه این قطعنامه مورد قبول ایران قرار بگیرد و می‌خواهیم ایران آن را نپذیرد تا بتوانیم یك مستمسكی را داشته باشیم تا به ایران حمله كنیم.

به نظر من از لحاظ بین‌المللی این توفیق برای ایران بود كه پرچم صلح را از دست صدام گرفت و صدام به عنوان متجاوز شناخته شد و سازمان ملل عراق را به عنوان متجاوز اعلام كرد. در داخل البته نظرات مختلفی وجود داشت. حضرت امام(ره) به نحوی با تلخی این قطعنامه را پذیرفتند و تلخی این پذیرش به خاطر حوادثی بود كه در جبهه‌ها اتفاق افتاده بود و در این حوادث دولت آقای میرحسین موسوی نقش منفی بسیار چشمگیری داشتند؛ یعنی آقای موسوی برای اینكه مجدداً در پست نخست‌وزیری بماند دست به یك تحركاتی زد و این تحركات در جبهه‌ها آثار بسیار منفی از خودش باقی گذاشت. رزمندگان ما از تحركاتی كه در جبهه اتفاق افتاده بود راضی نبودند و معتقد بودند كه باید دستاوردهای بیشتری برای جنگ داشته باشیم كه البته این تا حدی می‌توانست معقول باشد. منتها آنچه خداوند متعال مشیت می‌كند آن انجام می‌گیرد و دست كسی نیست و عاقبت امور، پیروزی قاطع جمهوری اسلامی در این جنگ تحمیلی بود.

 

منبع: کتاب تاریخ شفاهی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر