مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کد خبر: ۷۹۰۵
سیاست «حجاب‌زدایی» طرحی است کهنه که ریشه در اهداف و توطئه‌های دول استعماری در کشورهای مسلمان دارد. در ایران، یکی از بزرگترین فتنه‌هایی را که بهائیت شروع به طرح‌ریزی و اجرای آن کرد، فتنه قره‌العین بود.در الجزایر، نیروهای اشغالگر فرانسه مبارزه عظیمی را علیه حجاب و بالاخص چادر شروع کردند.در ترکیه پس از آنکه آتاتورک به قدرت رسید، شروع به اسلام‌زدایی کرد؛ او دستور داد زن‌ها کشف حجاب کنند و مردان تغییر کلاه به سبک اروپایی دهند.در افغانستان امان‌الله خان پادشاه آن کشور پس از سفر به اروپا اقدامات خود را شدت بخشید. در ایران نیز رژیم پهلوی آخرین بروز غربگرایی خود را از سال ۱۳۱۳ ش نشان داد و با تغییر و حذف کلاه پهلوی به کلاه شاپو دگرگونی مورد نظر خود را به اجرا گذارد و زمینه نهایی را برای کشف حجاب فراهم کرد.
تاریخ انتشار: ۱۳:۳۳ - ۰۱ مرداد ۱۴۰۱ - 2022July 23

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ سیاست «حجاب‌زدایی» طرحی است کهنه که ریشه در اهداف و توطئه‌های دول استعماری دارد. استعمارگران این سیاست را در کشورهای مسلمان پیش گرفتند.

در ایران، یکی از بزرگترین فتنه‌هایی را که بهائیت شروع به طرح‌ریزی و اجرای آن کرد، فتنه قره‌العین بود. نام اصلی او فاطمه یا زرین تاج بود. قره‌العین پس از جذب در تشکیلات بهائیت، همسر خود ملامحمد برغانی که پسر عمویش نیز بود و از او دارای سه فرزند بود رها کرده و شروع به تبلیغ ‌این مرام کرد. او اولین نغمه‌های شوم بی‌حجابی زنان را سر داد. نه تنها بی‌حجاب در مجامع ظاهر می‌شد و برای آنها تبلیغ مرام بهائیت می‌کرد بلکه بدون هیچ ترس و واهمه‌ای عقاید سخیف بابیان در مورد مرام اشتراک جنسی را شرح و توصیف می‌کرد و به حضار بشارت می‌داد که نه تنها از ‌این پس زنان می‌توانند آزاد و رها در اجتماع حضور یابند بلکه یک زن می‌تواند با چند مرد زندگی زناشویی کند. بعد از اعدام او، ‌این قصه پایان نپذیرفت و از طرف انجمن‌های فراماسونری و غرب زدگان دنبال شد و رضا شاه آن را تکمیل کرد و به اجرا گذارد.

ریشه‌های تاریخی حجاب‌زدایی در کشورهای مسلمان

در همان عصر و زمان در کشورهای اسلامی نیز حرکت‌های وسیعی شروع شد. در مصر اولین نهضتی که به عنوان آزادی زنان صورت گرفت در اواخر سلطنت اسماعیل پاشا بود، وی پس از گذراندن تحصیلات خود در اروپا در سال ۱۸۶۳ م (۱۲۴۲ ش) بر تخت سلطنت نشست و برای ‌اینکه بتواند ملت خود را در شاهراه و جریان به اصطلاح ترقی و تمدن در آورد، متوسل به افکار غربیان شده، در‌این زمینه شهرت یافت؛ به طوری که یک سال بعد از سلطنتش به فرانسه رفت و مورد استقبال گرم و بی‌سابقه قرار گرفت. و از سال ۱۸۷۰ م (۱۲۴۹ ش) شروع به رسمیت بخشیدن به نهضت آزادی زنان کرد و عده‌ای از روشنفکران غربی و قلم به دستان مزدور در ترویج آن نهایت تلاش و جدیت را کردند از آن جمله: تیمور عایشه، شاهزاده نازلی و قاسم بیک امین بودند. قاسم امین به نوشتن کتب و مقالاتی در ‌این زمینه پرداخت و جمله پر معنی: «شرط هر تحولى رفع حجاب است» از اوست.

در الجزایر، نیروهای اشغالگر فرانسه مبارزه عظیمی را علیه حجاب و بالاخص چادر شروع کردند و متنوع‌ترین و قوی‌ترین تدارکات خود را تجهیز کردند. مردم استعمار زده، مبارزه منفی خود را علیه ‌این اقدامات شروع کرده و نشان دادند. مسئولین فرانسوی در الجزایر مأموریت داشتند اصالت ملی و دینی الجزایریان را نابود ساخته و تمام شکل‌های زندگی را که ممکن است از نزدیک یا دور واقعیت و اصالت ملی را خاطر نشان مردم سازد، تجزیه کرده از هم بدرند و حداکثر کوشش خود را بر مسئله چادر تمرکز دادند و جنگ قاطع خود را علیه آن بین سنوات ۱۹۳۰ - ۱۹۳۵م (۱۳۰۹ تا ۱۳۱۴ ش) آغاز کردند.

 

در ترکیه پس از آنکه در سال ۱۹۲۲ م (۱۳۰۱ ش) مصطفی کمال پاشا (آتاتورک) به قدرت رسید، شروع به اسلام زدایی کرد؛ او دستور داد زن‌ها کشف حجاب کنند و مردان تغییر کلاه به سبک اروپایی دهند. در افغانستان امان‌الله خان پادشاه آن کشور پس از سفر به اروپا در سال ۱۹۲۷م (۱۳۰۶ ش) و دیدار با سران آن کشورها، اقدامات خود را شدت بخشید و در تابستان ۱۹۲۸ م /۱۳۰۷ ش / انجمن حمایت نسوان تشکیل داد و دوازده نفر از وکلای زنان کابل اداره انجمن را به دست گرفتند و شروع به تبلیغ و ترویج بی‌حجابی کردند و به قول مهدیقلی هدایت: «پادشاه افغان امان‌الله خان به تقلید کمال پاشا دست به تجدد اروپایی زده است. آن هم آنچه به سلیقه اراذل و دوره گردان بولوار پسندیده است و به مراحل، دور از اموری که مایه تعالی قوم است. برای خودنمایی که منم که کلاه خود را عوض کرده ام، در اروپا چرخی زده حال از راه ‌ایران به وطن خود، مراجعت می‌کند» امان الله خان با زنش در سال ۱۹۲۹ م (۱۳۰۸ ش) از ‌ایران دیدن کردند و بی‌حجاب بودن ملکه افغانستان در افکار عمومی اثر بدی بخشید. پس از بازگشت به کشورش، مردم بر سر تغییر کلاه و کشف حجاب علیه او قیام کرده و از سلطنت عزل شد.

در ایران نیز پس از بروز حرکت قره العین ‌این حرکت به صورت آرام و تدریجی ادامه پیدا کرد و دوران زمامداری رضاخان فرارسید. وی که متعهد به اجرای سیاست‌های استعماری بود در مدتی کوتاه پس از تاجگذاری شروع به حمایت و گسترش کانون‌ها و انجمن‌های بانوان کرد.‌ این انجمن‌ها محل مناسبی برای تبلیغ و ارائه بی‌حجابی بود. مثلا در اواخر سال ۱۳۰۵ ش جمعیتی به نام بیداری نسوان در تهران تشکیل گردید. در همین ‌ایام در شیراز مجله‌ای به نام دختران ‌ایران منتشر شد. جمعیت نسوان وطنخواه هم مجله‌ای به همین نام انتشار می‌داد و نسبت به دیگر گروه‌ها هم فعال بود.

در سال ۱۳۰۹ علاوه بر جلسات کوچک در داخل ‌ایران و کشورهای مسلمان، اولین کنگره زنان شرق با شرکت زنان شرقی با حضور زنانی از‌ ایران، ترکیه، افغانستان، مصر، عراق، ژاپن، هند، چین، سوریه، لبنان، حجاز، نجد، جاوه و غیره در شهر دمشق پایتخت سوریه تشکیل گردید و قرار شد دو سال بعد‌این کنگره در ‌ایران برگزار گردد. در سال ۱۳۱۴ ش کانونی بنام کانون بانوان تأسیس شد و ریاست ‌این کانون به عهده صدیقه دولت آبادی یکی از غرب دوستان مشهور قرار داده شد. دولت آبادی از جمله زنانی بود که چند سال قبل از کشف حجاب رسمی، بی‌حجاب از خانه خارج می‌شد. در همین سال کنگره زنان مسلمان در تهران تشکیل شد و موادی را به تصویب رساند.

روزنامه‌ها و مجله‌ها و جراید مختلف کشور که تقریباً همگی آنها تحت مراقبت شدید اداره سانسور شهربانی قرار داشتند و مدیران آنها همه از عوامل وابسته به فراماسونری و حکومت رضا خان و یا لااقل دوستداران فرهنگ غرب بودند، با ارائه مقالات و اخبار و عکس‌های زنان بی‌حجاب و گاه عریان زمینه‌ها را با کمال جدیت آماده می‌کردند.

مهمترین زمینه برای کشف حجاب تغییر لباس مردان در سال ۱۳۰۴ و ۱۳۰۷ و ۱۳۱۴ ش بود. استعمار می‌دانست که مردان مسلمان ایرانی نسبت به وضع پوشاک و نوع پوشش زنان خود بسیار اهمیت می‌دهند و حساسیت بر آن را قرین شرافت و غیرت خود می‌دانند و به یک باره حاضر نمی‌شوند، به کشف حجاب تن در داده، آن را اجرا نمایند و فشار و زورگویی نیز بدون تهیه مقدمات همان را باعث خواهد شد که در افغانستان بر سر امان‌الله خان آمد. لذا بهتر دیدند اول از تغییر لباس مردان شروع کنند ‌این کار در نتیجه مهم در بر داشت:

اول ‌اینکه ذهن و روح جامعه را نسبت به تغییرات عمده که جزء آداب و سنن اجتماعی به شمار می‌رفت، آماده سازند؛ بدین ترتیب که چون غالباً مردان نسبت به سر و وضع خود و نوع لباس و کلاه و غیره خیلی حساسیت به خرج نمی‌دهند، ‌این تغییر را بعد از کمی فشار و تبلیغ خواهند پذیرفت و ‌این اولین رخنه در دگرگون کردن ارزش‌های سنتی و ملی خواهد بود و با‌ این رخنه شرایط برای تغییرات بعدی مساعد خواهد.

دوم‌ اینکه نحوه عکس‌العمل اقشار مختلف مردم را بسنجند. افرادی چون، روشنفکران، تحصیل کرده‌ها، روحانیون، کارمندان و کارگران و زنان. بدین معنی که بینند چگونه در مقابل‌این دگرگونی موضع گیری خواهند کرد با توجه به ‌اینکه برای متخلفین از آن جریمه نقدی و حبس نیز مقرر کرده بودند و‌ این خود نوعی فشار قابل توجه بود. لذا ابتدا اجبار به تغییر لباس و کلاه را در ادارات اجراء و سپس به صورت عمومی آن را اجباری می‌کردند تا در فاصله بین ‌این دو اجبار وضعیت جامعه و نوع عکس‌العمل‌ها را ارزیابی کرده از آن نتیجه حاصله را استخراج نمایند.

بدیهی بود در صورتی که واکنش‌ها عادی و معمولی بود نشانگر تغییر تفکر و فرهنگ جامعه به شمار می‌آمد. رژیم پهلوی بالاخره آخرین بروز غربگرایی خود را از سال ۱۳۱۳ ش نشان داد و با تغییر و حذف کلاه پهلوی به کلاه شاپو دگرگونی مورد نظر خود را به اجرا گذارد و زمینه نهایی را برای کشف حجاب فراهم کرد. تا ‌اینکه بالاخره در روز ۱۷ دی ۱۳۹۴ ش رضاشاه به همراه تاج الملوک و دو دخترش شمس و اشرف برای انجام مراسم فارغ التحصیلی در دانشسرای مقدماتی، بدون حجاب حاضر شد و از آن روز فجایع ‌این اقدام ضد اسلامی و ملی با انواع و اقسام ظلم ها و جنایت ها آغاز شد.

 

منبع: کتاب «تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد»؛ مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات

 

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر