|امیر آزاد| میراث حبیب لاجوردی و راه پیشرو
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی- دیدگاه؛ امیر آزاد:حبیب لاجوردی سوم روز سوم مرداد 1400 در هشتاد و سه سالگی درگذشت. او مدیر پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد(یا به اختصار تاریخ شفاهی هاروارد) بود و در سالهای اخیر حضوری در مجامع عمومی یا آکادمیک نداشت. اما کار بزرگ او برای مخاطبان عمومی و پژوهشگران هر روز بیش از پیش محل رجوع و استفاده بود. لاجوردی در طول عمر خود چند فعالیت تاثیرگذار داشت. از جمله تاسیس مرکز مطالعات مدیریت ایران، تحقیق و انتشار کتاب اتحادیههای کارگری و خودکامگی در ایران، تاسیس بنیاد طاهره و مهمتر از همه بنیانگذاری و مدیریت پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد. در این نوشتار تنها به کار ماندگار او در پروژه تاریخ شفاهی ایران پرداخته خواهد شد.
فکر اولیه این طرح در پاییز 1359 از طرف ادوارد کینان، رئیس مدرسه هنرها و علوم دانشگاه هاروارد، به لاجوردی پیشنهاد شد. کینان که خود مورخ بود اعتقاد داشت خروج تعداد پرشماری از مسئولین و مقامات حکومت سابق ایران از کشور فرصت بینظیری است برای جمعآوری و حفظ اطلاعات ارزشمند تاریخی.
در طول یک سال بعدی، لاجوردی دربارهی امکان و ضرورت اجرای این طرح به مطالعه مشغول شد. او در مقدمهای بر مجموعهی تاریخ شفاهی ایران مینویسد: «بر ما روشن شد که با وجود نقصان منابع دست اول قابل حصول، پژوهش عمیق دربارهی اوضاع ایران دورهی پهلوی مشکل است. چرا که به علت سرشت استبدادی رژیم سیاسی ایران، کمبودهای فراوان در اوراق و اسناد و گزارشهای رسمی وجود دارد؛ حتی اسناد ذیربط تهیه شده هم منظماً بایگانی نمیشد و اگر هم میشد دستیابی اهل تحقیق به آنها آسان نبود.
منابع اطلاعاتی دیگر هم، مشکل کسی را آسان نمیکرد. مثلاً روزنامهها تحت ممیزی دولت بودند. معدودی از مقامهای رسمی خاطرات خود را تحریر کرده یا مصاحبههای مفصل انجام دادهاند. تنی چند از اینان که به طرح با ايضاح واقعبینانه مسائل مملکتی پرداختهاند، کماکان از پاسخگویی به بالاترهای خود در هراس بوده، تن به سانسور کردن خود دادهاند. نشریات گروههای سیاسی خارج از کشور هم، جهتگیریهای مشخص دارند و ایدئولوژی خاص خود را تبلیغ میکنند. عمدهترین منابع نسبتاً موثق در مورد امور سیاسی داخل ایران را میتوان در میان گزارشهای دیپلماتیک وزارتخانههای خارجی جست که به هر حال محدودیتهای آشکار و آشنای خود را دارد؛ و تازه برای همین هم باید دهها سال منتظر ماند تا بخشهایی از آنها در دسترس عموم قرار گیرد. به این دلایل است که کوشش در ضبط خاطرات رجال مملکتی پیش از انقلاب به زحمتش میارزیده است. در نتیجه این بررسیها لاجوردی در شهریور ۱۳۶۰ کار را آغاز کرد. نخست فهرستی از همه اشخاصی که احتمال میرفت اطلاعاتی ارزشمند در خاطر داشته باشند تهیه کرد. این فهرست شامل نام ۳۵۰ نفر از نخست وزیران، وزرای سرشناس، رؤسای قبایل، رهبران احزاب سیاسی، نظامیان بلند پایه، افسران سازمان امنیت، اعضای خاندانهای قاجار و پهلوی، وکلای مجلس، دیپلمات ها، رهبران گروههای مخالف حکومت، فعالان اقتصادی در بخش خصوصی و تعدادی از دیپلماتهای خارجی شاغل در ایران بود. اما با توجه به هدف و امکانات طرح مصاحبه با همه این افراد ته ممکن بود و نه مطلوب به همین خاطر از میان این نامها حدود ۱۵۰ نفر انتخاب شدند. البته جز نامهایی که ضبط خاطر انشان غیر ضروری تشخیص داده شد، مصاحبه با دو گروه دیگر نیز که نامشان میان ۱۵۰ نفر بود میسر نشد. اول افرادی همچون جمشید آموزگار یا اعضای خاندان سلطنتی که به هر دلیل تمایلی به مصاحبه نداشتند و دوم اشخاصی همچون غلامعلی اویسی و ایرج اسکندری که پیش از مهیا شدن امکان مصاحبه درگذشتند. تعداد مصاحبهها در نهایت به ۱۳۴ مورد رسید. ترکیب مصاحبه شوندگان به گونهای انتخاب شد که نخست، سه دوره بر اهمیت تاریخ معاصر ایران یعنی سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲، ۱۳۳۳ تا ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷ شمسی، به حد کافی مورد گفتوگو قرار بگیرد، دو دیگر اینکه هر رخداد با حرکت پر اهمیت سیاسی را بیش از یک بار تحت پوشش بگیرد و سه دیگر اینکه به طور منصفانه از گروههای مختلف سیاسی نمایندگانی در میان مصاحبه شوندگان حاضر باشند به طور مثال در حدود یک چهارم مصاحبه شوندگان را مخالفان رژیم سابق تشکیل دادهاند.
قسمت عمده پروژه (حدود ۱۹۶ مصاحبه) در طول سالهای ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۶ انجام شد و در طول یک دهه بعدی ۸ گفتوگو ضبط و به مجموعه قبلی اضافه و مجموع مصاحبهها به ۸۹۶ ساعت بالغ شد. در این فاصله لاجوردی توانست اشخاصی مانند اردشیر زاهدی را که پیشتر از ثبت خاطرات خود امتناع کرده بودند برای مصاحبه قانع کند. نوارهای ضبط شده سپس به منظور دسترسی پذیری بهتر برای محققان بر روی کاغذ پیاده و ماشین نویسی شد. در گام بعدی نمایه و فهرست اعلام و موضوعات برای مصاحبهها تهیه و به صورت دو کتابچه جداگانه انتشار یافت. در قدم بعدی برای تسهیل دسترسی محققان، یک نسخه از متن و نوار مصاحبهها در کتابخانههای دو دانشگاه هاروارد و آکسفورد قرار گرفت و همچنین میکروفیلم متن مصاحبهها در اختیار ۸ کتابخانه و دانشگاه معتبر دیگر در اروپا و آمریکا.
پس از آن هم از سال ۱۳۷۷ لاجوردی برای معرفی تاریخ شفاهی هاروارد متن کامل حدود ده مصاحبه را به صورت کتاب در ایران منتشر کرد. آخرین کار حبیب لاجوردی برای تسهیل استفاده از این پروژه بارگذاری متن و صوت مصاحبههای قابل انتشار در سایت دانشگاه هاروارد بود. این امر دسترسی همه محققان را در سراسر دنیا به این پروژه میسر کرد.
در مقدمه پیش گفته، لاجوردی هدف طرح تاریخ شفاهی را چنین بیان میکند: « هدف اولیه طرح عبارت بود از جمع آوری و حفظ خاطرات شخصی افرادی که نقش عمدهای در وقایع و تصمیمات مهم سیاسی ایران، از دهه ۱۹۲۰ تا پایان دهه ۱۹۷۰ میلادی بازی کرده بودند.[...] اهداف طرح این بود که اطلاعات کافی مربوط به مقولات سه گانه ذیل را فراهم آورد:
به دست دادن تصویری روشن تر از طرز کار واقعی نظام سیاسی در ایران، آن گونه که کارگزاران همان نظام آن را به چشم دیدهاند به عنوان مثال این که تصمیمهای مربوط به مسائل داخلی با خارجی چگونه اتخاذ و به آن عمل میشد. چه واقعیاتی در پس تصمیمها و رویدادهای مهم سیاسی نهفته بود... حصول جزئیات بیشتر درباره پیشینه، خصوصیات و اشتغال چهرههای صاحب نفوذ سیاسی در دوره مورد بررسی.» هم او در جای دیگری نوشته است: «هدف طرح تاریخ شفاهی ایران، ایجاد یک منبع اصلی جدید برای تحقیق در تاریخ معاصر ایران از طریق ضبط خاطرات افراد بر روی نوار است.»
با نظر به مجموعه مصاحبههایی که اکنون دستیاب است باید گفت او در اجرای طرح به اهداف ذکر شده دست یافته است. گرچه انتقادات فراوانی به ارزش و اهمیت تاریخ شفاهی به ویژه در مسایل سیاسی مطرح شده است اما بیتردید او و همکارانش با انجام این پروژه موفق به ایجاد یک منبع دست اول تازه برای تحقیق در تاریخ معاصر شدند. منبعی طبیعی که از اطلاعات تازه و نکات ناگفته از پس پرده وقایع نیم قرن از تاریخ معاصر سرشار است.
در ارزش گذاری برای محتوای این مجموعه خاطرات نباید راه افراط و تفریط پیمود. اگر خطا، فراموشی با قلب واقعیتی در میان گفتوگوها وجود دارد راستی آزمایی آن به عهده پژوهشگران است. تاریخ شفاهی را مانند هر منبع تاریخی دیگر نه یک سره میتوان پذیرفت و نه تماما رد کرد. اما جای تردید نیست که روایتهای گردآمده آگاهیهای پر شمار و سرنخهای فراوانی به دست محققان تاریخ معاصر میدهد.
راههای طی شده
حبیب لاجوردی برای معرفی کار بزرگ خود به مرور در طول سالهای آخر دهه ۷۰ و سالهای آغازین دهه ۸۰ شمسی از میان خاطرات ضبط شده، ۱۱ مصاحبه را به صورت کتاب منتشر کرد. اما مجموعه ۲۰ جلدی مصاحبههای منتشر شده تنها در معدودی از کتابخانههای ایران، اروپا و آمریکا موجود بود و کمتر پژوهشگری با آنها آشنایی داشت یا به آنها مراجعه میکرد. سایت مجموعه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد در آخرین بار زیر نظر حبیب لاجوردی در سال ۲۰۰۸ (۱۳۸۷) به روز رسانی شده بود. در آنجا مخاطب فایل نوشتاری و صوتی مصاحبهها را در دسترس داشت. هر چند پخش نوار مصاحبهها به سختی انجام میگرفت تا این زمان افراد اندکی امکان شنیدن نوارها را داشتند. اما پس از گذشت یک دهه در سال ۱۳۹۸ دانشگاه هاروارد سایت پروژه تاریخ شفاهی را به روز کرد و دستیابی به این مصاحبهها تسهیل شد. از این زمان پروژه تاریخ شفاهی هاروارد مخاطب گسترده تری یافت و اندک اندک این مصاحبهها راه خود را به شبکههای اجتماعی مانند تلگرام باز کرد. همچنین به مرور امکان شنیدن نوار مصاحبهها به صورت پادکست برای علاقه مندان مهیا شد. این گام نخست برای ساده شدن دسترسی به پروژه بود. از آنجا که متن نوشتاری موجود از مصاحبهها در سایت دانشگاه هاروارد، فایل عکسی متنهای ماشین شده بود و پس از پروژه هرگز از نو حروف چینی نشده بودند امکان جست و جو در این متنها وجود نداشت. قدم دیگری که برای آسان سازی استفاده از خاطرات ضبط شده نیاز بود برداشته شود تایپ دیگر باره ی متن مصاحبهها بود. به همین مقصود گروهی به صورت داوطلبانه و با تامین هزینه از علاقه مندان این طرح، اقدام به تایپ دوباره متن تمام مصاحبههای فارسی نموده و سپس آن را در یک سایت تازه در دسترس مخاطبان قرار دادند. این دو گام تاکنون درباره این پروژه برداشته شده است. اما میتوان برای تکمیل یا استفاده بهتر از این پروژه بزرگ، به اقدامات دیگری دست زد. اینک چند پیشنهاد برای تکمیل و تسهیل استفاده از پروژه تاریخ شفاهی هاروارد ارائه خواهد شد.
راههای پیش رو
۱. فهرست نویسی
یکی از کارهای اولیه برای آسان کردن استفاده از مجموعه تاریخ شفاهی هاروارد نوشتن فهرست مطالب برای مصاحبه هاست. در حال حاضر محقق به جز خواندن و شنیدن این گفتوگوها، تنها یک فهرست نامها و موضوعات در اختیار دارد. البته با ایجاد سایت تازه که ذکر آن رفت جست وجو در درون متن مصاحبهها نیز برای پژوهشگران امکان پذیر شده است، اما با تهیه فهرست مطالب هر خواننده یا پژوهشگری میتواند با یک نگاه اجمالی از مطالب مطرح شده در هر مصاحبه آگاه شود. در صورتی که این فهرست برای همه مصاحبهها تهیه شده و به صورت یکجا در دسترس باشد بسیار سودمند خواهد بود.
۲. افزودن توضیحات و پانویس
چنان که گفته شد پس از پایان پروژه ضبط و پیاده سازی مصاحبهها و قرار دادن این مجموعه در اختیار تعدادی از کتابخانههای معتبر و مراکز دانشگاهی، حبیب لاجوردی تصمیم گرفت تعدادی از این خاطرات را به صورت کتاب منتشر کند. خاطرات علی امینی نخستین کتاب منتشر شده این مجموعه بود و در آن متن مصاحبه عیناً و بدون هرگونه اصلاح یا افزایش و کاهش به چاپ رسید. اما این شیوه چاپ هر چند وفاداری کامل به راوی را حفظ میکرد، برای مخاطبان ایجاد مشکلاتی میکرد. لاجوردی در این باره در پیوست کتابهای بعدی این مجموعه مینویسد: در پی انتشار جلدهای پیشین این مجموعه، بعضی خوانندگان خواندن آنها را دشوار یافته و خواستار حک و اصلاح کامل متنها شدند. به نظر آنان وفاداری ویراستار این مجموعه به شکل گفتوگوها، از روانی زبان متن میکاهد. برای چاپ خاطرات به صورت کتاب به دو راهی تازهای رسیدیم آیا متنهای ماشین شده را عیناً و بدون حک و اصلاح چاپ کنیم؟ که در این صورت تنها به کار پژوهشگران خواهد آمد. چرا که خواندن خاطرات ناویراسته و دست نخورده با انبوهی از مطالب گنگ و کلمات اضافی و تکراری برای خوانندگان عادی کاری دشوار و ناخوشایند است. و یا آنکه متنهای پیاده شده را بازنویسی و ویرایش کنیم تا خواندن آن روان و مطبوع گردد؟ که در این حالت اصالت منابع از دست میرفت چرا که سلیقه و کلام و تعبیرها و ارزشهای ویراستار بر آن تحمیل میگردید و خوانندگان دیگر نمیتوانستند نسبت به میزان تسلط روایت کننده به زبان فارسی و حافظه او قضاوت کنند.
با توجه به جوانب فوق، تصمیم گرفته شد این خاطرات در درجه اول برای استفاده پژوهشگران منتشر شود. در عین حال قرار شد کوشش کنیم این خاطرات حتی الامکان برای خوانندگان غیر متخصص هم قابل استفاده گردد، بدون اینکه اصالت خود را از دست بدهد. به این منظور برای روشن شدن مطلب پانویسهایی به آن اضافه گردید و در برخی موارد بعضی از کلمات جابه جا شده و برخی از جملات تکمیل شده است. البته نهایت کوشش به کار رفته است تا این اصلاحات معنی جملات را تغییر ندهد و هیچ مطلبی به اظهارات روایت کننده اضافه نشود و هیچ مطلبی هم کم نگردد. این تصمیم درست موجب شد هم اصالت متن گفت وگو را حفظ شود و هم با آوردن بعضی کلمات در [] جملات ناتمام یا نا مفهوم را کامل میکرد. ویراستار علاوه بر این برای قابل فهم تر شدن متن مطالبی در پانویس آورده است. از جمله نام کامل افراد ذکر شده در مصاحبه و معرفی مختصری از آنان، توضیحاتی درباره بعضی وقایع که به صورت مبهم در متن به آن اشاره شده و از این دست. متأسفانه این تصمیم تنها درباره متن مصاحبههای چاپ شده انجام شده که کمتر از ۱۰درصد کل مصاحبهها هستند. در صورتی که این شکل از ویراستاری و افزودن پانویسها برای باقی مصاحبهها نیز انجام شود کاری بسیار سودمند در راستای استفاده بیشتر از این پروژه خواهد بود.
۳. انتشار مصاحبههای منتشر نشده
یکی از مشکلات اصلی حبیب لاجوردی در اجرای طرح تاریخ شفاهی هاروارد قانع کردن چهرههای مختلف برای
اعتماد به او برای بیان خاطرات خود بود. دلایل این افراد برای امتناع از گفتوگو یکسان نبود، اما اغلب زمانی که دانستند میتوانند تا زمان دلخواه انتشار خاطرات خود را به تاخیر بیندازند، مصاحبه را پذیرفتند. لاجوردی در مقدمهای بر مجموعه تاریخ شفاهی ایران مینویسد: «امری که غالبا جنبه اقناعی داشت معطوف به ذکر این نکته بود که خاطرات آنها تا هر زمان که خود بخواهند از دسترس عموم دور خواهد ماند. به آنها یادآوری میشد که اسناد لئون تروتسکی نیز اکنون دهها سال است در دانشگاه هاروارد مقفول و محفوظ است و همین امر میتواند در مورد خاطرات آنها صادق باشد. این گونه بحثها غالبا مفید میافتاد اما همانطور که ذکرش رفت بودند کسانی که دم گرم ما در آهن سردشان اثر نکرد.»
از این رو تعدادی از مصاحبه شوندگان ضمن مصاحبه برای انتشار گفتوگوی خود محدودیت زمانی مشخص کردند. بعضی بین ۵ تا ۵۰ سال و گروهی هم انتشار مصاحبه را به بعد از دوره زندگی خود موکول کردهاند. ایجاد این امکان برای مصاحبه شوندگان به آنها فرصت میداد خاطرات خود را با ملاحظات کمتری در اختیار پروژه قرار دهند. از آنجا که چهل درصد راویان شرایطی جهت استفاده از خاطرات خود در نظر گرفتهاند کتابخانه هوتن دانشگاه هاروارد، مسئول حفظ نوارهای گفتوگوها شده است. این همان کتابخانهای است که یادداشتهای لئون تروتسکی دهها سال در آن محفوظ مانده است. تعهد دانشگاه به حفظ و عدم انتشار نوارهای روایات این عده باعث میشد که راویان بسیاری از ناگفتنیها را بگویند. در غیر این صورت احتیاط کاریهای
سنتی بسیاری از سیاستمداران ایرانی باعث میشد که این ناگفتنیها هرگز بازگو نشود. با این همه گفتنی است که به رغم همه این قول و قرارها بودند کسانی که تن به گفتن ناگفتنیها ندادند.»
قریب به اتفاق مصاحبههایی که محدودیت انتشارشان تا پایان سال ۲۰۰۸ بوده اکنون در دسترساند. اما بعضی مصاحبهها که مربوط به پس از این تاریخ هستند گرچه محدودیت زمانی شان گذشته یا راوی درگذشته تا کنون منتشر نشدهاند. از جمله آنان میتوان به مصاحبه تهمورس آدمیت، صفیه فیروز (نمازی)، مهری نوذری (کسرایی) و محمد مهدی شاد مهر اشاره کرد. این مصاحبهها طبق توافق قرار بود به ترتیب در سالهای ۲۰۱۴، ۲۰۱۶ و ۲۰۱۰ منتشر شوند. اما از آنجا که پروژه از سال ۲۰۰۸ به بعد عملاً رها شده، این مصاحبهها هنوز برای پژوهشگران دستیاب نیستند. بعضی دیگر از خاطرات ضبط شده مانند خاطرات ابونصر عضد قجر که محدودیتی برای انتشار نداشتهاند بدون دلیل ذکر شده تا کنون در سایت پروژه تاریخ شفاهی ایران قرار نگرفتهاند.
توصیه میشود چهرههای علمی دانشجویان و اساتیدی که امکان ارتباط با مرکز خاورمیانه دانشگاه هاروارد را دارا هستند از این امکان بهره جسته و به انتشار این مصاحبهها و تکمیل طرح تاریخ شفاهی ایران کمک کنند.
۴. پیاده کردن نوارهای پیاده نشده
چنان که لاجوردی در مقدمهای بر مجموعه تاریخ شفاهی ایران ذکر کرده است: یکی از مصاحبههای منتشر شده (مهدی موتمنی) و ۵ مصاحبه منتشر نشده (مصاحبههای تهمورس آدمیت، پروین روحانی، ابونصر عضد قجر، صفیه فیروز نمازی و علی اکبر مهتدی) تنها به صورت صوتی موجودند و نوارهای ضبط شده پیاده نشدهاند. علاوه بر مواردی که در آن مقدمه گفته شده، دو مصاحبهای که در سالهای پایانی پروژه در نیمه دوم دهه هفتاد شمسی انجام شده است (مصاحبه مهری نوذری کسرایی و محمد مهدی شادمهر) نیز پیاده نشدهاند. پس از انتشار مصاحبههای منتشر نشده لازم است این موارد نیز پیاده شوند و در دسترس پژوهشگران و مخاطبان قرار گیرند.
میتوان اضافه کرد که بعضی متنهای پیاده شده نسبت به نوار مصاحبه نقصهایی دارند. به عنوان نمونه نیمه دوم نوار هشتم از مصاحبه منوچهر هاشمی، نیمه دوم نوار دوم مصاحبه صادق امیر عزیزی و دقایق پایانی هر دو نوار مصاحبه ابراهیم مهدوی در متن پیاده شده موجود نیست.
۵. بازنویسی و تکمیل فهرست موضوعات و نامها
حبيب لاجوردی پس از ضبط بخش اصلی خاطرات و پیاده کردن آنها تصمیم گرفت برای این مصاحبهها ایندکس یا فهرست موضوعات و نامها تهیه کند. این کار به دست دستیار ارشد او ضیا صدقی انجام گرفت و اکنون در دسترس است. این کار مهم صدقی عملا استفاده از مصاحبههای پروژه را برای پژوهشگران بسیار آسان کرد و با مراجعه به این فهرست میتوان دانست که در میان همه مصاحبهها چه کسانی درباره موضوعی خاص
(مانند اصلاحات ارضی) یا شخصی (چون قوام السلطنه) سخن گفتهاند. اما از سه نظر بازنویسی این فهرست اعلام ضروری است. اول اینکه فهرست موجود بر اساس نوارها طبقه بندی شده است. برای مثال اگر به نام قوام السلطنه مراجعه کنید در فهرست نوار سوم مصاحبه احمد قریشی یا نوار دوم احمد مهبد ذکر شده است. اما هر نوار به طور میانگین ۲۰ صفحه ماشین شده است و از این رو فهرست موجود چندان دقیق نیست. چون خواننده خاطرات و مصاحبهها برای یافتن مقصود خود در هر مورد باید مطلب را حدوداً میان ۲۰ صفحه جست و جو کند. از این منظر لازم است فهرست اعلام یک بار دیگر بر اساس شماره صفحه مصاحبه ها، تنظیم شود.
دوم آن که مرحوم ضیا صدقی در هنگام نگارش فهرست مورد نظر بعضی نامها (مانند غلامعلی بایندر ) را سهواً یا عمداً انداخته است. همچنین بعضی سازمانها یا وقایع را در ضمن نمایه خود نیاورده یا به آنها عنوان مستقلی اختصاص نداده است. البته هنگامی که به حجم کار نظر میکنیم این اتفاق طبیعی است. ضیا صدقی به تنهایی حدود ۱۸۰۰۰ صفحه مصاحبه را اعلام نگاری کرده و وجود این خطا مسألهای غیر عادی نیست. باید توجه داشت که او در این کار تنها به فهرست نام افراد، سازمانها و موضوعات بسنده نکرده است. بلکه کوشیده جزئیات بیشتری را در دسترس قرار دهد. به طور نمونه درباره اشخاص در مسئولیتهای مختلف و موضوعات متفاوت عنوان جداگانه در نظر گرفته است. مانند (علی امینی در مقام نخست وزیر، علی امینی در مقام وزیر کابینه، علی امینی روابط با شاه)
و سوم آن که فهرست موضوعات و اعلام برای مصاحبههای پیاده نشدهای که پیشتر به آنها اشاره شد، موجود نیست. به این جهت برای تکمیل کار لازم است نامها و موضوعات برای این مصاحبهها استخراج شود.
۶. ترجمه مصاحبههای انگلیسی
در میان ۱۳۴ مصاحبه موجود در طرح تاریخ شفاهی ایران ۱۲ مصاحبه به زبان انگلیسی انجام شده است. ۶ مصاحبه با اشخاص آمریکایی و انگلیسی (مانند دنیس رایت و ویلیام میلر) و ۶ مصاحبه با ایرانیانی (مانند خداداد فرمانفرماییان و مظفر فیروز ) که تمایل داشتند خاطرات خود را به زبان انگلیسی ثبت کنند.
ترجمه این خاطرات گام دیگری برای تکمیل پروژه تاریخ شفاهی ایران است. حبیب لاجوردی ظاهرا در آغاز در نظر داشت همه مصاحبههای فارسی به انگلیسی ترجمه شود برای همین منظور دستیار ارشد او ضیا صدقی تمام یا بخشهایی از مصاحبه علی امینی، ابوالحسن ابتهاج احمد قریشی، محمد باهری، فریدون جم و فتح الله مین باشیان را به زبان انگلیسی برگرداند. لاجوردی بعدها از ادامه این کار منصرف شد. زبان این مصاحبهها باعث شده در سالهای اخیر که توجه به طرح تاریخ شفاهی هاروارد بیشتر شده، به ندرت به آنها ارجاع داده شود و به طور کلی میتوان گفت جز دو مورد ترجمه شده این مصاحبهها عملا خوانده و شنیده نشدهاند.
۷. یافتن اسناد و اوراق اهدایی مصاحبه شوندگان به پروژه هاروارد
در ضمن مصاحبههای انجام شده گاهی راویان بیان میکنند اسنادی را که مربوط به موضوع مورد بحث بوده در اختیار مصاحبه کننده قرار دادهاند. همچنین در بعضی موارد مانند مصاحبه مهدی سمیعی و عطاء الله خسروانی آنها از بیان برخی مطالب خودداری کرده و یادآور شدهاند از آنجا که این مطالب به صورت مکتوب در دست مصاحبه شونده قرار گرفته از گفتن آنها و ضبط در نوار پرهیز میشود. این مکتوبات که به تصریح مصاحبه کنندگان بنا بوده به نوارها ضمیمه شوند اکنون در سایت دانشگاه هاروارد قابل دسترس نیست و از سرنوشت آنها خبری نداریم. لاجوردی خود در آنچه درباره پروژه نوشته هیچ کجا به این اسناد و مکتوبات اشارهای نکرده است اما انتظار میرود اکنون در آرشیو کتابخانه بخش مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد موجود باشند.
انتشار این اوراق در کنار مصاحبهها میتواند نقش مهمی در تکمیل دادههای موجود در خاطرات ضبط شده باشند. به ویژه اینکه این نوشتهها غالبا مربوط به پیش از مصاحبهها بودهاند. به طور خاص در مصاحبه حبیب لاجوردی با مهدی سمیعی که از نظر حجم کمتر از میانگین مصاحبههای انجام شده است اما از نظر اطلاعات تازه تاریخی بسیار حائز اهمیت است. سمیعی در چندین نوبت از گفتن مطالب یا تفصیل آنها خودداری میکند به این بهانه که آنها را در میان نوشتههای خود به لاجوردی سپرده است. جست وجوی این اسناد اقدامی است که بر عهده پژوهشگران، چهرههای علمی و اشخاصی است که میتوانند با کتابخانه دانشگاه هاروارد و گروه مطالعات خاورمیانه ارتباط موثر برقرار کنند. اما از آنجا که هر برگ از این اوراق میتواند حاوی نکات ناشنیده تاریخی باشد، یافتن آنها میتواند به روشن شدن نقاط تاریک تاریخ معاصر مدد برساند.
۸. به دست آوردن مدارک اشاره شده در میان مصاحبهها
از خلال مصاحبهها مطالبی به دست میآید که شاید مستقیما به تکمیل پروژه هاروارد ارتباط نداشته باشند اما میتوانند به کار پژوهشگران تاریخ بیایند. به طور مثال ابوالحسن ابتهاج در ضمن گفتوگوی خود بیان کرده که خاطرات خود را به صورت روزانه نوشته بوده اما زمانی که پیش از انقلاب از ایران خارج شده آنها را به همراه خود نبرده است و اکنون در زمان مصاحبه احتمال میدهد که در هجوم انقلابیون به خانه و کاشانه اش این یادداشتهای روزانه از بین رفته باشند. مشابه این مطلب را جعفر شریف امامی به لاجوردی گفته و لاجوردی این مطلب را در مقدمه کتاب خاطرات شریف امامی یادآور شده است. محمود فروغی همچنین در میان گفتوگو درباره پدرش ذکاء الملک به خاطرات نوشته شده او درباره سفر کنفرانس پاریس اشاره میکند و آنها را در میان اسناد خود که در ایران مانده از دست رفته تلقی میکند. هر چند میدانیم در این مورد این یادداشتها با تلاش ایرج افشار فقید پیدا و سپس به کوشش محمد افشین وفایی و پژمان فیروز بخش منتشر شد که اهمیت آن در جای خود بحث شده است. میتوان امیدوار بود خاطرات ابوالحسن ابتهاج، جعفر شریف امامی و دیگر اسنادی که در بین مصاحبهها به آنها اشاره شده به دست پژوهشگران حاضر یافته و منتشر شوند.
۹. مقایسه تطبیقی
درباره اهمیت و جایگاه گفتوگوهایی که به منظور ضبط تاریخ شفاهی انجام میشوند گوناگون سخن رفته است. گروهی این مصاحبهها را از آن رو که متکی به حافظهاند و نیز گوینده در آنها احتمالا به خودستایی با تحریف واقعیات دست زده، واجد ارزش اندکی میدانند یکی از راههای موجود برای ارزش سنجی این موارد مقایسه میان گفتههای آنان و منابع دیگر است. به عنوان مثال بعضی از مصاحبه شوندگان خاطرات خود را در مواردی جز تاریخ شفاهی هاروارد هم منتشر کردهاند. از جمله آنان مهدی پیراسته، هوشنگ نهاوندی و دنیس رایت که تمام یا بخشی از خاطرات خود را به صورت کتاب یا نوشتههای پراکنده نشر کردهاند.
مقایسه میان گفتهها و نوشتههای آنان میتواند تا حدودی مورد توجه قرار گیرد. دیگرانی هم مانند محمد علی مجتهدی، عبدالکریم لاهیجی و علی امینی به جز هاروارد با پروژههای دیگر تاریخ شفاهی مانند بنیاد مطالعات ایران یا تاریخ شفاهی چپ ایران مصاحبه کردهاند. تحلیل یکسانی و تفاوت میان اقوال گفته شده در این مصاحبهها نیز میتواند نشانگر صدق و صحت گفتار راویان باشد. همچنین در صورتی که نوشتههای مفقود پیش گفته، مانند یادداشتهای روزانه ابوالحسن ابتهاج و جعفر شریف امامی روزی یافته و منتشر شوند برای مقایسه و تطبیق گفتهها بیاندازه دارای اهمیت خواهند بود.
۱۰. جمع آوری همه طرحهای تاریخ شفاهی در کنار هم
در طول چهل سال اخیر در کنار طرح تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد چند پروژه تاریخ شفاهی درباره بازه مشابه زمانی انجام شده است. این پروژهها گرچه با اهداف و چشم اندازهای مختلف و با متدهای متفاوتی انجام شدهاند میتوانند با در کنار هم قرار گرفتن یکدیگر را تکمیل کنند. در اینجا به اختصار بعضی از طرحهای انجام شده تاریخ شفاهی را معرفی میکنم.
۱۰.۱ طرح تاریخ شفاهی در بنیاد مطالعات ایران به کوشش مهناز و غلامرضا افخمی
این طرح با فاصله اندکی از پروژه هاروارد آغاز به کار کرد و اکنون در سایت بنیاد مطالعات ایران دستیاب است. گرچه در سایت این بنیاد تعداد مصاحبه شوندگان بیش از ۲۰۰ عنوان شده اما در فهرست اسامی تنها نام ۱۷۶ نفر ذکر شده است. در این میان تنها به دولتمردان نظامیان و چهرههای سیاسی موافق یا مخالف دوره پهلوی اکتفا نشده و با تعدادی از روشنفکران اساتید دانشگاه اقلیتهای مذهبی نویسندگان هنرمندان و روزنامه نگاران همچون داریوش آشوری، جمشید بهنام، حسن دهقانی تفتی، اسلام کاظمیه، نادر اردلان و احمد احرار مصاحبه شده است. حدود۱۸ نفر از مصاحبه شوندگان طرح هاروارد با این پروژه نیز گفتوگو کردهاند.
۱۰.۲ . تاریخ شفاهی چپ ایران به کوشش حمید احمدی
این پروژه که ۱۱۵ مصاحبه را در بر میگیرد نخستین طرحی است که در آن ضبط مصاحبهها به صورت تصویری بوده است. حمید احمدی در این پروژه تمرکز خود را بر جریانهای چپ در تاریخ معاصر ایران از ۱۹۲۰ تا ۱۹۹۰ میلادی (۱۳۰۰ تا ۱۳۷۰ شمسی) قرار داده است. او در انجام این طرح به پروژه هاروارد نظر داشته و یکی از اهداف او به دست دادن مکملی برای مجموعهها روارد است. او در مقدمه خود بر این مجموعه با تاکید بر لزوم مطالعه تطبیقی میان این منابع مختلف تاریخی آورده است: «در طرح تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد عمدتا مبتنی پر روایتهای شخصیتها و افرادی است که چهرههای شاخص نظام پیشین محسوب میشوند و در مقامها و منصبهای نظام پیشین مسئولیتهایی عهده دار بودند. به گمان من طرح تاریخ شفاهی در دانشگاه هاروارد از زاویه مطالعه و بررسی تاریخ سیاسی دوره پهلویها هنگامی جامعیت پیدا میکرد که با همان گستردگی از جریانهای اپوزیسیون آن دوره و بالاخص از شخصیتها و جریانهای متعدد چپ ایران در اپوزیسیون که وزن و جایگاه با اهمیتی دارد، خاطرات آنان در آن مجموعه جای میگرفت تا زمینه مناسبی برای مطالعه تطبیقی از روایتها فراهم میشد. بنظر من اجرای طرح تاریخ شفاهی چپ ایران میتواند مکمل گامهایی باشد که برای تنظیم تاریخ شفاهی حوزههایی از جامعه معاصر ایران و از جمله در ارتباط با نظام پیشین برداشته شد.
بخش اول این پروژه شامل ۲۶۲ ساعت نوار ویدئویی در طول سالهای ۱۳۷۳ تا ۱۳۷۵ با کمک انستیتو بین المللی تاریخ اجتماعی در آمستردام و زیر نظر تورج اتابکی انجام شد و از آن پس احمدی مرحله دوم طرح را به صورت شخصی ادامه داد. کار بزرگ حمید احمدی که عمدتا به تنهایی انجام داده شایسته تقدیر است. هر چند از این حدود ۱۱۰۰ ساعت تصویر ضبط شده تا کنون تنها مقدار اندکی به شکل تصویری و چند مصاحبه معدود به صورت کتاب منتشر شده است و این عدم انتشار موجب شده کار او مجهول القدر باقی بماند.
۱۰.۳ . تاریخ شفاهی کتابخانه ملی به کوشش شفیقه نیک نفس
غالب مصاحبههای این مجموعه (که تعداد آن در منابع مختلف تا ۶۰۰ مصاحبه ذکر شده با چهرههای فرهنگی در زمینه اسطوره و تاریخ (مانند مهرداد بهار، نور الله کسایی) ادبیات (مانند مهدی محقق و سیمین بهبهانی)، موسیقی (مانند حسین دهلوی و حسن کسایی)، هنر (مانند علی اکبر صنعتی و بهجت صدر ) و سينما و تئاتر ( مانند پری صابری و رقیه چهره آزاد) است.
اما در میان آن ضبط خاطرات چهرههای سیاسی مانند احسان نراقی (جامعه شناس و از نزدیکان فرح پهلوی، اکبر اعتماد (بنیان گذار و نخستین رئیس سازمان انرژی اتمی ایران)، امیر عبدالله کرباسچیان (از فدائیان اسلام) نصرت الله خازنی (رئیس دفتر محمد مصدق)، داوود هر میداس باوند (از اعضای جبهه ملی)، داریوش فروهر (از اعضای جبهه ملی)، انور خامهای (از اعضای حزب توده) نیز انجام شده است.
۱۰.۴ طرحهای دیگر
علاوه بر موارد ذکر شده پروژههای دیگری نیز در ذیل عنوان تاریخ شفاهی ایران انجام شده است. از آن جمله است: تاریخ شفاهی یهودیان ایرانی به کوشش هما سرشار، تاریخ شفاهی اقتصادی دانشگاه لندن به کوشش علی اصغر سعیدی، تاریخ شفاهی روابط ایران و امریکا در دانشگاه کلمبیا (گفت وگو با مقامات ارشد آمریکایی درباره سیاستهای خارجی آمریکا در مورد ایران تاریخ شفاهی موسسه مطالعات تاریخ معاصر زیر نظر مرتضی رسولی پور و تاریخ شفاهی و تصویری ایران (دوره پهلوی دوم) به کوشش حسین دهباشی و تاریخ شفاهی بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی.
انتشار این مجموعهها به صورت دیجیتال با قابلیت جست و جوی متنی و در کنار هم قرار گرفتن آنان میتواند بیاندازه برای محقق تاریخ معاصر قابل استفاده و ثمر بخش باشد.
چه این که هر یک از این طرحها با کیفیت روش و هدفی جداگانه انجام گرفته و خاطرات گروه متفاوتی از اشخاص را در بر میگیرد دسترسی به همه این مصاحبهها میتواند گستره و عمق کار پژوهشگر را افزایش دهد. به ویژه اینکه روایتها درباره هر موضوع مورد پژوهش به بیش از یک یا دو روایت برسد. این مسأله کار پژوهشگر را در نزدیک شدن به واقعیت ماجرا آسان تر خواهد کرد. به طور مثال در مورد نامهای که داریوش فروهر سنجابی و بختیار در خرداد ۱۳۵۶ به شاه نوشتند و بعدها به نامه سه امضایی شهرت یافت بررسی روایتهای سه گانه این اشخاص (سنجابی و بختیار در هاروارد) و فروهر (در مرکز اسناد ملی) در کنار هم قابل توجه است. چرا که در بعضی مطالب با هم یکسان و در برخی دیگر تفاوتهایی در آنها دیده میشود.
به پیشنهادهای مطرح شده میتوان عناوین دیگری نیز افزود انجام هر یک از موارد مطرح شده به دست ناشران
محققان و علاقه مندان میتواند گامی موثر در استفاده بهتر از این منبع دست اول تاریخ معاصر ایران باشدد. و نیز نوعی حق شناسی و قدردانی در باب میراث ماندگاری خواهد بود که حبیب لاجوردی و همکارانش از خود بر جای گذاشتند.
اکنون که حبیب لاجوردی در گذشته میل دارم این نوشتار را با سخنی که خود او در پایان مصاحبه با محمود فروغی گفته ختم کنم: «قرن بعد و سال دوهزار که یک محققی دارد این مصاحبه را گوش میکند، یک دعایی هم برای ما میکنند.»
* دیدگاه صرفا بازتابدهنده نظرات اساتید، محققان و پژوهشگران در حوزههای مختلف تاریخ معاصر است و مرکز اسناد انقلاب اسلامی بر آنست از این طریق فضای نقد و گفتگوی علمی را فراهم نماید. انتشار این مطالب به معنای رد یا تایید محتوای مورد نظر نیست.