فروشگاه
☰ X
مروری بر تاریخچه رأی اعتماد مجلس به دولت‌ها |  دولت اول

چالش‌های تشکیل اولین کابینه؛ وقتی رئیس‌جمهور با وزرای پیشنهادی مخالف و مجلس موافق بود!

چالش‌های تشکیل اولین کابینه؛ وقتی رئیس‌جمهور با وزرای پیشنهادی مخالف و مجلس موافق بود!
تشکیل کابینه‌ی اولین دولت رسمی جمهوری اسلامی به ریاست بنی‌صدر و نخست‌وزیری رجایی با چالش‌هایی مواجه شد. این چالش‌ها که در ادامه‌ی تقابل بنی‌صدر و حزب جمهوری اسلامی بود، بار دیگر در معرفی فهرست وزرای پیشنهادی به مجلس نمایان شد.
چهارشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۳ - ۱۳:۵۶

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ تشکیل کابینه‌ی اولین دولت رسمی جمهوری اسلامی به ریاست بنی‌صدر و نخست‌وزیری رجایی با چالش‌هایی مواجه شد. این چالش‌ها که در ادامه‌ی تقابل بنی‌صدر و حزب جمهوری اسلامی بود، بار دیگر در معرفی فهرست وزرای پیشنهادی به مجلس نمایان شد.

 

بنی‌صدر که با رجایی مخالف بود و او را گزینه‌ی تحمیلی مجلس می‌دانست، در اولین روزهای شروع به کار نخست‌وزیر رفتارهای تفرقه‌آمیزی از خود نشان داد. اولین اقدام او صادرنکردن حکم نخست‌وزیری رجائی بود. رئیس جمهور باید حکم نخست‌وزیر را صادر می‌‌کرد تا او بتواند در مهلت قانونی که حداکثر ده روز پس از رأی تمایل مجلس بود، اسامی وزیران پیشنهادی و برنامه‌ی دولتش را به مجلس اعلام کند. بنی‌صدر برای این‌که ناخشنودی خود را از انتخاب رجائی نشان دهد، تا روز ۲۹ مرداد، از صدور حکم نخست‌وزیری خودداری کرد و پس از صدور حکم نیز به قصد سفر به کرمان و جنوب خراسان، تهران را ترک کرد. بدین‌ترتیب رجائی عملاً نتوانست در مهلت قانونی مقرر برنامه‌ها و اعضای کابینه‌اش را برای رأی تمایل به مجلس معرفی کند و این کار پس از بازگشت بنی‌صدر از سفر ممکن شد. رجائی پس از کسب رأی تمایل نمایندگان مجلس، منتظر صدور حکم نخست‌وزیری‌اش از طرف رئیس‌جمهور نماند و بلافاصله شروع به مشورت و رایزنی برای انتخاب اعضای کابینه کرد. در اول شهریور ماه، با امام‌خمینی نیز دیدار کرد و در مورد اعضای کابینه با ایشان به مشورت پرداخت.

پس از بازگشت بنی‌صدر از سفر داخل کشور، رجائی، در اول شهریور، اسامی وزیران پیشنهادی‌اش را به او تقدیم کرد. بنی‌صدر در سوم شهریور ۱۳۵۹ نامه‌ی زیر را در مورد وزیران پیشنهادی به رجائی نوشت:

«آقای محمدعلی رجائی، نخست‌وزیر

با وزرایی که فهرستِ آن‌ها را برای اینجانب آورده‌اید، همان‌طور که روز اول گفتم کاری ندارم، خود می‌‌دانید. درباره‌ی وزرای دفاع و کشور به‌لحاظ حساسیت وضع کشور تصویب خود را لازم دیده‌ام.

ابوالحسن بنی‌صدر ۳/۶/۱۳۵۹»

 

اما بنی‌صدر در همان روز با تجدید نظر در تصمیم قبلی‌اش، نامه‌ی دیگری به رجائی نوشت، که با نامه‌ی قبلی تفاوت داشت:

«آقای محمدعلی رجائی، برادر عزیزم

از وقتی که فهرست وزرا در اختیارم قرار گرفت تا این لحظه از این فکر بیرون نرفته‌ام که با اوضاعی که داریم و خطراتی که ما را احاطه کرده‌اند، سرنوشت انقلاب و ایران چه می‌‌شود؟ از شما پنهان نمی‌کنم که وقتی اول بار فهرست را خواندم، این فکر به ذهنم رسید که خوب شد این ترکیب به‌زودی به همه معلوم خواهد کرد حق به جانب رئیس‌جمهوری بوده‌است که گروهی کوشیدند با ایجاد جو، حقوق قانونی او، در نتیجه‌ی مردم کشور را از او بگیرند. اما بلافاصله و تا امروز خود را سرزنش می‌‌کنم چرا این فکر باید به ذهن من خطور کند. چرا نباید از فاجعه‌ی قبل از وقوع جلوگیری کنم. این است که دیروز نظر خود را با صراحت به شما گفتم. از سؤال‌هایی که شما مطرح کردید، دوباره به این فکر افتادم بلکه اگر از پس امروز فردایی باشد، از نو مقصر بشوم که چرا در موقع خود ایستادگی و استقامت لازم را به خرج نداده‌ام. این است که می‌‌نویسم:

۱ـ شما را دارای این عیب می‌‌دانستم که اهل شور نیستید و همان می‌‌کنید که خود می‌‌خواهید. و چه دلیلی بهتر از اینکه قرآن به صراحت ما را به شور می‌‌خواند و رئیس‌جمهوری نه تنها مقام تصویب‌کننده است، بلکه به همین دلیل مقام ذی‌صلاحیتی است که شما باید [با] او در انتخاب وزیران شور می‌‌کردید. فرض کنید حق تصویب هم نمی‌داشتم، چه ضرری ممکن بود شما از شور کردن ببرید؟ از خود بپرسید چطور می‌‌توانید اعتماد و حسن ظن رئیس‌جمهوری را برانگیزید وقتی او آخرین کسی است که از اسم وزیران شما آگاه می‌‌شود؟ آیا شما اطمینان نمی‌دادید که ظن من نادرست است و شما اهل شور هستید؟ شما حتی وقتی بعد از سانحه به دیدار من آمدید، جز چند کلمه راجع به نامزد وزارت دفاع، حرفی از دولت خود نزدید. سالی که نکوست از بهارش پیداست. قدر مسلم دولتی که تصویب به کنار، وزرایش بدون شور رئیس‌جمهوری انتخاب شده‌اند، به‌طور قطع بدون شورا هم امور کشور را اداره خواهند کرد و از شما می‌‌پرسم این به سود انقلاب و کشور است؟ آیا یک مسلمان معتقد این‌طور عمل می‌‌کند؟ مقصود امام (ره) از مکتبی این است؟

۲ـ دیروز هم گفتم، من نمی‌توانم بگویم به‌خاطر مصلحت عمومی انقلاب، سکوت کردم، اما شما بهانه ندارید و وزرای شما کمتر از شما بهانه دارند. در امتحان مکتبی عمل‌کردن و وفاداری به قانون اساسی شما و کسانی‌که شما را نخست‌وزیر ساخته‌اند، رد و رفوزه شدید. شما خوب می‌‌دانید که من شما را نامزد نخست‌وزیر نکرده‌ام و حالا در رفتار روزمره این‌طور عمل می‌‌کنید و...

۳ـ اگر شور می‌‌کردید به شما می‌‌گفتم یک نخست‌وزیر موفق زیر بار ضابطه «مخالفت با رئیس جمهوری» برای انتخاب وزیر نمی‌رود. این‌ها که شما وزیر کرده‌اید و من می‌‌شناسم، نماینده‌ی نهادهای انقلابی نیستند، بلکه نماینده‌ی همان‌هایی هستند که می‌‌خواهند با این ترکیب حکومتی، جمهوری اسلامی را ساقط کنند.

تحقیقات من در نقاط مختلف کشور نشان می‌‌دهد که یک جریان قوی می‌‌خواهد نهادهای انقلابی را یا در دست بگیرد و یا خنثی و فلج کند. آن جریان قوی همان است که در نظام اجتماعی فعلی حاکمیت دارد. در شهرهایی موفق شده و در بیشتر جاها ناموفق بوده و در نتیجه در داخل این نهاد دو دستگی به‌وجود آورده ‌است. یک اقلیت کوچکِ کادر اداری این نهادها یک طرف و یک اکثریت عظیم کادر عملیاتی در طرف دیگر واقع شده‌اند. وزیران منتخب شما نماینده‌ی دیوان‌سالاری این نهادها هستند و همان خطر را که از ابتدا از آن می‌‌ترسیدم امروز روشن‌تر می‌‌بینم. اگر نظام اجتماعی ایران به‌راستی دگرگون نشود و با به‌وجودآمدن بن‌بست آن‌قدر در بی‌عملی بمانیم تا دیگر خطر تغییر نظام اجتماعی رفع بشود، نوبت جارو کردن همه‌ی ما فرا می‌‌رسد.

برادر عزیز، متأسفانه زمان لازم نشد تا پیش‌بینی من تحقق پیدا کند. این وزرا با ضوابط مکتب انتخاب نشده‌اند زیرا که:

۱ـ دستور قرآنی این است که مسلمان‌ها اشداء علی الکفار، رحماء بینهم باشند؛ برخی از این وزرا اشداء با رئیس‌جمهوری هستند و شما می‌‌گفتید که باید بر اشتراکات تکیه کرد و اطمینان می‌‌دادید که حرف‌هایی که شنیده‌ام در عمل و تجربه خواهیم دید که خلافش درست است.

۲ـ در انتخاب به تعبیر قرآنی، رویه‌ی ملوک اتخاذ شده‌است، حال آنکه باید بهترین استعدادها عهده‌دار امور می‌‌شدند.

۳ـ قرآن بعد از اعتقاد، بسط در علم و جسم را ضابطه قرار داده است و اغلب این وزیران نه علم متناسب با کار خود دارند و نه تجربه‌ی آن را.

۴ـ رابطه هم جای ضابطه را لااقل درباره‌ی بعضی از وزرا گرفته است...

۵ـ وزیر بازرگانی در شرایط محاصره مهم‌ترین کار را برعهده دارد، کمترین بی‌تجربگی فاجعه‌آمیز است.

و...

با توجه به شرایط «مکتبی» که چند شرط قرآنی آن را آورده‌ام، علاوه بر مسئولیت قانونی، احساس مسئولیت شرعی شدید نیز می‌‌کنم و به‌نظرم می‌‌رسد که نتوانم مسئولیت حتی سکوت را هم بپذیرم. به‌نظر می‌‌رسد این مطالب را با امام (ره) در میان بگذارید، اگر ایشان مرا از این مسئولیت معاف کرد، البته شما به کار با دولت خود مشغول شوید. خداوند شاهد باشد که جز عقیده و مسئولیت محرک ندارم و از لحاظ شخصی شاید این بهترین ترکیب باشد.

خداوند همه را به راه خود بخواند ان‌شاء‌الله».

ابوالحسن بنی‌صدر ۳/۶/۱۳۵۹»

رجائی نیز در پاسخ طی نامه‌ای در پنجم شهریور، به موارد مورد ایراد بنی‌صدر پاسخ گفت که به‌نوعی می‌‌توان آن را دیدگاه‌های او نیز به‌حساب آورد:

بسم الله الرحمن الرحیم

 برادر عزیز ـ آقای دکتر سید ابوالحسن بنی‌صدر ریاست محترم جمهوری

سلام علیکم

نامه‌ی چهار صفحه‌ای مورخ سوم شهریور ۱۳۵۹ جنابعالی را به دقت خواندم. از مقدمه‌ی آن چنین برمی‌‌آید که آقای رئیس‌جمهور در مذاکره با هیئت همکاری مجلس با رئیس‌جمهور در تعیین صلاحیتِ رئیس دولت که در نتیجه به تعیین و معرفی نخست‌وزیر از طرف جنابعالی منجر شد، نوعی عقب‌نشینی مصلحتی کرده‌اند و اینک پشیمان شده و تصمیم به ایستادگی گرفته‌اند و در نتیجه تشکیل دولت و معرفی آن به مجلس را به تأخیر ‌انداخته‌اند ... تقصیر ملت منتظر چیست؟

با توجه به سخنرانی‌هایی که شما بلافاصله بعد از توافق سکوت در حضور هئیت سه نفره داشتید و با توجه به اینکه تا آخرین ساعتِ مهلتِ مشهور ده روزه ابلاغ نخست‌وزیری اینجانب را صادر نفرموده بودید و نیز با توجه به جمله‌ی معهود خودتان که «من با وزراء کاری ندارم، جز دفاع و کشور» و بالاخره با توجه به مسافرت کرمان طبس که صبح روز صدور ابلاغ شروع شد، من بعد از مراجعت بلافاصله صورت را خدمت شما آوردم، معلوم می‌‌شود چرا با شما مشورت نکرده‌ام.

متأسفم که شما را در حالت مبارزه با عده‌ای می‌‌بینم که در نهایت مردم و نخست‌وزیر قربانی این مبارزه می‌‌شوند. لطفاً به جمله‌ی ضابطه‌ی مخالفت با رئیس‌جمهوری (قسمت سوم) در صفحه‌ی دوم نامه‌تان توجه فرمایید تا ریشه‌ی نابسامانی و موانع تمام نهادهای جمهوری اسلامی ایران برایتان معلوم شود. تهمتهایی که در نامه و مذاکرات حضوری نسبت به وزرای انتخابی روا داشته‌اید برای یک مسلمان متعهد قابل تحمل نیست و من شما را از اینکه این چنین برخوردهایی داشته و خود را دارای خط توحیدی می‌‌دانید، برحذر می‌‌دارم.

آری من در عمل روی اشتراکات تکیه می‌‌کنم و در مواجهه با مردم از آنچه با شما اختلاف دارم صحبت نکرده‌ام، زیرا به‌نظر من مردم قهرمان و نگران انقلاب بیش از این مستحق آزار نیستند. حرف‌ها و نوشته‌های من و شما را مردم دیده‌اند و تاریخ ثبت کرده و قضاوت نهایی با خداوند است که او احکم الحاکمین است و اما ضابطه‌ی انتخاب: خدا می‌‌داند که من در انتخاب در خط همه‌جانبه بودن امام (ره) را ضابطه قرار داده‌ام یا دشمنی با رئیس‌جمهور را؟ جنابعالی دکترای اقتصاد را بی‌تجربه و کارکشته در کار و کسب و اهل مطالعه و مطلع در امور اقتصادی داخل کشور را (به‌خاطر نداشتن مدرک) بی‌علم می‌‌خوانید. یکی را از اصحاب برادر آقای هاشمی و دیگری را دشنام‌گوی و... به اعتقاد من شما در دریافت از آیاتِ بسط در علم و جسم دچار اشتباه شده‌اید...

و اما حقیقت قضیه: مجلس منتخب مردم و نخست‌وزیر منتخب قاطع مجلس در خط امام (ره) امت خواهان استقرار نظم اسلامی در جامعه بوده و در این جهت حرکت می‌‌کند. برادرمان رئیس‌جمهور با گفتن «من سکوت می‌‌کنم» و به‌خصوص «با وزرای تو کار ندارم» احساس می‌‌کنند شاید از این پس باید بقیه‌ی دوران ریاست‌جمهوری را طبق قانون اساسی به کارهای خاصی بپردازند، زیرا مجلس ناظر بر اعمال وزراست و مردم از طریق مجلس شورای اسلامی با وزرا ارتباط قانونی پیاده می‌‌کنند. آقای رئیس‌جمهور ناگزیر باید به اصول ۱۲۲ تا ۱۲۹ و آنگاه به اصل ۱۲۱ توجه فرمایند. نخست‌وزیر نیز به اصول ۲ و ۲۱ و ۲۸ و ۲۹ و ۳۰ و ۳۱ و ۴۹ و ۵۲ فکر خواهد کرد و مجلس و قوه‌ی قضائیه نیز به اصول مربوطه و همه به اصل ۵۷ گردن خواهیم نهاد.

خداوند شاهد باشد که این بنده‌ی کوچک به آنچه برای تداوم انقلاب اسلامی و جلوگیری از اعواج حرکت انقلابی مردم قهرمانِ مسلمان ایران لازم بود، اقدام کرده‌ام.

اللهم وقفنا لما تحب و ترضی

محمدعلی رجائی ۵/۶/۱۳۵۹»

بنی‌صدر در هشتم شهریور نیز نامه‌ای در همین زمینه به امام‌خمینی نوشت و در آن نامه به اختلافش با نخست‌وزیر در مورد انتخاب وزیران اشاره کرد و نوشت که «معلوم شد اعضای هیئت وزیران مثل خودِ نخست‌وزیر یتغیرند». وی در پایان نامه از امام خواست هر تصمیمی را که صلاح می‌‌داند، اتخاذ کند؛ اما امام پاسخی همچون پاسخ قبلی‌اش در مورد پیشنهاد نخست‌وزیری سید احمد خمینی داد و نوشت اینجانب در این امور دخالت نمی‌کنم. موازین همان بود که کراراً گفته‌ام و سفارش من آن است که آقایان تفاهم کنند و اشخاص مؤمن به انقلاب و مدیر و مدبر و فعال انتخاب کنند. کار به اینجا ختم نشد و بنی‌صدر چند نامه نیز به مجلس نوشت و در آن نامه‌ها به تضعیف موقعیت رئیس‌جمهوری اشاره کرد و گفت که وزیران باید مورد تأیید رئیس‌جمهور باشند، در غیر این صورت امکان تفاهم و همکاری وجود ندارد.

با این همه و بدون اینکه اختلاف نظرهای رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر به تفاهم تبدیل شوند، روزها سپری شد و رجائی همه‌ی افراد مورد نظر خود را طی نامه‌ای به‌شرح زیر به رئیس‌جمهور معرفی کرد:

«بسم الله الرحمن الرحیم

برادر دکتر سید ابوالحسن بنی‌صدر، ریاست‌جمهوری

بدین‌وسیله آخرین صورتی‌که در جلسات مختلف مطرح شده و بسیاری مورد توافق و بعضی هم هنوز در گرو اظهارنظر نهایی شما می‌‌باشد به خدمت تقدیم می‌دارد تا هر طور مصلحت می‌‌دانید، اقدام نمایید: ۱ـ آموزش عالی و فرهنگ: دکتر حسن عارفی ۲ـ ارشاد ملی: عباس دوزدوزانی ۳ـ آموزش و پرورش: علی‌اکبر پرورش ۴ـ اقتصاد و دارایی: دکتر محسن نوربخش ۵ ـ بهداری: دکتر هادی منافی ۶ ـ بهزیستی: دکتر محمدعلی فیاض‌بخش ۷ـ ‌بازرگانی[در متن سند نیامده است] ۸ ـ برنامه و بودجه: سید اسماعیل داودی ۹ ـ پست و تلگراف و تلفن: دکتر محمود قندی ۱۰ ـ خارجه: مهندس میرحسین موسوی ۱۱ـ دفاع: سرهنگ جواد فکوری ۱۲ـ راه: مهندس موسی کلانتری ۱۳ـ شهرسازی و مسکن: مهندس محمدشهاب گنابادی ۱۴ـ صنایع: مهندس محمدرضا نعمت‌زاده ۱۵ـ کشاورزی: محمد سلامتی ۱۶ ـ کار: احمد توکلی ۱۷ـ وزیر کشور: آیت‌الله مهدوی‌کنی ۱۸ ـ مشاور در امور اجرایی: مهندس بهزاد نبوی ۱۹ ـ مشاور و سرپرست شرکت ملی فولاد ایران: دکتر محمود احمدزاده هروی ۲۰ ـ نیرو: دکتر حسن عباسپور ۲۱ ـ نفت: مهندس اصغر ابراهیمی.

چالش‌های تشکیل اولین کابینه؛ وقتی رئیس‌جمهور با وزرای پیشنهادی مخالف و مجلس موافق بود!

همچنین، رجائی بدون تصویب بنی‌صدر، فهرست وزیران پیشنهادی فوق را در نهم شهریور ۱۳۵۹، به مجلس شورای اسلامی معرفی کرد. از نهم تا پانزدهم شهریور نیز به بحث و بررسی و مذاکره در زمینه‌ی انتخاب وزیران کابینه سپری شد و نهایتاً در این روز بنی‌صدر طی نامه‌ای به مجلس شورای اسلامی، صورت اسامی چهارده نفر از ۲۱ نفر پیشنهادی رجائی را به‌شرح زیر برای کسب رأی تمایل معرفی کرد:

۱ـ آموزش عالی و فرهنگ: دکتر حسن عارفی ۲ـ ارشاد ملی: عباس دوزدوزانی ۳ـ بهداری: دکتر هادی منافی ۴ـ بهزیستی: دکتر محمدعلی فیاض‌بخش ۵ـ پست و تلگراف و تلفن: دکتر محمود قندی ۶ـ دفاع: سرهنگ جواد فکوری۷ ـ وزارت راه: مهندس موسی کلانتری ۸ـ شهرسازی و مسکن: مهندس محمدشهاب گنابادی ۹ـ صنایع: مهندس محمدرضا نعمت‌زاده ۱۰ـ کشاورزی: محمد سلامتی ۱۱ـ وزیر کشور: آیت‌الله مهدوی‌کنی ۱۲ـ مشاور و سرپرست شرکت ملی فولاد ایران: دکتر محمود احمدزاده ۱۳ـ نیرو: دکتر حسن عباسپور ۱۴ـ مشاور در امور اجرایی: مهندس بهزاد نبوی.

چالش‌های تشکیل اولین کابینه؛ وقتی رئیس‌جمهور با وزرای پیشنهادی مخالف و مجلس موافق بود!

 

در جلسه‌ی ۱۷ شهریورِ مجلس، بحث درباره‌ی کابینه به تندی درگرفت. در این جلسه، رجائی مفصلاً درباره‌ی مسائل مبهم و اختلاف نظر با رئیس‌جمهور و بالأخره وظایفی که در برابر مجلس دارد و کیفیت رأی اعتمادی که مجلس به وی و وزرا خواهد داد سخن گفت. در این جلسه اکثر وزیران رأی اعتماد گرفتند و رجائی برای دنباله‌ی تصمیمات، تقاضای جلسه‌ی غیرعلنی کرد. جو این جلسه تقریباً ملتهب بود و رئیس مجلس به‌سختی توانست نظم را در صحن مجلس حفظ کند. به‌هر حال بخش مهمی از کابینه تثبیت گردید.

 

هم‌زمان با انعقاد جلسه‌ی ۱۷ شهریور در مجلس و مباحث نمایندگان، رخدادی بسیار مهم، همه‌ی مسائل را تحت‌الشعاع قرار داد. حتی حجت‌الاسلام هاشمی‌رفسنجانی که سعی چشمگیری در تنش‌زدایی و صبر و بردباری به خرج می‌‌داد نتوانست در برابر این واقعه، واکنش نشان ندهد. بنی‌صدر در مراسمی که به‌مناسبت سالگرد شهدای ۱۷ شهریور، در میدان شهدای تهران برگزار شد، سخنرانی بسیار تند و بی‌پرده‌ای پیرامون مسائل جاری مملکت، وضع کابینه، رقابت‌های سیاسی موجود و بالأخره اهداف و امیال سیاسی خود ایراد کرد. شدت سخنان وی در این مراسم به حدی بود که همه‌ی ناظران سیاسی را متحیر و شگفت‌زده و ماهیت وی را برای همگان مشخص ساخت. بنی‌صدر پس از مقدمه‌چینی، یک‌باره از اقلیتی سخن گفت که قصد تسخیر همه‌ی امکانات سیاسی و نظامی کشور را دارند و اولین هدف آن‌ها رویارویی با رئیس‌جمهور و از میان بردن قدرت اوست. او گفت که آنان مترسک می‌تراشند، القای شبهه می‌‌کنند و دائم این گروه و آن گروه را پیش می‌‌کشند، تا مردم بترسند. سپس صریح‌تر به ابراز نظر پرداخت: «یک نظریه‌ای وجود دارد که باید یک اقلیت منسجم در خطی، حاکمیت کامل برقرار کند. این اقلیت برای استقرار حاکمیت خویش کوشیده‌است و می‌‌کوشد رهبری نهاد‌های انقلابی را به‌دست بگیرد. کوشیده است و می‌‌کوشد رادیو و تلویزیون و روزنامه را به‌دست بگیرد و نگذارد هیچ نشریه‌ای که مخالف باشد امکان حیات داشته‌باشد. می‌‌خواهد سپاه انقلاب، کمیته‌های انقلاب، انجمن اسلامی و هر گروه و حزب اسلامی را در قبضه بیاورد و از طریق حاکمیت برنامه‌ای را به اجرا بگذارد. این اقلیت می‌‌خواهد حکومت را قبضه کند و مخالفان حکومت را از راه همان روش‌هایی که گفتم منکوب کند و از سر راه بردارد و در نتیجه بدون مزاحم و مانعی برنامه‌ی خود را به اجرا بگذارد».

 بنی‌صدر چنین وضعی را به سود آمریکا خواند و گفت آمریکا به‌دنبال تحقق چنین هدفی است. او عدم موافقت با برخی از وزیران را در جهت جلوگیری از حاکمیت همین گروه اقلیت بر کشور خواند و گفت: «...به این گروه که دل خوش کرده است به قبضه‌ی حکومت، هشدار می‌‌دهم که من نظریه‌ی تو را افشا کردم. ضابطه‌های خود را گفتم. دفعه‌ی دیگر در صورتی‌که اصلاح نشدی و اصلاح نشوی، نوبت افشای با اسم و رسم می‌‌رسد».

 آقای هاشمی‌رفسنجانی و جمعی از یاران شورای انقلاب که در منزل دکتر بهشتی گرد هم آمده‌بودند، به‌سرعت از سخنرانی تند و تشنج‌آفرین بنی‌صدر باخبر شدند. نخستین عکس‌العمل آن‌ها تماس با امام‌خمینی(ره) بود. حجت‌الاسلام هاشمی ‌رفسنجانی خاطره‌ی این واقعه را این‌گونه بیان نموده‌است: «... سخنرانی بنی‌صدر در ۱۷ شهریور را، ما که در منزل شهید بهشتی جمع بودیم از رادیو شنیدیم و همان‌جا به پیشنهاد جمع، من تلفنی از حاج احمد آقا خواستم که امام درباره‌ی جواب گفتن ما به آن اظهارات، نظر بدهند و جواب رسید که امام فرموده‌اند با توجه به تخلف بنی‌صدر از دستور حفظ حرمت دیگران، در جواب گفتن آزادیم».

 این اظهارات عجیب، که لحنی عصبی و انفجاری داشت، سخت به زیان گوینده‌ی آن تمام شد. در واقع دست او را رو کرد. بنی‌صدر با عمومی‌کردن پیچیدگی‌ها و معضلات سیاسی، امکان تفاهم با رقبا را به حداقل رساند. او پیروزی حزب جمهوری اسلامی را در انتخابات مجلس نادیده می‌‌گرفت، اما پیروزی خود را در انتخابات ریاست‌جمهوری دال بر حمایت مردم می‌‌دید. بنی‌صدر در کنار همه‌ی این مسائل و در چارچوب روابط و نهادها و مقامات سیاسی حاکم در ایران، در آن مقطع کاملاً تنها بود. این تنهایی را می‌‌توانست با تحبیب برخی وزرا و جناح‌های مجلس یا با استفاده از اهرم‌های سیاسی پراکنده کاهش دهد، اما با خروج از قواعد بازی، آیت‌الله بهشتی و هاشمی‌رفسنجانی نیز مهر سکوت را شکستند و پاسخ‌های دندان‌شکنی به وی دادند.حتی رجائی نیز که به‌شدت از این‌گونه جنجال‌ها احتراز می‌‌کرد و لااقل در ملاءعام تظاهر به وحدت و تفاهم با رئیس‌جمهور می‌‌کرد علناً به وی معترض شد.

 آیت‌الله بهشتی در پاسخ به ادعای بنی‌صدر نسبت به آرای مردم گفت: «مردم در مورد دو نهاد یا شخصیت رأی می‌‌دهند: یکی در انتخابات رئیس‌جمهور و یکی در انتخابات نمایندگان مجلس شورای اسلامی. بنابراین باید گفت که مردم به برنامه‌هایشان رأی نداده‌اند. مردم رأی داده‌اند و رئیس‌جمهور انتخاب کرده‌اند. چگونگی اداره‌ی کشور را هم قانون مشخص کرده‌است نه اینکه هرچه رئیس‌جمهور گفت باید اجرا شود. طبق قانون، کشور دولت دارد، مجلس دارد و برای اجرای هر برنامه‌ای دولت و مجلس وظایفی دارند و برنامه دارند. بنابراین برنامه و وظایف هر نهاد قانونی مشخص است». آیت‌الله بهشتی این سخنان را در حالی به زبان آورد که تاکنون جز در برابر گروهک‌ها، مواضعی این‌گونه انتقادی از خود بروز نداده‌بود. وی در آغاز همین سخنان درباره‌ی اشاره‌ی بنی‌صدر به حاکمیت گروه اقلیت، صریحاً گفت: «اگر منظورشان حزب جمهوری اسلامی بود... مواضع حزب در قبال رئیس‌جمهور، دولت، مجلس و انقلاب روشن است...».

 آقای هاشمی‌رفسنجانی نیز حمله‌ی تلویحی بنی‌صدر به حزب جمهوری اسلامی را این‌گونه نقد کرد: «من دلم می‌‌خواست که ایشان آن‌قدر صداقت به خرج می‌‌دادند که صریح نام آن اقلیت را می‌‌بردند، آیا این اقلیت حزب جمهوری اسلامی است؟ آیا...؟ این در شأن رئیس‌جمهور نبود».

 حجت‌الاسلام والمسلمین هاشمی همچنین به‌مسائل اساسی اشاره کرد و گفت: «من آماده‌ام تا دلایل خود را مبنی بر عدم توافق صددرصد با بنی‌صدر اعلام کنم و بگویم که چرا ما نمی‌توانیم به‌طور همه‌جانبه با ایشان مثل آقای رجائی موافق باشیم. خلاصه همان‌قدر که ایشان از حکومت مکتبی‌ها وحشت می‌‌کنند، ما هم به همان‌ اندازه از حکومت لیبرال‌ها وحشت داریم».

این مسئله سبب شد تا کابینه‌ی رجائی به‌سرعت رأی اعتماد بگیرد. مجلس بدین‌وسیله موضع خود را در برابر رئیس‌جمهور، به وی تفهیم کرد. دولت نیز بلافاصله در روز ۱۹ شهریور ۱۳۵۹ اولین جلسه‌ی رسمی خود را تشکیل داد.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید: