کد خبر: ۹۴۵۲
خواب براندازی از روزنه فرهنگ
از میان گروههای مختلف و متنوع ضد انقلاب ایرانی مقیم غرب فقط سلطنت طلب ها هستند که هنوز حال و هوای روزهای قدرت را تا حدودی در سر دارند و خواب بازگشت به حاکمیت را می بینند. سایر ضد انقلابیون هر کدام به دلایلی به این نتیجه رسیده اند که دیگر کار از کار گذشته و به نظام جمهوری اسلامی لطمه ای نمی توان وارد کرد.
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ ثبات نظام جمهوری اسلامی باعث سردرگمی و انفعال آمریکا شده است. تیتر یک روزنامه ی جمهوری اسلامی روز شنبه ۱۹ مهر سال ۱۳۷۶ اختصاص یافته است به سخنان آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در خطبه های نماز جمعه تهران که در آن پیشنهاد کرده دولت آمریکا از ماجراجویی و سیاسیت یک بام و دو هوا در قبال ایران دست بردارد و برای پرهیز از رسوایی بیشتر در خليج فارس مزاحمت ایجاد نکنند. وی گفته است موشک ضد هوایی که در جريان تمرین نظامی ذوالفقار آزمایش شد با ۲۵۰ کیلومتر برد، ایران را قادر میسازد تا از پشت رشته کوههای زاگرس از فضای خليج فارس دفاع کند و اینکه تلاش ایران برای ساخت بمبهای اتمی و شیمیایی و موشک تنها یک ادعا، حرف و بهانه جویی از سوی دولت آمریکا است و حقیقت امر مخالفت واشنگتن با پیشرفت و توسعه ایران اسلامی نهفته است.
جنبش اسلامی فلسطین حماس هم آمریکا را سرکرده تروریسم جهانی معرفی کرده است. این جمله را عبدالعزیز الرنتیسی یکی از رهبران برجسته حماس در نوار غزه تاکید کرده و گفته که استراتژی حماس بر پایه جهاد تا آزادی همه سرزمين فلسطین است و آمریکا بزرگترین کشور تروریست جهان است و این بخش دیگری از مبارزه اش علیه اسلام است.
روزنامه را ورق زده و به صفحه ۱۲ آن که به فرهنگ و اندیشه اختصاص دارد می رویم به یادداشتی بدون عنوان نام نویسنده با تیتر - خواب براندازی از روزنه فرهنگ - بر می خوریم که به بررسی فعالیتها و کارهای بنیاد مطالعات ایران اختصاص دارد که از جمله بنیادهای ضد نظام جمهوری اسلامی است. در ابتدای یادداشت آمده است؛
از میان گروههای مختلف و متنوع ضد انقلاب ایرانی مقیم غرب فقط سلطنت طلب ها هستند که هنوز حال و هوای روزهای قدرت را تا حدودی در سر دارند و خواب بازگشت به حاکمیت را می بینند. سایر ضد انقلابیون هر کدام به دلایلی به این نتیجه رسیده اند که دیگر کار از کار گذشته و به نظام جمهوری اسلامی لطمه ای نمی توان وارد کرد.
در ادامه می خوانیم؛ مخالفین نظام جمهوری اسلامی به کمک آمریکا و سایر قدرتهای غربی و اقمار آنها در منطقه راههای زیادی را برای براندازی این نظام پیمودند ولی به نتیجه نرسیدند، کودتای نظامی، محاصره اقتصادی، ایجاد تنگناهای سیاسی، تهاجم فرهنگی و بمبارانهای تبلیغاتی از جمله این راهها بود. اکنون سالهاست بر همگان روشن شده است که راهی برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ندارند. در این میان، سلطنت طلبها هنوز این واقعیت را نفهمیده اند، آنها هر چند اکثر راهها را مسدود می یابند ولی هنوز به تهاجم فرهنگی دل بسته اند و با بودجه هایی که غربی ها بخصوص سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) در اختیارشان قرار می دهد در خواب و خیال براندازی نظام جمهوری اسلامی از روزنه فرهنگ هستند. بر همین اساس آنها محافل و انجمن ها و بنیادهای متعددی در کشورهای مختلف اروپايی و آمریکایی تشکیل داده اند و از طریق این مراکز که عموما از بودجه های قابل ملاحظه دولتهای غربی تغذیه میشوند مشغول فعالیتهای فرهنگی علیه جمهوری اسلامی ایران هستند.

یادداشت فوق اینگونه ادامه پیدا می کند که؛
از جمله این مراکز، بنیاد مطالعات ایران است که در سال ۱۳۶۰ در آمریکا تأسيس شده. این بنیاد با این تحلیل توسط تعدادی از وابستگان به دربار شاه معدوم تأسيس شده است که آنها ناچار هستند برای مدت طولانی در خارج از کشور اقامت داشته باشند و به همین دلیل باید اقدام به انجام کاری در دراز مدت نمایند تا بتوانند زمینه سازی هایی برای آینده به عمل آورند و از این طریق بنیان نظام جمهوری اسلامی را که بر شالوده فرهنگ استوار است سست نمایند.
سپس ادامه داده، تفاوت بنیاد مطالعات ایران با مراکز دیگری که در خارج از کشور از طریق کار فرهنگی در صدد مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران هستند از قبیل - کیان - و - بنیاد محوی - این است که بنیاد مطالعات ایران علاوه بر وابستگی هایی که مثل آنها به قدرتهای خارجی دارد مستقیما با بقایای خاندان پهلوی و مهره های اصلی رژیم ساقط شده شاه ارتباط آشکار دارد و با استفاده از بودجه کلانی که در اختیار آن است در زمینه انتشار کتاب و نشریه، برگزاری گردهمایی ها، اعطای جوایز و سایر اقدامات هزینه بر با دست بازتری عمل می کند. این بنیاد در تعدادی از کشورها نیز نمایندگی هایی تأسيس کرده و این امر نشان می دهد که علاوه بر پشتیبانی های مالی، از حمایتهای سیاسی آمریکا و اروپا نیز در سطح گسترده ای بهره مند است تا جایی که از معافیتهای مالیاتی دولت آمریکا نیز برخوردار است.
یادداشت نويس ادامه داده است که با بررسی عملکرد این بنیاد میتوان شناخت بیشتری از اهداف آن بدست آورد که بخشی از این فعالیتها عبارت است از؛
- انتشار مداوم و منظم فصلنامه ایران نامه که از سال ۱۳۶۱ تاکنون بیش از ۵۰ شماره از آن منتشر شده است.
- چاپ و توزیع کتاب توسط انتشارات بنیاد مطالعات ایران که این کتابها عموما به زبان فارسی و کمتر به زبان انگلیسی است و بیشتر شامل موضوعات تاریخی و ادبی می باشد و مبلغ دیدگاههای سلطنت طلبان و مروج فرهنگ منحط شاهنشاهی و ايران قبل از اسلام است.
- برگزاری سمینارها و برپایی سخنرانی های متعدد در مورد مسائل مختلف ایران شامل موضوعات ادبی، هنری و تاریخ ایران تا بررسی مسائل و تحولات ایران معاصر و برگزاری یادواره ها از جمله فعالیتهای این بنیاد است.
در ادامه این مطلب آمده است که بعضی از اینگردهمایی ها و سخنرانی ها با همکاری دانشگاهها و مراکز ایرانشناسی آمریکا برگزار میشود مثل برگزاری سمینار مشترک بنیاد مطالعات ایران و انجمن مطالعات خاورمیانه.
سپس اضافه می کند که انجمن مذکور پیوند نزدیکی با شورای روابط خارجی و وزارت خارجه آمریکا دارد و به تئوریزه کردن و تبیین خط مشی سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه می پردازد. این انجمن همواره اساتید ایرانی مقیم خارج را شناسایی و در تحلیل تحولات ایران از آنها بهره می برد.
این مطلب این گونه ادامه می یابد که، نفوذ در مناطق فارسی زبان و کشورهای حوزه تمدنی ایرانی از دیگر اقدامات این بنیاد است که بدنبال فروپاشی اتحاد شوروی و پیدایش جمهوری های جدید تاجیکستان و آذربایجان و فارسی زبانان افغانستان، بنیاد مطالعات ایران فعالیت گسترده ای در این مناطق آغاز کرده که در جمهوری تاجیکستان از شدت بیشتری برخوردار است. این فعالیتها دقیقا با خط مشی سرویسهای اطلاعاتی و وزارت خارجه آمریکا در مهار نفوذ جمهوری اسلامی در این مناطق همنوایی دارد. فارس زبانهای این کشورها در جستجوی ایران و ایرانی و زبان فارسی هستند و آمریکا تلاش می کند از طریق استفاده از ايرانيان مقیم آمریکا، مانع از نفوذ جمهوری اسلامی در این مناطق گردد. علاوه بر این، همه ساله این بنیاد طرحهای تحقیقاتی و تزهای دکترای دانشجویان ایرانی و خارجی را که در مورد ایران نوشته شده است مورد بررسی قرار داده و به بهترین پژوهش هزار دلار جایزه می دهد.
در پایان این یادداشت می خوانیم؛
تدوین تاریخ شفاهی ایران به عنوان شیوه ای جدید در سال ۱۳۶۳ توسط بنیاد مطالعاتایران و با همکاری دانشگاه هاروارد و اساتید ایرانی آغاز شد. بنیاد مطالعات ایران در واقع با این کار قصد خود را برای تفسیر دلخواه از وقایع و رخدادهای تاریخ معاصر، بلکه برای تهیه اسناد و مدارک این دوره به شکل دلخواه خود برای ارائه به آیندگان نشان داده است.
انجام این کار، هراس از تکرار تجربه تلخ و ناگواری که با انحصار تاریخ نگاری انقلاب مشروطه در دست فراماسونها و غربزده ها بر سر تاریخ نگاری ایران آمد را بر می انگیزد. هر چند روشن است که این تلاشهای کور راه به جایی نخواهد برد ولی اطلاع از این فعالیت گسترده، برای متولیان فرهنگ در نظام جمهوری اسلامی می تواند حساسیت برانگیز باشد.