غائله جنگل و جریانشناسی مبارزاتی گروههای چپ
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ «سازمان چریکهای فدایی خلق ایران» در فروردین ماه ۱۳۵۰ از پیوند کامل دو گروه مخفی «جزنی- ظریفی» و «احمدزاده- مفتاحی- پویان»، به وجود آمد. قبل از ادغام این دو گروه، گروه جزنی معروف به گروه «جنگل» یا «سیاهکل» از افراد جوان و نسبتاً سابقهدار تشکیل شده بود و سابقه فعالیتشان به سالهای ۴۴و ۴۵ میرسید. مؤسسین ابتدایی گروه بیژن جزنی، عباس سورکی و ضرار زاهدیان بودند. آنها جزو یکی از اولین گروههایی بودند که به مبارزه مسلحانه با رژیم پهلوی در شرایط آن روز ایران اعتقاد پیدا کرده بودند و به تدارک مقدمات آن پرداختند. آنهل مبارزه سیاسی ـ نظامی را لازم و ملزوم هم میدانستند.
تعریف جزنی از عملیات مسلحانه اینچنین بود: «مبارزه مسلحانه در شرایط فعلی جنبشی است ضددیکتاتوری و مرحلهای است از جنبش رهاییبخش مردم با اتکا به شعار حیاتدهنده سرنگونی دیکتاتوری فردی شاه و تأکید بر خواستههای اقتصادی مردم.» عدهای از اعضای گروه مانند علیاکبر صفایی و محمد صفاری آشتیانی توانستند با پیوستن به مبارزان فلسطینی و کسب تجربیات لازم به همراه مقادیری اسلحه و مهمات به ایران بازگردند. آنان، در کنار تعالیم نظامی، مقالات و رسالههای خود را همراه با ترجمه آثار مارکس و لنین، ادبیات انقلابی آمریکای لاتین و کتب و مقالات انقلابیون چپ جهانی همچون چه گوارا و کاسترو و... در اختیار افراد گروه قرار میدادند تا بتوانند با برنامهریزی مشخص و استفاده از تجربیات رهبران مکاتب فکری مورد نظرشان به پیش روند.
گروه دوم از چپهایی که به مشی مبارزه مسلحانه با رژیم روی آورده بودند، گروهی سیاسی متشکل از جوانهای مبارز کمونیست بودند که سابقه فعالیتشان به سالهای ۱۳۴۶ برمیگشت. مؤسسین اصلی این گروه، مسعود احمدزاده، عباس مفتاحی و امیرپرویز پویان بودند که با هماندیشی یکدیگر این گروه را به وجود آوردند و به همین دلیل به «گروه پویان ـ مفتاحی ـ احمدزاده» نیز معروف شدند. احمدزاده با ترجمه کتابهایی چون «مسائلی درباره تز دبره»، تجربه کمونیستهای سایر نقاط جهان را در اختیار دیگر همگروهیهای خویش قرار میداد. پویان نیز معتقد بود: «برای اینکه پایدار بمانیم، رشد کنیم و سازمان سیاسی طبقه کارگر را به وجود آوریم، باید طلسم ضعف خود را بشکنیم، باید با توده خویش رابطهای مستقیم و استوار به وجودآوریم.»و به دنبال این پیوند، مبارزه مسلحانه را گسترش دهیم.» احمدزاده هدف خود و دیگر گروههای کمونیست را ایجاد حزب مارکسیست ـ لنینیست میدانست، و گروه خود را چنین توصیف کرد: «گروه ما نیز با هدف عاجل آموزش مارکسیسم ـ لنینیسم و تحلیل شرایط اقتصادی ـ اجتماعی میهن ما تشکیل شده بود.» مشی مبارزاتی این گروه نیز مانند گروه جزنی ـ ظریفی، مشی مسلحانه بود.
در روزهای آخر بهارو تابستان ۱۳۴۹، گروه جزنی برای تدارک و تکمیل اجرای یک برنامه شناسایی ۶ ماه به نواحی روستایی شمال رفت. در همان سال گروه جزنی، برای تأمین مالی عملیات به بانک وزرا دستبرد زد و شاخه تبریز، گروه احمدزاده، مسلسلهای شهربانی تبریز را در ۱۵ بهمن ۴۹ مصادره و منابع لازم جهت آغاز فعالیتهای عینی خویش را تأمین کرد. این گروه در هنگام قطعی شدن حرکت به سمت شمال، با گروه احمدزاده ارتباط برقرار کرد. هر دو گروه به این نتیجه رسیدند که متحداً برنامهای برای مبارزات آینده خود تنظیم کنند. نهایتاً گروه احمدزاده افرادی را برای عملیات در نواحی شمال ایران به منظور کمک به گروه جنگل اعزام کرد و همکاری بین دو گروه برای نخستین بار به منظور رسیدن به هدفی مشترک آغاز شد.
بدین ترتیب مقدمات عملیات معروف به سیاهکل در شمال ایران آماده شد. این عملیات بعدها به شناسنامه مبارزات مسلحانه گروههای چپ در ایران تبدیل شد. در روز ۱۹ بهمن ۱۳۴۹ گروه جنگل به یاری گروه احمدزاده پاسگاه ژاندارمری سیاهکل در لاهیجان را مورد حمله قرار دادند. در این حمله عدهای از اعضای این سازمان کشته شدند. قصد آنان از حمله به پاسگاههای محلی و خلعسلاح آنها تداوم این روش و دریافت حمایت مردم برای مقابله با سلطنت پهلوی بود... در این حادثه بیش از ۶۰ نفر از افسران و درجهداران حکومت از بین رفتند؛ اما با پایان یافتن آذوقه و مهمات اعضای گروههای چپ، عدهای از روستاییان به رهبری کدخدا توانستند آنان را دستگیر کنند و یا از پای دربیاورند. در این جریان ۱۷ نفر دستگیر، و۱۳ نفر از متهمین بهسرعت در ۲۷ اسفند تیرباران شدند که اسامی آنها عبارت بود از: علیاکبر صفایی فراهانی، احمد فرهودی، محمدعلی محدث قندچی، ناصرسیف دلیلصفایی، هادی بندهخدا لنگرودی، شعاعالدین مشیدی، اسکندر رحیمی، غفور حسنپور اصیل، محمدهادی فاضلی، عباس دانش بهزادی، هوشنگ نیری، جلیل انفرادی، اسماعیل معینی عراقی.
حمید اشرف که توانست از معرکه جان سالم به در ببرد، بعدها الگوی و تئوریسین اصلی سازمان شد. حملات اعضای باقیمانده به بدنه حاکمیت پهلوی ادامه داشت تا جایی که در واکنش به اعدام ۱۳ تن از بازداشتشدگان حادثه سیاهکل، حمله به کلانتری قلهک از سوی گروه احمدزاده در ۱۶ فروردین ۱۳۵۰ و کشتن سپهبد ضیاء فرسیو در ۱۷ فروردین به دست حمید اشرف و اسکندر صادقینژاد، انجام شد. حادثه سیاهکل نخستین رویارویی مسلحانه بین حکومت و تئوریسینهای چپ در ایران بود و اگرچه به شکست و دستگیری گروه چریکی انجامید؛ اما از منظر بازماندگان گروه جزنی و احمدزاده، نقطه عطفی در تکامل جریان چپ در ایران و اولین عملیات مسلحانهای بود که جو خفقان دیکتاتوری حکومت شاه را شکست.
باری، واقعه ۱۹ بهمن که از سوی رهبران و تئوریسینهای سازمان چریکهای فدایی خلق همیشه به عنوان نقطه عطفی در مبارزه علیه استبداد تلقی میشد، درست بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دستاویزی در دست بازماندگان سازمان چریکهای فدایی خلق شد تا به بهانه برگزاری سالگرد ۱۹ بهمن ۱۳۴۹، بتوانند رنگ و بویی سیاسی به مراسم داده و مخالفت خود را با جمهوری اسلامی علنی کنند و دست به تشنجآفرینی در شهرهای مختلف مرزی ایران ازجمله گنبد، کردستان، سیستان و بلوچستان، خوزستان و آذربایجان بزنند. بیژن جزنی تئوریسین برجسته سازمان که در ۲۹ بهمن ۵۴ اعدام شد، همیشه تصور میکرد جنبشهای ملی که در برابر رژیم وابسته به امپریالیسم قرار دارند، خودبهخود ماهیتی ضدامپریالیستی پیدا میکنند. وی هیچگاه نمیتوانست پیشبینی کند که خیلی زود زمانی فرا میرسد که میراثداران او بعد از سرنگونی رژیم پهلوی با کارگزاران رژیم وابسته به امپریالیسم و عوامل رژیم بعث عراق در قالب حمایت از مردم، روی در روی انقلابی مردمی قرار میگیرند و با ایجاد جنگ داخلی در بعضی از مناطق شهری، خواهان سهمخواهی از قدرت و تجزیهطلبی در ایران برمیآیند. با این ترفند، اعضای سازمان چریکهای فدایی خلق ایران با پیروی از کمونیستهای شوروی که توانسته بودند در دو مرحله، دولت کمونیستی را در شوروی به قدرت برسانند، انقلاب ۲۲ بهمن ۵۷ را گام اول قیام نامیدند و معتقد بودند که در گام دوم، گروههای چپ میتوانند انقلاب واقعی را به ثمر برسانند و خود بر اریکه قدرت بنشینند. با طرح و نقشه گفته شده اعضای سازمان که در اول انقلاب از سوی حاکمیت طرد نشده بودند، توانستند در سالهای متمادی به بهانه برگزاری سالگرد حماسه سیاهکل و سالگرد قیام ۲۲ بهمن با انتشار اعلامیههای حاوی مفاهیمی چون خلقهای ایران، عملا مسیر تجزیهطلبی را در ایران در پیش گیرند و تشنجات بسیاری را در کشور به وجود آوردند که درنهایت با شروع فاز نظامی مبارزات مسلحانه خود علیه جمهوری اسلامی ایران جنگی تمامعیار را در شهرهای مختلف ایران مخصوصاً گنبد و کردستان آغاز کردند.

متن سند
۵۸/۱۱/۱۹
۱۹ بهمن را گرامی میداریم
تاریخ مبارزات خلق قهرمان ایران علیه سلطه امپریالیستها و ارتجاع شاهد دلاوریها و حماسهآفرینیهای بیشماری است که در مقطع مشخص تاریخی تحولی عظیم در مسیر انقلابی جامعه پدید آوردند، حماسه کوبا، حماسه ویتنام، حماسه تیر، ۱۵ خرداد ، حماسه سیاهکل...
۱۹ بهمن ۴۹ ازجمله روزهایی است که آتش مبارزات خلق پس از سالها رکود و خمود از زیر خاکستر سکوت و ترس به دست پیشگامان خلق شعله کشید و سیاهی ۱۶ سال سکوت خلق را با سرخی گلوله روشنی بخشید. اینک دهمین سالگرد جنبش سیاهکل را گرامی میداریم و به شهدایش درود میفرستیم، لازم است هرچند به طور خلاصه با بررسی جنبش نوین کمونیستی، ماهیت اپورتونیستهایی را که سازمان ما را غصب کردهاند و همان فرزندان خلف حزب توده میباشند بیش از پیش افشا کنیم.
امپریالیست با کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ توسط رژیم دستنشانده منفور پهلوی پایههای متزلزل اقتصادی اجتماعی سیاسی... خود را درایران تثبیت کرد و از این تاریخ به بعد ایران عرصه تاخت و تاز امپریالیسم و جولانگاه سرمایههای خارجی و در راس آن آمریکا شد. عمال داخلی به پاس خوشخدمتی و تضمین حیات خودشان هر جنبشی را سرکوب و هر مبارزه را آماج گلوله قرار دادند، ترور و خفقان بر همهجا سایه افکند و جنبشهای خودبهخودی به علت عدم وجود پیشاهنگ انقلابی و سلطه نظامی امپریالیسم سرکوب شد. حزب توده که عملکردهایش در جهت تکوین کودتا بود جنبش را با حرکتهای رفرمیستی و سازشکارانه به بن بست کشانید. دستنشاندگان امپریالیسم برای لاپوشانی تضادها دست به مانور اصلاحات ارضی زدند ولی در عمل این حرکت به ضد خود تبدیل شده و در قیام مردم ستمدیده ایران علیه دشمن دیرینش تجلی یافت. ولی رژیم با یورش و قتلعام مردم چهره خونخوار و وحشیانه خود را به نمایش گذاشت و مردم این بار دشمن خود را عریان و واضح در مقابل خود دیدند اما این آتش نیز زیر خاکستر ماند.
همگام با امپریالیسم که از طریق حکومت دستنشانده شیوههای ضد خلقی و ضد انقلابی خود را که در مقابله با جنبشهای آزادیبخش جهان تجربه کرده بود و علیه خلقها در ایران به کار میبست، فرصتطلبان و سازشکاران نیز نیروهای پادوی خودشان را یا به زیر تیغ جلادان سپرده و یا با سوءاستفاده از حسننیتشان آنان را به انحراف میکشاندند.
در اواخر دهه ۴۰ و تحت این شرایط فرزندان راستین خلق که اغلب در گروههای مارکسیستی گرد آمده بودند و در جستوجوی راهی بودند تا بتوانند مبارزات انقلابی خلق را به پیش ببرند لازم بود با اپورتونیسم حاکم و نماینده آن یعنی حزب توده که هرگونه حرکت انقلابی را به دلیل عدم وجود شرایط عینی انقلاب تخطئه میکرد و تا آن زمان مرزبندی قاطعی با آن نشده بود، مبارزه و پیگری را آغاز نمود. جنبش نوین عملا ترور و اختناق را شکست و نشان داد که رژیم ببر کاغذی بیش نیست. اکنون ما میبینیم که تئوری مبارزه مسلحانه، تئوری انقلابی جامعه ما برخلاف تبلیغ به دست فرصتطلبان تازه به دوران رسیده افتاده است.

متن سند
هممیهنان مبارز!
با شرکت هرچه وسیعتر در میتینگی که به مناسبت بزرگداشت ۲۲ بهمن سالروز قیام خلق و ۱۹ بهمن رستاخیز سیاهکل در روز جمعه ۱۷ بهمن ماه ساعت ۱۰ صبح در میدان آزادی برگزار میشود، یاد شهدای خلق را گرامی داشته و از دستاوردهای قیام دفاع کنیم.
سازمان چریکهای فدایی خلق ایران

متن سند
آقای مصطفی یاهو ریاست محترم اداره تربیت بدنی شهرستان مهاباد
بااحترام
سازمان چریکهای فدایی خلق ایران برای بزرگداشت اولین سالروز قیام مسلحانه قهرمانانه خلقهای ایران و دهمین سالگرد حماسه سیاهکل در نظر دارد که مراسمی بدین مناسبت برگزار شود. لطفا دستور فرمایید که سالن تربیتبدنی شهرستان مهاباد در روزهای ۱۸ و ۱۹ در اختیار سازمان قرار گیرد.
سازمان چریکهای فدایی خلق ایران شاخه کردستان
۵۸/۱۱/۱۳
برگرفته از :
نقش سازمان چریکهای فدایی خلق ایران در غائله گنبد و کردستان پس از پیروزی انقلاب اسلامی، انسیه باصری، ۱۴۰۲