فروشگاه
☰ X
به بهانه ۱۳ آبان؛

مروری بر ۷ دهه دشمنی آمریکا علیه ملت ایران

article
بیش از هفت دهه از مداخلات، فشار‌ها، اقدامات خصمانه و جنگ آشکار آمریکا علیه ایران می‌گذرد؛ از کودتای ۲۸ مرداد و حمایت از سرکوب مردم تا جنگ تحمیلی، ترور، تحریم‌های اقتصادی و محروم‌سازی بیماران از دارو. بازخوانی این کارنامه تاریخی، روایتی از فراز و فرود دشمنی‌های واشنگتن با ملت ایران و پاسخ به ادعا‌هایی است که می‌کوشند این گذشته را از حافظه تاریخی حذف کنند.
چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۵ - ۱۳:۵۹

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ اظهارات دونالد ترامپ درباره اینکه ایرانی‌ها در طول سال‌های گذشته شمار زیادی از آمریکایی‌ها را کشته‌اند، بار دیگر ضرورت بازخوانی تاریخ روابط ایران و ایالات متحده و بررسی کارنامه مداخلات و اقدامات خصمانه واشنگتن علیه ملت ایران را آشکار می‌کند. ترامپ در گفت‌وگوی تلفنی دوم نوامبر ۲۰۲۶ با شان هنیتی در شبکه فاکس‌نیوز، با اشاره به کشته‌شدن نظامیان آمریکایی و حمله به ناو «یو‌اس‌اس کول»، ایران را مسئول مرگ شمار زیادی از آمریکایی‌ها معرفی کرد و ترور سردار قاسم سلیمانی را نیز در همین چارچوب مطرح کرد. متن کامل این گفت‌و‌گو در گزارش و متن پیاده‌شده مصاحبه ترامپ با شان هنیتی در ۲ نوامبر ۲۰۲۶ قابل دسترسی است.

اما مسئله اساسی این است که چرا در روایت رئیس‌جمهور آمریکا، تاریخ روابط دو کشور از نقطه‌ای آغاز می‌شود که ایران در جایگاه متهم قرار گرفته و سابقه طولانی مداخلات، فشار‌ها و اقدامات نظامی و امنیتی ایالات متحده علیه ایران به حاشیه رانده می‌شود؟ آیا می‌توان از کشته‌شدن انسان‌ها سخن گفت، اما از کودتا، سرکوب، ترور، حمایت از گروه‌های مسلح، حمله به هواپیمای مسافربری، تحریم دارو و مشارکت در جنگ علیه یک ملت چشم پوشید؟

برای پاسخ به این پرسش، باید به جای گرفتارشدن در جدال‌های تبلیغاتی، کارنامه تاریخی آمریکا را بر اساس رویداد‌ها و اسناد بررسی کرد. آنچه در این بازخوانی اهمیت دارد، صرفاً شمارش حوادث نیست؛ بلکه نشان‌دادن الگویی مستمر از مداخله و اعمال فشار است که از دوران پیش از انقلاب آغاز شده و پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز با اشکال مختلف ادامه یافته است.

در این یادداشت، جنایت‌ها و اقدامات خصمانه آمریکا را می‌توان در چهار محور اصلی بررسی کرد: کشتار و ترور، تحریم و محروم‌سازی از نیاز‌های حیاتی، حمایت از گروه‌های تروریستی و تجزیه‌طلب، و مداخلات سیاسی و نظامی علیه استقلال و امنیت ایران.

۱. کشتار، سرکوب و ترور؛ از حمایت از رژیم پهلوی تا حمله مستقیم نظامی

یکی از مهم‌ترین وجوه مداخله آمریکا در تاریخ معاصر ایران، پشتیبانی از ساختار‌های سرکوبگر و مشارکت در اقداماتی است که به کشتار و از میان رفتن جان شهروندان ایرانی انجامیده است. این روند را نمی‌توان صرفاً به دوران پس از انقلاب اسلامی محدود کرد.

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و تثبیت حکومت پهلوی:

 نخستین نمونه روشن مداخله سازمان‌یافته آمریکا در حاکمیت ملی ایران، کودتای ۲۸ مرداد است. اسناد رسمی منتشرشده وزارت خارجه آمریکا و سازمان سیا، از جمله اسناد عملیاتی مربوط به طرح تی‌پی‌آژاکس، از برنامه‌ریزی و تأمین مالی عملیات براندازی دولت محمد مصدق حکایت دارند. در یادداشت چهارم آوریل ۱۹۵۳ کرمیت روزولت، رئیس بخش خاور نزدیک و آفریقا در اداره طرح‌های سیا، درخواست تأمین اعتبار برای عملیات ویژه تی‌پی‌آژاکس مطرح شده است. این سند در آرشیو اسناد رسمی روابط خارجی آمریکا درباره حمایت از عملیات تی‌پی‌آژاکس قابل مشاهده است. همچنین مجموعه اسناد وزارت خارجه آمریکا درباره ایران در سال‌های ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۴ ابعاد مختلف تصمیم‌گیری و اجرای این عملیات را مستند کرده است. این مداخله، علاوه بر سرنگونی دولت قانونی، زمینه تثبیت استبداد سیاسی و گسترش دستگاه سرکوب در سال‌های بعد را فراهم کرد.

قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲: در جریان اعتراضات مردم به بازداشت امام خمینی در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، نیرو‌های نظامی رژیم پهلوی به سرکوب خونین معترضان پرداختند. حمایت سیاسی و نظامی آمریکا از حکومت پهلوی و نقش آن در تقویت ساختار امنیتی و نظامی رژیم، بخشی از زمینه تاریخی این سرکوب بود.

 پژوهش مرکز اسناد انقلاب اسلامی درباره نقش آمریکا و رژیم صهیونیستی در قتل‌عام مردم ایران در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲

 البته در تفکیک مسئولیت تاریخی باید میان نقش مستقیم نیرو‌های رژیم پهلوی در تیراندازی و کشتار و مسئولیت سیاسی و حمایتی آمریکا از حکومت تمایز گذاشت.

حمایت از عراق در جنگ تحمیلی: پس از پیروزی انقلاب اسلامی، حمایت آمریکا از صدام حسین در جنگ هشت‌ساله یکی از مهم‌ترین مصادیق اقدامات خصمانه واشنگتن علیه ملت ایران بود. دولت آمریکا از سال ۱۳۶۱ به بعد، با هدف جلوگیری از پیروزی ایران، حمایت‌های سیاسی، اطلاعاتی و اقتصادی خود از عراق را گسترش داد. اهمیت این حمایت زمانی آشکارتر می‌شود که بدانیم واشنگتن از کاربرد گسترده سلاح‌های شیمیایی توسط عراق علیه نیرو‌های ایرانی اطلاع داشت. در یادداشت اطلاعاتی اول نوامبر ۱۹۸۳ وزارت خارجه آمریکا، استفاده عراق از سلاح‌های شیمیایی مورد اشاره قرار گرفته است. این سند که در آرشیو امنیت ملی دانشگاه جرج واشنگتن منتشر شده، نشان می‌دهد مقام‌های آمریکایی از استفاده مکرر عراق از سلاح‌های شیمیایی آگاه بودند.

یادداشت محرمانه وزارت خارجه آمریکا درباره استفاده عراق از سلاح‌های شیمیایی

اسناد اطلاعاتی بعدی سیا نیز از ابعاد گسترده این حملات پرده برمی‌دارند. در یک برآورد اطلاعاتی مورخ ۲۰ فوریه ۱۹۹۱، سیا اعلام کرد که ایران در جنگ با عراق بیش از ۵۰ هزار تلفات ناشی از سلاح‌های شیمیایی، شامل هزاران کشته، متحمل شده است. متن سند سیا درباره تلفات ناشی از کاربرد سلاح‌های شیمیایی عراق علیه ایران این واقعیت را تأیید می‌کند. مسئله مهم این است که آمریکا با وجود اطلاع از این جنایات، حمایت خود از بغداد را به‌طور مؤثر متوقف نکرد.

حمله به هواپیمای مسافربری ایران: در ۱۲ تیر ۱۳۶۷، ناو جنگی وینسنس آمریکا در آب‌های خلیج فارس هواپیمای مسافربری ایرباس ایران را هدف قرار داد. در این جنایت، ۲۹۰ سرنشین هواپیما، شامل زنان و کودکان، جان خود را از دست دادند. این حادثه از روشن‌ترین نمونه‌های حمله مستقیم نیرو‌های نظامی آمریکا به شهروندان ایرانی است. موضوع در اسناد سازمان ملل و پرونده‌های حقوقی بین‌المللی نیز ثبت شده است. گزارش سازمان ملل درباره پرواز ۶۵۵ و کشته‌شدن ۲۹۰ سرنشین آن از جمله منابع قابل استناد این واقعه است. در سال ۱۹۹۶، دو کشور بر سر پرداخت غرامت به خانواده قربانیان به توافق رسیدند؛ توافقی که بدون پذیرش مسئولیت حقوقی آمریکا صورت گرفت.

ترور سردار قاسم سلیمانی: در ۱۳ دی ۱۳۹۸، حمله پهپادی آمریکا در نزدیکی فرودگاه بغداد به شهادت سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، و همراهانش انجامید. این اقدام، ترور هدفمند یک مقام رسمی نظامی کشور دیگر در خاک عراق بود. گزارش اگنس کالامار، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور اعدام‌های فراقضایی، در سال ۲۰۲۰ تأکید کرد که بر اساس شواهد ارائه‌شده از سوی آمریکا، این حمله مصداق قتل خودسرانه و مغایر با حقوق بین‌الملل بوده است. متن گزارش گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره استفاده از پهپاد‌های مسلح برای ترور هدفمند و نسخه کامل گزارش در شورای حقوق بشر سازمان ملل از منابع مهم این پرونده هستند. بنابراین، دولت آمریکا که امروز از کشته‌شدن نیرو‌های خود سخن می‌گوید، باید درباره اقدام مستقیم خود در ترور یکی از عالی‌ترین فرماندهان نظامی ایران نیز پاسخگو باشد.

 

۲. تحریم غذا و دارو؛ فشار اقتصادی بر زندگی و سلامت مردم

یکی از مهم‌ترین تناقض‌های ادبیات سیاسی آمریکا، ادعای حمایت از مردم ایران در کنار اعمال تحریم‌هایی است که آثار آن مستقیماً زندگی روزمره و سلامت شهروندان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. واشنگتن همواره مدعی بوده است که تحریم‌هایش شامل غذا، دارو و اقلام بشردوستانه نمی‌شود؛ اما واقعیت این است که تحریم گسترده نظام بانکی، محدودیت مبادلات مالی و تهدید شرکت‌ها و مؤسسات خارجی، عملاً امکان تهیه بسیاری از اقلام حیاتی را دشوار کرده است.

گزارش سازمان دیده‌بان حقوق بشر در ۲۹ اکتبر ۲۰۱۹ با عنوان «فشار حداکثری: تحریم‌های اقتصادی آمریکا به حق سلامت ایرانیان آسیب می‌زند» از اسناد مهم در این زمینه است. این گزارش با بررسی وضعیت بیماران ایرانی نشان می‌دهد که تحریم‌ها، با وجود معافیت‌های رسمی دارویی، موجب اختلال در تأمین دارو و تجهیزات پزشکی شده‌اند.

متن کامل گزارش دیده‌بان حقوق بشر درباره آثار تحریم‌های آمریکا بر سلامت ایرانیان

در این گزارش، به‌طور مشخص به چند گروه از بیماران اشاره شده است:

·        بیماران پروانه‌ای (EB): این بیماران برای مراقبت از زخم‌های خود به پانسمان‌های تخصصی نیاز دارند. گزارش دیده‌بان حقوق بشر از امتناع یک شرکت اروپایی از فروش این پانسمان‌ها به ایران، با وجود معافیت‌های بشردوستانه، خبر می‌دهد.

·        بیماران مبتلا به سرطان و سرطان خون: محدودیت در تأمین دارو‌های تخصصی و مواد اولیه دارویی، روند درمان این بیماران را با دشواری مواجه کرده است.

·        بیماران مبتلا به صرع: دشواری دسترسی به دارو‌های وارداتی، به‌ویژه برای کودکانی که به درمان‌های معمول پاسخ نمی‌دهند، می‌تواند پیامد‌های جبران‌ناپذیری داشته باشد.

·        بیماران هموفیلی: اختلال در دسترسی به دارو‌های مورد نیاز این بیماران نیز از جمله پیامد‌های محدودیت‌های تجاری و مالی است.

نکته مهم آن است که مشکل فقط ممنوعیت مستقیم فروش دارو نیست. تحریم‌های بانکی و هراس شرکت‌های بین‌المللی از مجازات‌های آمریکا، حتی معاملات مجاز بشردوستانه را نیز مختل می‌کند. این پدیده که در ادبیات اقتصادی و حقوقی از آن با عنوان «بیش‌احتیاطی تحریمی» یاد می‌شود، عملاً دسترسی بیماران به دارو را دشوارتر می‌کند. بنابراین، وقتی دولت آمریکا از حمایت از مردم ایران سخن می‌گوید، باید به این پرسش پاسخ دهد که چرا سیاست فشار حداکثری آن، حتی امکان تأمین برخی دارو‌ها و تجهیزات پزشکی را برای بیماران ایرانی محدود کرده است؟ آیا محروم‌کردن یک بیمار از داروی مورد نیازش، صرفاً به دلیل دشواری مبادلات بانکی، با ادعای حمایت از حقوق بشر سازگار است؟ در اینجا باید تأکید کرد که آثار انسانی تحریم‌ها را نباید به‌سادگی از مسئولیت سیاست‌گذار جدا کرد. حتی اگر هدف اعلامی تحریم‌ها فشار بر دولت باشد، هنگامی که پیامد قابل پیش‌بینی آن متوجه بیماران، کودکان و اقشار آسیب‌پذیر می‌شود، نمی‌توان آن را صرفاً یک ابزار بی‌طرف اقتصادی دانست.

 

۳. حمایت از گروه‌های تروریستی و تجزیه‌طلب

یکی دیگر از محور‌های قابل بررسی در کارنامه آمریکا، رویکرد دوگانه این کشور در مواجهه با گروه‌های مسلح و تروریستی است. واشنگتن از یک سو خود را مدعی مبارزه با تروریسم معرفی می‌کند و از سوی دیگر، در مقاطع مختلف، با گروه‌هایی همکاری کرده یا از ظرفیت آنها برای اعمال فشار بر کشور‌های مخالف سیاست‌هایش بهره برده است.

حمایت سیاسی از سازمان منافقین: سازمان مجاهدین خلق که در دهه‌های گذشته مسئولیت عملیات مسلحانه و ترور شهروندان ایرانی را بر عهده داشته است، در سال ۱۹۹۷ از سوی وزارت خارجه آمریکا در فهرست سازمان‌های تروریستی خارجی قرار گرفت. با این حال، دولت آمریکا در ۲۸ سپتامبر ۲۰۱۲ تصمیم به خارج‌کردن این سازمان از فهرست تروریستی گرفت. نکته قابل توجه آن است که وزارت خارجه آمریکا در همان بیانیه رسمی، صراحتاً به سابقه تروریستی این سازمان، از جمله نقش آن در قتل شهروندان آمریکایی در ایران در دهه ۱۹۷۰، اذعان کرد. این تصمیم، به‌ویژه در شرایطی که سازمان مذکور همچنان دارای سابقه خشونت و همکاری با صدام حسین در دوران جنگ تحمیلی بود، نمونه‌ای قابل بررسی از تغییر معیار‌های سیاسی واشنگتن در مواجهه با گروه‌های مسلح است. بیانیه رسمی وزارت خارجه آمریکا درباره خروج سازمان مجاهدین خلق از فهرست سازمان‌های تروریستی در سال ۲۰۱۲ این موضوع را تأیید می‌کند.

گروه جندالله و ناامنی در جنوب شرق ایران: یکی دیگر از پرونده‌های مهم در این زمینه، فعالیت گروه تروریستی جندالله به سرکردگی عبدالمالک ریگی است. این گروه با انجام عملیات مسلحانه، بمب‌گذاری، گروگان‌گیری و حمله به نیرو‌های نظامی و شهروندان، شمار زیادی از ایرانیان را به شهادت رساند. در سال ۲۰۰۷، شبکه خبری ABC آمریکا گزارشی منتشر کرد که در آن به نقل از منابع اطلاعاتی آمریکایی و پاکستانی ادعا شده بود مقام‌های آمریکایی از سال ۲۰۰۵ گروه جندالله را به‌صورت محرمانه تشویق و راهنمایی کرده‌اند. این گزارش مدعی بود که ارتباط با گروه به شکلی تنظیم شده است که الزاماً به تأمین مالی مستقیم از سوی دولت آمریکا منجر نشود. باید توجه داشت که این گزارش به‌تنهایی اثبات‌کننده یک سیاست رسمی و مصوب دولت آمریکا برای حمایت از جندالله نیست؛ اما طرح چنین ادعایی از سوی یک رسانه آمریکایی و با استناد به منابع اطلاعاتی، ضرورت بررسی جدی این پرونده را نشان می‌دهد.

 پژوهش مرکز اسناد انقلاب اسلامی درباره حمایت آمریکا از عملیات‌های تروریستی در ایران و گروه جندالله.

 

جنگ دوازده‌روزه؛ ورود مستقیم آمریکا به منازعه

در جنگ دوازده‌روزه ایران و اسرائیل در خرداد ۱۴۰۴، حملات نظامی اسرائیل به مناطق مختلف ایران به شهادت و مجروح شدن شمار زیادی از مردم، از جمله زنان و کودکان، انجامید. سازمان عفو بین‌الملل در گزارش «ضرورت فوری حفاظت از غیرنظامیان در پی تشدید بی‌سابقه درگیری‌ها میان اسرائیل و ایران» خواستار رعایت حقوق بشردوستانه بین‌المللی از سوی طرف‌های درگیر شد. نقطه مهم در این جنگ، ورود مستقیم ایالات متحده در ۲۲ ژوئن ۲۰۲۵ و حمله به تأسیسات هسته‌ای فردو، نطنز و اصفهان بود؛ اقدامی که آمریکا را به یکی از طرف‌های مستقیم مخاصمه تبدیل کرد. سازمان دیده‌بان حقوق بشر در گزارش خود درباره حمله اسرائیل به زندان اوین و نقض قوانین جنگ در جریان درگیری دوازده‌روزه تصریح کرده است که حمله به اوین در ۲۳ ژوئن، در غیاب هدف نظامی آشکار و با کشته شدن دست‌کم ۸۰ نفر، از جمله زندانیان، خانواده‌های آنان و کارکنان زندان، مصداق ظاهری جنایت جنگی بوده است. هرچند این حمله مشخصاً به اسرائیل نسبت داده شده، ورود مستقیم آمریکا به جنگ و حمله به تأسیسات ایران، مسئولیت این کشور را در بررسی حقوقی کل منازعه و پیامد‌های آن برجسته می‌کند.

 

جنگ رمضان؛ حملات گسترده و نقض حقوق غیرنظامیان

در ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریه ۲۰۲۶) آمریکا و اسرائیل حملات نظامی مشترکی را علیه ایران آغاز کردند؛ جنگی که در گزارش‌های حقوق بشری از آن با عنوان درگیری‌های گسترده پس از این تاریخ یاد شده است. سازمان عفو بین‌الملل در گزارش تفصیلی ایران را «محصور میان حملات غیرقانونی آمریکا و اسرائیل » اعلام کرد که حملات آمریکا و اسرائیل به زیرساخت‌های غیرنظامی، از جمله نیروگاه‌ها، پل‌ها، دانشگاه‌ها، مدارس، مراکز درمانی، ساختمان‌های مسکونی و تأسیسات صنعتی، خسارات گسترده‌ای به بار آورده است. این سازمان همچنین با استناد به آمار‌های رسمی منتشرشده، از کشته شدن دست‌کم ۲۳۶۲ غیرنظامی، از جمله ۳۸۳ کودک، تا هفتم آوریل ۲۰۲۶ خبر داد. گزارش دیده‌بان حقوق بشر درباره قوانین جنگ در منازعه آمریکا، اسرائیل و ایران نیز یادآور می‌شود که طرف‌های درگیر موظف‌اند میان اهداف نظامی و غیرنظامی تمایز قائل شوند و از حملاتی که خسارات نامتناسبی به غیرنظامیان وارد می‌کند، خودداری کنند. بر اساس این معیارها، حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی و تهدید به نابودی تأسیسات حیاتی جمعیت، صرفاً یک اقدام نظامی معمولی نیست و می‌تواند نقض جدی حقوق بشردوستانه بین‌المللی محسوب شود.

مدرسه میناب

یکی از تکان‌دهنده‌ترین حوادث این جنگ، حمله به مدرسه ابتدایی دخترانه شجره طیبه در میناب در ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریه ۲۰۲۶)  بود. این حمله در ساعات برگزاری کلاس‌های درس رخ داد و بر اساس تحقیقات عفو بین‌الملل، ۱۵۶ نفر، از جمله ۱۲۰ کودک، جان خود را از دست دادند. عفو بین‌الملل در گزارش تحقیقی خود با عنوان «مسئولان حمله مرگبار آمریکا به مدرسه که بیش از صد کودک را کشت باید پاسخگو باشند» اعلام کرد که شواهد بررسی‌شده نشان می‌دهد مدرسه مستقیماً با مهمات هدایت‌شونده هدف قرار گرفته و نیرو‌های آمریکایی در اتخاذ همه اقدامات احتیاطی ممکن برای جلوگیری از آسیب به غیرنظامیان کوتاهی کرده‌اند. این سازمان خواستار انجام تحقیقات شفاف و پاسخگویی عاملان حمله شد. دیده‌بان حقوق بشر نیز در گزارش «حمله آمریکا و اسرائیل به مدرسه ایران باید به‌عنوان جنایت جنگی بررسی شود» بر ضرورت تحقیق مستقل و مجازات مسئولان احتمالی این حمله تأکید کرد. اهمیت این حادثه تنها به شمار قربانیان آن محدود نیست؛ هدف قرار گرفتن مدرسه‌ای مملو از دانش‌آموزان، نقض آشکار اصل حمایت از کودکان و اماکن آموزشی در مخاصمات مسلحانه است.

 

فشار اقتصادی پس از جنگ؛ تحریم به‌مثابه ابزار آسیب‌رسانی به مردم

با پایان یا توقف مقطعی عملیات نظامی، فشار‌های اقتصادی آمریکا علیه ایران متوقف نشد؛ بلکه تحریم‌ها و محدودیت‌های مالی و تجاری همچنان به‌عنوان ابزار فشار ادامه یافت. گزارش دیده‌بان حقوق بشر با عنوان «فشار حداکثری؛ تحریم‌های اقتصادی آمریکا حق سلامت ایرانیان را تهدید می‌کند» مستند کرده است که تحریم‌های گسترده آمریکا، حتی با وجود معافیت‌های اعلام‌شده برای کالا‌های بشردوستانه، دسترسی ایران به دارو و تجهیزات پزشکی را با دشواری جدی مواجه کرده است. محدودیت‌های بانکی، خودداری شرکت‌ها و مؤسسات مالی از انجام مبادلات مرتبط با ایران و نگرانی از مجازات‌های آمریکا، واردات دارو و تجهیزات حیاتی را مختل کرده و سلامت بیماران را در معرض خطر قرار داده است. این وضعیت برای بیماران مبتلا به بیماری‌های خاص، سرطان، بیماری‌های خونی و دیگر بیماری‌های نیازمند دارو و تجهیزات تخصصی، پیامد‌های سنگین‌تری داشته است. از سوی دیگر، تشدید تحریم‌ها و فشار بر صادرات نفت، نظام بانکی و مبادلات تجاری پس از جنگ، ظرفیت اقتصادی کشور برای بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده و جبران خسارات واردشده را نیز محدود می‌کند. بنابراین، فشار اقتصادی را نمی‌توان صرفاً یک اختلاف سیاسی یا ابزار مذاکره دانست؛ هنگامی که آثار آن به محرومیت مردم از دارو، درمان، اشتغال و نیاز‌های اساسی زندگی می‌انجامد، ابعاد جدی حقوق بشری پیدا می‌کند.

 

بررسی تاریخ روابط ایران و آمریکا نشان می‌دهد که ملت ایران طی بیش از هفت دهه، با مجموعه‌ای از مداخلات، فشار‌ها، اقدامات خصمانه و حتی جنگ آشکار نظامی ایالات متحده مواجه بوده است. این اقدامات از کودتای ۲۸ مرداد و حمایت از رژیم پهلوی آغاز شد؛ در جریان سرکوب مردم و پشتیبانی از ساختار امنیتی شاه ادامه یافت؛ در دوران جنگ تحمیلی با حمایت از صدام و چشم‌پوشی از کاربرد سلاح‌های شیمیایی علیه ایرانیان ابعاد تازه‌ای پیدا کرد و پس از آن نیز در قالب ترور، تحریم‌های گسترده اقتصادی، محدودیت‌های دارویی و اقدامات نظامی استمرار یافت. البته هر یک از این رویداد‌ها باید با توجه به اسناد و شواهد تاریخی خود بررسی شود و نمی‌توان همه آنها را از نظر حقوقی در یک سطح قرار داد. اما کنار هم قرار دادن این شواهد، تصویری روشن از استمرار سیاست‌های مداخله‌جویانه و خصمانه آمریکا در قبال ایران ارائه می‌دهد.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید: