روزی که روزنامه کمیاب و گران شد/ تیرباران با تشریفات لازم
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ ۱۱ آبان ۱۳۴۲ خبر اعدام طیب حاجرضایی و حاج اسماعیل رضایی از محکومین قیام ۱۵ خرداد به مطبوعات رسید. با انتشار خبر و تصاویر شهیدان در روزنامههای کیهان و اطلاعات و بهدنبال آن مجلات و نشریات هفتگی شوک خبری بزرگی بر جامعه وارد شد.
علاوه بر روزنامهها؛ مجلات و نشریات گوناگون گاهی در حد یک تیتر و عکس و گاه با گزارشهای خبری و یادداشتهای تحلیلی به تیرباران طیب و حاج اسماعیل پرداختند. مجله امید ایران در صفحه ۸ خود ذیل عکس تمام قد طیب حاجرضایی در لحظه اعدام نوشت: «سحرگاه روز شنبه یازدهم آبانماه طیب و حاج اسماعیل رضائی که بجرم ایجاد بلوا و اخلال در نظم و امنیت پایتخت در روز پانزدهم خرداد سال جاری در دادگاه نظامی محاکمه و محکوم شده بودند با انجام تشریفات لازم تیرباران شدند و بدین ترتیب دفتر حیات آنها برای همیشه بسته شد.»
مجله تهران مصور در مطلبی با عنوان «تیربارانشدگان» شرحی کوتاه و الیته اشتباه درباره پرونده طیب و حاج اسماعیل نوشت.» اتحاد ملی» نیز «جزئیاتی از اعدام طیب و حاج اسمعیل» منتشر کرد. هفتهنامه «مهر ایران» آخرین لحظات زندگی و تیرباران دو محکوم ۱۵ خرداد نوشت.
اما اخبار دست اول مطبوعات کثیرالانتشار مانند کیهان و اطلاعات اثرگذاری ویژه در جامعه داشت. تصاویر اعدام شهید طیّب حاجرضایی و حاج اسماعیل رضایی در میان مردم دستبهدست شد. با نایابشدن روزنامههای فوق ساواک در گزارش تحلیلی چاپ این تصاویر به صورت گسترده در روزنامهها را ضد تبلیغ دانسته و دارای اثر سوء دانست و عنوان کرد:
«اعدام طیّب حاجرضایی با رپرتاژی که جراید کیهان و اطلاعات با آب و تاب و عکسهای ناراحتکننده منتشر کرده بودند بین مردم سوء اثر داشته است.
۱. اعضای جبهه ملی بین مردم تبلیغ میکنند که نتیجه خدمت به شاه همین است که طیّب و رضایی را گرفتند و اضافه میکنند که ۲۸ مرداد یکی از ارکان اصلی تشکیل اجتماعات بزرگ و به نفع طیّب و رضایی بودند که هزاران نفر از مردم جنوب شهر را به مرکز شهر گسیل داشتند ولی بالاخره پاداش خود را گرفتند.
۲. روحانیون تندرو و متعصبین مذهبی و بازاریها اظهار میدارند هدف اصلی اعلیحضرت از بینبردن مذهب است و تمام این اقداماتی که در دو سال اخیر انجام شده در زمینه تضعیف روحانیت و از بینبردن مذهب بوده و کشتن طیّب و رضایی هم که برای یک امر مذهبی قیام کرده بودند به این منظور بوده که اشخاص دیگری جرأت دفاع از مذهب را نداشته باشند و این مطالب با سرعت بین مردم عوام و طبقه عادی در تهران و شهرستانها انتشار یافته و عکسها و مقالات روزنامههای کیهان و اطلاعات و بیانات طیّب و رضایی را به مردم نشان داده و آنها را فدائیان دین و مذهب معرفی نموده و اظهار میدارند که کلیه گناهان این دو نفر که در جوانی مرتکب اعمال ناشایست شده بودند بخشیده شده است.
۳. دانشجویان دانشگاه و طبقه تحصیلکرده و کارمندان ادارات و بهویژه قضات دادگستری محاکمه و اعدام طیّب را نتیجه جانبداری از دربار شاهنشاهی و همچنین عدم اطمینان هیأت حاکمه و شاهنشاه از دادگستری میدانند و اظهار میدارند محاکمه طیّب و مهندس بازرگان و نظایر آن را که دادگستری و قضاوت و محاکم صدورت حکم محکومیت آنها را بدان درجه و شدت که مورد نظر مقامات عالیه کشور است تأیید نمیکنند در دادگاههای نظامیترتیب میدهند و برخلاف واقع و انسانیت و پرونده رأی صادر میکنند. این طبقه از مردم ضمناً اعدام طیّب و رضایی را با کودتای ویتنام مرتبط میدانند و اظهار میدارند جریان سیاسی ویتنام کاملاً شبیه وضع ایران بوده و هدف حکومت قبلی ویتنام که دستنشانده آمریکاییها بوده کوبیدن متعصبین مذهبی و مذهب مردم بوده و بالاخره منجر به سقوط حکومت ویتنام و کشتهشدن عدهای از اعضای هیأت حاکمه گردید و در ایران نیز سیاست آمریکا جریحهدار کردن احساسات مذهبی مردم و تحریک افکار متعصبی علیه هیأت حاکمه است تا بهخودی خود زمینه برای اجرای وقایعی مشابه ویتنام آماده گردد.
بهطورکلی اعدام طیّب و رضایی اگر چه قبل از وقایع ۱۵ خرداد مورد نفرت عموم و طبقه جوان بودهاند، اما چون آشکار گردیده که برای دفاع از مذهب دست به این اقدامات زدهاند با تأثر و تأسف تلقی شده و تبلیغات مخالفین نیز در تغییر عقاید مردم مؤثر واقع نشده است».
ساواک همچنین درباره نایاب و گران شدن روزنامهها در این روز مینویسد:
«طبق تحقیقاتی که در مورد تیرباران شدن نامبردگان بالا به دست آمده افراد بازاری که کم و بیش منتسب به جبهه ملی و همچنین وابسته به روحانیون هستند و افراد میدانی و بیشتر اشخاص ساکن در جنوب شهر که اغلب ممر [امرار]معاش آنها از راه اخلالگری میباشد فوقالعاده از این موضوع ناراحت هستند. بهطوریکه روزنامه کیهان که در مورخه شنبه ۴۲/۸/۱۱ منتشر شد و عکسهایی از جریان تیرباران شدن این دو نفر را چاپ نموده بود در ساعت ۱۲:۰۰ بسیار کمیاب و در جنوب شهر حدود خیابان شهباز و میدان خراسان به قیمت ۱۲ ریال به فروش میرفت.
ضمناً در مورخه ۴۲/۸/۱۲ اهالی جنوب شهر منتظر بودند که در روزنامه اخباری راجع به تیرباران دو نفر فوقالذکر نوشته شود و، چون فقط روزنامه اطلاعات اظهارنظر کرده بود، جسته و گریخته شنیده میشود که بعضی از میدانیها خیال دارند به این روزنامه آسیب برسانند. لکن افرادی که کاسب بوده و همیشه میخواهند روی اصول صحیح زندگی کنند و همچنین بیشتر افراد اداری و فرهنگی که وابستگی به احزاب نداشته و افراد بیطرفی هستند از این موضوع خرسند بوده و آنها راحتی خیال احساس میکردند. اصولاً حزب زحمتکشان بهطوریکه اخبار بهدست آمده با اینکه دراصل مخالف طیّب بودند، لکن از این پیشآمد اظهار نارضایتی مینمایند.
در مورد اعدام قاتل پروین بیشتر خانوادههای تهران اظهار رضایت دارند لکن اشخاص منفیباف و اخلالگر این موضوع را دستاویز قرار داده و معتقد هستند که اعدام فوری قاتل پروین بلافاصله بعد از تیرباران دو نفر فوق برای فرونشاندن تأثر مردم است و از بین رفتن اثر تیرباران آنها میباشد».
ساواک برای کنترل افکار عمومی و مهار تأثیر سوء اعدام مجلههای مشهور دستور جمعآوری و سانسور تصاویر اعدام را در سایر رسانهها میدهد.
در سند ساواک آمده است: «طبق اطلاع در هفته گذشته چند مجله که عکسهای طیّب و شرح حال و اعدام او را چاپ کرده بودند از طرف اداره تبلیغات سانسور و توقیف گردید و صفحات مزبور را مجلات عوض کردند. از جمله مجله امید ایران عکس بزرگ و تمامصورت طیّب را سه رنگ روی جلد چاپ کرده بود و بر تعداد تیراژ مجله نیز ۲۵۰۰ عدد اضافه نموده بود ولی روی جلد چاپ شده و گراورها توسط شهربانی جمعآوری شده است. در این میان یک مسأله قابل اهمیت است و آن اینکه شایع نمودهاند که مسؤولان مجله امید ایران قبلاً جریان چاپ عکس طیّب روی جلد مجله [را]به ساواک تهران اطلاع داده بوده و آنها نیز موافقت کرده بودند ولی بعداً شهربانی اقدام به جمعآوری آن میکنند و روی همین تناقض دستور بین افراد مطلع این فکر بهوجود آمده که بین ساواک و شهربانی کدورت و رقابت و زورآزمایی وجود دارد.
عدهای نیز عقیده میکنند که دستور اعلیحضرت همایون شاهنشاه است که پیرامون تیرباران طیّب جراید چیزی ننویسند. چون مجلات روشنفکر ـ خوشه ـ امید ایران و یکی دو مجله دیگر راجع به طیّب مطالب و عکسهایی چاپ کرده بودهاند و جمعآوری شدهاند. مدیران مجلات مزبور ضمن تماس با شهربانی قرار است خسارت آنها جبران شود».
پینوشت:
-کتاب طیب خان، مسعود دهنمکی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی
-گنجینه اسناد مرکز اسناد انقلاب اسلامی