فروشگاه
☰ X
کد خبر: ۱۰۲۹۱
به‌ بهانه سالگرد درگذشت فخرالدین حجازی

نامه فخرالدین حجازی به مصدق

نامه فخرالدین حجازی به مصدق
آقای دکتر مصدق! سه ماه از مدت اختیارات تام شما گذشت. درست است كه به تصویب لوایح سودمند و برخى اصلاحات داخلى پرداختید، لكن هنوز قطره‌اى از زلال خدمت به دیانت در كام تشنگان وادى امید و حسرت نریخته‌اید. آقاى دكتر مصدق! شما با یك نیروى شگرف، كارشناسان انگلیسى را از خاک مقدس میهمن بیرون راندید وسفارتخانه‌ها و كنسولگرى‌هاى بریتانیا را تعطیل كردید، ولى به این حقیقت تلخ واقف باشید كه ارتش جرار انگلستان به صورت بطرهاى شراب در این كشور اسلامى خودنمایى مى‌كند
شنبه ۰۳ خرداد ۱۴۰۴ - ۰۹:۲۳
پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ فخرالدین حجازی، نویسنده و سخنران جوان، در ۲۷ آذر ۱۳۳۱ و در دوران نخست‌وزیری دکتر محمد مصدق، مقاله‌ای در هفته‌نامه «جلوه حقیقت» منتشر کرد. او که تنها ۲۳ سال داشت، در این مقاله از زبان نسل مذهبی جوان، از مصدق خواست تا ضمن حفظ هویت ملی، جایگاه خود را به‌عنوان یک چهره مذهبی نیز تثبیت کند و هشدار داد که استقلال کشور به ایمان مردم وابسته است.این مقاله، که در شماره شانزدهم هفته‌نامه منتشر شد، ضمن بررسی وضعیت فرهنگی آن دوران، خواستار اصلاحات اخلاقی در جامعه شد. فخرالدین حجازی خود مؤسس این نشریه در شهر زادگاهش سبزوار بود، اما چون به سن قانونی برای دریافت مجوز مطبوعات نرسیده بود، امتیاز روزنامه را به نام پدرش، شیخ محمد، ثبت کرد. انتشار «جلوه حقیقت» از ۳۱ تیر ۱۳۳۱ آغاز شد و تا زمان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ادامه یافت. با وقوع کودتا، عوامل نظامی به دفتر نشریه حمله کرده و آن را غارت کردند. حجازی مجبور به فرار شد و پس از چند روز پیاده‌روی از مسیر کوه‌های اطراف، به مشهد رسید. در آنجا محمدتقی شریعتی به کمک او آمد و حجازی توانست از آبان ۱۳۳۲ فعالیت خود را در اداره فرهنگ مشهد از سر گیرد.
 
در ادامه بخشی از نامه مفصل فخرالدین حجازی که در شماره ۲۷ آذر سال ۱۳۳۱خطاب به دكتر محمد مصدق در باره اجراى احكام اسلام منتشر شده از نظر خواهد گذشت:
 
آقای مصدق! از حق نباید گذشت، تنها عامل مؤثرى كه بنیان حكومت شما را محكم ساخته و در تاریخ مشروطیت ایران به طرزبى‌سابقه‌اى شما را حاكم شؤونات ملى و اجتماعى این كشور نموده، نیروى ایمان مردم مسلمان ایران بوده است.آرى اگر نهضت‌هاى مقدس دینى و اجتماعات شگرف مذهبى در مساجد و معابد مملكت نبوده و اگر هم‌آهنگى پیشوایان اسلامى و بیانات گویندگان دینى و ادعیه خالصانه مسلمانان به درگاه حضرت یزدان نمى‌بود، شما هرگزنمى‌توانستید دست به كار بزرگ تاریخى زده و با امپراطور قهار بریتانیا كه سالیان دراز چنگال خون‌آلودش به پیكار مسلمانان رنجیده جهان فرو رفته است پنجه نرم كنید و همچو قهرمانى توانا حریف محیل و دغل باز خود را از صحنه سیاست كشور بیرون رانید.پس متوجه باشید همان طور كه براى انجام خدمات ملى این كشور مسؤول هستید، مسؤولیت خطیر و شدیدى رانیز در برابر «دیانت پاک اسلام و جمهور مسلمین عهده‌دار مى‌باشید». امروز تمام نیروهاى فعاله كشور صرف تقویت دولت شما مى‌شود و تمام اركان مشروطیت متوجه اقدامات شما مى‌باشد. صریح‌تر بگویم، روح پر فتوح مؤسس اسلام و روان پاک شهیدان راه حق و بالاخره دیدگان میلیون‌ها نفر مسلمان نگران خدمات دینى شماست.سه ماه از مدت اختیارات تام شما گذشت. درست است كه به تصویب لوایح سودمند و برخى اصلاحات داخلى پرداختید، لكن هنوز قطره‌اى از زلال خدمت به دیانت در كام تشنگان وادى امید و حسرت نریخته‌اید و با كمال تأسف باید گفت هنوز جمعى عناصر پست فطرت یهودى و ارمنى شعبات رسومات را دایر دارند و مرتبا سم مهلک الكل را در كام جوانان و مردان ساده لوح ما فرو مى‌ریزند و بنیان قومیت ما را متزلزل مى‌سازند.هنوز در پرتو سایه روشن نور كاباره‌ها و رقاصخانه‌ها، جوانان بوالهوس این كشور در آغوش زنان عریان وبى‌عفت مستانه مى‌رقصند و منطق محكم قرآن را به باد سخریه و استهزاء مى‌گیرند.هنوز سى هزار زن بدكاره در فاحشه خانه‌هاى تهران بسر مى‌برند و آتش مرض و فساد و اخلاق را به خرمن هستى اجتماع این كشور مى‌اندازند.هنوز فرهنگ ما در منجلاب بى‌دینى و فساد فرو رفته و درسى ساعت برنامه گیج كننده آموزشگاه‌ها تنها یكساعت خیالى براى تعلیمات مذهبى مقرر شده است.هنوز سیل لامذهبى و لاقیدى غرّش كنان بناى معتقدات مذهبى محصلین را از بیخ بر مى‌كند و دسته دسته جوانان ما از دامان قرآن فرار كرده به آغوش بیگانگان پناه مى‌برند.هنوز فیلم‌هاى وحشت‌انگیز خارجیان در سالن فاسد سینماها نمایش داده مى‌شود و هنوز دختران رقاصه درصحنه سیاه تماشاخانه‌ها از فرزندان این آب و خاک دل و دین مى‌برند.جناب آقاى نخست وزیر! سه ماه دیگر از مدت اختیارات شما باقى مانده است. فرصت را غنیمت شمارید وهمان طور كه خود را به نام یك قهرمان ملى معرفى كرده‌اید، نام خویش را به عنوان یك رجل مذهبى در تاریخ درخشان اسلامى ثبت فرمایید و متذكر شوید كه استقلال و ملیت این كشور بسته به ایمان و اسلامیت مردم آن است و اگر خداى نخواسته این از بین برود، آن نیز متلاشى خواهد شد.
 
آقاى دكتر مصدق! شما با یك نیروى شگرف، كارشناسان انگلیسى را از خاک مقدس میهمن بیرون راندید وسفارتخانه‌ها و كنسولگرى‌هاى بریتانیا را تعطیل كردید، ولى به این حقیقت تلخ واقف باشید كه ارتش جرار انگلستان به صورت بطرهاى شراب در این كشور اسلامى خودنمایى مى‌كند و هستى ما را به باد فنا مى‌دهد وبرنامه ناقص فرهنگ كه از ساخته‌هاى مغز خائن بیگانه‌پرستان است، نونهالان كشور را به پرتگاه فساد اخلاق وبی دینى سوق مى‌دهد. شما را به خدا براى خدا قیام كنید. قبل از هر چیز لایحه منع مسكرات را كه به تصویبمجلس شوراى ملى رسیده است به موقع اجرا گذارید و سپس قانون مفیدى كه متضمن تعلیمات عالیه اسلامىباشد تصویب فرمایید و گروه زنان عیاش بیكاره را از ادارات دولتى بیرون ریخته مردان لایق و معیل را بكارگمارید. و آتش فساد اخلاق فاحشه‌خانه‌ها و سینماها و تآترها را خاموش كنید. با یک سلسله تبلیغات مذهبى دررادیوهاى كشور، مردم را به سوى حقیقت و درست كردارى و نوع دوستى دعوت كنید و روح یگانه پرستى واسلامیت را در مردم تقویت فرمایید و بدانید كه در انجام این خدمات برجسته دینى، مشیت بالغه الهى و همّترادمردان اسلامى و نیروى فعاله ملت ایران پشتیبان شما خواهد بود. و همان طور كه در برابر مردم نام شما به عظمت و بزرگى یاد مى‌شود در پیشگاه اقدس قادر متعال نیز محبوب و محترم خواهید بود.
 
نامه فخرالدین حجازی به مصدق
نامه فخرالدین حجازی به مصدق
این خبر را به اشتراک بگذارید: