نگاهی به طرح و اجرای کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی-فریده باوریان؛ در سالهای۱۹۵۰-۱۹۴۹، شرکت نفت ایران و انگلیس صاحب بزرگترین پالایشگاه نفت جهان در ایران، دومین منبع صدور نفت خام و سومین حجم ذخایر نفتی در کل دنیا بود. این منبع هشتاد و پنج درصد نیاز سوختی نیروی دریایی بریتانیا را تأمین میکرد و هفتاد و پنج درصد سود سالانه را نصیب شرکت نفت ایران و انگلیس میکرد. اما این روند در سال ۱۳۲۹، پس از آنکه پارلمان ایران، قانون ملیکردن صنعت نفت را پس از پنجاه سال به تصویب رسانید، دچار اختلالهایی گردید. متعاقب آن، با نخستوزیری دکتر مصدق و اجرای قانون ملیشدن نفت، روابط دیپلماتیک ایران و انگلیس وارد یک مرحلهی بحرانی شد. با کوتاهشدن دست انگلستان از درآمدهای عظیم نفتی، این کشور دست به یکسری اقدامات برای پسگرفتن حداقل بخشی از امتیازِ ازدسترفته زد، و در ادامه، درپی همراهساختن آمریکا با خود در این مسیر برآمد. در این زمان، آمریکا و انگلیس با هدف تصاحب منابع عظیم نفتی ایران، سیاستهای یکسانی را علیه نهضت ملی در پیشگرفتند. در نهایت این کشمکشها در سال ۱۳۳۲، با کودتای ۲۸ مرداد پایان یافت. رویدادی که نهضت ملیکردن نفت را به نابودی کشاند و آغاز دورهی جدیدی از دیکتاتوری و استبداد را در ایران رقم زد. همچنین بهعنوان نقطهی شروع توسعهی نفوذ ایالات متحده در ایران از آن یاد میشود.
شروع اقدامات برای طرح نقشهی کودتا به دست انگلیسیها
با ملیشدن صنعت نفت ایران، امپراتوری بریتانیا بزرگترین پایگاه و منبع نفت خود را از دست داد. بنابراین، در پی بهدستآوردن موقعیت ازدسترفته، اقدامات محرمانهای اعم از راهحل دیپلماتیک، حملهی نظامی، فشار اقتصادی و در نهایت شکایت در مجامع بینالمللی و ارجاع اختلاف به دیوان بینالمللی لاهه و شورای امنیت را برای مقابله با دولت مصدق آغاز کرد، لکن نتوانست نتیجهی مساعدی بدست آورد. در ورای این راهحلها «آن لمبتون»، ایرانشناس برجسته، و چند تن دیگر از مشاوران وزارت خارجه از طرح یک «توطئه»، برای براندازی دولت مصدق حمایت کردند. بنابراین، در اولین قدم «رابین زنیر»، استاد زبان فارسی دانشگاه آکسفورد، برای اجرای این نقشه، روانهی تهران شد تا حلقهی مخالفان مصدق را به هم نزدیک کند (چگینی،۱۳۸۹). اولین نشانههای موفقیت این توطئهچینیها، دخالت همهجانبهی عوامل محافظهکار و دربار شاه در انتخابات مجلس هفدهم و انتصاب احمد قوام به نخستوزیری از جانب شاه بود (زرگر،۱۳۸۶: ۱۲۲). اما این طرح با قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱، شکست خورد و دکتر فاطمی، وزیر خارجهی دولت مصدق، در شهریور ۱۳۳۱، سفارت انگلستان را بهخاطر مشارکت در توطئه علیه دولت تعطیل کرد. بعد از این قیام برای هیئت حاکمهی انگلستان، خصوصاً چرچیل و ایدن، وزیر امور خارجه، تنها راه چاره توسل به انجام یک کودتا علیه مصدق بود (چگینی، ۱۳۸۹). با اینحال، آمریکاییها چون اعتقادی به سرنگونى مصدق نداشتند، و از طرفى درصدد کسب امتیازی از نفت ایران براى خود بودند، روى خوشى به طرحهاى انگلستان نشان ندادند و برای حل مسئلهی نفت، استفاده از دیپلماسی را ترجیح میدادند (جعفری و خیرخواه،۱۳۸۲: ۱۰۲). آنان هنوز مصدق را تنها شانس باقیمانده برای جلوگیری از گسترش کمونیسم و ازدستنرفتن ایران برای غرب میدانستند. بنابراین، تا زمانیکه دولت ترومن بر سرکار بود، دموکراتها برای جلوگیری از هرجومرج در ایران میبایست از سقوط مصدق جلوگیری میکردند.
برای این کار لازم بود مشکلات اقتصادی مصدق و مسئلهی نفت حل شود. برایناساس، تلاشهای انگلستان برای همسوکردن سیاست آمریکا با طرح توطئهی براندازی بهجایی نرسید (زرگر، ۱۳۸۶: ۱۲۲). چرچیل، بهخوبی میدانست، که بدون کمک آمریکا، اجرای هر نقشهای ناممکن است. بنابراین، انگلیسیها همچنان در جلبنظر آمریکاییها میکوشیدند. چنانکه در گام اول «کریستوفر وودهاوس»، طراح اولیهی کودتا، به نمایندگى از کشور خود، در آبان و آذر ۱۳۳۱ نشستهایى دربارهی سرنگونى دولت مصدق با نمایندگان بخش خاور نزدیک و آفریقاى وزارتخارجهی آمریکا در واشنگتن برگزار کرد (جعفری و خیرخواه،۱۳۸۲: ۱۰۲). دولت بریتانیا در تلاش سیاسی خود برای بهدستآوردن همکاری دولت آمریکا، روی خط نفوذ کمونیستها در ایران تکیه میکرد. این دولت میکوشید ترس را از روح و جوهرهی آمریکاییها، که معتقد بودند سقوط مصدق کمونیستها را به قدرت میرساند، بیرون کند (رفیعی، ۱۳۸۶: ۷۹). اما مذاکرات وودهاوس نتیجهبخش نبود. در این فاصله، انتخابات ریاستجمهوری ایالات متحده برگزار گردید و آیزنهاور، کاندیدای حزب جمهوریخواه، در دسامبر ۱۹۵۲، جانشین ترومن شد. با روی کارآمدن آیزنهاور، چرخشی در سیاست آمریکا صورت گرفت، و سیاست «سد نفوذ ترومن» در حمایت از مصدق جای خود را به راهبرد امنیتی خصمانه و تهاجمی «انتقام گسترده» داد. چرخش مذکور به اتخاذ سیاست نفتی و مقابله با حکومت ملی مصدق در ایران کمک کرد (ازغندی،۱۳۷۶: ۲۳۳).
در هفتم مارس، جان فاستر دالس، وزیر خارجهی آمریکا، و ایدن، وزیر خارجهی انگلیس، با انتشار بیانیهی مشترکی پیشنهاد جدیدی در خصوص صنعت نفت برای ایران مطرحکردند؛ لکن با مخالفت مصدق مواجه شدند. رد این پیشنهاد راه را برای همراهی ایالات متحده با انگلستان در اجرای کودتا هموار ساخت. در نتیجه، ۲۷ اسفند ۱۳۳۱، آمریکا در پیامى آمادگى خود را براى مذاکره دربارهی جزئیات تاکتیک براندازى مصدق، به وزارت خارجهی انگلیس اعلام کرد. پسازآن، نشستهاى متعددى بین سازمانهاى جاسوسى و وزارت خارجهی آمریکا و انگلیس برگزار شد. در اواخر ماه مارس، ایدن به واشنگتن سفر کرد. او در چندین ملاقات با مقامات ردهبالا به موضوع ایران پرداخت و اجرای کودتا را پیشنهاد کرد (کینز، ۱۳۸۴). در پایان مارس ۱۹۵۳، طرح کودتا را چرچیل و ایدن، و همچنین آیزنهاور و جان فاستر دالس تصویب کردند. در ۲۵ ژوئن ۱۹۵۳، جلسهی نهایی برای تصویب طرح اجرای کودتا در دفتر وزیر امور خارجهی آمریکا برگزار شد و به تصویب نهایی رسید (رفیعی، ۱۳۸۶: ۸۰). این طرح شامل اقدامات زیر بود: ۱. یک مبارزهی سیاسی و تبلیغاتی دامنهدار به راه بیفتد که ضمن آن مصدق یک چهرهی مرموز کمونیست معرفی شود، ۲. اپوزیسیون تشویق به ایجاد هرجومرج و آشوب گردد،۳. شاه تحت فشار قرار گیرد که مصدق را برکنار و زاهدی را بهجای وی منصوب کند، ۴. پشتیبانی افسران ارتش را برای جانشینی زاهدی بهجای مصدق جلب کرد (زرگر، ۱۳۸۶: ۱۲۲).
با تصویب طرح کودتا، سیا مسئولیت اجرای طرح را به عهده گرفت. انگلیسیها وودهاوس مسئول بخش ایران اینتلیجنس سرویس (MI-6) را در رأس عملیاتی قرار دادند که از سوی آنها چکمه نام گرفت. طرح کودتا از سوی آمریکاییها عملیات «تی.پی.آژاکس» نام گرفت و کرملیت روزولت به منظور اجرای کودتا عازم ایران شد (نجفی و حقانی، ۱۳۹۲: ۵۴۹). در یازدهم مرداد سال ۱۳۳۲، روزولت، رهبر کودتا، با شاه ملاقات کرد و طرح کودتا را با وی مطرح، و رضایت نهایی وی را در عزل مصدق و انتصاب زاهدی جلب کرد. در چهاردهم مرداد، آیزنهاور در یک سخنرانی تصریح کرد: «آمریکا مصمم است راه پیشروی کمونیسم در ایران و دیگر کشورهای آسیایی را مسدود کند. پیروزی نخستوزیر بر اقلیت ناراضی مجلس و انحلال آن ثمرهی همکاری مصدق و حزب توده بوده است» (بیات، ۱۳۸۱). با هماهنگی ایالات متحده و انگلیس تبلیغات علیه مصدق و دولت او افزایش یافت. در این تبلیغات، مصدق فردی فاسد، طرفدار کمونیستها، دشمن اسلام و مخرب روحیه و آمادگی نیروهای مسلح، معرفی گردید (کینز، ۱۳۸۱). از مهمترین مسائلی که مورد توجه طراحان جنگ روانی پیش از کودتا قرار گرفت، بستر اقتصادی مملکت بود. اوضاع اقتصادی آن روز ایران به علت محاصرهی نفتی در بحرانیترین شکل خود بود. بنابراین، آیزنهاور اعلامکرد که تا زمان حل اختلاف میان مصدق و انگلستان، آمریکا مایل به خریدن نفت ایران و ارائهی کمکهای اقتصادی به این کشور نیست. در این زمان، تلاش برای بیثباتکردن دولت محدود به فعالیتهای تبلیغاتی نبود، بلکه گروهی مسلح متشکل از افسران بازنشستهی وابسته به زاهدی و بقایی تشکیل شد که ژنرال محمد افشار طوس، رئیس پلیس مصدق، را ربودند. چند روز بعد جنازهی وی در اطراف تهران کشف گردید. این اقدام ضربهی کاری را به دولت مصدق واردکرد و هشدار واضحی بود که وجود بیثباتی را به همگان القا میکرد (آبراهامیان، ۱۳۸۳: ۹۷).
عوامل داخلی اجرای کودتا
انگلیسیها برای کودتا از نیروهای کارآزمودهای چون لیمن پیمن، مسئول میز ایران در وزارت خارجهی انگلستان، نورمن داربی شایر از جاسوسان قدیمی MI-6 ، رابین زانر، وابستهی خبری و وود هاوس، رئیس عملیات MI-6 در تهران برخوردار بود. از سوی دیگر آمریکاییها نیز سهم خود را به کودتا پرداخت کردند. مهمترین آوردهی آنها ساختمان سفارتخانه بود. تعداد پرسنل برخوردار از وضعیت دیپلماتیک در سفارت به ۵۹ تن میرسید. افراد سیا در سفارتخانه با عناوین معمول وابستهی فرهنگی، مطبوعاتی، امور کار و تجاری حضور داشتند (آبراهامیان،۱۳۸۳: ۹۵-۹۳). با اینحال پرواضح است که بدون فراهمشدن زمینههای عینی توسط عوامل داخلی، موفقیت طرح کودتای آمریکایی-انگلیسی امکانپذیر نبود. اجرای این عملیات در ایران به وسیلهی مخالفین مصدق ممکن شد. مخالفان مصدق غالباً عبارت بودند از گروهی عناصر محافظهکار که از وجهه و اعتبار مردمی بهره نداشتند و بهطور مستقیم یا غیرمستقیم با سفارت انگلیس ارتباط داشتند. پارهای از آنان صرفاً فرصتطلب بودند، ولی تعدادی از آنان برداشتی همانند انگلیسیها از منافع ایران داشتند؛ اینکه منافع خاص و دیرینهی آنان جدا از جانب مصدق به خطر افتاده بود (رادمرد و حجازی، ۱۳۹۵: ۵۴).
از مدتها پیش بریتانیا شبکهی عظیمی از جاسوسان و مأموران مخفی را در ایران بهوجود آورده بود. این مأموران تحت هدایت وود هاوس، رئیس پایگاه جاسوسی انگلستان در ایران در اوایل سالهای۱۹۵۰، هرگونه مهارتی را از رشوه دادن به سیاستمداران گرفته تا راه انداختن شورش، به خوبی به دست آورده بودند؛ با آمادهشدن شرایط، این شبکههای جاسوسی مأموریت یافتند که با استفاده از طرفداران و شبکههای جاسوسی محلی در ایران نسبت به تضعیف و بیثباتکردن حکومت مصدق تلاش کنند. در یک ارزیابی کلی، انگلیسیها به این نتیجه رسیده بودند که منبع واقعی قدرت در ایران افکار عمومی است. برای سرنگونکردن مصدق میبایست حربهی افکار عمومی و پشتیبانی تودهها را از وی گرفت و حداقل به خرید تودههای خیابانی دست زد (زرگر،۱۳۸۶: ۱۲۲و نجفی و حقانی،۱۳۹۲: ۵۴۹). براساس طرح کودتا، انگلیسیها دو نیروی مجزا پیشبینى کردند که باید کنترل تهران را به دست گرفته، و مصدق و وزرایش را بازداشت مىکردند؛ ۱-نیروهای شهری که عبارت بودند از؛ تشکیلات افسران عالىرتبهی ارتش و پلیس، نمایندگان مجلس شورا و سنا، تجار، سردبیران روزنامهها، سیاستمداران سالخورده و نیز سردمداران تظاهرکنندگان با سرپرستی برادران رشیدیان (سیف الله، قدرتالله و اسدالله)، ۲-سران عشایر: برخی رؤسای قبایل بختیاری، بویر احمدی، ذوالفقاری، خمسه، مقدم و قبایل عرب، قشقایی و... بودند. آنها باید در شهرهاى عمدهی جنوب به قدرتنمایى مىپرداختند و در صورت مقاومت حزب توده، این افراد شهرهاى کلیدى، مثل اصفهان و آبادان را متصرف مىشدند (وود هاوس، ۱۳۶۴: ۵۶-۵۵).
در کنار این افراد و گروهها، شبکهی کاملاً مخفی دیگری با محوریت شاپور ریپورتر -اسدالله علم نیز در ایران فعال بود که وظیفهی رهبری عملیات و ایجاد ارتباط با سازمان سیا و اینتلیجنس سرویس را برعهده داشت. نام این عملیات مشترک که با نظارت و رهبری شاپور ریپورتر اداره میشد «عملیات بِداَمن» بود. این عملیات دارای دو محور عملیات نفوذی-سیاسی و عملیات تبلیغی-فرهنگی بود. عناصر وابسته به سرویسهای انگلیس و متصدیان جنگ روانی بریتانیا این افراد را در اختیار سازمان سیا قرار دادند. در این زمان به اوباش پول داده میشد که یک مجموعهحملات ساختگی علیه رهبران مذهبی به راه بیندازند و طوری جلوه دهند که دستور این حملات به وسیلهی مصدق یا طرفداران وی صادر شده است (زرگر، ۱۳۸۶: ۱۲۲ و نجفی و حقانی، ۱۳۹۲: ۵۴۹).
اجرای نقشهی کودتا
آمریکاییها و انگلیسیها با هماهنگی اعضای خانوادهی سلطنتی به جلب همکاری عوامل خود برای کودتا پرداختند. برنامهریزی، طراحی و اجرای نقشهی اصلی با انگلیسیها و عوامل آنها و نظارت بر حسن اجرا برعهدهی کرمیت روزولت آمریکایی بود. طبق نقشه در ۲۱ مرداد، شاه فرمان عزل مصدق و نصب سرلشکر زاهدی را صادر کرد. سپس به رامسر رفت و منتظر نتایج ماند. عملیات کودتا به عهدهی سرهنگ نعمتالله نصیرى، فرماندهی گارد شاهنشاهى، گذاشته شد. در شب ۲۴ مرداد، مرحلهی اول کودتا با صحنهگردانی نظامیان آغاز شد و نصیری فرمان عزل دکتر مصدق را به او تسلیم کرد. ولی مصدق که توسط برخى از عوامل اطلاعاتى حزب توده در ارتش، از چگونگی توطئه آگاه شده بود، فرمان را جعلی دانست و حکم بازداشت نصیری را صادر کرد. بنابراین، سرهنگ ممتاز، فرماندهی گارد محافظ خانهی نخست وزیر، نصیری و همراهانش را بازداشت کرد. با دستگیری او، فوراً مقابله با کودتا آغاز شد و واحدهای کودتاکننده محاصره و خلع سلاح و فرماندهان آنها دستگیر شدند. در نهایت کودتا در سایهی درایت و خونسردى دکتر مصدق، و ابتکار و فداکارى سرهنگ ممتاز و سروان فشارکى و محافظان خانهی نخست وزیر شکست خورد (چگینی، ۱۳۸۹ و گازیوروسکی، ۱۳۶۷: ۳۲). در روز ۲۵ مرداد، پخش این خبر باعث هیجان در جامعه شد. دستاندرکاران کودتا از جمله زاهدی مخفی شدند. محمدرضا پهلوی پس از شنیدن خبر شکست کودتا، به بغداد و از آنجا به رم رفت. با خروج شاه، در سراسر کشور تظاهرات عمومی برپا شد. در تجمع بزرگی در میدان بهارستان، دکتر حسین فاطمی، وزیر خارجه، خواهان لغو حکومت سلطنتی و برقراری حکومت جمهوری گردید. دکتر مصدق پیروزی در رفراندوم و انحلال مجلس را اعلام کرد (بیات، ۱۳۸۱). در روزهای ۲۶ و ۲۷ مرداد تظاهرات در خیابانها ادامه یافت و مردم با پلیس درگیر شدند و به خودرو و مراکز اطلاعات آمریکا در تهران و شهرستانها حمله بردند. روز ۲۷ مرداد، مصدق احساس خطر کرد و به نظامیان دستور داد تا مانع هرگونه تجمع و تظاهرات شوند و از مردم هم خواست تا به خانههای خود برگردند. اما در این روزها طراحان و گردانندگان بقایای نظامی و سیاسی کودتا بیکار ننشستند، آنان با انتشار فرمان نخست وزیری زاهدی و نگهداری او در مخفیگاههای سیا از یکسو، با پخش دلارهای آمریکایی در تدارک برگزاری تظاهرات شاهپرستانهی اوباش و بخشی از اقشار هراسان جامعه از تندروهای احزاب برآمدند، از سوی دیگر آنان سرگرم تماس با برخی از فرماندهان نظامی شهرستانها برای هجوم به پایتخت بودند. بنابراین گروههایی را برای حمله به شعارهای ضد ملی و ضد مذهبی تجهیز کردند تا مردم را نگران و مرعوب سازند(بابایی، ۱۳۷۹: ۱). در پى این اقدامات، طرح کودتا با تغییراتى، در صبح روز ۲۸ مردا،د به مرحلهی اجرا درآمد. براساس برنامهریزیهای سرهنگ حسن اخوی، طراح اجرایی کودتا، باید از مردم و جمعی از اراذل و اوباش علیه مصدق و دولت او استفاده گردد. خاصّه آنکه دولت مصدق دستور داده بود که هوادارانش خیابانها را ترک نمایند و این بهترین فرصت را برای کودتا فراهم کرده بود (بیات، ۱۳۸۱). در صبح روز ۲۸ مرداد، عوامل سیا جماعت بزرگی از مردم فقیر، ورزشکاران زورخانهای و زارعین املاک سلطنتی را به خیابانها کشانده و بدون اینکه کسی مزاحمشان شود، خیابانهای تهران را فتح و دفاتر نشریات و احزاب وابسته به جبهه را اشغال کردند. نظامیان هم به تظاهرکنندگان پیوستند و با سردادن شعار «مرده باد مصدق» و «زنده باد شاه» به طرف خانهی نخست وزیر و رادیو حرکت کردند. ایستگاه رادیو بعد از ظهر تصرف شد و دیگر هیچ امیدی برای مصدق باقی نماند. بهرغم مقاومت سرهنگ ممتاز و افرادش در برابر تظاهرکنندگان، منزل نخستوزیر به اشغال مهاجمان درآمد و به آتش کشیده شد. در این روز مجلس با یک تصمیم شبه قانونی رأی به برکناری مصدق داد. در نهایت همکاری نظامیان با اراذل و اوباش در عصر ۲۸ مرداد، به کار دولت مصدق خاتمه داد. اما در این روز هیچ نیروی مدافع واقعی مصدق و دشمن شاه در خیابانها وجود نداشت، جز تودهایها که آنها هم با شدت سرکوب شدند و اعلامیهی فرمانداری نظامی مصدق علیه آنها صادر شد که حق تظاهرات ندارند.کابینهی مصدق هنگامی از عمق بحران مطلع شد که دیگر امور از دستش خارج شده بود. آنان چنان غافلگیر شدند که تنها به فکر نجات جان خود افتادند (چگینی، ۱۳۸۹و نجفی و حقانی، ۱۳۹۲: ۵۵۳).
نتیجهگیری
کودتای ۲۸ مرداد خاستگاه یک دوران سرکوب سیاسی در کشور شد. چنانکه کودتاچیان بلافاصله پس از وقوع کودتا، با ایجاد دستگاه فرمانداری نظامی با مساعدتهای دولت آمریکا و انگلیس جهت تثبیت موقعیت خویش محیط رعب و وحشتی سراسر کشور ایجاد کردند. دکتر مصدق، بیشتر وزرا و همکاران دولت ملی و جمعی از نمایندگان مجلس دستگیر شدند و تعدادی از آنان محاکمه و تحت پیگرد قرار گرفتند. فعالیت حزب توده و احزاب وابسته به جبههی ملی ممنوع و بعضی از رهبران و سران آن زندانی شدند. انتشار روزنامههای ملی و مستقل متوقف و صاحبان و گردانندگان آنها با محدودیتهای فراوانی مواجه گردیدند. با تسلط مجدد استبداد دوران شکوفایی آزادیهای مدنی به سر رسید و بستر و روند تحولات ایران دچار تغییر شد. سیاست اقتصاد حمایتی و ملی دولت مصدق بر پایهی اقتصاد بدون نفت کنار گذارده شد و اقتصاد ایران کاملاً به خارج به ویژه آمریکا وابسته شد. با اینحال کودتای ۲۸ مرداد نتوانست دستاورد جنبش ملی را از ملت ایران باز پس گیرد، برعکس سبب توسعه و تکامل مبارزهی ضد استعماری به ضد استبدادی بود و سبب شد که یک تحول کیفی در فرآیند رو به رشد حرکت ملی در ایران به وجود آید. در نهایت وقتی استبداد داخلی از بین رفت، استیلای خارجی خود به خود شکسته شد.
منابع
ازغندی، علیرضا (۱۳۷۶)، روابط خارجی ایران، تهران: قومس.
آبراهامیان، یرواند (۱۳۸۳)، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران (۲)، مجلهی چشمانداز ایران، ش۲۴.
بیات، محمدرضا (۱۳۸۱)، بازخوانی کودتای آمریکایی-انگلیسی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، زمانه، ش۲
جعفری نوقاب، رضا و خیرخواه علوی، سیدعلی(۱۳۸۲)،کودتای ۲۸ مرداد، ش۹.
چگینی، محمد (۱۳۸۹)،کودتای ۲۸ مرداد، مجله یاد ایام، ش ۵۹.
رادمرد، محمد و حجازی، سیدنصرالله (۱۳۹۵)، بررسی کودتای ۲۸ مرداد براساس نظریه والرشتاین، جامعهشناسی تاریخی، ش۲.
رفیعی، حسین (۱۳۸۶)، طراحی کودتای۲۸ مرداد، زمانه، ش۵۶
کینز، استیون (۱۳۸۴)، آمریکا، انگلیس و کودتای۲۸ مرداد، بازتاب اندیشه، ش۶۵.
گازیوروسکی، مارک (۱۳۶۷)، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، تهران: سهامی انتشار.
نجفی، موسی و حقانی، موسی (۱۳۹۲)، تاریخ تحولات سیاسی ایران، تهران: نشر شهر.
وودهاوس، سی.ام (۱۳۶۴)، اسرار کودتای ۲۸ مرداد، تهران: راهنما.