فروشگاه
☰ X
کد خبر: ۱۱۶۱۷
سالروز درگذشت داستان‌نویس شهیر ایرانی؛

یادداشت‌هایی از محمدعلی جمالزاده درباره تاریخ و تاریخ‌نگاری

d
در یادداشت‌هایی با عنوان کلی «شمّه‌ای درباره علم تاریخ‌نگاری»؛ جمال‌زاده با نگاهی پژوهشی برخی از مهم‌ترین آثار آکادمیک غربی را در زمینه روش‌شناسی تاریخ مطالعه و فیش‌برداری کرده است.
يکشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۳

 پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ در آغاز این یادداشت‌ها، جمال‌زاده به تمایز بنیادی میان «وقایع‌نگاری سنتی» و «علم تاریخ‌نگاری مدرن» اشاره می‌کند. از منظر او، تاریخ‌نگاری امروزی همچون بسیاری از علوم نوظهور، راهی بسیار طولانی را از گذشته‌های دور تا عصر حاضر پیموده است. در روزگاران پیشین، اگرچه وقایع‌نگاری جریان داشت و اسم و رسم رویداد‌ها ثبت می‌شد، اما این فعالیت‌ها فاقد رویکردی نظام‌مند، فلسفی و انتقادی بودند. جمال‌زاده با استناد به تحولات فکری زمانه‌ی خود تأکید می‌کند که امروز علم تاریخ‌نگاری به مرحله‌ای از تکامل رسیده است که اگر نویسنده‌ای بدون تسلط بر اصول و قواعد آن دست به قلم ببرد، کارش در نزد ارباب تحقیق و مجامع علمی فاقد اعتبار خواهد بود و عیوب و نقص‌های بنیادین خواهد داشت.

برای گذر از تاریخ‌نگاری ذوقی و ورود به وادیِ علمِ تاریخ، مطالعه و بهره‌گیری از منابع مرجع و روش‌شناختی یک ضرورت انکارناپذیر است. در همین راستا، جمال‌زاده در فیش‌های خود به آثار برجسته‌ای استناد می‌کند که هر یک به نوبه‌ی خود سنگ بنای متدولوژی تاریخ در اروپا بوده‌اند. از جمله کتاب معروف پُل هارسَن (Paul Harsin) با عنوان «چگونه تاریخ می‌نویسیم» (چاپ ۱۹۳۳)، اثر کلاسیک برنهایم (Bernheim) در زمینه روش‌های تاریخی و فلسفه تاریخ، و اثر بنیادین لانگلو و سینوبوس (Langlois et Seignobos) با عنوان «مقدمات مطالعات تاریخی». رجوع به این منابع نشان می‌دهد که ذهن پژوهشگرِ جمال‌زاده به دنبال ساختارمند کردن تاریخ‌نگاری بر اساس مؤلفه‌های دانشگاهی بوده است.

یکی از بخش‌های بسیار ساختاریافته در یادداشت‌های جمال‌زاده، تفکیک مراحل تحقیق تاریخی در قالب شش فصلِ مدون است که نشان‌دهنده دقت نظر او در اقتباس الگو‌های علمی غرب است. بر اساس این فیش‌ها، فرآیند پژوهش تاریخی از مباحث نظریِ مربوط به «حقیقت تاریخی» و «ماهیت وقایع و مآخذ» آغاز می‌شود. مورخ پیش از هر چیز باید بداند با چه نوع داده‌ای روبه‌رو است و چگونه باید ابزار کار خود را تنظیم کند.

پس از مرحله‌ی نخست که به کلیات و شناخت اولیه اختصاص دارد، پژوهشگر وارد مراحل حیاتیِ جمع‌آوری مآخذ و مدارک، و سپس سنجش صلاحیت و اعتبار نقد‌های لازم می‌شود. جمال‌زاده در این بخش با دقت نظر بالا، دو مقوله‌ی کلیدی در متدولوژی تاریخ را برجسته می‌سازد:

۱. انتقاد بیرونی یا انتقاد اصالت سند (Critique d'authenticité): بررسی اینکه آیا سند مورد نظر واقعاً متعلق به همان زمان و منبعی است که ادعا می‌کند یا خیر و آیا دچار جعل یا تحریف نشده است.

۲.انتقاد درونی یا انتقاد اعتبار سند (Critique de crédibilité): ارزیابی درون‌متنیِ دلایل و روایات برای سنجش میزان صحت، درستی و میزان صدق گفتارِ راویان و مصنفان.

در مرحله‌ی پایانی این چرخه، که تحت عنوان «ترکیب تاریخی» (Synthèse historique) نام‌گذاری شده است، مورخ پس از گذراندن مراحل خردِ تحلیل، به کل‌گرایی و بازسازی روایت تاریخ می‌پردازد. در این بخش، موضوعاتی همچون طبقه‌بندی مطالب، تبیین چگونگی وقوع پدیده‌ها، بررسی نقش عوامل انسانی، آزادی، تصادف و تبیین مسئله‌ی جبر تاریخی (déterminisme) در کنار حفظ تعادل میان رویکرد عینی و ذهنی (subjectivité, objectivité) مورد توجه قرار می‌گیرد. این ساختار نشان می‌دهد که جمال‌زاده تاریخ را نه یک روایت ساده‌ی خطی، بلکه یک فرآیند پیچیده‌ی تحلیلی و معرفت‌شناختی می‌دانسته است.

بخش دیگری از اندیشه‌های بازتاب‌یافته در این یادداشت‌ها، به تبیین چیستی «واقعه تاریخی» و مرز میان واقعیت مادی و برداشت‌های ذهنی اختصاص دارد. جمال‌زاده با بهره‌گیری از مقاله‌ی هانری لوی-بریل (Henri Lévy-Bruhl) در نشریه معتبر Revue de synthèse historique (منتشر شده در سال ۱۹۲۶)، میان «ماده‌ی خام و مادیِ تاریخ» (matériel et brut) و «پدیده‌های فکری و بازتاب‌های عمومی» (phénomène d'opinion) تمایز قائل می‌شود.

از این منظر، حقیقت تاریخی پدیده‌ای ایستا، منجمد و مطلق نیست بلکه امری پویا، وابسته به شرایط و در حال تحول (Contingente) است. واقعه‌ی تاریخی هنگامی به معنای واقعی کلمه «تاریخی» می‌شود که از بوته‌ی نقد سخت‌گیرانه‌ی مورخ عبور کرده و از لایه‌های ظاهری بیرون کشیده شود. جمال‌زاده حتی به نمونه‌های اساطیری مانند داستان شکل‌گیری شهر رم و افسانه‌ی «رمولوس و رموس» (Romulus et Remus) اشاره می‌کند تا نشان دهد چگونه بسیاری از روایات سنتی در طول زمان رنگ و بوی تصوری و جعلی (fictum) به خود می‌گیرند و وظیفه‌ی مورخ هوشیار این است که با تکیه بر ابزار‌های انتقادی (enquête critériologique)، حساب حقیقت را از اسطوره و مصلحت‌اندیشی‌های تاریخی جدا سازد.

در نهایت، این مجموعه‌ی دست‌نویس گواهی روشن بر وسعت دید، ژرف‌اندیشی و دغدغه‌های آکادمیک محمدعلی جمال‌زاده در حوزه تاریخ‌نگاری است.

 

 

این خبر را به اشتراک بگذارید: