کماندوهای اسرائیلی در تهران؛ شایعهای برآمده از نفرت
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ در واپسین ماههای حکومت پهلوی، جامعه ایران آکنده از خشم، ترس، بیاعتمادی و شعلههای فزایندهی اعتراض بود. در چنین فضای ملتهبی، شایعهها کارکردی فراتر از اطلاعرسانی یا انحراف افکار عمومی داشتند؛ آنها به بازتاب روان جمعی و احساسات سرکوبشدهی مردم تبدیل شدند. یکی از این شایعات، که در سندی به تاریخ ۱۸ شهریور ۱۳۵۷ ثبت شده است، ادعا میکند که کماندوهای اسرائیلی توسط سه هواپیمای ویژه به تهران آورده شدهاند تا در سرکوب معترضان مشارکت کنند.
این خبر، که از طریق اعلامیههایی در سطح شهر منتشر شد، مدعی بود چون دولت ایران نمیتواند به سربازان خود اعتماد کند، به نیروی خارجی ــ مشخصاً اسرائیلیها ــ متوسل شده تا بدون تردید به مردم شلیک کنند. با اینکه مقامات وقت این شایعه را بهعنوان یک ادعای پوچ تلقی کرده و در سند بر لزوم تکذیب فوری آن تأکید شده، اهمیت این روایت نه در میزان واقعی بودن آن، بلکه در بار فرهنگیـنمادینی است که حمل میکرد.
نفرت نمادین از اسرائیل و تبدیل آن به چهرهی مطلقِ «دیگریِ خشن»
این شایعه تنها به قصد ایجاد وحشت یا تحریک مردم ساخته نشده بود، بلکه بر بستری از دشمنی تاریخی و نمادین با اسرائیل شکل گرفته بود؛ دشمنیای که هم از دل سیاستهای منطقهای و هم از دل نزدیکی امنیتیـنظامی اسرائیل با رژیم پهلوی نشأت میگرفت. اسرائیل در نگاه بخش بزرگی از مردم، نهتنها غاصب سرزمینهای فلسطینی بود، بلکه بازوی پشتپردهی دستگاههای امنیتی چون ساواک نیز محسوب میشد.
در این زمینه، اسرائیل در انگاره جمعی مردم ایران نهفقط یک کشور خارجی، بلکه تجسم بیرونی بیرحمی، بیرحمیای غیرایرانی، وارداتی و ضدمردمی بود. نسبت دادن خشونت مرگبار به اسرائیلیها از این تصور نشأت میگرفت که تنها نیرویی چنین بیگانه و بیریشه در میان مردم میتواند به چنین درجهای از قساوت برسد. این نگاه نهتنها درباره اسرائیل، بلکه در تمام دستگاههای سرکوبگرِ «بیصورت» و غیرپاسخگو نیز صدق میکرد.
فروپاشی مشروعیت حکومت و نیاز به نسبت دادن سرکوب به «بیگانگان»
وجود چنین شایعهای خود بازتابی است از آنکه در ذهنیت عمومی، مشروعیت سیاسی رژیم پهلوی بهطور کامل فروپاشیده بود. وقتی مردم باور میکنند که حکومت برای حفظ خود ممکن است به نیروهای خارجی متوسل شود ــ حتی اگر در واقع چنین نکرده باشد ــ این نشانهای است از اینکه پیوند میان دولت و ملت گسسته شده است.
این شایعه همچنین بیگانگی حکومت از مردم را برجسته میکرد؛ اینکه دولت بهجای پاسخ به مطالبات مردمی، با استفاده از خشونت «وارداتی»، راه حل بحران را در سرکوب میبیند. به این ترتیب، مردم نهفقط با دولت، بلکه با تصور نوعی قدرت بیگانهپرست و مردمگریز مواجه میشدند که برای حفظ خود، از مرزهای اخلاقی، ملی و انسانی عبور میکند.
در مجموع، سند ۱۸ شهریور ۱۳۵۷، اگرچه گزارش یک شایعهی بیپایه است، اما از نظر تاریخی، بازتاب صادقانهای است از گسست عمیق میان ملت و حاکمیت، نفرت نمادین از اسرائیل، و نگاه استعاری مردم به خشونت سیاسی. این شایعه، بیش از آنکه خبری کاذب باشد، بیانی از احساس انزوا، تحقیر، و ناتوانی جامعهای است که تنها با ساختن چهرههایی چون سربازان اسرائیلی، میتواند خشونت تحمیلشده بر خود را معنا کند.

متن سند:
تاریخ: ۱۸ شهریور ۱۳۵۷
متعاقب اعلامیه هائیکه ساعت ۲۱:۰۰ روز ۱۵ /۶ /۵۷ مبنی بر پیاده نمودن کوماندوهای اسرائیلی بوسیله سه هواپیمای اسرائیلی در پادگان جی تهران در بازار شانزه لیزه واقع در خیابان شاه نصب گردیده بود این موضوع در بین مردم قوت گرفته است که چون سربازان ایرانی از تیراندازی بسوی مردم خودداری مینمایند لذا دولت اقداماتی بعمل آورده که سربازان اسرائیلی بسوی مردم بیگناه تیراندازی و آنها را بی رحمانه بکشند.
نظریه سه شنبه : اصلح است بوسیله رسانه های گروهی فورا این موضوع قویا تکذیب و دلایل رد این ادعای پوچ بسمع همگان برسد.
خبر فوق مورد تائید منابع ۸۳۴۲ و ۸۳۵۴ نیز قرار گرفته است.
آموز نظریه چهارشنبه : نظریه سه شنبه مورد تائید است.
ملاحظات : مراتب ساعت ۱۰:۲۵ روز ۱۸ /۶ /۵۷ باداره کل سوم بخش ۳۱۲ تلفنگرام گردیده است.