فروشگاه
X
کد خبر: ۱۰۵۲۵

محمد غفوری |کودتا هنوز ادامه دارد محمد

چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۴ - ۱۰:۳۸

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ پهلویستها حس دوگانهای نسبت به کودتا دارند. از سویی سرآغاز «عصر فرخندۀ پهلوی» با یک کودتا رقم خورد، و پس از دورهای، بقا و توجیه تمام خط مشی اقتدارگرایانه و خودکامانهاش را مرهون یک کودتای دیگر شد. کودتای نخست را پهلویستها یک افتخار تاریخی میدانند، اما در مورد کودتای دوم میکوشند تا با توسل به هر حربۀ ممکن (از توسل به نوعی فرمالیسم حقوقی گرفته تا تحریف تاریخ) ماهیت آن را به عنوان یک کودتا (که بنا بر تعریف یکی از اشکال غیر قانونی ساقط کردن یک حکومت مشروع است) انکار کنند. ولی موضع آنها هر چه که باشد، کودتا تبدیل به عادت ترک‌ناشدنی پهلویسم شده است. آنها، هر سال، در آستانۀ سالروز واقعۀ ۲۸ مرداد دست به کودتایی علیه یک حقیقت مسلم تاریخی میزنند. بله، گفتار پهلویستی دربارۀ ۲۸ مرداد نه نوعی نقد تاریخی، بلکه نوعی کودتای ذهنی است در ادامۀ همان کودتاهای عملی پیشین؛ کودتاست چون از هر ابزار نامشروعی در نبرد تاریخنگارانۀ خود بهره میگیرد و طی یک فرایند پمپاژ بیپایان دروغ و اتهام، دست به ترور ذهنی مخاطبان خود میزند.

تاریخنگاریِ سلطنتطلبانۀ کودتا از همان زمان، پیام رادیویی مهدی میراشرافی پس از پیروزی کودتا، تا آخرین ۲۸ مردادی که هر سال فرا می‌رسد، تغییر چندانی نکرده است؛ به تعبیر ساده‌تر، آنها با همان اعتماد به نفس میراشرافی، و همان طور آگاهانه و عامدانه، دروغ‌زنی می‌کنند. از همان روزهای پس از سقوط دولت ملی، دستگاه تبلیغاتی و تاریخنگاری پهلوی  به گونه‌ای خستگی‌ناپذیر مشغول تکثیر و بازتولید همان موتیفهای روایت رادیویی میراشرافی از وقایع آن روز شد؛ دو موتیف «خیانت» مصدق (و بسط آن در قالب تکاپوهای بیپروا برای اهریمنسازی مطلق از رهبر نهضت ملی) و «قیام» به جای کودتا. طبیعتاً پیکربندی هر گونه روایتی با تکیه بر همین دو موتیف دچار اشکالات بسیاری خواهد بود و برونداد نهایی آن وجاهت لازم به عنوان یک روایت منسجم تاریخنگارانه را نخواهد داشت. از همین روست که تاریخنگاری سلطنتطلبانه در عرصۀ آکادمیک و علمی پیشاپیش محتوم به شکست بوده و جنگ تاریخ در این آوردگاه مدتهاست که به زیان آنها مغلوبه شده است.

این نکتهای است که پهلویستها به خوبی فهمیدهاند و در عصر وفور امکانات رسانهای کوشیدهاند تا میدان نبرد را، که در عرصۀ آکادمیک در آن پیشاپیش بازنده بودهاند، عوض کنند. آنها دریافتهاند که صدای تاریخنگاری دانشگاهی و علمی به ندرت به گوش مخاطبان عام و بیرون از محافل نخبگان میرسد، از همین روست که با توسل به قدرت رسانهای خویش عرصۀ عمومی را برای پیشبرد جنگهای تاریخ در این زمینه انتخاب کردهاند. آنها فهمیدهاند که میدان اصلی تأثیرگذاری سیاسیِ روایتهای تاریخی کجاست و حربههای مؤثر در آن چیستند. البته راهبرد تاریخی‌شان تغییر محسوسی نکرده است؛ همان روایت میراشرافی این بار در قالب یک آتشبار گفتاری دیگر، به گونه‌ای مداوم و لاینقطع، و نه فقط در سالگرد واقعه، ذهن مخاطبان غیر متخصص را، که در هر صورت میدانند هر برنامهای برای آینده بایستی پایی در گذشته داشته باشد، نشانه میروند. آنها میکوشند تا مخاطب را در سیل اتهامات غرق کنند و هرگونه فرصت تنفس را از او بگیرند تا در نهایت، با سلب هر گونه امکان پاسخگویی و تأمل، او را وادار به تسلیم کنند؛ در یک کلام، پهلویست‌ها میکوشند تا با «دروغ» مخاطب را خسته و مستأصل کنند. در این راهبرد مهم نیست که شما دروغ میگویید، مهم این است که چقدر دروغ می‌گویید، مهم این است که چند دروغ در چنته داشته باشید تا پس از اثبات بطلان هر ادعای کذبی دوباره با دروغی دیگر ظاهر شوید و هرگز اجازه ندهید تردیدها ذهن مخاطب را رها کنند. مهم نیست بسیاری از این اتهامات (از توهینهای شنیع جنسی گرفته تا دروغهای آشکار و مضحکی چون سرکوب قیام جنوبیها توسط مصدق، دست داشتن در ترور رزم آرا، تقویت گروههای بنیادگرا، آزادی قاتل کسروی و ...) بسیار پیشتر افشا و پاسخ داده شدهاند، بلکه مهم تکرار بیپایان آنها برای مخاطبان بالقوه جدید و بی اطلاع، و یارگیری از میان آنهایی است که ابتداییترین جعلیات را هم به راحتی باور میکنند. و البته بسیاری از «فرهیختگان» هم هستند که استعداد ذهنی و روانی تسلیم در برابر این دروغ‌ها را دارند. فهم این نکته که محمل مناسب برای پیشبرد چنین نبردی نه آثار مفصل و تخصصی دانشگاهی، بلکه شبکه‌های مجازی اجتماعی، فرستههای اینستاگرامی، پاورقی‌های شبه‌تاریخی تلگرامی و رشته توئیتها هستند اصلاً دشوار نیست. البته این را نمی‌توان تماماً به پای هوشیاری و فرصت‌طلبی سلطنت‌طلب‌ها نوشت، چون امروز، تقریباً کمتری کسی را می‌توان یافت که به قدرت رسانه‌های نو باور نداشته باشد، لیکن تاریخ‌نگاری سلطنت‌طلبانه -که برای تکمیل تصویر آرمان‌شهر پهلویستی نیاز به بازسازی حیثیت اخلاقی پهلوی از طریق مبارزۀ بی‌امان با تمامی روایت‌های مشروعیت‌زدای تاریخی دارد- بیش از همه و با جمعیت بیشتری در این عرصه حضور دارد.

منبع: کانال تلگرامی نویسنده

این خبر را به اشتراک بگذارید: