فروشگاه
☰ X
نقش حیاتی تنگه هرمز در امنیت انرژی و اقتصاد جهانی

تنگه هرمز و اقتصاد جهانی

تنگه هرمز و اقتصاد جهانی
تنگه هرمز تنها یک گذرگاه دریایی نیست، بلکه یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های اقتصادی جهان به شمار می‌رود. بخش قابل توجهی از انرژی مورد نیاز جهان از این آبراه عبور می‌کند و وقوع هرگونه تنش یا اختلال در آن می‌تواند تعادل بازار‌های جهانی را برهم زند. از همین رو، ثبات اقتصاد جهانی مستقیماً با ثبات و امنیت تنگه هرمز پیوند خورده است.
سه‌شنبه ۰۸ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۷:۳۳

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ تنگه هرمز به دلیل ارزش‌های ارتباطی، ژئوپلیتیکی [۱]، ژئواکونومیکی [۲]و ژئواستراتژیکی [۳]، عامل جغرافیایی مؤثری در موازنه قدرت و وقوع تنش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی محسوب می‌گردد. از آنجا که این تنگه دروازه اصلی تجارت بین‌المللی ایران و همسایگان جنوبی آن به آب‌های آزاد، صدور انرژی و تمرکز سیاست خارجی منطقه‌ای و بین‌المللی است، بروز هرگونه بحران و تنش در آن منجر به تأثیرگذاری در سطح منطقه و جهان می‌شود. [۴]لذا اهمیت تنگه هرمز تنها به موقعیت جغرافیایی منحصر‌به‌فرد آن محدود نمی‌شود، بلکه پیوند مستقیم آن با ساختار اقتصاد جهانی و امنیت انرژی، این گذرگاه را به یکی از حساس‌ترین نقاط راهبردی جهان تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، بررسی جایگاه اقتصادی و کارکرد‌های تنگه هرمز برای درک بهتر مناسبات قدرت، وابستگی اقتصاد جهانی و پیامد‌های احتمالی بحران انرژی در سطح بین‌المللی، ضرورتی انکارناپذیر است.  

 

کارکرد اقتصادی تنگه‌ها

تقریباً ۸۰ درصد از تجارت کالا‌ها از طریق دریا‌ها و با عبور از تنگه‌ها و کانال‌ها صورت می‌گیرد. بر این اساس باید گفت بیش از نیمی از تجارت نفت و فراورده‌های نفتی نیز از طریق دریا‌های آزاد و به وسیله نفتکش‌ها صورت می‌گیرد؛ بنابراین مسیر‌های استراتژیک دریایی نقش مهمی در امنیت عرضه انرژی دارد؛ چراکه هرگونه اختلال در این تنگه‌ها و به دنبال آن مشکلاتی که برای عبور و مرور نفتکش‌ها به وجود آید، بر انتقال نفت تأثیر گذاشته و امنیت عرضه انرژی با مشکل جدی مواجه خواهد شد. تنگه‌های بین‌المللی که با عنوان تنگه‌های ترانزیتی مورد توجه هستند، از لحاظ حجم نفت انتقال داده شده نقش بسیار استراتژیک در بین مسیر‌های آبی دارند. بازار بین‌المللی انرژی به حمل‌ونقل مطمئن و امن وابسته است و انسداد هریک از مسیر‌های انتقال انرژی منجر به بالا رفتن هزینه‌های کل انرژی خواهد شد. [۵]

از این رو، اولین کارکرد تنگه‌ها، کارکرد ارتباطی و توانمندی برقراری ارتباطات تجاری و اقتصادی، حمل‌ونقل مسافران و کالا‌ها بین دو مکان یا پهنه آبی است. علاوه بر این، تنگه‌ها از دیرباز محلی برای عبور کالا‌های تجاری و انجام روابط اقتصادی کشور‌ها بوده‌اند. از این رو، چون تنگه‌ها نقش بارزی در رونق تجارت جهانی ایفا کرده‌اند، کارکرد اقتصادی آنها نیز در این قالب تعریف می‌شود که بخش عمده‌ای از رشد تجارت جهانی نیز در گرو عبور و مرور در آنهاست. [۶]

درمورد سایر کارکرد‌ها مانند کارکرد نظامی و امنیتی تنگه‌ها، باید گفت که این آبراهه‌ها نقش مهمی در انتقال نیرو و لجستیک و ناوگان سطحی و زیردریایی کشور‌ها دارند و سیاست‌های کشور‌ها در آنها می‌تواند، عاملی برای سلب امنیت و به خطر افتادن ثبات یک منطقه باشد. کارکرد سیاسی تنگه‌ها نیز به دنبال ارزش‌های ارتباطی، اقتصادی و ژئواستراتژیک آنها متبلور می‌شود؛ بدین معنی که هریک از کارکرد‌های مذکور، نقش تأثیرگذاری در قدرت ملی و سیاست خارجی کشور‌های ساحلی تنگه دارد و می‌تواند برای آنها ابزار قدرتی در روابط با سایر کشور‌ها باشد و آنها را در موقعیت برتر قرار دهد. [۷]

اهمیت اقتصادی تنگه هرمز

اهمیت تنگه هرمز در حالت کلی به جایگاه خلیج فارس وابسته است. خلیج فارس دریای نیم‌بسته‌ای در جنوب غرب آسیاست که در شبه جزیره عربستان شکاف ایجاد کرده است. تنگه هرمز نیز که از نظر جغرافیایی فضای بین دو خط فرضی (نقاط رأس‌الدبه و دماغه الکوه در دریای عمان از یک سو و نقاط رأس‌الشام یا شیخ‌مسعود و جزیره هنگام در ابتدای خلیج فارس از سوی دیگر) را به هم وصل می‌کند، آبراه بین‌المللی باارزش و استراتژیکی‌ای است که جزء تنگه‌های انگشت‌شمار جهان به شمار می‌رود و طول آن در امتداد خط مُنَصِّف ۱۸۷ کیلومتر است. [۸]

اقتصاد منطقه‌ای خلیج فارس با اقتصاد جهانی رابطه متقابل دارد و تنگه هرمز به‌عنوان آبراه بین‌المللی نقش ارتباطی تعیین‌کننده‌ای در برقراری پیوند بین کشور‌های منطقه با سایر نقاط جهان به عهده دارد. خلیج فارس به جهت داشتن منابع عظیم نفت و گاز که به عنوان عناصر محرکه دنیای صنعتی شناخته می‌شوند و نیز به علت وابستگی شدید صنعت و رفاه اجتماعی جامعه بشری به ویژه کشور‌های صنعتی غرب به نفت خلیج فارس، به صورت آئورت قلبی است که از طریق آن انرژی و نیروی محرکه صنعت به اندام‌های سراسر کره زمین انتقال می‌یابد.

منطقه خلیج فارس حدود ۶۰ درصد ذخایر شناخته شده جهان را در خود جای داده است. همچنین این منطقه حدود ۴۰ درصد ذخایر گاز طبیعی را در اختیار دارد که بخش قابل‌توجهی از آن یعنی حدود ۱۶ درصد ذخایر جهانی در کشور ایران می‌باشد. [۹]

فارغ از ذخایر گازی، آنچه که خلیج فارس را اعتباری جهانی بخشیده، ذخایر نفت آن می‌باشد. نفت خلیج فارس عمدتاً به مناطق صنعتی جهان در قاره‌های اروپا، آسیا، آمریکا و استرالیا صادر می‌شود. عبور روزانه حدود ۱۷ میلیون بشکه از ذخایر این منطقه (در شرایط عادی) از طریق تنگه هرمز (معادل یک‌پنجم تقاضای جهانی) و وابستگی قدرت‌های بزرگ جهانی شرق و غرب، جایگاه بسیار مهم تنگه هرمز را نشان می‌دهد. [۱۰]طبق آمار‌ها حدود ۹۷ درصد از نفت صادراتی منطقه از طریق تنگه هرمز و تنها ۳ درصد از آن از سایر مسیر‌ها از جمله خط لوله‌های ساخته‌شده توسط برخی کشور‌های عربی جابه‌جا می‌شود. در این بین، حدود ۸۸ درصد نفت عربستان سعودی، ۹۸ درصد نفت عراق، ۹۹ درصد نفت امارات متحده عربی و ۱۰۰ درصد نفت کشور‌های کویت و قطر از تنگه هرمز عبور می‌کند. [۱۱]

در سال‌های گذشته، کشور‌های منطقه از جمله عربستان سعودی و عراق، برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز، طرح احداث خط لوله‌هایی برای انتقال نفت از مناطق نفت‌خیز خود به سواحل مدیترانه و دریای سرخ را اجرا کرده‌اند، مانند طرح خط لوله نفتی به طول ۱۲۸۷ کیلومتر از منطقه احسأ و قطیف عربستان که با حداکثر ظرفیتی برابر با ۳ تا ۸.۱ میلیون بشکه در روز نفت این کشور را به ساحل دریای سرخ می‌رساند؛ اما این طرح‌ها در بهترین حالت بیش از ۵ میلیون بشکه را انتقال نداده‌اند و این میزان هیچ‌گاه از اهمیت استراتژیک تنگه هرمز نکاسته یا مصرف‌‎کنندگان جهانی را از این آبراه بی‌نیاز نکرده است. [۱۲]

توجه قدرت‌های جهانی به تنگه هرمز

ذخایر انرژی خلیج فارس و اهمیت ژئواستراتژیک آن، سبب توجه ویژه قدرت‌های جهانی به این منطقه شده است. قدرت‌های جهانی مدت‌ها به خلیج فارس و تنگه هرمز توجه خاصی داشته و دارند و کنترل آن از اهداف استراتژیک آنها محسوب می‌شود. [۱۳]در این راستا، وابستگی ایالات متحده آمریکا به نفت خلیج فارس و به دنبال آن حضور قوی و دائم در منطقه تنها به دلیل نیاز مصرفی آن به نفت خلیج فارس نیست، بلکه کنترل نفت منطقه به عنوان منبع انرژی چین، ژاپن و اروپا که نامزد‌های قدرت آینده جهانی هستند، موقعیت ژئوپلیتیکی آمریکا را در جهان چندقدرتی آینده افزایش خواهد داد.

از سوی دیگر، کشور‌های ژاپن و اروپای غربی به جز انگلستان و نروژ بخش عمده نفت مصرفی خود را که در حدود ۸۰ درصد است، وارد می‌کنند و حتی انگلستان نیز با کاهش تولید دریای شمال در آینده نیازمند نفت وارداتی خواهد بود که عمده آن از خلیج فارس و خاورمیانه تأمین خواهد شد. [۱۴]وابستگی این کشور‌ها قبل از دهه ۱۹۸۰ (دهه شصت شمسی) به منطقه خلیج فارس بالا بود و در طول دهه ۱۹۸۰ به خاطر مسائل سیاسی و امنیتی منطقه ـ به‌ویژه تحولاتی نظیر انقلاب اسلامی در ایران و جنگ هشت ساله عراق علیه ایران ـ کاهش یافت ولی در دهه ۱۹۹۰ (دهه هفتاد شمسی) و سال‌های بعداز آن وابستگی آنها به خلیج فارس افزایش یافته است. [۱۵]

درمورد روسیه باید گفت که اگرچه امروزه این کشور به نفت خلیج فارس وابسته نیست، ولی پیش‌بینی می‌شود که به لحاظ مشکلات حفاری و استخراج نفت در منطقه سیبری، هزینه‌های بالای تولید و همچنین به پایان رسیدن منابع موجود و در دست بهره‌برداری، این کشور نیز در آینده به نفت خلیج فارس نیاز بیشتری پیدا خواهد کرد. [۱۶]

با توجه به اهمیت اقتصادی و ژئواکونومیکی تنگه هرمز برای منطقه و جهان، بدیهی است بروز هر واقعه‌ای که به قطع تردد دریایی در تنگه هرمز منجر شود، به کاهش عرضه نفت در بازار‌های جهانی خواهد انجامید. کاهش صدور نفت نیز باعث افزایش تدریجی بهای نفت و نیز بهره‌برداری از ذخایر استراتژیک جهان و اتمام آن خواهد شد و آنگاه اتمام ذخایر استراتژیک که برای مدت محدودی پیش‌بینی شده است، افزایش سریع قیمت نفت را به دنبال خواهد داشت.

به بیانی دیگر، با انسداد تنگه هرمز به مدت طولانی، بحران انرژی صورت می‌گیرد و در این حالت، کشور‌های صنعتی غرب مانند شوک‌های نفتی سال‌های ۱۹۷۳ (۱۳۵۲ شمسی) و ۱۹۷۹ (۱۳۵۷ شمسی) به سیاست ذخایر استراتژیک روی می‌آورند. [۱۷]اتخاذ این سیاست پاسخی است که آنها برای بحران‌های احتمالی نفت تدارک دیده‌اند. این سیاست برای دوران کوتاه‌مدت قطع صدور نفت از تنگه هرمز کاربرد دارد (حدود سه ماه)، ولی در صورتی که بحران ادامه یابد و تنگه غیرقابل استفاده باشد، بحران‌های اقتصادی و اجتماعی را به وجود خواهد آورد؛ زیرا در طول دوره کوتاه‌مدت مزبور، امکان توسعه خطوط لوله نفت، همچنین گسترش تولید سایر مناطق و منابع نفتی جهان و یا توسعه بهره‌برداری از سایر منابع انرژی‌زای متداول وجود ندارد؛ بنابراین بحران اولیه و فراگیر کشور‌های صنعتی را دربرخواهد گرفت؛ این بحران  اختلال در تولید صنعتی، کاهش تولیدات کارخانجات، افزایش میزان بیکاری، کاهش سطح رفاه عمومی، کاهش نقدینگی و افزایش نرخ بهره را به همراه خواهد داشت و مجموعه وقایع مزبور بحران سیاسی ـ اقتصادی و اجتماعی را برای دنیای صنعتی ایجاد خواهد کرد. [۱۸]

جمع‌بندی

همان‌طور که در این یادداشت مختصر بررسی شد، تنگه هرمز نقشی اساسی در پیوند اقتصادی منطقه خلیج فارس با اقتصاد جهانی ایفا می‌کند. تمرکز بخش قابل توجهی از ذخایر انرژی جهان در این منطقه و عبور بخش عمده صادرات نفت و گاز از این آبراه، جایگاه راهبردی آن را در امنیت انرژی دوچندان کرده است. از این رو، هرگونه اختلال در جریان عبور و مرور در تنگه هرمز می‌تواند پیامد‌هایی گسترده در بازار‌های انرژی و ثبات اقتصادی جهان به همراه داشته باشد و اهمیت ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی این گذرگاه را بیش از پیش آشکار سازد.

پی‌نوشت‌ها

[۱]ژئوپلیتیک عبارت است از رقابت قدرت‌ها برای سلطه بر زمین با استفاده از داده‌های جغرافیایی. ر. ک: زارعی، بهادر (۱۳۹۷). مطالعات منطقه‌ای خلیج فارس، چاپ دوم، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، بخش مقدمه.

[۲]ژئواکونومی عبارت است از تحلیل استراتژی‌های اقتصادی بدون در نظر گرفتن سود تجاری، که از طرف دولت‌ها اعمال می‌شود، به منظور حفظ اقتصاد ملی یا بخش‌های حیاتی آن و به دست آوردن کلید‌های کنترل آن از طریق ساختار سیاسی و خط‌مشی‌های مربوط به آن. ر. ک: عزتی، عزت‌الله (۱۳۹۰). ژئوپولیتیک در قرن بیست‌ویکم، چاپ چهارم، تهران: انتشارات سمت، ص ۱۱۰.

[۳]ژئواستراتژی هماهنگی راهبرد‌های یک کشور با جغرافیای آن است و از منظر آکادمیک، علمی است که نقش عوامل محیط جغرافیایی را در تدوین استراتژی‌ها به‌طور اعم و استراتژی‌های نظامی به‌طور اخص مطالعه می‌کند. ر. ک: عزتی، عزت‌الله (۱۳۹۳). ژئواستراتژی و قرن بیست‌ویکم، چاپ هشتم، تهران: انتشارات سمت، ص ۱۰.

[۴]شاملو، رضا و فرجی‌راد، عبدالرضا (۱۳۹۸). بررسی پیامد‌های سیاسی ـ اقتصادی تنش در تنگه استراتژیک هرمز. مجله سیاست و روابط بین‌الملل، دوره سوم، شماره ۶، ص ۱۶۷.

[۵]عباسی، ابراهیم؛ طالبی، صغری و نجات، سید علی (۱۳۹۴). اهمیت استراتژیکی تنگه هرمز در مقایسه با تنگه‌های بین‌المللی جهان. فصلنامه پژوهش‌های سیاسی، سال پنجم، شماره ۱۳، ص ۱۳.

[۶]میرزائی‌تبار، میثم (۱۳۹۳). تنگه هرمز و نقش استراتژیک آن در گذر تاریخ. فصلنامه مطالعات خلیج فارس، سال اول، شماره ۴، ص ۷۴.

[۷]همان.

[۸]میرحیدر، دره (۱۳۶۶). ژئوپلیتیک تنگه هرمز و خلیج فارس. مجله سیاست خارجی، سال دوم، شماره ۱، ص ۷۳.

[۹]حافظ‌نیا، محمدرضا و ربیعی، حسین (۱۳۹۴). خلیج فارس و نقش استراتژیک تنگه هرمز، ویراست دوم، چاپ یازدهم، تهران: انتشارات سمت، ص ۳۲۶.

[۱۰]حافظ‌نیا، محمدرضا و ربیعی، حسین (۱۳۹۲). مطالعات منطقه‌ای خلیج فارس، چاپ اول، تهران: انتشارات سمت، ص ۵۳.

[۱۱]کرمی، مهران (۱۴۰۳). بررسی جغرافیای سیاسی تنگه‌ها با محوریت تنگه راهبردی هرمز. همایش ملی توسعه پایدار از پنجره جزایر ایرانی خلیج فارس، دانشگاه خوارزمی تهران، ۲۲ آذرماه ۱۴۰۳، ص ۲۲۹.

[۱۲]حافظ‌نیا و ربیعی (۱۳۹۲)، همان، ص ۵۴.

[۱۳]پیک نفت، «ژئوپلیتیک انرژی منطقه خلیج فارس»، وزارت نفت جمهوری اسلامی ایران، شماره ۲۲۱، ص ۲۶.

[۱۴]پیک نفت، «خلیج فارس و نفت»، وزارت نفت جمهوری اسلامی ایران، شماره ۲۵۱، ص ۶.

[۱۵]حافظ‌نیا و ربیعی (۱۳۹۴)، همان، ص ۳۳۵.

[۱۶]همان.

[۱۷]کشور‌های صنعتی به منظور مقابله با نوسانات مربوط به بهای نفت که ناشی از تنش‌های سیاسی و نظامی مناطق نفت‌خیز است، به اتخاذ سیاست ذخیره‌سازی‌های استراتژیک اقدام می‌کنند. آنها با ایجاد مخازن شناور به وسیله سوپرتانکر‌ها و مخازن روی خشکی، به ذخیره مواد نفتی برای مدت کوتاهی اقدام می‌نمایند تا در فاصله زمانی مورد نیاز برای حل بحران و برطرف‌کردن آن از ذخایر مزبور استفاده کنند و از بروز بحران اقتصادی، اجتماعی و رفاهی در کشور‌های خود پیشگیری نمایند.

[۱۸]حافظ‌نیا و ربیعی (۱۳۹۴)، همان، ص ۳۴۳.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید: