سازش با شعار صلح!؟ + سند
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ در بهار سال ۱۳۴۹، در حالی که دستگاه امنیتی رژیم پهلوی (ساواک) با حساسیت بالایی فعالیتهای مذهبی جوانان را رصد میکرد، کانونهای کوچکی از مقاومت تحت عنوان هیئتهای سیار شکل گرفت که فراتر از مناسک سنتی، به تبیین استراتژیهای نوین مبارزاتی میپرداختند. یکی از این کانونها، «هیئت جوانان انصارالمهدی» بود که به گزارش ساواک، به محملی برای حضور روحانیون انقلابی همچون سیدعلی خامنهای تبدیل شده بود.
تحلیل سخنان آیتالله خامنهای در اول اردیبهشت ۱۳۴۹، نشاندهنده یک مرزبندی دقیق میان سکوت و مبارزه است. ایشان با نقد تند کسانی که انفعال خود را در برابر ظلم با واژگانی همچون صلح توجیه میکردند، هشدار دادند که برخی هنوز معنای حقیقی صلح را درنیافتهاند. در نگاه ایشان، سکوت در برابر هر قدرتی به بهانه صلحطلبی، نه یک فضیلت اخلاقی، بلکه ابزاری برای استمرار ظلم است. ایشان با تاکید بر این جمله که برابر هر قدرتی ساکت مینشینند میگویند هدف اصلی صلح است»، نقاب از چهره جریانات سازشکار برداشته و صلح بدون عدالت و عزت را فاقد اعتبار دانستند.
این بیداری فکری، بلافاصله در همان جلسات به حوزه سیاست خارجی و مسئله فلسطین پیوند میخورد. در حالی که رژیم پهلوی تلاش میکرد با عادیسازی روابط و برگزاری مسابقات ورزشی (مانند مسابقه فوتبال ایران و اسرائیل)، حساسیت جامعه را نسبت به صهیونیسم از بین ببرد، روحانیون مبارز در قلب تهران، اسرائیل را به عنوان نماد بارز «قدرت ظالم» معرفی میکردند. ضرورت مبارزه با اسرائیل در اندیشه سیاسی مطرح شده در این اسناد، صرفاً یک توصیه اخلاقی نبود، بلکه به عنوان یک تکلیف استراتژیک در قالبهای متنوعی از جمله مبارزه تبلیغاتی، مبارزه سرد و گرم، و حتی آمادگی برای تقابل مسلحانه تبیین میشد.
در مجموع، این اسناد نشان میدهند که هستههای اولیه انقلاب، با نفی صلح تحمیلی و ذلتبار و جایگزینی آن با مبارزه چندبعدی، توانستند جوانی و پرشور بودن اعضای هیئتهایی، چون انصارالمهدی را از یک فعالیت پراکنده، به یک حرکت منسجم علیه رژیم و متحدان بینالمللیاش (صهیونیسم و امپریالیسم آمریکا) هدایت کنند. از دیدگاه آیتالله خامنهای، صلح واقعی تنها زمانی محقق میشد که ریشه قدرتهای جبار با تکیه بر آگاهی و مبارزه فراگیر قطع گردد.


در ادامه متن سند از نظر میگذرد:
هیئت جوانان انصارالمهدی از اوایل سال ۴۸ بسرپرستی حسین حسینزاده موحد تشکیل و جلسات هیئت بطور سیار در منزل یکی از اعضاء تشکیل میگردد. گرداننده و بانی هیئت فوقالذکر حسین حسینزاده علاوه بر تعصب شدید مذهبی جوانی است بیتجربه و خودسر که بر اثر تشویق و دلگرمیهای زیاده از حد روحانیون مخالف دست باقداماتی زده که تاکنون دربار محکومیت حاصل ننموده است مشارالیه اکنون نیز از رویه سابق خود عدول ننموده و در فرصتهای مناسب اعمال خلاف خود را دنبال مینماید یادشده از روحانیون افراطی از جمله سید علی خامنهای، عبدالمجید معادخواه و عبدالرسول حجازی که دارای فعالیتهای مضره میباشند دعوت کرده روی منبر سخنرانیهای تند و تحریکآمیز نماین از جمله در تاریخ ۴۹/۲/۱ سید علی خامنهای اظهار امیدواری کرد بعضیها معنی صلح را بفهمند و برابر هر قدرتی ساکت مینشینند و میگویند هدفمان صلح است و نیز در تاریخ ۴۹/۲/۱۵ عبدالرسول حجازی وعظ خود را چنین شروع میکند: شما هیچ در مورد مسابقه فوتبال ایران و اسرائیل و هدف از تشکیل و نتایج آن فکر کردهاید؟ ولی من نشستم و فکر کردم در همان موقع که تمام مردم مشغول تماشای بازی فوتبال بودند چهار ستاد بزرگ دنیا در تهران تشکیل جلسه داد که عکسالعمل ایرانیان را در مقابل اسرائیل ارزیابی کنند و دیدند که توده مردم ایران یکصدا فریاد زدند مرگ بر اسرائیل؛ و سپس خامنهای جوانان را بمبارزه دعوت نموده و گفت مبارزه تنها یک راه ندارد. مثلاً مبارزه بصورت مسلحانه. مبارزه غیر مسلحانه. مبارزه تبلیغاتی. مبارزه سرد. مبارزه گرم وجود دارد ولی باید خودتان فکر کنید و یکی را انتخاب کنید؛ و همچنین در تاریخ ۴۹/۲/۳۱ عبدالرسول حجازی در مورد ورود سرمایهگذاران آمریکائی صحبت کرده و ادامه میدهد سرمایهگذاری آمریکا و یهود در ایران خطراتش بمراتب بیشتر از جنگ اعراب و اسرائیل و حمله چریکها به لبنان است. نمیدانم علت اینکه زیر بار این حکم رفتهاند چه بوده است گفتهاند اگر عمل نکنید شما هم نیستید و عبدالمجید معادخواه در بحث مربوط به سیاست اظهار میدارد سیاست امروز از قبیل تبعید، زندان، شکنجه، اعدام میباشد، چون از اول خلقت و بوجود آمدن حکومت سلاطین و زمامداران جبار و ستمکار بودند و اساس کارشان بر مبنای زور و ظلم و اجحاف بوده است..