ببینید| عاقبت ترک مقاومت
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ در طول تاریخ، ایران بارها آماج حملۀ اقوام و دولتهای مختلف قرار گرفته است. در دورۀ مدرن، هرگاه تجاوزی به این سرزمین رخ داده، مردم ایران تمایل آشکاری به مقاومت از خود نشان دادهاند، اما در بسیاری از این بزنگاهها، سیاست تسلیم یا بی طرفی که از سوی دولت یا حاکمیت مرکزی اتخاذ شد و این سیاست نیز خود ریشه در ملاحظات متعددی داشت، عملاً راه را برای اشغال و شکست هموار کرده است. نمونۀ بارز این پدیده در شهریور ۱۳۲۰ اتفاق افتاد. رضاشاه با صدور دستور توقف مقاومت، زمینۀ اشغال همهجانبۀ ایران را فراهم ساخت. این رویداد به خوبی نشان میدهد که در شرایط جنگی، همراهی دولت مرکزی با مردم، و نیز هماهنگی و پشتیبانی مردم از دولت، چه ضرورت انکارناپذیری دارد.
در شهریور ماه سال ۱۳۲۰، انگلستان با هماهنگی اتحاد جماهیر شوروی، عملیات اشغال خاک ایران را آغاز کرد. این عملیات که در اسناد نظامی بریتانیا با عنوان «عملیات پشتیبانی» (Operation Countenance) ثبت شده، از سه جبهۀ متفاوت و به صورت هماهنگ طراحی و اجرا شد. در جبهۀ جنوبی، نیروهای هندی تحت فرماندهی بریتانیا در بنادر خرمشهر و آبادان، واقع در کرانۀ خلیج فارس، پیاده شدند. در جبهۀ مرکزی، قوای بریتانیایی و هندی از منطقۀ خانقین در شرق عراق پیشروی کرده و به سمت کرمانشاه و همدان حرکت کردند. همچنین در جبهۀ شمالی، نیروهای شوروی عملیات خود را آغاز نمودند.
فرماندهی کل این عملیات اشغالگرانه بر عهده ژنرال سر آرچیبالد ویول بود. او در آن برهه، افزون بر فرماندهی کل نیروهای بریتانیا در هند، مسئولیت نظارت بر عملیات نظامی در عراق را نیز بر عهده داشت. به همین دلیل، ایران به طور طبیعی در محدودۀ حوزهٔ مسئولیت و برنامهریزی عملیاتی او قرار گرفته بود.
اشغال ایران توسط نیروهای متفقین در شهریور ۱۳۲۰، ضربۀ سنگینی به ارتشی وارد کرد که رضاشاه سالها با صرف هزینههای بسیار زیاد و تبلیغات عظیم برای ساخت و تثبیت آن کوشیده بود. در پی این تهاجم و با صدور دستور توقف مقاومت از سوی رضاشاه در پنجم شهریور، آن ارتشِ بهظاهر قدرتمند یکباره فروریخت و در برابر بیگانگان هیچ گونه ایستادگی مؤثری از خود نشان نداد.
در ادامه تصاویری تاریخی از عاقبت و نتیجه ترک مقاومت در برابر بیگانه از نظر میگذرد: