فروشگاه
☰ X
کد خبر: ۱۱۳۳۵

دستورات ویژه ساواک درباره جزئیات نصب عکس شاه!

دستورات ویژه ساواک درباره جزئیات نصب عکس شاه!
بولتن ویژه و سری اداره کل امنیت داخلی ساواک در سال ۱۳۵۳، با ورود وسواس‌گونه به تعیین ابعاد هندسی قاب‌عکس‌های شاه و حذف آنها از اماکن فرودست شهری (مانند نانوایی‌ها و قصابی‌ها برای جلوگیری از تقدس‌زدایی از چهره حاکم)، پرده از یک کوری ساختاری در دکترین امنیتی پهلوی دوم برمی‌دارد. دکترین فردمحوری که در اوج بحران‌های پنهان جامعه، ساختار امنیتی کشور را به جای پرداختن و فهم صحیح مسائل اساسی امنیت داخلی، معطوف به اندازه و ابعاد عکس شاه و خانواده سلطنتی کرده بود.
يکشنبه ۲۱ تير ۱۴۰۵ - ۱۷:۲۴

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی- محمدامین خدابنده؛ بازیابی و تحلیل کارکردی اسناد بازمانده از نهاد‌های اطلاعاتی و امنیتی عصر پهلوی دوم، فراتر از ارزش تقویمی و وقایع‌نگارانه، امکان منحصربه‌فردی را برای فهم عمیق ساختار قدرت و نظام معنایی آن حاکمیت فراهم می‌آورد. بولتن ویژه شماره ۱۷۴ اداره کل امنیت داخلی ساواک، مورخ ۲۲ مهر ۱۳۵۳، نمونه‌ای واجد اهمیت بنیادین از چگونگی درهم‌تنیدگی امر امنیتی با امر نمادین در بوروکراسی پادشاهی پهلوی است. این سند پنج‌برگی با عنوان تفصیلی «ترتیب تهیه و نحوه نصب تمثال اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت فرح پهلوی شهبانوی ایران و والاحضرت رضا پهلوی ولایتعهد ایران در سازمان‌ها و موسسات دولتی و خصوصی و اماکن عمومی»، بازتاب‌دهنده عینی مکانیسم‌های تمرکزگرایی و فردمحوری مفرطی است که در عالی‌ترین سطوح امنیتی کشور جریان داشته است. ورود اختصاصی بخش امنیت داخلی ساواک به جزئیات هندسی، ابعاد و موقعیت مکانی تصاویر خانواده سلطنتی، نشان‌دهنده اهمیت بیش از اندازه و ضریب امنیتی بالای شخص شاه و خانواده سلطنتی است.

۱. تحلیل کارکردی نهاد امنیت داخلی در قلمرو نماد‌ها

بر اساس نظرات رایج در ساختارشناسی دستگاه‌های اطلاعاتی، وظیفه ذاتی بخش «امنیت داخلی» یک کشور، پایش کانون‌های بحران، مقابله با شبکه‌های خرابکاری، کشف هسته‌های براندازی و صیانت از ثبات سرزمینی است. با این حال، در این سند مشاهده می‌شود که اداره کل امنیت داخلی ساواک دایره نظارت و دخالت خود را تا سطح مهندسی تزیینات داخلی ادارات و اصناف گسترش می‌دهد. این رویکرد مبین تبدیل «تمثال شاه» به کانون مرکزی گفتمان ثبات پنداشته شده است. از منظر پدیدارشناسی سیاسی، حکومت برای تحکیم هژمونی خود، نیازمند بازتولید مداوم اقتدار در فضای بصری جامعه است. وقتی نظم هندسی و فیزیکی یک عکس به موضوع یک «بولتن ویژه و سری» تبدیل می‌شود، به این معناست که هرگونه بی‌انضباطی در نمایش تصویر حاکم، به عنوان گسستی در اقتدار سیاسی و تهدیدی بالقوه علیه نظم عمومی تفسیر می‌گردد.

۲. جزئیات فنی و مهندسی بوروکراتیک کیش شخصیت

سند در مقدمه خود با اشاره به اینکه تا پیش از این، روال جاری تعظیم به مظهر عالی سلطنت مقید به ابعاد معینی نبوده و انتخاب تمثال‌ها متفرق و بر اساس علایق شخصی صورت می‌گرفته است، لزوم تدوین یک «ضابطه معین علمی و انضباطی» را مطرح می‌کند. این صورت‌بندی مکانیکی از نمادگرایی شاهنشاهی، شامل بخش‌های زیر است:

الف) ابعاد و استاندارد‌های فیزیکی تمثال‌ها (بند ۱ سند):

سند با متمایز کردن فضاها، ابعاد دقیقی را صادر می‌کند؛ برای اتاق‌های معمولی ابعاد ۷۰×۳۰ سانتی‌متر، برای اتاق‌های بزرگ ۱۰۰×۵۰ سانتی‌متر و برای سالن‌های بزرگ و اجتماعات رسمی ابعاد ۱۰۰×۷۰ سانتی‌متر تعیین شده است. این استانداردسازی بوروکراتیک، تلاش برای یکدست‌سازی تجربه بصری شهروندان در مواجهه با قدرت را عیان می‌کند.

ب) مهندسی موقعیت و جهت‌گیری هیرارشیک (بند ۲ سند):

مقررات قرارگیری تمثال‌ها دقیقاً بازتاب‌دهنده ساختار هرم قدرت است. تمثال شاه باید در بالاترین نقطه، بر بالای سر رئیس یا متصدی مربوطه قرار گیرد. در صورت نصب چند تمثال، تمثال شاهنشاه در مرکز یا بالا، تمثال شهبانو در سمت چپ متصدی (راست ناظر) و تمثال ولایتعهد در سمت راست متصدی (چپ ناظر) قرار می‌گیرد. این چیدمان هندسی، تثبیت‌کننده موقعیت برتر پادشاه نسبت به سایر اعضای خانواده سلطنتی و به تبع آن، کل جامعه است.

۳. توپوگرافی فضای عمومی

یکی از انتقادی‌ترین بخش‌های این سند، احصای جزئی‌نگرانه اماکنی است که نصب تمثال حاکم در آنها «نامناسب» تشخیص داده شده است (بند ۳ سند). ساواک به طور سیستماتیک فضا‌های شهری را به دو دسته تقسیم می‌کند. طبق این فهرست، اماکنی چون: کلیه هتل‌ها (به استثنای دفتر مدیر)، کافه‌ها، رستوران‌ها، کاباره‌ها، بارها، پیاله‌فروشی‌ها، گرمابه‌های عمومی و خصوصی، آرایشگاه‌ها، اماکن فحشا، قهوه‌خانه‌ها، کافه‌رستوران‌های بین‌راه، قصابی‌ها، نانوایی‌ها، سمساری‌ها و دکاکین محل ذبح و فروش حیوانات، و همچنین استودیو‌ها و صحنه‌های تمرین موسیقی و تئاتر، فاقد صلاحیت فضایی برای میزبانی از تصویر حاکم هستند.

دستگاه امنیتی تمایل دارد تصویر شاه را از فضا‌های تفریحی توده (کاباره، بار)، فضا‌های کارگری و تولیدی پایه (نانوایی، قصابی) و فضا‌های مرتبط با بدن و زوال (گرمابه، سمساری و کشتارگاه) حذف کند. هدف از این کار، جلوگیری از «عادی‌سازی» تصویر حاکم و حفظ فاصله نمادین او با امور مبتذل یا فرودست جامعه است تا پیوند بصری توده با شاه صرفاً در محیط‌های منضبط، رسمی و هژمونیک برقرار بماند.

بخش چهارم و پنجم سند به صراحت فرآیند چندنهادی اجرای این طرح را نشان می‌دهد. کنترل و نظارت بر اجرای این فرآیند امنیتی-بصری به یک تشکیلات کلان واگذار شده است که وزارتخانه‌ها، شهربانی کل کشور، ژاندارمری کل کشور، اتاق اصناف و اداره تشریفات وزارت دربار شاهنشاهی را درگیر می‌کند. تکثیر و توزیع تمثال‌ها موکول به دریافت مجوز قبلی از وزارت اطلاعات و جهانگردی شده و تعویض تمثال‌های قدیمی با نمونه‌های مصوب جدید اجباری می‌گردد. این حجم از موازی‌کاری و بسیج نیرو‌های انتظامی و تشریفاتی برای نظارت بر قاب عکس‌ها، نشان می‌دهد که بوروکراسی تا چه حد تحت‌الشعاع مطالبات فردمحورانه رأس هرم قدرت قرار داشته است.

تمرکز دستگاه امنیت داخلی کشور بر چنین جزئیاتی در سال ۱۳۵۳ (که مصادف با دوره اوج درآمد‌های نفتی و غرور بوروکراتیک حکومت پادشاهی است)، نشان‌دهنده یک کوری ساختاری در تبارشناسی امنیت است. در حالی که کانون‌های واقعی بحران، گسست‌های عمیق طبقاتی، و نارضایتی‌های زیرپوستی در بطن جامعه در حال شکل‌گیری بودند، دستگاه امنیتی کشور سرمایه مادی، زمانی و تشکیلاتی خود را معطوف به کنترل سانتی‌متری ابعاد قاب عکس‌ها و جانمایی آنها در ساختار اداری و صنفی می‌نمود.

این حد از فردمحوری و عطف توجه به ساحت پادشاه، نشانگر آن است که در دکترین امنیتی آن عصر، پایدارسازی مشروعیت نه از طریق توسعه سیاسی و نهادینه کردن مشارکت، بلکه از طریق بوروکراتیزه کردن مفرط «کیش شخصیت» و اعمال انضباط بصری بر فضای عمومی تعقیب می‌شده است. رویکردی کاملاً نمادگرا و صوری که در مواجهه با امواج بحران‌های ساختاری و واقعیت‌های عینی اواخر دهه پنجاه، ناکارآمدی خود را به سرعت عیان ساخت و نتوانست مانع از فروپاشی آن ساختار سیاسی گردد.

این خبر را به اشتراک بگذارید: