از گرانی تا خرابی اتوبوس/ بولتن ساواک درباره نارضایتیهای روزمره مردم
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی- محمدامین خدابنده؛ در فروردین ۱۳۵۲ سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) بولتنی سری با عنوان «نارضایتیهای عمومی در حوزه استحفاظی ساواک تهران» تهیه و به نخستوزیری فرستاد. این سند نه گزارشی سیاسی به معنای متعارف، بلکه ثبت نسبتاً صریح و جزئی شکایات روزمره مردم است. از منظر تاریخ اجتماعی، ارزش آن دقیقاً در همین ویژگی نهفته است که ساواک در اینجا نه با دشمنان سیاسی، بلکه با تجربه زیسته طبقات شهری روبهرو شده و کوشیده آن را به زبان خود بیان کند. با توجه به ساز وکارهای بولتننویسی ساواک میتوان گفت، که تعداد بولتنهایی با موضوعات اینچنینی که به مسائل روزمره و زیست اجتماعی مردم بپردازد بسیار محدود بوده و از این حیث، این بولتن دارای اهمیت فراوانی میباشد.
متن بولتن از مسائل کاملاً ملموس آغاز میشود. نارضایتی از شهرداری تهران در صدر قرار دارد و خیابانها و کوچهها در زمستان به دلیل نبود زهکشی مناسب و آسفالت نامرغوب به وضعیتی غیرقابلتحمل درمیآیند، کانالهای فاضلاب مسدود و وعدههای مسئولان بینتیجه میماند. مردم این ناکارآمدی را مستقیماً به بیتفاوتی حکومت نسبت میدهند. در کنار آن، وضع شرکت واحد اتوبوسرانی به یکی از مهمترین کانونهای شکایت تبدیل شده است. کمبود ناوگان نسبت به رشد جمعیت، فرسودگی اتوبوسها، شیشههای شکسته و بینظمی سرویسها، شهروندان را ناگزیر به وابستگی بیشتر به تاکسی کرده و احساس کمبود شدید را در زندگی روزمره تقویت میکند. گزارش حتی به مقامات عالیرتبه نیز اشاره دارد که از این وضعیت باخبر شدهاند.
فساد اداری بخش دیگری از تصویر است. رشوه، معطلی کارها و واسطهگری به امری عادی بدل شده و مردم مجبورند بخشی از هزینه انجام کارهای اداری را بهصورت غیررسمی بپردازند. ساواک بهصراحت مینویسد که این وضع حتی پس از برنامههای اصلاحی دهه چهل همچنان پابرجاست و اعتماد عمومی به کل دستگاه دولتی را فرسوده است. گرانی مایحتاج عمومی نیز در کنار این مسائل قرار میگیرد و مجموعه آنها را به شهرستانهایی چون رشت و شیراز نیز گسترش میدهد.
آنچه این سند را از گزارشهای معمولی امنیتی متمایز میکند، درک نسبتاً روشن آن از سازوکار تبدیل مشکلات روزمره به نارضایتی سیاسی است. ساواک دریافته بود که شکایت از فاضلاب یا اتوبوس میتواند به نقد کلیتر از ساختار سیاسی بینجامد. وقتی فاصله میان گفتمان رسمی پیشرفت و واقعیت زندگی شهری روزبهروز بیشتر میشود، نارضایتی دیگر صرفاً بر سر مسائل فنی نیست بلکه به احساس بیعدالتی و بیاعتمادی ساختاری بدل میگردد.
این بولتن بازتاب ناهماهنگی میان مدرنیزاسیون از بالا و تجربه زیسته طبقات متوسط و پایین شهری در سالهای اوج درآمد نفتی است. رژیم در حال اجرای پروژههای عمرانی گسترده بود، اما زیرساختهای روزمره، نظام اداری و هزینه زندگی همچنان فشار سنگینی بر دوش مردم میگذاشت. نارضایتی ثبتشده در این صفحات دقیقاً از همین شکاف برمیخیزد. شش سال بعد، همین شکایات روزمره در فضای انقلاب به شعارها و بسیج تودهای پیوند خوردند. ساواک انباشت این نارضایتی را دیده و مستند کرده بود، اما نتوانسته بود مسیر آن را تغییر دهد.