خلیج فارس بهعنوان «منطقه منافع حیاتی آمریکا»: تحلیل دکترین کارتر / گذار از هژمونی غیر مستقیم به مستقیم
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ در ۲۳ ژانویه ۱۹۸۰، جیمی کارتر در برابر کنگره ایالات متحده اعلام کرد که خلیج فارس دیگر صرفاً یک منطقه راهبردی یا منبع انرژی نیست، بلکه بخشی از «منافع حیاتی» آمریکا بهشمار میرود و هرگونه تلاش قدرت خارجی برای تسلط بر آن با نیروی نظامی پاسخ داده خواهد شد. این اعلامیه که به «دکترین کارتر» شهرت یافت، نقطه پایان سیاست غیرمستقیم واشنگتن در خلیج فارس و آغاز عصر حضور مستقیم، دائمی و هژمونیک نظامی آمریکا در یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی و ژئوپلیتیک جهان بود. اعلامیهای که نه تنها بازتاب بحرانهای پیاپی اواخر دهه ۱۹۷۰ بود، بلکه مسیر سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه را برای دهههای بعد تعیین کرد و هنوز هم پیامدهای آن بر امنیت منطقهای، مناسبات قدرتهای بزرگ و مفهوم حاکمیت در خلیج فارس سایه افکنده است.
دکترین کارتر که در ۲۳ ژانویه ۱۹۸۰ توسط جیمی کارتر، رئیسجمهور ایالات متحده، در سخنرانی سالانه وضعیت کشور در برابر کنگره اعلام شد، نقطه عطفی در تاریخ سیاست خارجی آمریکا نسبت به خلیج فارس به شمار میآید. این دکترین برای نخستین بار بهصورت رسمی و در عالیترین سطح سیاسی اعلام کرد که خلیج فارس نه صرفاً یک منطقه دارای اهمیت اقتصادی یا راهبردی، بلکه بخشی از منافع حیاتی ایالات متحده آمریکا است و واشنگتن برای جلوگیری از تسلط هر قدرت رقیب بر این منطقه، آمادگی استفاده از نیروی نظامی را دارد.
این مواضع در شرایطی صادر شد که نظم امنیتی پیشین خلیج فارس دچار فروپاشی شده بود. خروج بریتانیا از شرق سوئز در دهه ۱۹۷۰، انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ و سقوط متحد اصلی آمریکا در منطقه یعنی حکومت پهلوی، اشغال افغانستان توسط شوروی در دسامبر ۱۹۷۹ و نگرانی واشنگتن از احتمال گسترش نفوذ شوروی در خلیج فارس، مجموعهای از بحرانها را ایجاد کرده بود که از دید سیاستگذاران آمریکایی میتوانست توازن قدرت جهانی را در یکی از مهمترین مناطق انرژی جهان تغییر دهد.
از این منظر، دکترین کارتر را باید نه صرفاً واکنشی به یک بحران مقطعی، بلکه اعلام رسمی تغییر راهبرد آمریکا دانست؛ تغییری که بر اساس آن، واشنگتن از سیاست غیرمستقیم اتکا به متحدان منطقهای، به سمت حضور مستقیم نظامی و اعمال هژمونی امنیتی در خلیج فارس حرکت کرد.
در سخنرانی سالانه رئیسجمهور آمریکا در کنگره، جیمی کارتر چنین اعلام کرد:
"Let our position be absolutely clear: An attempt by any outside force to gain control of the Persian Gulf region will be regarded as an assault on the vital interests of the United States of America, and such an assault will be repelled by any means necessary, including military force."
ترجمه:
«موضع ما باید کاملاً روشن باشد: هرگونه تلاش از سوی هر قدرت خارجی برای به دست گرفتن کنترل منطقه خلیج فارس، تعرض به منافع حیاتی ایالات متحده آمریکا تلقی خواهد شد و چنین تعرضی با هر وسیله لازم، از جمله استفاده از نیروی نظامی، دفع خواهد شد.»
(Office of the Historian, U.S. Department of State, Foreign Relations of the United States, 1977–1980, Volume XIX, Part 1, Document 16)
[آرشیو سندی روابط خارجی ایالات متحده امریکا]
اهمیت تاریخی این سخنرانی در آن است که دولت آمریکا برای نخستین بار بهصورت رسمی اعلام کرد که خلیج فارس در چارچوب امنیت ملی ایالات متحده تعریف شده است. پیش از این دوره، واشنگتن اگرچه از دهه ۱۹۵۰ به بعد در خاورمیانه حضور فزایندهای داشت، اما امنیت خلیج فارس عمدتاً از طریق متحدان منطقهای، بهویژه ایران پهلوی و عربستان سعودی، مدیریت میشد. این سیاست که در دوره نیکسون به در قالب دکترین نیکسون معروف شد، بر این فرض استوار بود که ایران بهعنوان قدرت نظامی منطقه و عربستان بهعنوان قدرت مالی، مسئول حفظ نظم مطلوب آمریکا در خلیج فارس خواهند بود.
اما انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ این معماری امنیتی را فروپاشید. سقوط حکومت پهلوی، که یکی از اصلیترین متحدان آمریکا در منطقه بود، موجب شد واشنگتن یکی از مهمترین ابزارهای غیرمستقیم خود برای کنترل امنیت خلیج فارس را از دست بدهد. سخیر لانه جاسوسی سفارت آمریکا در تهران نیز این احساس را در میان نخبگان آمریکایی تقویت کرد که منطقه وارد مرحلهای از بیثباتی شده است.
در همین شرایط، اشغال افغانستان توسط ارتش شوروی در دیماه ۱۳۵۸ نگرانی آمریکا را درباره امکان گسترش نفوذ مسکو به سمت آبهای گرم اقیانوس هند و خلیج فارس افزایش داد. از نگاه واشنگتن، کنترل یا تهدید مسیرهای انتقال انرژی از خلیج فارس میتوانست پیامدهای جهانی داشته باشد. به همین دلیل، دولت کارتر تصمیم گرفت سیاست جدیدی را اعلام کند که بر اساس آن، آمریکا خود را مسئول مستقیم حفظ نظم امنیتی این منطقه بداند.
گذار از نفوذ غیرمستقیم به حضور مستقیم
دکترین کارتر نشاندهنده یک تغییر مهم در مفهوم حضور آمریکا در خلیج فارس بود. در دوره پیش از آن، آمریکا بیشتر تلاش میکرد از طریق متحدان منطقهای خود، بهویژه ایران، نظم مطلوب خود را حفظ کند. اما پس از انقلاب ایران، واشنگتن به این نتیجه رسید که اتکا به دولتهای منطقهای کافی نیست و باید توانایی مداخله مستقیم نظامی ایجاد کند.
عبارت: "by any means necessary, including military force" [«با هر وسیله لازم، از جمله نیروی نظامی»
]نشاندهنده همین تحول است. آمریکا دیگر صرفاً خود را دارای منافع اقتصادی یا دیپلماتیک در خلیج فارس نمیدانست، بلکه حق مداخله نظامی برای حفظ این منافع را نیز برای خود تعریف کرد.
در نتیجه این دکترین، ساختارهای جدید نظامی آمریکا در منطقه شکل گرفت. مهمترین پیامد آن ایجاد نیروی واکنش سریع آمریکا (Rapid Deployment Joint Task Force) بود که بعدها به فرماندهی مرکزی آمریکا (CENTCOM) تبدیل شد. این تحول به معنای نهادینه شدن حضور نظامی دائمی آمریکا در خلیج فارس بود.
دلالت سند برای مسئله حاکمیت منطقهای
این سند بیانگر نوعی بازتعریف مفهوم حاکمیت در خلیج فارس است. آمریکا در این اعلامیه، امنیت منطقه را صرفاً موضوع دولتهای ساحلی خلیج فارس نمیدانست، بلکه آن را بخشی از امنیت ملی خود معرفی میکرد. به بیان دیگر، دکترین کارتر نشان میدهد که واشنگتن برای خود نقشی فراتر از یک قدرت خارجی قائل بود؛ نقشی که بر اساس آن، هرگونه تغییر در موازنه قدرت منطقهای که بدون هماهنگی با آمریکا صورت گیرد، میتوانست تهدیدی علیه منافع حیاتی این کشور تلقی شود. از این منظر، سند مذکور یکی از مهمترین شواهد تاریخی برای تحلیل شکلگیری هژمونی امنیتی آمریکا در خلیج فارس است. اگر در دهه ۱۳۲۰ شمسی اسناد مربوط به حضور مستشاران آمریکایی در ایران نشاندهنده تلاش واشنگتن برای نفوذ در ساختار دولت ایران بود، دکترین کارتر نشاندهنده مرحله بعدی این روند است؛ یعنی تبدیل نفوذ سیاسی و نظامی به یک تعهد رسمی برای کنترل نظم امنیتی یک منطقه ژئوپلیتیک.
مشخصات آرشیوی سند
عنوان:
State of the Union Address by President Jimmy Carter
تاریخ:
23 January 1980
مجموعه:
Foreign Relations of the United States, 1977–1980, Volume XIX, Part 1, Middle East Region
شماره سند:
Document 16
آرشیو رسمی:
Office of the Historian, U.S. Department of State
https://history.state.gov/historicaldocuments/frus1977-80v19/d16