مرکز اسناد انقلاب اسلامی

روایتی از یک تکاور ارتشی
«شما اگر بدانید که برای چه منظوری در این قله‌ی کوه هستید و با دشمن مبارزه می‌کنید، بی‌گمان آن طرف این مسئله کشته‌شدن و مجروح‌شدن است، حل می‌شود و هیچ ترسی از دشمن و تیراندازی‌های او نخواهید داشت».
تاریخ انتشار: ۱۳:۱۱ - ۳۱ خرداد ۱۴۰۱ - 2022June 21

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ نقش شهید چمران در تامین و تثبیت امنیت پس از پیروزی انقلاب اسلامی بی‌بدیل بود. به خصوص در مناطق غربی کشور نام چمران همواره برای مقابله با ضدانقلاب بر سر زبان‌ها بود.

ناو سروان تکاور محمدتقی قصابیان در خاطرات خود می‌گوید:  پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 گروهک‌های ضدانقلاب با تحریک اقوام و قبایل ایرانی به ایجاد ناامنی و درگیری‌های مسلحانه با نیروهای انقلاب وارد جنگ شدند.

پایدارترین تحریکات ضدانقلاب در کردستان بود. پس از آنکه امام خمینی (ره) دستور داد غائله‌ی کردستان باید مهار شود، نیروهای تفنگ‌دار و تکاور نیروهای دریایی جزء اولین یگان‌هایی بودند که وارد کردستان شدند.

تکاوران منطقه‌ی دوم دریایی بوشهر از منطقه‌ی سردشت و تکاوران پادگان منجیل از سمت بانه جهت پاکسازی یک منطقه‌ی کوهستانی در حرکت بودیم. ما که از منطقه‌ی بانه در حرکت بودیم، تصور می‌کردیم در آن سوی کوه، نیروهای ضدانقلاب مستقر هستند و تکاوران بوشهر هم که از سمت سردشت در حرکت بودند، خیال می‌کردند که در آن طرف ارتفاعات نیروهای ضدانقلاب حضور دارند.

 

شجاعت شهید چمران در مبارزه با نیروهای حزب بعث

 

وقتی با استفاده از دوربین منطقه را زیر نظر قرار دادم، چشمم به گشتی‌هایی افتاد که پس از دقت متوجه شدم آنها همکاران خودمان و از تکاوران نیروهای دریایی هستند که از منطقه‌ی سردشت مشغول پاکسازی منطقه بودند. به سوی آنها حرکت کردیم، وقتی به هم رسیدیم یکدیگر را در آغوش گرفتیم.

شهید چمران فرمانده عملیات نامنظم، خود را به ما رساند و به اتفاق در مسیر بانه به سوی مریوان حرکت کردیم. در آن منطقه به ارتفاعات کله‌قندی رسیدیم. من و پنج نفر از تکاوران به همراه شهید دکتر چمران و به‌وسیله‌ی یک بالگرد بر روی ارتفاعات کله‌قندی فرود آمدیم تا گردنه‌ها و معابر نفوذی را شناسایی و مکان‌های احتمالی کمین دشمن را کنترل کنیم.

وقتی بر روی ارتفاعات فرود آمدیم، همین‌که بالگرد دور شد، صدای تیراندازی شدیدی را شنیدیم که به سوی ما روانه می‌شد. به سرعت زمین‌گیر شدیم و سنگر گرفتیم، اما دکتر چمران بدون هیچ واهمه‌ای از این سو به آن سو می‌رفت. بعد از اتمام تیراندازی از شهید چمران پرسیدم که در موقع تیراندازی افراد ضدانقلاب چرا سنگر نمی‌گیرد و نترسیدن و بی‌احتیاطی او را پرسیدم. در پاسخ اظهار داشت:

«شما اگر بدانید که برای چه منظوری در این قله‌ی کوه هستید و با دشمن مبارزه می‌کنید، بی‌گمان آن طرف این مسئله کشته‌شدن و مجروح‌شدن است، حل می‌شود و هیچ ترسی از دشمن و تیراندازی‌های او نخواهید داشت». وی همچنین ادامه داد:

« شما جوانان باایمان و میهن‌دوستی هستید که دور از خانه و خانواده‌ی خود در راه پاسداری از مرز و بوم این کشور به مبارزه مشغولید که حضرت امام (ره) به وجود جوانان رزمنده‌ای مثل شما می‌بالد و افتخار می‌کند».

 

شجاعت شهید چمران در مبارزه با نیروهای حزب بعث

 

این سخنان دکتر چمران یک انگیزه و انرژی قدرتمند و مثبتی در ما به وجود آورد، به طوری که تا پایان حضور در جبهه هرگز احساس ترس نداشتیم. ما این سخنان شهید را از ایمان خالصانه و روح عرفانی او می‌دانستیم و چون به آنچه می‌گفت اعتقاد داشت و به آن عمل می‌کرد، در اطرافیانش نیز آثاری مثبت و مؤثر و سازنده داشت.

 

منبع: فرار از حلقه آتش، مرکز اسناد انقلاب اسلامی

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر