مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کد خبر: ۷۹۶۹
نه تنها قانون اسلام، بلکه قوانین مدون کشورهای غربی مانند فرانسه، آلمان، انگلستان، آمریکا و... که مهد آزادی و دموکراسی تلقی می‌­شوند نیز محدودیت‌­هایی برای نشر مطالب و محتواها قائل شده‌اند. انتشار کتاب سراسر توهین «آیات شیطانی» نوشته سلمان رشدی، طبق اصول‌ پذیرفته‌شده در میثاق­‌ها و تعهدات بین‌­المللی نه‌تنها محکوم‌، بلکه مستلزم مجازات است و این مسئولیت از نقض صریح اصول‌ پذیرفته‌شده این میثاق‌­ها و تعهدات بین‌المللی ناشی می‌گردد. به عبارتی، انتشار این کتاب موهن، نقض‌ صریح اصول منشور جهانی است.
تاریخ انتشار: ۱۱:۱۸ - ۲۲ مرداد ۱۴۰۱ - 2022August 13

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ انتشار کتاب توهین‌آمیز موسوم به «آیات شیطانی»، جهان اسلام را خشمگین کرد. اولین و مهمترین واکنش به انتشار این کتاب، بیانیه امام خمینی(ره) در ارتداد سلمان رشدی – نویسنده کتاب آیات شیطانی – بود.

نکته مهم این که، حکم تاریخی حضرت امام، دقیقاً منطبق با قانون بود. نه تنها قانون اسلام، بلکه قوانین مدون کشورهای غربی مانند فرانسه، آلمان، انگلستان، آمریکا و... که مهد آزادی و دموکراسی تلقی می‌­شوند نیز محدودیت‌­هایی برای نشر مطالب و محتواها قائل شده‌اند.

در قانون اساسی آلمان، قوانین متعددی وجود دارد که به محدودیت اصل آزادی بیان، به منظور حفظ نظم و آرامش عمومی و کرامت و شرافت انسانی، پرداخته است. از جمله بند 131 قانون جزاء، انتشار کتبی را که مسبب نفرت­‌های نژادی می­‌باشند ممنوع می‌کند. و در بند166 آن قانون، تدابیر قانونی و حقوقی را برای حمایت از بی­‌حرمتی نسبت به باورها و اجتماعات دینی و پیروان جهان­بینی­‌های مختلف و اتحادیه‌­های آنان، اعلام می‌­دارد. ریچاردوبستر در صفحۀ 99 کتاب میراث­‌های نفرت می­‌نویسد: «... براساس بند 166 قانون جزا در آلمان، می‌­بایست طی حکمی از هر دادگاهی، از انتشار این کتاب (آیات شیطانی) توسط هر ناشری جلوگیری می­‌شد. مادۀ 166 قانون تصریح دارد: هرکس علناً و یا از طریق ... نشر و انتشار مکتوباتی که به محتوای باورهای دینی و یا جهان­بینی‌­های افراد، به گونه‌­ای دشنام روا دارد که بتواند موجب اخلال در نظم عمومی گردد، به محرومیت از آزادی تا سه سال و یا جزای نقدی محکوم گردد.»

برای اینکه معلوم شود این قانون صرفاً یادگار گذشته نبود، و مورادی برای انطباق آن در این دوران وجود داشته است، به جریانی در سال 1984، در همین آلمان اشاره می­‌شود: بریژیت رومرمان در مقاله‌­ای پس از اشاره به دخالت کلیسا در طول تاریخ گذشته و قتل و کشتار مردم، در جنگ­‌های مذهبی خاصه جنگ­‌های صلیبی و نیز تعقیب یهودیان و جنایات دیگر و نیز محدود کردن لذت­‌های جنسی، کلیسا را «سازمانی جنایتکار در تاریخ جهان» می­‌نامد. درمحاکمه‌­ای که به همین منظور علیه وی برپا شد، با استناد به مادۀ 166 قانون جزای آلمان، به بیست روز حبس و یا معادل آن جزای نقدی محکوم گردید.

مبانی حقوقی حکم ارتداد سلمان رشدی به استناد قوانین بین‌المللی

در دیگر کشورهای اروپایی نیز قوانین مشابه‌ی وجود دارد. در سال 1972، کشور فرانسه، به وضع قوانینی متناسب با کنوانسیون بین­‌المللی حقوق مدنی و سیاسی پرداخت. در اول ژوئیه همان سال قانونی به تصویب رسید که براساس آن اعمال خشونت، تبعیض، کینه، نفرت علیه انسان­‌ها و یا گروه‌­های اجتماع به دلایل نژادی، ملی و مذهبی منع شده و توهین و تکذیب و تحقیر گروه­‌های اجتماع را چه به لحاظ نژادی و چه به لحاظ مذهبی به عنوان جرم لازم­‌التعقیب دانسته است.

در انگلستان نیز در انطباق با مقاوله­ نامۀ بین ­المللی، قانونی در سال 1965 با عنوان ممانعت از تبعیضات نژادی به تصویب رسید که در سال 1976 مورد تجدیدنظر قرار گرفت. براساس این قانون، انتشار یک مطلب یا هر نوشته و یا ایراد هر سخنرانی و یا بیانی که حاوی دشنام، تهدید و توهین بوده و باعث ایجاد کینه و نفرت علیه هر گروه نژادی و یا مذهبی گردد، غیرقانونی شناخته شده است.

در ایالات متحده آمریکا نیز در سال 1978 براساس رأی دیوان عالی کشور، انتشار هر مطلبی که منجر به کینه و نفرت براساس اختلافات نژادی و یا مذهبی گردد مغایر با قانون اساسی و ممنوع اعلام شده است. براساس این قانون، هر فرد آمریکایی در پناه قانون از تعرض و تبعیض نژادی و مذهبی مصون شناخته شده است. البته مشابه چنین قوانینی در اتریش و سوئیس نیز وجود دارد.

حال چرا غرب بدون توجه به این مستندات عقلی و قانونی، یکپارچه به حمایت از سلمان رشدی برخاست؟ به لحاظ عملی، غرب دچار برخورد دوگانه در این زمینه است؛ از یک سو موضوعات تخریبی علیه مسلمانان با ابزار «آزادی بیان» توجیه می‌­شود و مورد حمایت قرار می‌­گیرد؛ ولی موضوعاتی که مرتبط با منافع غرب است، توسط قانون و به پشتوانه قانون ممنوع می‌­شود. نمونه این عملکردها را می‌­توان در برخورد متضاد با قضییه «سلمان رشدی» و «روژه گارودی» مشاهده کرد. «روژه گارودی» فیلسوف مسلمان فرانسوی است که به جرم یک تحقیق تاریخی و زیر سؤال بردن افسانه­‌های یهود در مورد شایعه قتل عام یهودیان، تحت پیگرد قانونی قرار گرفته و به حکم دادگاه فرمایشی فرانسه و اعمال فشار صهیونیست­‌ها به پرداخت جریمه محکوم می‌­شود. در دومین جلسه دادگاه تجدیدنظر روژه گارودی، وکیل مدافع وی گفت: «با شعار و سیاست­زدگی نمی­توان به مقابله یک اثر کاملاً مطالعاتی و علمی رفت. دادگاه موکل من به محاکمه گالیله شبیه است که هر دو به دلیل بیان نظراتی علمی صورت گرفته است».

هنگامی که یک فیلم­ساز دانمارکی شروع به ساخت فیلم «زندگانی جنسی» برای حضرت مسیح(ع) کرد، از مراکز متعددی مورد اعتراض قرار گرفت و بعد از اعتراضات گسترده خصوصاً از سوی واتیکان، نخست‌­وزیر وقت انگلستان«جیمس کالاهان» از ادامه ساخت آن فیلم، تحت قانون «منع از ناسزا گفتن به مقدسات» جلوگیری کرد.

امام خمینی(ره) نیز به این دوگانگی عملکرد غرب اشاره می‌­کنند و بر این باورند که سلمان رشدی «آزادی اهانت» را جایگزین «آزادی بیان» کرده و به اعتقادات یک میلیارد و نیم مسلمان توهین کرده است: «خیلی جالب و شگفت­‌انگیز است که این به ظاهر متمدنین و متفکرین، وقتی یک نویسنده مزدور با نیش قلم زهرآگین خود احساسات بیش از یک میلیارد انسان و مسلمان را جریحه‌­دار می­‌کند، عده‌­ای در رابطه با آن شهید می‌­شوند، برایشان مهم نیست و این فاجعه عین دموکراسی و تمدن است؛ اما وقتی بحث اجرای حکم و عدالت به میان می‌­آید، نوحه رأفت و انسان‌­دوستی سر می‌­دهند.»

مقام معظم رهبری نیز می­‌فرمایند: «کتاب آیات شیطانی، حرکت زشتی است که دو جنبه دارد: یکی اهانت به یک میلیارد انسان؛ و دیگری حمایت برخی سیاست‌­ها و دولت­‌ها از این حرکت زشت است. آزادی بیان هیچ­گاه شامل اهانت به پیامبران و مقدسات مردم نمی­‌شود».

انتشار کتاب سراسر توهین «آیات شیطانی» نوشته سلمان رشدی، طبق اصول‌ پذیرفته‌شده در میثاق­‌ها و تعهدات بین‌­المللی نه‌تنها محکوم‌ بلکه مستلزم مجازات است و این مسئولیت از نقض صریح اصول‌ پذیرفته‌شده این میثاق‌­ها و تعهدات بین المللی ناشی می‌گردد. به عبارتی، انتشار این کتاب موهن، نقض‌ صریح اصول منشور جهانی است. از این جهت، حتی در سنت لیبرال هم می‌­توان نسبت به حمایت غرب از رمان سلمان رشدی، معترض شد.

 

نظام حقوقی کامن لا

در نظام حقوقى «کامن لا»، توهین به مقدسات با عنوان «Blasphemy» جرم شناخته شده است. بر اساس تعریفى که حقوقدانان غربى از این اصطلاح ارائه نموده‌‏اند، قاعده مزبور نه تنها شامل توهین به مقدسات می‌‏شود بلکه هرگونه انکار مسیحیت، یا کتاب مقدس و یا انکار وجود خداوند مصداق این جرم به شمار می‌‏رود.

 

مبانی حقوقی حکم ارتداد سلمان رشدی به استناد قوانین بین‌المللی

بررسى قلمرو مفهوم «Blasphemy» در کامن لا با توجه به اعتبار قانونى آن در حقوق فعلى انگلستان، موجب پرسش مهم‏‌ترى است ‏بدین بیان که بر پایه چه ملاک و منطقى در کشور انگلستان بر اساس قاعده پیش گفته، فقط مقدسات دین مسیحیت مورد حمایت قرار گرفته و سایر ادیان الهى از چنین پشتیبانى برخوردار نیستند؟! آیا این قانون، آشکارا با نفى تبعیض بر اساس مذهب که در بسیارى از اسناد بین­‌المللى مربوط به حقوق بشر مورد پذیرش واقع گردیده است، منافات ندارد؟ با توجه به این که توهین نسبت ‏به پیامبر گرامى اسلام(ص) در کتاب «آیات شیطانى‏» در کشور انگلستان واقع شده، دادگاه این کشور چنین استدلال نمود که قانون «Blasphemy» فقط توهین به مقدسات مسیحیت را جرم دانسته و سایر ادیان را مورد حمایت قرار نمی‌‏دهد! برخى از حقوقدانان منصف غربى برخلاف نظر دادگاه­‌هاى انگلستان، اعتراض مسلمانان را پذیرفته و این انحصارگرایى در مذهب را نوعى تبعیض بر اساس دین قلمداد نموده و در نتیجه قانون مزبور را مخالف ماده 9 و 14 کنوانسیون اروپایى حقوق بشر دانسته‌‏اند که بر پایه آن هر گونه تبعیض بر مبناى دین ممنوع اعلام شده است.

 

منشور ملل متحد، مصوب 1945میلادی

مطالعه اهداف و اصول منشور ملل متحد، نشان می­‌دهد که تألیف، نشر و حمایت رسمی دولتی، از کتابی چون آیات شیطانی، نه‌­تنها مخالف با روح حاکم بر این منشور جهانی است، بلکه ناقض چندین مورد از مواد و بندهای مختلف آن نیز به شمار می‌آید. از جمله اصل «تحکیم صلح و امنیت جهانی» که در ماده اول تصریح شده، و بر این نکته تأکید گردیده، دولت‌­ها متعهدند که از هرنوع اقدام مقتضی در این راه فروگذار ننمایند. می­‌توان گفت «تشنج آفرینی و اختلال در نظم بین­‌المللی» که پیامد تألیف، نشر و تبلیغ این کتاب بود، ناقض این اصل منشور است. ماده دوم در بند چهار مقرر داشته: «کشورها می‌بایست در روابط بین‌­المللی خود، از کاری که به هر نحو با مقاصد ملل متحد، مباینت داشته باشد، اجتناب ورزند». همچنین اصل «تفاهم» که در اکثر مواد منشور ملل متحد بر آن تأکید شده، با نگارش و انتشار کتاب آیات شیطانی نقض گردیده است.

 

اعلامیه جهانی حقوق بشر، مصوب 1948میلادی

در مقدمه این اعلامیه «گسترش روابط دوستانه بین‌­المللی» امری اساسی شمرده شده و از آن به عنوان «راه تحقق بخشیدن به حقوق بشر و آزادی­‌های اساسی» یاد شده است، که به هیچ‌ ­وجه با اهداف تهیه کتاب آیات شیطانی سازگاری ندارد. از دیگر اهداف اعلامیه حقوق بشر که در مقدمه آمده: «جلوگیری از شیوه­‌های خشونت­‌آمیز و خصومت­‌انگیز است» که همواره اهانت به وجدان بشری محسوب می­‌شود، موضوعی که در جریان تألیف، نشر و تبلیغ این کتاب، نادیده گرفته شد. در ماده اول اعلامیه آمده: «همه افراد بشر یک سانند و باید با یکدیگر، با روحیه برادری رفتار کنند.» جای هیچ شک و تردیدی نیست که این کتاب، مغایر روحیه برادری میان انسان­‌ها قلمداد می‌­شود. ماده هفت این اعلامیه از «برابری همه افراد در پیشگاه قانون» صحبت می­‌کند، روشن است با آنچه در جریان این قضیه رخ داد، مغایرت دارد. هدف این جریان، که بازداشتن ملت‌­ها از گرایش روزافزون به اسلام بوده است، مغایر با «حق آزادی فکر و وجدان و دین» مندرج در ماده هجده اعلامیه است. همچنین مغایر ماده نوزده است که طی آن «مداخله در دینداری دیگران» ممنوع اعلام شده است. بدون شک اهانت به رهبران یک و نیم میلیارد مسلمان، نقض این مواد محسوب می­‌شود. در این خصوص ماده 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز، حق آزادی بیان را به عنوان یک حق انسانی شناخته و مقرر داشت: «هیچ­کس را نمی­توان به مناسبت عقایدش مورد مزاحمت قرار داد و هرکس حق آزادی بیان دارد ولی اعمال حقوق مذکور ممکن است تابع محدودیت‌­های معین بشود که در قانون تصریح شده است مانند اینکه آزادی بیان نباید حقوق و حیثیت دیگران را مورد خدشه قرار دهد و یا نظم عمومی یا اخلاق عمومی را خدشه­‌دار سازد».

 

میثاقنامه بین‌­المللی حقوق مدنی و سیاسی، مصوب 1969

در این عهدنامه بین‌­المللی در ماده یک، بند دو مقرر است: «دولت­‌های طرف این قرارداد متعهد می­‌شوند که حقوق شناخته شده در این میثاق را دربارۀ کلیه افراد مقیم در قلمرو تابع حاکمیتشان، بدون هیچگونه تمایزی از قبیل نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقیده سیاسی یا عقیده دیگر، اصل و منشاء ملی یا اجتماعی، ثروت، نسبت یا سایر وضعیت‌­ها محترم شمرده و تضمین بکنند.». در حالی که در جریان نگارش و انتشار کتاب آیات شیطانی حداقل حقوق مسلمانان مقیم در انگلستان نقض گردید.

 

منبع: کتاب «حکم تاریخی (آیات شیطانی و فتوای الهی امام خمینی)»؛ انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر