پایگاه اطلاع رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ تصویرگری افراد، رخدادها و ایدههای مهم هر عصر همواره از اصلیترین کارکردهای هنرهای تجسمی بوده است. جالب آن که حتی با ظهور تکنولوژیهای مدرنِ ثبت تصاویر که به توسعهی شیوههای مختلف عکاسی و فیلمبرداری انجامید، نقاشی همچنان بهعنوان یکی از رسانههای تصویرگری و نمایش تاریخ محسوب میشود. برایناساس، به نظر میرسد که ژانر نقاشی تاریخی نه درگذشته و نه در دوران معاصر ابزار مستندسازی صرف تلقی نشده است.
رویکرد جوامع به چگونگی ثبت و نمایش تاریخشان بههیچوجه بیطرف و خنثی نیست و تصویرگری تاریخ حتی در سطحیترین جزئیات بیانگر مؤلفههای گفتمانی است که ویژگیهای نقاشی تاریخی هر عصر را مشخص میکند؛ بنابراین نقاشی تاریخی پدیداری موضعی است که در مواجهه با آن میتوان بهجای پرسش متداول «این اثر چه چیزی میگوید؟» به جستجوی پاسخ این پرسش پرداخت که «این اثر چه چیزی را در ارتباط با جامعه و زمانهی خود نشان میدهد؟»
به این دلیل آثار نقاشی اجتماعی میتواند بهعنوان یک سند تاریخی حفظ و در شناخت تاریخ هر دوره مؤثر واقع شود. پس از مجموعه یادداشتهای تاریخ و عکاسی، این بار به هنر نقاشی بهعنوان سند تاریخی و اعتراضی دوران انقلاب میپردازیم.
هر رویداد اجتماعی، فرهنگی و سیاسی منبعی الهامبخش برای خلق یک اثر هنری جاودانه است...
پس از جنگ جهانی دوم و حوادث مختلفی که در ایران اتفاق افتاد، سازمانهای مذهبی و گروههای مختلفی از جمله جبههی ملی، هیئت مؤتلفهی اسلامی، حزب توده و نهضت آزادی در فضای جامعه، بهویژه در بین روشنفکران و جوانان دانشجو، مخاطب و اعضای بسیاری را جذب کردند. سرکوب این گروهها و اعضای مرکزی آنها و فعالان دانشجویی در بین این گروهها باعث بهوجودآمدن اعتراضهای مردمی شد.
پس از قیام ۱۵ خرداد و تبعید امام خمینی، فضای بسیار بستهای در جامعه حاکم شد؛ باتوجهبه سیاستهای ناکارآمد حزب توده و انحلال آن در اواخر دههی ۴۰ و اوایل دههی ۵۰، سازمانهای سیاسی نظامی جدید با تفکر مارکسیسم و حتی مذهبی شکل گرفتند و توجه دانشجویان و گروههای مختلف را جلب کردند.
در این میان هنرمندان جوان به دنبال الگوها و روشهای تجربه شدهای بودند تا هنر اعتراضی خود را نسبت به فضای اجتماعی و سیاسی در حد توان خود به جامعه ارائه کنند. انقلاب اسلامی ایران، مبارزات مردمی و موضوع شهادت در راه آرمان، یکی از دستمایههای آثار هنرمندان در دههی ۵۰ و ۶۰ است. هم زمان با اوج گیری انقلاب، نقاشان مخالف رژیم پهلوی در کنار مبارزات مردم با استفاده از هنر خود در عرصهی انقلاب به هنرنمایی پرداختند.
هنرمندان نقاش در این دوره به گروههای مختلفی تقسیم شدند، عدهای در فضای بستهی رژیم پهلوی به کشیدن منظرهی مینیمال آرت و طبیعت بیجان مشغول بودند و مورد لطف فرح پهلوی قرار میگرفتند و اما بخش دیگری از نقاشان نقد رژیم پهلوی در آثارشان نمود پیدا کرد و شروع به اعتراض هنری و انعکاس نقش مردم و مبارزان انقلاب اسلامی کردند.
این نگرش از سال ۱۳۵۴ با تلاش جوانانی چون بهرام دبیری، منوچهر صفرزاده، شهاب موسویزاده، یعقوب عمامهپیچ، ایوب امدادیان، نصرتالله (بهروز) مسلمیان، سیروس مقدم، حسین بختیاری و علیرضا اسپهبد انجام شد. این گروه با همراهی هانیبال الخاص معلم نقاشی شکل گرفت و حاصل آن نمایشگاههای موفقی بود که برگزار شد.
در سال ۵۶ آثار شهاب موسویزاده در نگارخانهی تختجمشید با موضوع مشروطیت و نمایشگاه نصرتالله (بهروز) مسلمیان در تالار نقش در میدان توحید با موضوعی چون مهاجرت روستاییان، حاشیهنشینی و آثاری چون تابلوی اجباری، تابلوی دار قالی با استقبال خوب دانشجویان رشتهی تجسمی و مردم روبهرو شد. این آثار همزمان با پیروزی انقلاب با کمک انجمن پژوهش دانشجویان دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران در سالنهای شهرسازی دانشکدههای هنر زیبا به همراه آثار ایوب امدادی، سیروس مقدم، حسن بختیاری، پیروز حبیبپور و تعدادی از دانشجویان دیگر به نمایش درآمدند.
نسل دوم شاگردان هانیبال مانند نیلوفر قادرینژاد، مسعود سعدالدین، هادی ضیاءالدینی، احمد امین نظر، حسین خسروجردی، جلال متولی، امیر ادهم ضرغام، ناصر پلنگی، کاظم چلیپا، حبیبالله صادقی و مسعود صمیمی از جمله کسانی بودند که فعالیتشان در زمینهی هنر اعتراض نسبت به بقیه بیشتر بود.
کنار اوجگیری تظاهرات و اعتراضات انقلابی مردم در سال ۵۷ حسین خسروجردی، حبیبالله صادقی، کاظم چلیپا، محمود ایمانی و تعدادی دیگر از دانشجویان نمایشگاه معروف حسینیهی ارشاد را برگزار کردند. «حبیب الله صادقی» متولد سال ۱۳۳۶ شمسی در تهران است. تاکنون چند تابلو دربارهی ۱۷ شهریور کشیده است. او که خود در محل اجتماع و تظاهرات مردم حضور داشت، حین هجوم گارد رژیم پهلوی آسیب دید و به زمین افتاد و پیکر خونین شهدا بدن او را پوشاند. خودش دربارهی آن روز و حضورش در چنان صحنهای میگوید: «۱۷ شهریور روز عجیبی بود، شجاعت مردم در آن روز ستودنی است و قلم هم از نوشتن و بهتصویرکشیدن عظمت آن عاجز. هنوز هم یادآوری آن لحظات در من دلهره ایجاد میکند و حسرت میکشم که در این زمینه تعداد نقاشیهایم کم است.»
پس از پیروزی انقلاب، هنرمندان نقاش به ادامهی فعالیت خود پرداختند و در دانشکدهی هنرهای تزیینی فعالیتهای خوبی صورت میگرفت. از دانشجویان و نقاشان فعال آن دانشکده ایرج اسکندری، حسین کیوان، مرحوم حسن صفا، عباس یزدی، محمدحسین ماهر و گروهی دیگر از همراهان انقلاب بودند. پس از آغاز دفاع مقدس، تعدادی از نقاشان به همراه مردم هنر مقاومت در برابر تجاوز را آغاز کردند. حرکتهای سریع انقلاب و اتفاقات سیاسی جهان و تأثیرات آنها در جنگ ۸ساله با مردم ایران باعث شد تا هنرمندان آثاری متناسب با دوران دفاع مقدس را نقاشی کنند. از هنرمندانی که دررابطه با جنگ فعالانه موضوع جنگ را نقاشی کردهاند ناصر پلنگی، مصطفی گودرزی، نصرالله (بهروز) مسلمیان، کاظم چلیپا، سیروس مقدم، شهاب موسویزاده، هادی زینالدینی، مرتضی اسدی و مسعود سعدالدین را میتوان نام برد. آثار چلیپا و مسلمیان با دو دیدگاه متفاوت بیشترین تأثیر را در نقاشی دههی ۶۰ بهجای گذاشتند.
در ادامه چند قاب از این نقاشیهای تاریخی از نظر میگذرد.
هانیبال الخاص، نقاش آشوری مطرح و تأثیرگذاری در تاریخ هنر معاصر ایران است که شاگردان موفقی در عرصهی هنر انقلاب تربیت کرد. این اثر هانیبال با عنوان «انقلاب در ۵۷» تصویری از تقدیم جان و فرزند بهعنوان هدیه در راه انقلاب است.
بهرام دبیری اثر فوق را با عنوان «ایران را آباد میکنیم» در سال ۱۳۵۸ خلق کرده. در مرکز کار زنی است با رحمی که در آن فرزندی توانا برای آبادی میهن پرورش داده است. در اطراف زن، زنان و مردان و تودهی مردم در عرصههای مختلف شغلی دیده میشوند که همگی تصمیم به ساختن وطن دارند.
ایوب امدادیان از جمله دانشجویانی بود که همزمان با فارغالتحصیلی در سال ۵۸ به تدریس نقاشی در دانشکدهی هنرهای زیبا مشغول بود و فارسی حرفزدن هم برایش مشکل بود. تابلویی با موضوع انقلاب که حدود ۲۰ متر طول داشت پروژهی لیسانس او بود که بهصورت خصوصی و در محلی خارج از دانشگاه قضاوت شد ایوب امدادیان پس از انقلاب به فرانسه مهاجرت کرد و در حال حاضر مقیم آن کشور است.
نقاشی «همسنگران قدس» اثر خسروجردی با تکنیک رنگروغن در سال ۱۳۶۳ خلق شد.
«۱۳ آبان» نقاشی جوان کمسن و سالی که در سال ۱۳۵۷ توسط مرتضی کاتوزیان خلق شده از جمله نقاشیهای تأثیرگذار انقلاب و حوادث آن است که به واقعهی ۱۳ آبان و کشتار دانشآموزان میپردازد. در این تصویر، فضایی خونآلود در آسمان نشان داده شده و جوان زخمی که روی زمین افتاده و خون گرم و قرمزی از او روی زمین جاری است. ترکیب عینک شکسته و کتاب و آسمان خونآلود و روح جوان که استوار ایستاده است و تصویر گنبد و مناره در دوردستها، همگی نشانهگذاری مخصوص نقاش هستند.
مصطفی گودرزی دیباج در سال ۱۳۶۵ تابلویی به سبک رئالیسم خلق کرده که به حادثهی ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ و مبارزات مردمی و حضور زنان در عرصهی مبارزات پرداخته است. در این اثر شاهد حضور پسربچهای با چشمانی مصمم و سربندی سبز هستیم که میتواند بیانگر سخن معروف امام خمینی مبنی بر امیدواری او به کودکان دبستانی باشد. روشنترین نقاط این اثر چهرهی امام، صورت مادر و قامت پسربچه است که در افقی سبز و روشن به پایان میرسد.
در تابلوی «مقاومت»که اثری از مصطفی گودرزی دیباج در سال ۱۳۶۵ است، جوانی را میبینیم که در دشتی پر از گل پا برهنه، با سربندی قرمز و دستهای خالی در حالی ایستاده است که تنها چند نارنجک در کمر خود دارد. دشت پر گلی که او روی آن استوار ایستاده، رو به سمت جلو، قرمزی بیشتری به خود میگیرد که نشانهای از شهادتطلبی است.
تابلوی «نهال آزادی» را ایوب امدادیان با فضایی نمادین خلق کرده است و در آن شهیدی با جسم خود ریشهی نهالی است که در عین اینکه خودش به عروج آسمانی آبی رسیده، اما باعث رشد گیاهی شده که در مرکز آن رنگ قرمز در ارتباط با زن سمت راست قرار دارد و به معنای زایندگی و رشد است. در اطراف این نهال انواع چهرهها و شخصیتها اعم از خشمگین و مبهوت و متأثر، نمایش داده شدهاند. بهطورکلی، فضای کار سرشار از همزمانی رنج و امید است.
کنار اوجگیری تظاهرات و اعتراضات انقلابی مردم در سال ۵۷ حسین خسروجردی، حبیبالله صادقی، کاظم چلیپا، محمود ایمانی و تعدادی دیگر از دانشجویان نمایشگاه معروف حسینیهی ارشاد را برگزار کردند.
«حبیب الله صادقی» متولد سال ۱۳۳۶ شمسی در تهران است. تاکنون چند تابلو دربارهی ۱۷ شهریور کشیده است. او که خود در محل اجتماع و تظاهرات مردم حضور داشت، حین هجوم گارد رژیم پهلوی آسیب دید و به زمین افتاد و پیکر خونین شهدا بدن او را پوشاند. خودش دربارهی آن روز و حضورش در چنان صحنهای میگوید: «۱۷ شهریور روز عجیبی بود، شجاعت مردم در آن روز ستودنی است و قلم هم از نوشتن و بهتصویرکشیدن عظمت آن عاجز. هنوز هم یادآوری آن لحظات در من دلهره ایجاد میکند و حسرت میکشم که در این زمینه تعداد نقاشیهایم کم است.»
ایرج اسکندری یکی دیگر از هنرمندانی است که اثری در ارتباط با این واقعه خلق کرده است. او تحتتأثیر تظاهرات میدان ژاله و تیراندازی مأموران به زنانی که در صف جلو قرار داشتند، تابلویی را خلق کرده است که از یکی دیگر از آثار ارزشمند تاریخ هنر الگو گرفته است. تابلوی "آزادی هدایتگر مردم" که توسط اوژن دولاکروا در سال ۱۸۳۰ میلادی و در ارتباط با انقلاب فرانسه خلق شده بود، الهامبخش اسکندری بود تا اثری در ابعاد ۶ در ۵ متر را به وجود آورد. اما این تابلو در سالهای ابتدایی انقلاب، در جریان نمایشگاهی در موزهی هنرهای معاصر تهران مفقود شد. در این تابلو انبوه جمعیتی دیده میشوند که بدون جزئیات و با حجمی از رنگ خاکستری ترسیم شدهاند، اما در جلوی صحنه پیکرهای گلگونی قرار دارند که با شلیک سربازان به خاک افتادهاند.
سیروس مقدم تابلوی «زحمتکشان اتحاد» را در وصف فرمان امام مبنی بر اتحاد کارکنان شرکت نفت برای توقف فروش نفت خلق کرده است.
پس از پیروزی انقلاب، هنرمندان نقاش به ادامهی فعالیت خود پرداختند و در دانشکدهی هنرهای تزیینی فعالیتهای خوبی صورت میگرفت. از دانشجویان و نقاشان فعال آن دانشکده ایرج اسکندری، حسین کیوان، مرحوم حسن صفا، عباس یزدی، محمدحسین ماهر و گروهی دیگر از همراهان انقلاب بودند.
پس از آغاز دفاع مقدس، تعدادی از نقاشان به همراه مردم هنر مقاومت در برابر تجاوز را آغاز کردند. حرکتهای سریع انقلاب و اتفاقات سیاسی جهان و تأثیرات آنها در جنگ ۸ساله با مردم ایران باعث شد تا هنرمندان آثاری متناسب با دوران دفاع مقدس را نقاشی کنند. از هنرمندانی که دررابطه با جنگ فعالانه موضوع جنگ را نقاشی کردهاند ناصر پلنگی، مصطفی گودرزی، نصرالله (بهروز) مسلمیان، کاظم چلیپا، سیروس مقدم، شهاب موسویزاده، هادی زینالدینی، مرتضی اسدی و مسعود سعدالدین را میتوان نام برد. آثار چلیپا و مسلمیان با دو دیدگاه متفاوت بیشترین تأثیر را در نقاشی دههی ۶۰ بهجای گذاشتند.
چلیپا دربارهی تابلوی ۱۷ شهریور می گوید: «اولین تابلویی که بعد از انقلاب کار کردم، نقاشی ۱۷ شهریور و صحنه ای بود که در مقابل چشمان خودم اتفاق افتاد». این اثر با سبکی واقعگرا در سایز ۱۰۰ در ۱۲۰ و با رنگ روغن ترسیم شده است.
«حسین خسروجردی»، طراح، گرافیست، نقاش و مجسمهساز است. او از نمایشگاه صلح در شوروی موفق به دریافت دیپلم افتخار شده است. لوگوی روزنامهی همشهری، آرم دانشگاه آزاد اسلامی و شبکهی ۵ تهران و آرم معروف دههی فجر از آثار اوست. خسروجردی بهخاطر طراحی پوستر فیلم دستفروش از ششمین جشنوارهی فیلم فجر، جایزهی اول را دریافت کرد و طراحی صحنهی فیلمهایی مثل «هنرپیشه» و «مرگ دیگری» و طراحی پوستر فیلمهای «سلام سینما»، «تمام وسوسههای زمین»، «مهاجر» و اپیزود دوم و سوم دستفروش از جمله آثار وی است. حسین خسروجردی لوح زرین و دست خط حضرت امام خمینی (ره) را از مجتمع هنر و ادبیات هفتهی دفاع مقدس دریافت کرده است.
اولین نقاشی انقلاب، این اثر حبیبالله صادقی به نام «فیضیه» است که به حادثهی مدرسهی فیضیهی قم پرداخته و صادقی آن را در ۱۳۵۵، در سال دوم دانشکدهاش خلق کرد. ترکیب رنگهای تیره و روشن در آسمان و ترکیب رنگ قرمز در میان جمعیت انبوه، بیانگر التهابات و حوادث ناگوار آن روزهاست.
«کاظم چلیپا» دارای مدرک کارشناسیارشد نقاشی از دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران است. او فرزند یک نقاش مطرح قهوهخانهای است و شاید به همین دلیل نقاشیهایی را خلق میکند که علاوه بر موضوعات دینی و مذهبی از ترکیبهای روایی و عناصر نمادین سود میبرد.
تابلو صادقی در مورد ۱۷ شهریور که در سال ۱۳۵۹ ترسیم شده است.
نیلوفر قادرینژاد گرایش بیشتری به طراحی داشت و در طی راهپیماییهای مردم هرجا دیوار گچی صافی پیدا میکرد با زغال صحنهی مبارزات مردم و به دوش کشیدن مجروحان و شهدای انقلاب را طراحی میکرد.
در همان سالها او شروع به ترسیم دیوارنگارههای فیگوراتیو از مردمی میکند که نقش اصلی این انقلاب را به دوش میکشیدند. افرادی در حال حرکت، خمشده، درمانده و خونین، به پا خواسته و راستقامت که نشان از برداشت او از وقایع آن روزگار دارد. قادرینژاد از نقاشیهای دیواری و آثاری که بدون واسطه در معرض دید عموم قرار میدادند، تحت عنوان نمایشگاه خیابانی یاد میکند که در آن مردم رهگذر از تصویر دیوارنگارهها بازدید کرده و حتی در مورد آنها بحث و گاهی جدل میکردند.
ازجملهی این نقاشیها، دیوارنگارهای بود که او به همراه مسعود سعدالدین و الخاص بر روی دیوار دانشکدهی هنرهای زیبا اجرا کرده و نقاشیهایی در کوچهی دربند عزیزی که اکنون عکسهایی از آنها باقیمانده است.
«ناصر پلنگی» در سال ۱۳۳۶ در همدان به دنیا آمد. او از بنیانگذاران اصلی دانشگاه سوره و دانشکدهی هنر شاهد بود که با نقاشیهای دیواریاش بهخصوص دیوارنگارههای مسجد خرمشهر معروف است.
پلنگی اثر فوق با نام «مرثیه» را پیرامون شهادت و انتقال پیکر شهید با خطوط جاری و در حرکت پیکر شهید و رنگ غالب سبز و سرخ و سیاهوسفید نقاشی کرده است که هر کدام این رنگها معنای نمادینی در هنر ایرانی معاصر دارند. رنگ سرخ نماد شهادت، سبز نماد روحانیت و سفید نور الهی و سیاه که نماد غم است.
منوچهر صفرزاده از شاگردان هانیبال الخاص اثر فوق را با نام «وحدت کلمه» در رویارویی و تأثیرپذیری از واقعهی بزرگ انقلاب اسلامی در اندازهی بسیار بزرگ خلق کرده است. از نوع تکثر پوشش زنان داخل اثر میتوان حدس زد که این اثر در همان سال ابتدایی انقلاب خلق شده است و نشاندهندهی سیل عظیم جمعیت مردمی و مشتهای گره کردهی آنها در جهت هدفی بزرگ است.
منوچهر صفرزاده که همچون دیگر هنرمندان از متن مردم بود، همراه بهرام دبیری پس از پیروزی انقلاب روی دیوارهای طرفین درب ورودی سالن ترمینال خزانه، زندگی مردم در انقلاب را به تصویر کشیدند؛ البته با تشدید فعالیتهای ضد جمهوری اسلامی گروههای چپ این نقاشیها برای همیشه از روی دیوار ترمینال پاک شد.
تابلوی انقلاب اثر کفشچیان مقدم است. او متولد سال ۱۳۴۲ در مشهد است. این هنرمند در سالهای پس از انقلاب تصویرگر نقاشیهای دیواری بینظیری در چند شهر ایران و نیز سالن تربیتبدنی دانشگاه تهران بوده است. تصویری که در این جا میبینید بخش کوچکی از همان نقاشی دیواری دانشگاه است که برخی مسئولان دانشگاه به دلایل واهی آن را پاک کردند. این کار موجب اعتراض بسیاری از دانشجویان و استادان و برخی از مسئولان شد؛ اما پیگیریهای استاد کفشچیان و دیگران نتیجهای نداشت و متأسفانه نقاشی از بین رفت.