کد خبر: ۹۳۴۹
ادغام نیروهای انقلابی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی؛
وقتی رفیقدوست به روی رفقایش اسلحه کشید!
سپاه پاسداران مولود انقلاب اسلامی است اما تا قبل از ۲ اردیبهشت ۱۳۵۸ که حضرت امام (ره) حکم تاسیس سپاه را صادر کردند، گروههای متعددی متشکل از نیروهای انقلابی مشغول تأمین امنیت در شهرها بودند و گاهی این نیروها دچار تعارض و تضاد میشدند. آنچه در ادامه میآید روایت محسن رفیقدوست از این روزهای پرتلاطم تاریخ انقلاب اسلامی است.
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ در نخستین روزهای پس از انقلاب بهمن ۵۷، دولت موقت که به علت فروپاشی قوای انتظامی و نظامی فاقد ابزار لازم برای اعمال حاکمیت بر کشور بود، درصدد برآمد تا نیرویی مسلح بنام "گارد ملی" به وجود آورد. به همین منظور، حجت الاسلام حسن لاهوتی (از مبارزین انقلابی و نخستین امام جمعه رشت) حکمی از امام خمینی برای تشکیل این نیرو دریافت کرد.
محسن رفیقدوست که جزو فرماندهان سپاه پاسداران بوده است، در کتاب خاطراتش از چالش های تشکیل سپاه پاسداران گفته و اختلافاتی که میان نیروهای انقلابی وجود داشت. رفیقدوست می گوید ناچار شده تا به روی آنان اسلحه کشیده و تهدیدشان کند اگر برای تشکیل سپاه پاسداران، با هم ائتلاف نکنند، اول آنها را میکشد و بعد هم خودش را!
برخی از افرادی که محسن رفیقدوست میگوید در آن جلسه حضور داشتند، شهید محمد منتظری، ابوشریف و شهید محمد بروجردی بود.
در ادامه، ماجرای ادغام نیروهای انقلابی در سپاه را به روایت محسن رفیقدوست میخوانید:
در ابتداى تأسيس سپاه همهی نيروهاى انقلابى در آن متمركز نشد. يک تشكل نظامى را شهيد محمد منتظرى ايجاد كرده بود با نام «پاسا» كه محلش، گارد دانشگاه بود و براى خودش دفتر، نيرو، اسلحه و مهر و اينها درست كرده بود و به صورت نيروى نظامى انقلابى عمل میکرد. دليل عمدهى شهيد منتظرى از نپيوستن به سپاه، زير نظر دولت موقت بودن سپاه بود. وى اعتقاد داشت كه سپاه نبايد زير نظر دولت موقت باشد و بايد مستقل شود؛ بنابراين از ابتداى تشكيل سپاه، وارد سپاه نشد. ايشان بيشتر با شهيد بهشتى در ارتباط بود.
در ادامه، ماجرای ادغام نیروهای انقلابی در سپاه را به روایت محسن رفیقدوست میخوانید:
در ابتداى تأسيس سپاه همهی نيروهاى انقلابى در آن متمركز نشد. يک تشكل نظامى را شهيد محمد منتظرى ايجاد كرده بود با نام «پاسا» كه محلش، گارد دانشگاه بود و براى خودش دفتر، نيرو، اسلحه و مهر و اينها درست كرده بود و به صورت نيروى نظامى انقلابى عمل میکرد. دليل عمدهى شهيد منتظرى از نپيوستن به سپاه، زير نظر دولت موقت بودن سپاه بود. وى اعتقاد داشت كه سپاه نبايد زير نظر دولت موقت باشد و بايد مستقل شود؛ بنابراين از ابتداى تشكيل سپاه، وارد سپاه نشد. ايشان بيشتر با شهيد بهشتى در ارتباط بود.
تشكيلات نظامى ديگر را عباس آقازمانى تأسيس كرده بود كه وى هم در پادگان جمشيديه براى خودش مقرى درست كرده بود. وى اسمى براى تشكيلات خود نگذاشته بود، ولى براى خودشان آموزش و گشت و بگير و ببند راه انداخته بودند. يک نيروى تشكيلاتى ديگر سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى بود كه از اتحاد گروههاى مختلف چون توحیدی صف، منصورون، موحدون، فلق، فلاح، امت واحده و بدر ايجاد گرديده بود. از اوايل انقلاب بحثى در گرفته بود دربارهی اينكه حالا كه منافقين و مجاهدين خلق در برابر انقلاب ايستادهاند، يک نيروى نظامى تشكيل شود تا با نظام باشد. اين بحثها قبل از تشكيل سپاه پاسداران بود، ولى جلسات شان تا بعد از انقلاب هم ادامه داشت و در خيابان دكتر شريعتى و در ساختمان كه مال سپهبد كيا بود برگزار شد.
عدهای از افرادى كه در اين گروهها نبودند هم در جلساتشان كه به صورت متناوب برگزار میشد شركت میکردند كه از آنها به بنىصدر غرضى، ابوشريف، جلال الدين فارسى و خودم اشاره مىكنم. اين بحثها، تشكيل سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى را به دنبال داشت كه از سران آن مىتوان به شهيد محمد بروجردى اشاره كرد.
موازی کاری به خاطر تعدد گروهها
تعدد اين گونه نيروهاى نظامى، باعث اختلال در كارهاى نظامی ـ امنيتى شده و اوضاع عجيبى را در پى آورده بود. مثلاً گاه ما میرفتيم تا جايى را بازرسى كنيم، مىديديم كه اكيپى از سوى پاسا، يا گروه ابوشريف يا مجاهدين انقلاب اسلامى نيز آمدهاند. از ميان تمام نيروهاى انقلابى، تنها كسى كه با همهی اين نيروها در ارتباط بود، من بودم. هم شهيد منتظرى را خوب مىشناختم، هم با ابوشريف آشنا بودم و همچنين با بيشتر بچههای سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى، بخصوص شهيد محمد بروجردى از پيش از انقلاب آشنا بودم. براى رفع اين آشفتگى، همهی نيروهاى نظامى انقلابى از جمله منتظرى، بروجردى و ابوشريف را يک روز به دفتر سپاه دعوت كردم.
آنها همگى آمدند، در اتاق را بستم و برايشان شرح دادم كه شما رسميت قانونى نداريد و تنها سپاه است كه به دستور امام تشكيل شده. به آنها گفتم كه البته من هم مثل شما به ارتباط سپاه با دولت موقت معترضم، ولى چون دستور امام است بايد اطاعت كنيم. الآن ما داريم كار همديگر را خنثى مىكنيم. شما را به اين دليل دعوت كردم تا اين مشكل را برطرف كنيم.

محسن رفیقدوست
شهيد محمد منتظرى بيشتر از ديگران مخالف بود و اعتقاد داشت كه سپاه پاسداران بايد تعطيل شود و بايد دفتر سپاه را بدون نظارت دولت موقت در گارد دانشگاه تشكيل داد. ديگران هم به نوعى مخالف ديدگاه من دربارهی يكى كردن تشكيلات نظامى و متمركز كردن آن در سپاه بودند. وقتى كه اوضاع را اين گونه ديدم، يک كلت ۴۵ داشتم، آن را كشيدم و گفتم اگر اين مشكل همين جا حل نشود، ابتدا شما سه نفر را مىكشم و بعد خودم را مىكشم. من ديگر بيشتر از اين نمىتوانم تحمل كنم كه فرمان امام بر زمين بماند و ما هم كارهاى همديگر را خنثى كنيم. وقتى آنها اين جديت مرا ديدند موافقت كردند كه براى انجام اين مراكز در سپاه جلساتى بگذاريم.
تشکیل شورای مرکزی سپاه
سپس قرار گذاشتيم كه از هر طرف، سه نفر انتخاب شوند و در اين زمينه مذاكره كنند و پس از آن بنشينم و طرح ادغام را بنويسيم. از طرف سپاه پاسداران من و دانش و مهندس غرضى بوديم؛ از طرف پاسا، شهيد منتظرى، شهيد كلاهدوز و جواد منصورى و از طرف مجاهدين انقلاب اسلامى، شهيد بروجردى، مرتضى الويرى و يوسف فروتن و از طرف گروه ابوشريف، خود ابوشريف و محمدزاده و فرد ديگرى كه اسمش يادم رفته انتخاب شديم و پى درپى جلساتى برگزار میکردیم كه اغلب اين جلسات در پادگان جمشيديه بود. دليل انتخاب آن پادگان امكانات و محيط امن و خلوت آن بود. اين موضوع را من خدمت آقايان بهشتى، مقام معظم رهبرى و هاشمى رفسنجانى گفتم كه آنها استقبال كردند و قرار شد آقاى هاشمى هر از گاهى در اين جلسات شركت كند.
مذاكراتمان بهطور مفصل برگزار شد و بعد از چند جلسه قرار گذاشتيم كه از ميان چهار نيروى نظامى سپاه، پاسا، گروه ابوشريف و مجاهدين انقلاب، شوراى مركزى سپاه انتخاب شود و به اين وسيله نيروهاى نظامى در سپاه متمركز گردند.
شوراى مركزى بعد از چندى انتخاب شد و آقاى منصورى فرمانده سپاه شد، من مسؤول تداركات، شهيد كلاهدوز مسؤول آموزش، ابوشريف مسؤول عمليات و يوسف فروتن مسؤول روابط عمومى. مدتى بعد، شوراى انقلاب رسمآ احكام اين شوراى فرماندهى را صادر كرد و دفتر سپاه پاسداران هم به سلطنت آبادـ كه بعداً به دليل وجود سپاه به خيابان پاسداران تغيير نام دادـ انتقال يافت و از آن پس سپاه پاسداران تنها نيروى نظامى قانونى كشور بود كه مشغول فعاليت شد.