پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ روز چهارشنبه، هشتم آبان سال ۱۳۷۰ است. روزنامه ی اطلاعات این روز، تیتر یک خود را به خشم و عزای عمومی مسلمانان به مناسبت آغاز کار کنفرانس سازش در مادرید اسپانيا اختصاص داده است. ده سازمان فلسطینی هم بر ادامه مبارزه مسلحانه علیه رژیم صهیونیستی تاکید کرده اند و از سوی دیگر، حزب الله لبنان مسئولیت انفجار بمب علیه نیروهای رژیم صهیونیستی را در جنوب این کشور به عهده گرفته است.
به صفحه سوم روزنامه رفته به یادداشتی با عنوان " دامی که در مادرید گسترده اند" به قلم آیت الله مکارم شیرازی بر می خوریم که به شرح زیر می باشد؛
در ابتدای یادداشت، آیت الله مکارم شیرازی داستان فدک را شرح داده و به مباحثه ای اشاره کرده که مابین هارون الرشيد خليفه عباسی و امام موسی بن جعفر (ع) انجام گرفته بود که امام در پاسخ به سوال هارون الرشيد درباره حد و حدود فدک بیان داشته اند که حدود فدک از عدن، جنوبی ترین نقطه جزيره العرب است تا سمرقند و تا آفریقا ادامه دارد و از سویی دیگر تا دريای خزر و ارمنستان. که همین پاسخ قاطع، عاملی شد برای اجرای نقشه شوم هارون الرشيد برای حذف امام (ع).
نویسنده یادداشت سپس ادامه می دهد که، داستان فلسطین، درست داستان فدک است و برخلاف تصور بعضی از ناآگاهان، مطلب تنها مربوط به این کشور ظاهرا کوچک (و در واقع بزرگ) نیست، بلکه کل جهان اسلام و کوتاه کردن دست غاصبان از آن است. دشمنان بیرحم تر از هارون به خوبی می دانند اگر مسلمین را در اینجا به عقب برانند راه برای سلطه بر بقیه کشورهای اسلامی باز میشود. آری آن روز، فدک، کل جهان اسلام بود و امروز هم فلسطین، کل جهان اسلام است.

این یک شعار نیست، یک واقعیت است و تازه ترین سند گویای آن سخنی است که اخیرا در مصاحبه تلویزیونی بسیار زشت و زننده سفیران مصر و رژیم صهیونیستی در آمریکا در پنجشنبه گذشته گفته شد. سفیر رژیم صهیونیستی با صراحت و وقاحت چنین گفت:
موضع ما در برابر حل اختلاف با اعراب، همان موضعی است که در کمپ دیوید داشته ایم و ما اعتقاد داریم سرزمينی که در حال حاضر به عنوان اسرائیل شناخته میشود تنها بیست درصد از سرزمین وعده داده شده از سوی جنبش صهیونیسم را در بر می گیرد و اسرائیل به اندازه کافی، اراضی خود را به اعراب بخشیده است!
این تعبیر که اسرائیل اراضی خود را به قدر کافی به اعراب بخشیده است جسورانه ترین تعبیری است که ممکن است در اینجا به کار رود. و جمله بیست درصد از زمین موعود ما است به خوبی حکایت می کند که این غاصبان زورگو خود را مالک اراضی مسلمین می دانند زیرا هشتاد درصد دیگر چیزی جز سوریه، لبنان و اردن و قسمتهای عظیمی از مصر و عراق نیست(یعنی از نیل تا فرات! ) و طبعا هر زمان توانایی پیدا کنند پنجه های آلوده خود را بر آن خواهند افکند. این نکته نیز مسلم است که اسرائیل بعنوان نماینده آمریکا در منطقه عمل می کند و دعوا، دعوای سیطره جهانخواران بر کل جهان اسلام است و اگر این فدک امروز از دست برود، فردا نوبت بقیه است.
آیت الله مکارم شیرازی سپس گریزی به کنفرانس به اصطلاح صلح مادرید زده و یادداشت خود را اینگونه ادامه داده است؛
ما از سازشکاران همیشگی و اذناب آمریکا در منطقه در زمینه حضور در مادرید تعجب نمی کنیم. این کفاره وابستگی آنها به این قدرت استکباری است که اگر از آن سرباز زنند همه چیز خود را از دست خواهند داد. بلکه تعجب ما از کشورهای ظاهرا انقلابی مانند سوریه و الجزایر و... است که چگونه آنها با پای خود به سوی این دام خطرناک پیش می روند. آیا آنها از نیات اسرائیل و آمریکا آگاه نیستند؟ آیا آنها به قدر جوانان فلسطینی پرچمدار انتفاضه، در خود قدرت مقاومت نمی بینند؟ آیا آنها نمی دانند که نتیجه کنفرانس مادرید در بهترین شکل ممکنش این است که اسرائیل امتیازی ندهد و کشورهای عربی نیز از ملتهایشان حساب ببرند و و امتیازی ندهند و هیچ بر هیچ این بازی خطرناک و زشت و شوم تمام شود. تازه اسرائیل بزرگترین برنده خواهد بود زيرا مشروعیت خود را با اولین مذاکره رویاروی با تمام مدعیان خود انجام داده و این غاصب بزرگ و خطرناک به عنوان طرف معامله شناخته شده است. چه امتیازی بالاتر از این؟
چه جالب بود در این میان و در این شرایط حساس و استثنایی " کنفرانس حمایت از فلسطین " با آن شکل گسترده و شرکت جمعی از شخصیتهای رسمی کشورهای مختلف اسلامی حتی از کشورهایی که نماینده به کنفرانس مادرید فرستاده اند این کنفرانس که از با محتواترین کنفرانسها بود می تواند مهر باطلی بر تبلیغات آینده کنفرانس مادرید - هر چه باشد - بزند.