قرائت سیاسی از حج در سالهای مبارزه با رژیم پهلوی
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ این سند که در فروردین ۱۳۵۲ و در فضای سیاسی ـ مذهبی دهه پایانی حکومت پهلوی تنظیم شده، بازتابی روشن از پیوند روزافزون دین، سیاست و مسائل اجتماعی در گفتمان نیروهای مذهبی آن دوره است. متن گزارش، افزون بر آنکه گزارشی امنیتی از یک مجلس سوگواری مذهبی به شمار میآید، تصویری از تحولات فکری و اجتماعی جامعه ایران در دهه ۱۳۵۰ ارائه میدهد. دورانی که بسیاری از وعاظ، روحانیان و فعالان مذهبی، مفاهیم دینی را دیگر صرفاً در حوزه عبادات فردی و مناسک سنتی محدود نمیکردند، بلکه آنها را به عنوان ابزاری برای نقد وضعیت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه به کار میگرفتند. در چنین فضایی، منبر و مجلس عزاداری تنها محل ذکر مصائب اهل بیت نبود، بلکه به عرصهای برای بیان اعتراضات اجتماعی، نقد وابستگی اقتصادی، مخالفت با اسرائیل، انتقاد از سیاستهای فرهنگی حکومت و طرح ایده «حکومت اسلامی» تبدیل شده بود. سخنان سید عبدالکریم هاشمینژاد در این سند نیز دقیقاً در همین چارچوب قابل فهم است. او میکوشد نشان دهد که اسلام دینی منزوی و محدود به عبادات فردی نیست، بلکه دینی است که اقتصاد، سیاست، عدالت اجتماعی و روابط بینالملل را نیز در بر میگیرد.
در میان موضوعات مطرحشده در این سخنرانی، مسئله حج جایگاهی ویژه دارد و به عنوان نمونهای عینی برای تبیین نگاه سیاسی و اجتماعی اسلام مورد استفاده قرار میگیرد. هاشمینژاد حج را صرفاً یک عبادت فردی یا سفری معنوی معرفی نمیکند، بلکه آن را کانونی برای وحدت جهان اسلام، آگاهی سیاسی مسلمانان و مقابله با سلطه قدرتهای خارجی میداند. او با اشاره به تجمع مسلمانان از کشورهای مختلف در مراسم حج، این اجتماع را فرصتی برای شناخت دردهای مشترک جهان اسلام و ایجاد همبستگی میان ملتهای مسلمان قلمداد میکند. در این نگاه، حج نه فقط مناسکی عبادی، بلکه رسانهای جهانی برای طرح مسائل سیاسی مسلمانان است؛ چنانکه سخنران با اشاره به تجربه الجزایر، حج را عرصهای معرفی میکند که در آن ملتهای مسلمان میتوانند صدای مبارزه خود را به جهان برسانند و در برابر استعمار و سلطه خارجی ایستادگی کنند. این برداشت، بازتابی از قرائتی سیاسی از حج است که در دهههای منتهی به انقلاب اسلامی در میان بخشی از روحانیان و نیروهای مذهبی ایران گسترش یافته بود.
بخش مهم دیگری از سخنان وی به نقد نگاه حکومت و رسانههای رسمی نسبت به حج اختصاص دارد. در آن سالها، حکومت پهلوی و برخی مطبوعات وابسته، هزینههای سفر حج را به عنوان عاملی برای خروج ارز از کشور مطرح میکردند و گاه آن را در تعارض با مشکلات اقتصادی جامعه قرار میدادند. هاشمینژاد در پاسخ به این انتقادات، ضمن زیر سؤال بردن آمارهای منتشرشده درباره میزان ارز خارجشده، تلاش میکند حج را در مقایسه با هزینههای سفرهای تفریحی، تجملگرایی طبقات مرفه و هزینههای فرهنگی حکومت امری مشروع و حتی ضروری جلوه دهد. او با طرح مثالهایی از سفرهای تفریحی اشرافی یا هزینههای صرفشده برای برنامههای هنری و سرگرمی، این پرسش را مطرح میکند که چرا تنها هزینههای مربوط به حج مورد انتقاد قرار میگیرد، اما ولخرجیهای وابسته به فرهنگ غربی و سبک زندگی اشرافی نادیده گرفته میشود. از این منظر، دفاع از حج در واقع بخشی از نقد گستردهتر جریان مذهبی نسبت به سیاستهای فرهنگی و اقتصادی حکومت پهلوی است.
در عین حال، سخنران با اشاره به وجود تبعیض میان زائران و تقسیمبندیهای طبقاتی در سفر حج، میکوشد از آرمان مساوات اسلامی نیز دفاع کند. او تأکید میکند که اسلام دین برابری است و حج باید نماد رفع فاصلههای طبقاتی میان مسلمانان باشد، هرچند در عمل، تفاوت میان امکانات و محل اقامت زائران، این آرمان را مخدوش کرده است. همین نکته نشان میدهد که در ذهنیت نیروهای مذهبی آن دوره، حج علاوه بر بُعد عبادی و سیاسی، دارای کارکرد اجتماعی نیز بود و میتوانست نمونهای از جامعه مطلوب اسلامی را به نمایش بگذارد؛ جامعهای که در آن وحدت، عدالت و برابری جایگزین تبعیض و وابستگی شود.
بنابراین، این سند را میتوان نمونهای گویا از نحوه بازخوانی مفهوم حج در گفتمان مذهبی ـ سیاسی اوایل دهه ۱۳۵۰ دانست؛ گفتمانی که حج را از سطح یک عبادت فردی فراتر برده و آن را به عرصهای برای وحدت اسلامی، مبارزه با استعمار، دفاع از هویت دینی و نقد وضعیت سیاسی و فرهنگی جامعه تبدیل میکرد. در چنین فضایی، سخن گفتن از حج در حقیقت سخن گفتن از سرنوشت جهان اسلام، استقلال مسلمانان و ضرورت بازگشت دین به متن حیات اجتماعی و سیاسی بود؛ مفاهیمی که چند سال بعد در جریان انقلاب اسلامی، حضوری بسیار پررنگتر و گستردهتر یافتند.
در ادامه، متن سند از نظر میگذرد:
محترما معروض میدارد: بفرموده در مجلس سوگواری که در محوطه میدان نو تشکیل بود حاضر شده ساعت ۱۰۰۰ آقای شیخ حسین مسئله گو بمنبر رفت و ضمن بیان مسائل مذهبی در مورد نماز روز جمعه اظهار داشت نماز ظهر جمعه را آیت اله گلپایگانی و آیت اله آقای نجفی فتوی دادهاند که بخوانید ولی آیت اله عظمی که در نجف اشرف میباشند و مؤمنین و مسلمانان منتظر مراجعت ایشان میباشند فتوی میدهند که اگر نخوانند اشکال ندارد و بعد ذکر شهادت حضرت فاطمه زهرا علیها سلام را خواند بعد یکنفر اشعار مذهبی خواند و اعلام نمود آقایان از دادن شعار خودداری نمایند و اگر کسی شعار داد صلوات نفرستید.
سپس آقای سید عبدالکریم هاشمی نژاد منبر رفت و اظهار داشت تعدادی نامه از طرف دوستان بمن رسیده و سئوالهائی کردهاند که من بایستی بالای منبر پاسخ بدهم و من تا آنجا که برایم امکان دارد جواب میدهم ولی به بعضی سئوالها نمیتوانم جواب بدهم، چون تابلوی ورود ممنوع جلوی آنها گذاشتهاند و بعد درباره حکومت اسلامی و سیستم قانون گذاری اسلام صحبت کرد و گفت کشورهای بزرگ ثروت و منابع زیر زمینی کشورهای دیگر را میبرند و کشورهای کوچک را استعمار گران ثروتشان را میبرند و آنوقت ما میگوئیم دین اسلام با مادیت مغایرت دارد در صورتیکه دین اسلام دین اقتصاد هم هست اگر مسلمان وضع مادی درست نداشته باشد گاهی کفر هم میگوید و چند وقت پیش همین روزنامه عصر تهران دو خبر نوشتند اولین خبر این بود که آمریکا و یهودیهای سایر کشورها بعضی از آنها که حتی در کشورهای اسلامی هم میباشند روزانه یک میلیون دلار باسرائیل کمک میکنند خبر دوم این بود که از قول عرفات نوشتند که ما برای سربازان مجروح خود دارو و غذا نداریم علت این است که ما فروع دین را در نظر گرفتهایم و اصول دین را رها کردهایم مثل هارون الرشید که مراسم حج را بجا میآورد ولیکن با حضرت موسی ابن جعفر علیه السلام مخالفت مینمود.
در صورتی که رفتن من به حج نکات زیادی را برای ما روشن میکند تبعیض را از میان برمیدارد، چون دین اسلام دین مساوات است ولیکن ما رفتن به حجمان هم درجه ۱ و ۲ دارد درجه یکیها را در بهترین هتلها منزل میدهند دیگران را در سطح پائینتر قرار میدهند و این خبرها را که میگویم در روزنامهها مینویسند فردا جلوی ما را نگیرید میگویند وضع بعضی مردم مثلاً جنوب شهریها خوب نیست یا میگویند چرا پولها را میبرند به عربها میدهند و به مردم فقیر کمک نمیکنند: مثلاً یک روزنامه نوشته بود در مراسم حج ۵۰۰ میلیون تومان پول از کشور خارج شده در صورتیکه در آن سال ۳۰ هزار نفر به حج رفتند و اگر حساب کنیم نصف پولی که برای حج داشتند صرف خرید بلیط هواپیما و گذرنامه میشود و بقیه هم در حدود ۶۰ میلیون تومان میشود چرا ۵۰۰ میلیون تومان؟ و اگر این پول هم صرف مسلمانان بشود چه عیبی دارد در مراسم حج عللی است که نمونه آن الجزایر است که در مراسم حج که مسلمانان جهان گرد هم جمع میشوند بدنیا اعلام نمود که فرانسه به ما زور میگوید و بهمین علل هم به فرانسه پیروز شد.
ولی چرا روزنامهها نمینویسند رفتن به کشورهای غربی پول را از کشور خارج میکنند من نمیگویم درهای مملکت را ببندید رفتن برای بعضی کارها مثل قراردادهای اقتصادی یا مریضهائی که بایستی بخارج بروند اینها اشکال ندارد من برای آنها که جهت تفریح میروند میگویم مثلاً چندی قبل روزنامهها نوشتند یک زن یک بلیط هواپیما برای خودش گرفت و یکی هم برای سگش، چون دندان سگش درد میکرد او را بخارج برای معالجه برد، چون دستگاه ماساژ قلب سگ در اینجا نبود.
چرا روزنامه نمینویسد چقدر پول خرج رقاصهها و باصطلاح هنرمندان در هتلهای درجه یک و کافهها میشود.
یا رقاصههای خارجی که به ایران میآیند چی همراه میآورند و موقعی که میروند چه همراه میبرند؛ و سپس اضافه نمود سازمانهائی برای رفاه مردم در دنیا تأسیس میشود که دردی دوا نمیکند مثل اسرائیل که بچه سازمان ملل است و دست پرورده اوست و خطاب به طلاب گفت آقایان دین اسلام دین انزوا و گوشه گیری نیست دین کار و کوشش است دین اقتصاد است دین سیاست است.
اسلام از سیاست به دور نیست دین اسلام همانطور که در صدر اسلام ترقی داشت اکنون هم در حال ترقی و تکامل پیشرفت است و بعد ذکر شهادت حضرت امام حسین علیه السلام را خواند و بعلماء و حوزههای علمیه و (آیت اله العظمی) دعا و به اسرائیل نفرین کرد و اضافه نمود خداوند مسجدالاقصی را مجددا به مسلمانان باز گرداند در ساعت ۱۲۲۰ ـ ظهر مجلس خاتمه یافت.
وجمع کثیری که از طبقات مختلف در پای منبر بودند با آرامش متفرق شدند مراتب گزارشا عرض شد ـ امضاء ـ ۳ /۱ /۵۲ ـ رونوشت برابر با اصل است.