گسست ملت-دولت در بولتن امنیت داخلی ساواک
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی- محمدامین خدابنده؛ بر اساس مندرجات سند، در تاریخ ۱۸ خرداد ۲۵۳۷[۱۳۵۷] (چند ماه پیش از اوجگیری نهایی انقلاب اسلامی)، احسان نراقی با اطلاع و اجازه قبلی ساواک، برای صرف شام به منزل علی امینی (نخستوزیر اسبق در سالهای ۱۳۴۰-۱۳۴۱) میرود. این ملاقات که در فضایی مفصل صورت گرفته، بستری برای تحلیل عمیق و بیپرده امینی از بحرانهای جاری کشور فرآهم میآورد. ساواک این اظهارات را مستقیماً جهت استحضار شاه («عرض ملوکانه») تنظیم کرده است.
محورهای کلیدی اظهارات علی امینی
تناقضگویی و آشفتگی مقامات مسئول: امینی در ابتدای سخنان خود به تضادها و تناقضهای آشکار در اظهارات مقامات حکومتی درباره مسائل کشور اشاره کرده و آن را نشانه بارز «آشفتگی اوضاع» میداند.
انتقاد شدید از دولت جمشید آموزگار: وی عملکرد جمشید آموزگار (نخستوزیر وقت) را به شدت زیر سوال برده و او را «وزیرمرد خوبی» قلمداد میکند که اساساً «مرد مملکت نبوده و وازده و خسته و کاربری نخواهد آمد».
نگرانی و فشار همپیمانان خارجی (آمریکا): امینی فاش میسازد که ایالات متحده آمریکا و برخی کشورهای غربی به شدت نگران اوضاع ایران هستند؛ چرا که در صورت بروز تنش یا بحران جدی، کمونیستها جایگزین خواهند شد. به گفته وی، غربیها شاه را تشویق و حتی تحت فشار قرار میدهند تا دست به اصلاحات جدی بزند.
انزوا، خستگی و بنبست تصمیمگیری شاه: سند نشان میدهد که به باور امینی، شاه به دلیل ملاحظات مختلف (بهویژه فشارهای ناشی از افراد خانواده سلطنتی) تمایلی به تغییر رویه یا اقدامات اصلاحی ساختاری ندارد. وی تصریح میکند که وضعیت موجود، شاه را «خسته» کرده و «راه آینده و سمت حرکت روشن نیست». امینی با لحنی هشدارآمیز میگوید: «معظمله نمیدانند چه کنند و متأسفانه تنها ماندهاند و هیچکس نیست کاری بکند و کمکی بنماید.»
گسست عمیق ملت-دولت و تیره شدن رابطه با روحانیت: یکی از کلیدیترین بخشهای گزارش، هشدار امینی درباره رابطه حکومت با جامعه است. او تأکید میکند که «فاصله بین دولت و مردم وسیعتر شده و مردم بسیار به اوضاع بدبین میباشند». او صراحتاً اعلام میکند که «رابطه با روحانیت با این کیفیت نمیتواند ادامه یابد».
ترس و ناامیدی در میان نخبگان و سناتورهای قدیمی: امینی اشاره میکند که حتی سناتورها و رجال قدیمی کشور نیز به شدت نگران اوضاع هستند، اما جرأت بیان حقیقت را در محضر شاه ندارند؛ به طوری که یکی از آنها پس از تقاضای شاه برای اظهار نظر، از ترس و وحشت دچار عقبنشینی شده و حقیقت را پنهان کرده است.
علی امینی در پایان این گفتوگو، دورنمای سیاسی کشور را تاریک و وهمآلود توصیف کرده و میگوید: «با این ترتیب تصور میکنم وضع هر روز وخیمتر شود و حتی به انتخابات آینده نیز نکشد که حوادثی پیش آید.» این پیشبینی دقیق تاریخی، نشاندهنده عمق بحرانی است که نخبگان سیاسی حاشیه حاکمیت در خرداد ۱۳۵۷ آن را لمس میکردند، اما ساختار بسته تصمیمگیری قادر به درک و علاج آن نبود.

