«روستا» و «جامعه روستایی» در مبارزات منتهی به انقلاب اسلامی
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ مبارزه انقلابی تحتتأثیر عوامل گوناگونی قرار دارد که یکی از مهمترین آنها مکان و بستر جغرافیایی مبارزه است. شهر و روستا، دو عرصه اصلی وقوع تحولات سیاسی و اجتماعی هستند و هر حرکت انقلابی، بسته به شرایط، در یکی از این دو محیط یا در پیوند میان آنها شکل میگیرد. از همین منظر، بررسی مبارزات علیه رژیم پهلوی بدون توجه به جایگاه روستا و جامعه روستایی، تصویری ناقص از روند تحولات سیاسی ایران ارائه خواهد کرد. [۱]
در میان مخالفان رژیم پهلوی، اسلامگرایان و چپگرایان بیش از سایر جریانها به روستا توجه داشتند، اما نوع نگاه آنان به این محیط یکسان نبود. گروههای چپگرا، متأثر از تجربه انقلابهای سوسیالیستی و جنگهای چریکی در کشورهایی مانند چین و کوبا، عمدتاً به ظرفیت جغرافیایی روستا برای مبارزه مسلحانه توجه میکردند. از نظر آنان، کوهستانها، جنگلها و مناطق دور از دسترس نیروهای دولتی میتوانستند فضای مناسبی برای استقرار و تحرک نیروهای چریکی باشند. [۲]
در مقابل، نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی بیش از موقعیت طبیعی و جغرافیایی روستا، به جامعه روستایی و ظرفیت اجتماعی آن توجه داشت. مسئله اصلی برای این جریان آن بود که پیام عدالت، آزادی، استقلال و حکومت اسلامی به جامعه روستایی ـ که بخش بزرگی از جمعیت کشور را تشکیل میداد ـ منتقل شود و روستاییان در روند مبارزه مشارکت کنند. [۳] همین تفاوت، یکی از وجوه مهم تمایز میان رویکرد جریانهای مختلف مخالف رژیم پهلوی به روستا و روستاییان بود.
سیمای روستا و روستاییان ایران در عصر پهلوی
روستا از دیرباز یکی از پایههای زندگی اقتصادی و اجتماعی ایران و کشاورزان و روستاییان از ارکان تأمین نیازهای غذایی کشور بودهاند. با این حال، بخش مهمی از جامعه روستایی در دوره پهلوی از امکانات اولیه زندگی محروم بود. حدود ۷۰ درصد روستاهایی که در تأمین نیاز غذایی کشور نقش داشتند، از توجه کافی برخوردار نبودند و روستاییان با مشکلات گسترده اقتصادی، عمرانی و رفاهی مواجه بودند. بیش از ۸۰ درصد آنان فاقد بخش مهمی از امکانات زیربنایی بودند و دسترسی به آب آشامیدنی سالم، برق، راه، تلفن، مدرسه، حمام، امکانات بهداشتی و درمانی و فناوریهای کشاورزی در بسیاری از روستاها محدود بود. در سال ۱۳۵۵ نیز نزدیک به ۳۰ درصد روستاهای ایران خالی از سکنه گزارش شده بود و مهاجرت روستاییان به شهرها شدت گرفت. نرخ بیکاری در روستاها نسبت به شهرها سه برابر و نرخ بیسوادی در نواحی روستایی حدود ۷۰ درصد بود. در دهههای چهل و پنجاه شمسی، هزینه زندگی در بسیاری از روستاها از درآمد روستاییان بیشتر بود و بخشی از آنان برای تأمین معاش به سلفخری، قرض، نزول و مهاجرت به حاشیه شهرها روی آوردند. [۴]
البته رژیم بهطور کامل از روستاها غافل نبود و برنامههایی مانند اصلاحات ارضی را به اجرا گذاشت. اصلاحات ارضی در تعریف، مجموعه تغییرات اساسی در میزان و شیوه مالکیت زمین، بهویژه اراضی کشاورزی و مراتع، با هدف افزایش بهرهوری عمومی بود. [۵] این سیاست مستلزم مداخله مستقیم دولت در ساختار مالکیت و اجارهداری زمین بود.[۶]
اما آنچه که در اصلاحات ارضی ایران رخ داد، پیامدهای ناگواری را برای جامعه روستایی ایران رقم زد. این سیاست با از میان بردن بخش مهمی از زمینداران بزرگ، ساختار سنتی روستا را دگرگون کرد، اما در عین حال موجب خردشدن زمینها، کاهش تولید کشاورزی و افزایش وابستگی به واردات شد. توزیع زمین نیز متوازن نبود و قانون اصلاحات ارضی تنها ۸۶۴۹ روستا از حدود ۵۰۰۰۰ روستای کشور را دربر گرفت. در بسیاری از نواحی، بهویژه نواحی خشک و کمآب، کشاورزان نتوانستند از زمینهای واگذارشده بهره اقتصادی مناسبی ببرند و ناچار به فروش آنها شدند. در نتیجه، گسترش روابط سرمایهداری در روستا، تضعیف نیروهای اقتصادی سنتی، افزایش ورود کالاهای شهری و خارجی به بازار روستا و کاهش نقش کشاورزی در اقتصاد ملی از پیامدهای این تحولات بود. [۷]
در نتیجه، اصلاحات ارضی ضمن ایجاد دگرگونی در ساختار اجتماعی روستا، الزاماً به بهبود عمومی وضعیت زندگی روستاییان منجر نشد. حتی آمارهای مربوط به سال ۱۳۵۸، نشاندهنده شکاف قابلتوجه میان سطح برخورداری روستا و شهر است. برای نمونه، تنها ۷.۸ درصد خانوارهای روستایی دارای تلویزیون سیاهوسفید و ۰.۳ درصد دارای تلویزیون رنگی بودند؛ این ارقام در شهرها به ترتیب ۶۱.۸ و ۳.۷ درصد بود. تنها ۱۴.۵ درصد خانوارهای روستایی یخچال و ۲۸.۸ درصد اجاق گاز کپسولی داشتند، درحالیکه این ارقام در شهرها به ۸۱.۱ و ۷۵.۴ درصد میرسید. مالکیت خودرو، تلفن و حمام نیز در روستاها به مراتب کمتر از شهرها بود. همچنین پیش از سقوط رژیم پهلوی، بهطور متوسط تنها ۹ درصد اعتبارات عمرانی کشور صرف عمران روستاها میشد. [۸]
روستا و جامعه روستایی در مبارزات انقلابی
الف) جایگاه موقعیت «روستا» در مبارزه
تجربه انقلابهای چین و کوبا در قرن بیستم، اهمیت زیادی برای جریانهای چپ ایرانی داشت. در این تجربهها، محیطهای روستایی از ارکان مبارزه مسلحانه محسوب میشدند. چهگوارا بر انجام مبارزه مسلحانه در نواحی کشاورزی تأکید داشت و مائو نیز پس از شکست مبارزات اولیه در محیط شهری، توانست با گسترش مبارزه در نواحی روستایی و طرح شعار اصلاحات ارضی، پایه اجتماعی مبارزه را گسترش دهد. [۹]
این تجربهها بر گروههای مسلح چپ در ایران نیز اثر گذاشت. در میان چریکهای فدایی خلق، درباره تقدم مبارزه شهری یا روستایی اختلاف دیدگاه بهوجود آمد؛ گروه «پویان ـ احمدزاده» بر آغاز مبارزه چریکی در شهر و انتقال تدریجی آن به روستا تأکید داشت، درحالیکه گروه «جزنی ـ ضیاءظریفی» خواهان آغاز همزمان مبارزه در شهر و روستا بود و اعضای آن اهمیت زیادی برای روستا قائل بودند. [۱۰]
بیژن جزنی از رهبران چریکهای فدایی خلق، معتقد بود مبارزه مسلحانه شهری به دلیل پیچیدگیهای فنی نمیتواند در مرحله آغاز، تودههای وسیع را وارد مبارزه کند؛ در مقابل، محیط کوهستانی و روستایی امکان مشارکت نیروهای بیشتری را فراهم میکرد. از نظر او، در کوه نهتنها دهقانان، بلکه کارگران و سایر نیروهای شهری نیز میتوانستند وارد مبارزه مسلحانه شوند. [۱۱] منظور از «کوه» در این ادبیات، بهطورکلی محیط خارج از شهر و عمدتاً نواحی روستایی بود.[۱۲] با این حال، تجربه سیاهکل نشان داد که برخورداری از یک موقعیت جغرافیایی مناسب، به تنهایی برای موفقیت مبارزه کافی نیست. اعضای گروه جنگل در انتخاب منطقه سیاهکل به ظرفیت جغرافیایی آن توجه داشتند، اما برنامه روشنی برای همراهکردن روستاییان با خود نداشتند. سرانجام نیز بخشی از مبارزان مسلح به وسیله روستاییان دستگیر و تحویل نیروهای دولتی شدند. [۱۳]
پس از تجربه سیاهکل، سازمان چریکهای فدایی خلق تمرکز بیشتری بر شهر گذاشت، هرچند مبارزه روستایی را بهطور کامل کنار نگذاشت. [۱۴]در مجموع، از نگاه چپگرایان، روستا پیش از آنکه یک جامعه اجتماعی ـ سیاسی باشد، یک موقعیت جغرافیایی برای جنگ چریکی بود؛ موقعیتی که کوه، جنگل، فاصله از مراکز شهری و دشواری دسترسی نیروهای دولتی میتوانست به آن مزیت نظامی بدهد. [۱۵]
ب) جایگاه «جامعه روستایی» در مبارزه
بر خلاف رویکرد نخست، نهضت اسلامی روستا را عمدتاً از منظر ظرفیت اجتماعی آن مینگریست. روستاییان، به دلیل پیوندهای مذهبی و ارتباط سنتی با روحانیت، از مخاطبان مهم پیام نهضت اسلامی بودند. این ارتباط را نمیتوان صرفاً به سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ محدود کرد. برای نمونه، در ابتدای دهه چهل و همزمان با مطرحشدن اصلاحات ارضی، کشاورزانی از نقاط مختلف کشور، از جمله قزوین، در سفر به قم درباره اقدامات دولت از روحانیون پرسش میکردند و پاسخهایی درباره مغایرت این اقدامات با اسلام و قرآن دریافت میکردند. [۱۶]
تحولات پس از اصلاحات ارضی نیز ارتباط روستا و شهر را افزایش داد. گسترش راهها، مهاجرت و رفتوآمد روستاییان، حضور معلمان و روحانیون و افزایش ارتباط با مراکز شهری، زمینه انتقال اخبار و دیدگاههای سیاسی را فراهم کرد. روحانیون در جریان مراسم مذهبی مانند روضهخوانی، پیام نهضت را به روستاها منتقل میکردند و اعلامیههای انقلابی نیز گاه توسط آنان به روستاها میرسید. [۱۷] روحانیون با حفظ ارتباط خود با شهر و حوزه، در بازگشت به روستا آموزههای نهضت را منتقل و تبلیغ میکردند.[۱۸]
در سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ این روند شدت گرفت. در پاییز ۱۳۵۷، جنبش مخالف شاه عملاً با جنبش حامی امام خمینی پیوند خورده بود و بخش قابل توجهی از جوانان روستایی که روزانه برای کار به شهرها رفتوآمد میکردند، در شمار مخالفان رژیم قرار گرفتند.[۱۹] از سوی دیگر، بخش مهمی از طبقه کارگر شهری نیز دارای ریشه روستایی بود و مهاجرت از روستا به شهر یکی از ویژگیهای مهم شکلگیری طبقه کارگر ایران محسوب میشد.[۲۰] بنابراین، مرز میان جامعه روستایی و شهری در سالهای پایانی رژیم پهلوی به تدریج کمرنگتر شد.
در این میان، روستاییان بهطور یکدست عمل نکردند و بخشی از دهقانان مرفه و عوامل دولتی همچنان با حکومت ارتباط داشتند. با این حال، بهجز این گروهها و اقلیت حامی حکومت، بخش قابلتوجهی از جامعه روستایی در سالهای پایانی حکومت پهلوی از سیاستهای آن حمایت نکردند و تحت رهبری مذهبی و شعارهایی مانند استقلال، آزادی، عدالت، برادری و برابری، به نهضت اسلامی گرایش یافتند. [۲۱]
از این منظر، اسناد و شواهد موجود از سیاسیشدن بخش قابلتوجهی از جامعه روستایی، بهویژه در سال ۱۳۵۶ ـ ۱۳۵۷، حکایت دارد. این حضور در مواردی به مشارکت در راهپیماییها و تظاهرات و همراهی مستقیم با جنبش انقلابی انجامید. در این فرآیند، روحانیان، معلمان، جوانان تحصیلکرده روستایی و مهاجران روزانه و فصلی، نقش مهمی در انتقال پیام انقلاب، بسیج و سازماندهی روستاییان داشتند. [۲۲]
جمع بندی
بررسی جایگاه روستا در مبارزات علیه رژیم پهلوی نشان میدهد که این محیط جغرافیایی و جامعه ساکن در آن، برای جریانهای سیاسی مختلف معنای یکسانی نداشت. گروههای مسلح چپگرا بیشتر به روستا بهعنوان عرصهای جغرافیایی برای جنگ چریکی توجه کردند، اما نهضت اسلامی، روستا را پیش از هر چیز جامعهای گسترده و برخوردار از ظرفیتهای اجتماعی و مذهبی میدانست. از این رو، تجربه مبارزات مسلحانه نشان داد که برخورداری از موقعیت جغرافیایی مناسب بدون همراهی جامعه محلی کافی نیست؛ درحالیکه نهضت اسلامی با تکیه بر شبکه روحانیت، ارتباطات مذهبی و پیوند فزاینده شهر و روستا توانست پیام خود را به بخشهایی از جامعه روستایی منتقل کند. در سالهای پایانی رژیم پهلوی، روستاییان نیز در کنار سایر اقشار جامعه، در فرآیند اعتراضات و راهپیماییهای انقلابی حضور یافتند. بنابراین، انقلاب اسلامی را نباید صرفاً پدیدهای شهری دانست، بلکه گسترش آن به روستاها و مشارکت جامعه روستایی، یکی از وجوه مهم فراگیرشدن مبارزات علیه رژیم پهلوی بود.
[۱]نصیری زرقانی، آرش و دهقان، معصومه (۱۴۰۳). تبیین جایگاه روستا و جامعه روستایی در مبارزات انقلابی علیه حکومت پهلوی. مجموعه مقالات همایش ملی روستا و روستانشینی در بستر تحولات تاریخی، جلد دوم، قزوین: دانشگاه بینالمللی امام خمینی، ص ۷۹۶.
[۲]عزتی، عزتالله (۱۳۹۳). ژئواستراتژی و قرن بیستویکم، چاپ هشتم، تهران: انتشارات سمت، ص ۳۸.
[۳]نصیری زرقانی و دهقان، همان.
[۴]خارکوهی، غلامرضا (۱۴۰۲). سیمای روستاهای ایران در دوره حکومت پهلوی، فصلنامه مطالعات تاریخی، سال بیستویکم، شماره ۸۱، ص ۹۸.
[۵]رضوانی، محمدرضا؛ نظری، ولیالله و خراسانی، محمدامین (۱۳۸۹). فرهنگ مفاهیم و اصطلاحات برنامهریزی و توسعه روستایی، چاپ اول، تهران: انتشارات جهاد دانشگاهی، ص ۳۹.
[۶]ازکیا، مصطفی (۱۳۹۱). مقدمهای بر جامعهشناسی توسعه روستایی، چاپ ششم، تهران: انتشارات اطلاعات، ص ۲۵۸.
[۷]شیرخانی، علی و رجائینژاد، محمد (۱۳۹۳). از انقلاب سفید تا انقلاب اسلامی (نقش انقلاب سفید در پیدایش انقلاب اسلامی ایران، با تأکید بر جایگاه امام خمینی). پژوهشنامه متین، سال شانزدهم، شماره ۶۴، ص ۶۵.
[۸]خارکوهی، همان، ص ۱۱۲.
[۹]سازمان فداییان خلق ایران اکثریت (۱۳۶۱). جنبشهای رهاییبخش ملی در عصر ما و مسئله انتخاب راه رشد، چاپ اول، تهران: انتشارات سازمان فداییان خلق ایران اکثریت، صص ۲۴ و ۲۵؛ همچنین بنگرید به: ادریسی آریمی، مهری و جعفربگلو، محمد (۱۴۰۲). بررسی تأثیر جغرافیای گیلان بر عملیات سیاهکل چریکهای فدایی خلق ایران. فصلنامه تاریخ روستا و روستانشینی در ایران و اسلام، سال اول، شماره ۲، ص ۲۸.
[۱۰]نصیری زرقانی، آرش و دهقان، معصومه (۱۴۰۰). عملکرد سازمان چریکهای فدایی خلق علیه حکومت پهلوی در جنگهای چریکی شهری. مطالعات تاریخی جنگ، دوره پنجم، شماره ۳ (پیاپی ۱۷)، ص ۱۰۸.
[۱۱]جزنی، بیژن (۱۳۵۷). پیشاهنگ و توده، تهران: انتشارات خسرو، صص ۶۷ ـ ۶۹.
[۱۲]نصیری زرقانی و دهقان (۱۴۰۳)، همان، ص ۸۰۴.
[۱۳]اشرف، حمید (بیتا). تحلیلی از یک سال جنگ چریکی در شهر و کوه، بیجا: انتشارات سازمانهای جبهه ملی ایران خارج از کشور (بخش خاورمیانه)، صص ۲۱ و ۲۲.
[۱۴]کشاورز، ف (بیتا). چریک، جزوه سازمانی چریکهای فدایی خلق ایران، بیجا، ص ۳۵.
[۱۵]قرهداغی، اسماعیل (۱۳۹۳). جایگاه جامعه دهقانی در فعالیتهای حزب توده ایران (۱۳۳۲ ـ ۱۳۲۰) با تأکید بر دهقانان آذربایجان. پایاننامه کارشناسی ارشد تاریخ ایران دوره اسلامی، استاد راهنما: جلیل نائبیان، گروه تاریخ، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز، ص ۱۸.
[۱۶]مرکز بررسی اسناد تاریخی (۱۳۷۸). قیام ۱۵ خرداد به روایت اسناد ساواک، جلد ۱: زمینهها، چاپ اول، تهران: انتشارات مرکز بررسی اسناد تاریخی، ص ۵۵۸.
[۱۷]مرکز بررسی اسناد تاریخی (۱۳۹۲). انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک: استان مرکزی، کتاب اول، چاپ اول، تهران: انتشارات مرکز بررسی اسناد تاریخی، ص ۱۷۰.
[۱۸]مرکز بررسی اسناد تاریخی (۱۴۰۰). انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک: استان خراسان رضوی، جلد ۱۳، چاپ اول، تهران: انتشارات مرکز بررسی اسناد تاریخی، ص ۷۶.
[۱۹]هوگلاند، اریک (۱۳۹۸). زمین و انقلاب در ایران ۱۳۶۰-۱۳۴۰، چاپ اول، تهران: نشر شیرازه، ص ۲۵۸.
[۲۰]بیات، آصف (۱۴۰۰). کارگران و انقلاب ۵۷، چاپ دوم، تهران: نشر اختران، ص ۳۵.
[۲۱]انصاری، رسول (۱۳۹۸). تأثیر پیآمدهای انقلاب سفید در رخداد انقلاب اسلامی ایران. پایاننامه کارشناسی ارشد علوم سیاسی، استاد راهنما: رجب ایزدی، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز، ص ۱۳۵.
[۲۲]ضیاء نوشین، محمدمهدی (۱۳۹۶). نقش روستاییان در انقلاب اسلامی ایران، نشریه مطالعات تاریخی، شماره ۵۹، صص ۱۰۹ و ۱۱۰.