اعتراض به بهره بانکی و دعوت به اقتصاد تعاونی/ نظرات اقتصادی و سیاسی آیتالله مهدویکنی در مکتب صادقیه
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ آیتالله محمدرضا مهدوی کنی در اوایل دهه ۱۳۵۰ با حضور و سخنرانی در مکتب تحقیقات و تبلیغات صادقیه، از این محفل مذهبی برای تبیین دیدگاههای دینی، اقتصادی و سیاسی خود بهره میبرد. گزارش ساواک به تاریخ ۲۳ شهریور ۱۳۵۰ درباره جلسه مکتب تحقیقات و تبلیغات صادقیه، پرده از وجوه گوناگون شخصیت آیتالله محمدرضا مهدوی کنی برمیدارد؛ روحانیای که در کنار فعالیتهای علمی و تبلیغی، مسائل اقتصادی جامعه، نسبت اسلام با حکومت و سیاستهای چپاولگرانه را نیز در کانون توجه خود قرار داده بود. بر اساس گزارش ساواک، این جلسه در ساعت ۱۸:۳۰ روز ۱۹ شهریور ۱۳۵۰ در منزل اتابکی، واقع در خیابان ری، کوچه صادقیه، با حضور بیش از دویست نفر برگزار شد. آیتالله مهدوی کنی در چنین فضایی، از یک سو در جایگاه روحانی و مبلغ دینی ظاهر میشد و از سوی دیگر، موضوعاتی را مطرح میکرد که از چارچوب مسائل عبادی فراتر میرفت و با زندگی اقتصادی مردم و مسائل کلان سیاسی ارتباط داشت.
اعتراض به بهره بانکی و دعوت به اقتصاد تعاونی
یکی از برجستهترین بخشهای سخنان او در این گزارش، طرح مسئله بانکها و بهرههای بانکی است. ساواک گزارش میدهد که مهدوی کنی کثرت بانکها را نشانه ضعف اقتصادی کشور دانست و با نقل فتوای شماری از علما درباره حرمت بهرههای بانکی، بدون آنکه نامی از امام خمینی ببرد، حاضران را تشویق کرد بهجای سپردن پولهای خود به بانکها، سرمایههایشان را در صندوقهای رفاه و تعاون، از جمله صندوق ذخیره جاوید مسجد لرزاده، نگهداری کنند. این بخش از سند، توجه ایشان به مسائل اقتصادی و تلاش برای پیوند دادن احکام شرعی با تصمیمهای مالی و معیشتی مردم را آشکار میکند.
اهمیت این موضعگیری در آن است که مسئله بانک و بهره، صرفاً بهعنوان موضوعی فقهی مطرح نمیشود، بلکه به عرصهای برای نقد مناسبات اقتصادی موجود و معرفی راهکاری مبتنی بر تعاون و نهادهای مالی وابسته به شبکههای مذهبی تبدیل میشود. پیشنهاد استفاده از صندوقهای رفاه و تعاون، دستکم در سطح گزارششده، نشاندهنده توجه به امکان ساماندهی بخشی از منابع مالی مردم در قالب نهادهای جمعی و مذهبی است.
اسلام؛ از احکام فردی تا سیاست، حکومت و اقتصاد
وجه علمی و فکری شخصیت آیتالله مهدوی کنی نیز در ادامه همین سخنان نمایان میشود. ایشان اسلام را دینی جامع معرفی کرد که برای سیاست، حکومت و اقتصاد برنامههای مفصل دارد و اظهار داشت هرکس جز این عقیده داشته باشد، مسلمان نیست. این بیان، حاکی از نگرشی است که دین را به حوزه عبادات و مناسک فردی محدود نمیکند، بلکه آن را واجد صلاحیت برای اظهارنظر درباره سازماندهی جامعه و مناسبات قدرت و ثروت میداند.
در این چارچوب، سخنرانی مذهبی وسیلهای برای تبیین نسبت میان اعتقادات اسلامی و مسائل عمومی جامعه بود. از این منظر، وجه علمی شخصیت ایشان را میتوان در کوشش برای صورتبندی مسائل اقتصادی و سیاسی در چارچوبی دینی مشاهده کرد؛ هرچند این گزارش کوتاه برای ارزیابی عمق مبانی نظری یا گستره مطالعات علمی ایشان کفایت نمیکند.
از کاشفالغطاء تا نقد سیاستهای استعماری انگلیس
در بُعد سیاسی، سخنان آیتالله مهدوی کنی درباره استعمار و اختلافافکنی میان مسلمانان، جهتگیری انتقادی ایشان را آشکار میسازد. بنا بر گزارش ساواک، ایشان استعمارگران را به ایجاد اختلاف در میان مسلمانان متهم کرد، از شیخ محمدحسین کاشفالغطاء بهعنوان یکی از مبارزان با استعمار تجلیل کرد و سیاست مذهبی انگلستان در عهد صفویه را مورد انتقاد قرار داد.
انتخاب این موضوعات در یک جلسه مذهبی، نشان میدهد که روایت تاریخی و یادکرد شخصیتهای دینی مبارز میتوانست در خدمت تبیین مسائل سیاسی روز قرار گیرد. ارجاع به کاشفالغطاء نیز در این زمینه اهمیت دارد؛ زیرا مبارزه با استعمار را به سنتی فکری و دینی پیوند میداد و آن را از سطح واکنشی مقطعی به مسئلهای با پیشینه تاریخی تبدیل میکرد.
از سوی دیگر، تأکید بر نقش استعمار در ایجاد اختلاف میان مسلمانان، جامعه اسلامی را در مقام یک کلیت سیاسی و اجتماعی در نظر میگرفت که انسجام آن در برابر مداخله خارجی اهمیت داشت. بدینترتیب، سخنان ایشان در این جلسه، هم حامل پیامی دینی درباره وحدت مسلمانان بود و هم واجد دلالت سیاسی درباره مناسبات قدرت و نفوذ خارجی.
مسجد؛ کانون پیوند دینداری و آگاهی اجتماعی
بُعد اجتماعی فعالیت آیتالله مهدوی کنی نیز در ترکیب موضوعات سخنرانی و فضای برگزاری جلسه قابل مشاهده است. اجتماع بیش از دویست نفر، برگزاری نماز جماعت و طرح مسائل اقتصادی و سیاسی در کنار مباحث دینی، نشان میدهد که چنین محافلی ظرفیت گردهمآوردن مخاطبانی را داشتند که در آنها آموزش مذهبی با گفتوگو درباره مسائل عمومی جامعه پیوند میخورد. در این فضا، روحانی نهفقط مفسر احکام شرعی، بلکه یکی از مراجع شکلدهی به نگرشهای اجتماعی و سیاسی مخاطبان بود. توصیه به استفاده از صندوقهای تعاون نیز از این منظر اهمیت پیدا میکند؛ زیرا بهجای محدود ماندن در سطح موعظه، به نوعی رفتار جمعی و تصمیم اقتصادی مشخص ارجاع میداد. بنابراین، محفل صادقیه را میتوان نمونهای از ظرفیت نهادهای مذهبی برای پیوند دادن آموزش دینی با مسائل ملموس زندگی اجتماعی دانست؛ هرچند تعیین میزان تأثیرگذاری واقعی این جلسات به اسناد و شواهد بیشتری نیاز دارد.
«حکومت ملی»؛ بازتاب اندیشه سیاسی در محافل مذهبی
اشاره پایانی سند به سخنان محمدصادق اسلامی، مدیر فروش کارخانجات پارس متال، درباره ضرورت ماندن نقاشزاده در اداره تا هنگام روی کار آمدن «حکومت ملی»، لایه دیگری از فضای فکری این محفل را نشان میدهد. این اظهارنظر از سوی آیتالله مهدوی کنی بیان نشده است و نباید آن را مستقیماً به ایشان نسبت داد. بااینحال، ثبت آن در گزارش یک جلسه واحد، نشان میدهد که در این محفل مذهبی، افزون بر مباحث دینی، دیدگاههایی درباره آینده حکومت و مسئولیت نیروهای حاضر در دستگاه اداری نیز مطرح میشد.
این بخش از سند، بهویژه از آن جهت اهمیت دارد که نشان میدهد فضای یک گردهمایی مذهبی میتوانست محل طرح موضوعاتی فراتر از مسائل اعتقادی باشد و نگرانیها و برداشتهای سیاسی حاضران درباره ساختار حکومت و آینده آن را نیز بازتاب دهد. البته بدون شواهد تکمیلی، نمیتوان از این عبارت بهتنهایی درباره ماهیت دقیق «حکومت ملی» موردنظر گوینده یا میزان توافق حاضران با این دیدگاه نتیجهگیری کرد.
در مجموع، سند ۲۳ شهریور ۱۳۵۰ ساواک، آیتالله مهدوی کنی را در مقام روحانیای نشان میدهد که فعالیت تبلیغی خود را به بیان احکام فردی محدود نمیکرد و مسائل اقتصادی، نظریه جامعیت اسلام، استعمار و وحدت مسلمانان را در یک چارچوب فکری به هم پیوند میداد. در این تصویر، وجه علمی شخصیت ایشان در تبیین نسبت دین با سیاست و اقتصاد، وجه اجتماعی در بهرهگیری از محافل مذهبی برای ارتباط با مخاطبان، وجه سیاسی در نقد استعمار و تأکید بر نقش اسلام در ساماندهی جامعه، و وجه اقتصادی در طرح مسئله بهره بانکی و حمایت از صندوقهای تعاون جلوهگر میشود. این سند، بهتنهایی زندگی و اندیشه آیتالله مهدوی کنی را بهطور کامل بازنمایی نمیکند، اما نمونهای ارزشمند از چگونگی حضور همزمان این ابعاد در فعالیتهای تبلیغی و اجتماعی ایشان در سالهای پیش از انقلاب به شمار میرود.
