عطاءالله مهاجرانی| «که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست»
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی - دیدگاه؛ دکتر عطاءالله مهاجرانی (پژوهشگر تاریخ و فرهنگ اسلام و ایران – وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی): به نام خداوند جان و خرد. با سلام و احترام خدمت خواهران و برادران عزیز، استادان، دانشجویان، کارکنان و مهمانان ارجمند دانشگاه پرافتخار صنعتی شریف. با یاد امام شهیدان، امام خمینی، امام شهید آیتالله خامنهای، فرماندهان شهید ارتش و سپاه و دانشمندان هستهای، میخواهم درباره نسبت میان امر ملی و جنگ نکاتی را مطرح کنم. نخست باید روشن کنیم که منظور ما از «امر ملی» چیست. امر ملی، مفهوم، مضمون یا مصداقی است که ملت ایران درباره حفاظت از آن، دفاع از آن و پشتیبانی از آن همدل و همداستاناند. در موقعیت کنونی، یعنی شرایط جنگ و مذاکره، ایران مهمترین مصداق امر ملی است.
واژه «امر» در این ترکیب، کلیدواژهای است که میتواند به هویت، ساختار، استقلال، وحدت سرزمینی، هویت ملی و فرهنگی و تمدنی اشاره داشته باشد. بنابراین، وقتی از امر ملی سخن میگوییم، تنها درباره یک مفهوم انتزاعی صحبت نمیکنیم؛ بلکه از مجموعهای از مؤلفهها سخن میگوییم که موجودیت تاریخی و اجتماعی ایران را شکل میدهند و حفاظت از آنها به مسئولیتی مشترک برای ملت تبدیل میشود.
در قرآن مجید، خداوند متعال به پیامبر اسلام توصیه میکند و در واقع فرمان میدهد: «وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ» [۱]؛ یعنی در امر با آنان مشورت کن. این آیه از اهمیت مشورت در اداره امور حکایت دارد. اما در کنار مشورت، استحکام و انسجام ملی به نوعی فصلالخطاب نیز نیاز دارد؛ فصلالخطابی که بر حکمت استوار باشد. درباره حکومت حضرت داوود علیهالسلام در قرآن مجید میخوانیم: «وَشَدَدْنَا مُلْکَهُ وَآتَیْنَاهُ الْحِکْمَةَ وَفَصْلَ الْخِطَابِ» [۲]. در این آیه، استحکام حکومت حضرت داوود با حکمت و توانایی داوری و فصلالخطاب پیوند خورده است. به بیان دیگر، حکمت پشتوانه تصمیمگیری و فصلالخطاب است. از این منظر، اداره امور ملی مستلزم آن است که در کنار مشورت و شنیدن دیدگاههای گوناگون، امکان تصمیمگیری روشن و حفظ انسجام نیز وجود داشته باشد.
وحدت فرماندهی؛ ضرورت امر ملی در شرایط جنگ
نکته دوم این است که امر ملی در شرایط جنگی، با مسئله وحدت فرماندهی پیوندی اساسی دارد. در چنین شرایطی، وحدت و انسجام ملی و پرهیز از اختلافات موجه و غیرموجه اهمیت ویژهای پیدا میکند. به تعبیر آیتالله سید مجتبی خامنهای، رهبر انقلاب، باید به وحدت و انسجام ملی متعهد بود و از اختلافاتی که این انسجام را تضعیف میکند، پرهیز کرد.
سنایی، شاعر و حکیم ایرانی، میگوید:
«به هرچ از راه دو افتی، چه کفر آن و چه ایمان
بهرچ از دوست وا مانی، چه زشت آن نقش و چه زیبا»
این ابیات را میتوان یادآور اهمیت توجه به مقصد و پرهیز از گرفتارشدن در اختلافاتی دانست که انسان را از مسیر اصلی دور میکنند. در شرایط جنگی نیز مسئله اصلی، حفظ انسجام در برابر تهدیدی است که متوجه کشور شده است.
گاهی ممکن است با گزارهها و استدلالهایی که صورت ایمانی یا اعتقادی دارند، صف منسجم ملی در شرایط جنگی دچار اختلاف شود. در اینجا باید به تجربهای اشاره کرد که قرآن مجید درباره مسجد ضرار بیان میکند. در تاریخ اسلام، گروهی مسجدی ساختند که بهجای آنکه محل اجتماع و همبستگی مؤمنان باشد، هدف آن ایجاد تفرقه و فراهمکردن زمینه برای فعالیت مخالفان بود. قرآن در سوره توبه، آیه ۱۰۷، درباره این مسجد میفرماید:
«وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَکُفْرًا وَتَفْرِیقًا بَیْنَ الْمُؤْمِنِینَ وَإِرْصَادًا لِمَنْ حَارَبَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ» [۳].
در این آیه، چهار هدف برای ساخت مسجد ضرار بیان شده است: زیانرساندن، ترویج کفر، ایجاد تفرقه میان مؤمنان و فراهمکردن پناهگاهی برای کسانی که با خدا و پیامبر او در جنگ بودند. نکته مهم آن است که این اقدامات با ادعای خیرخواهی و سوگند به خداوند همراه بود. بنابراین، صرف ادعای خیرخواهی یا استفاده از زبان دینی، بهتنهایی برای سنجش ماهیت یک اقدام کافی نیست؛ باید به هدف و پیامد آن نیز توجه کرد. از این منظر، در شرایط جنگی باید مراقب بود که اختلافها و مواضعی که ممکن است با ادعای خیرخواهی مطرح شوند، به تضعیف انسجام ملی منجر نشوند. حفظ وحدت فرماندهی در چنین شرایطی اهمیت اساسی دارد.
میتوان رهبری در شرایط جنگی را به ناخدای یک کشتی تشبیه کرد. هنگامی که کشتی در وضعیت دشواری قرار دارد، نمیتوان اجازه داد گروهی از سرنشینان در گوشهای جمع شوند و با ایجاد تشویش، حرکت کشتی را مختل کنند. اگر نقد و اعتراضی وجود دارد، باید آن را در چارچوبی مطرح کرد که به حفظ انسجام و امکان اداره وضعیت دشوار آسیب نرساند. در چنین شرایطی، میان نقد مسئولانه و اقدامی که به آشوب و تفرقه دامن میزند، باید تفاوت قائل شد.
جلالالدین محمد بلخی نیز در ابیاتی بر ضرورت همراهی با راهبر و پرهیز از حرکت مستقل و بیپشتوانه تأکید میکند:
«عقل قربان کن به پیش مصطفی
حسبیالله گو که اللهام کفی
اندرین ره ترک کن طاق و طرنب
تا قلاوزت نجنبد تو مجنب
هر چه او بیسر بجنبد دم بود
جنبشش، چون جنبش کژدم بود»
این ابیات را میتوان در چارچوب بحث درباره وحدت و هماهنگی در شرایط جنگی مورد توجه قرار داد. مقصود من این است که حتی اختلافی که از نظر صاحبان آن موجه به نظر میرسد، باید با توجه به شرایط و اقتضائات جنگ سنجیده شود. در چنین وضعیتی، حفظ وحدت فرماندهی و جلوگیری از تضعیف جبهه ملی، ضرورتی است که نمیتوان از آن غفلت کرد. برای روشنترشدن این مسئله، میخواهم به نمونهای از تاریخ سیاسی بریتانیا اشاره کنم. مایکل هسلتاین، که از سیاستمداران برجسته و وزیر دفاع بریتانیا در فاصله سالهای ۱۹۸۳ تا ۱۹۸۶ بود، در جریان جنگ فالکلند با مارگارت تاچر اختلاف داشت و استعفا کرد. استعفای او، که از چهرههای مهم حزب حاکم به شمار میرفت، بحرانی سیاسی در دولت به وجود آورد و تاچر برای عبور از این بحران از پارلمان درخواست رأی اعتماد کرد.
نکتهای که در این روایت برای بحث ما اهمیت دارد، رفتار هسلتاین در پارلمان است. او در آنجا از دولت و نخستوزیری تاچر حمایت کرد. این رفتار را میتوان نمونهای از تقدمدادن ملاحظات ملی بر اختلافات سیاسی در شرایط جنگی دانست. هسلتاین با تاچر اختلاف داشت و از مقام خود استعفا کرده بود، اما در موقعیتی که سرنوشت دولت و وضعیت کشور مطرح بود، از ایجاد بحرانی تازه پرهیز کرد. اگر دولت تاچر در آن رأی اعتماد نمیگرفت، احتمال داشت موازنه سیاسی در حزب حاکم تغییر کند و هسلتاین در موقعیت جانشینی او قرار گیرد. بااینحال، در آن مقطع، حمایت او از دولت را میتوان نشانهای از توجه به مسئولیت ملی در شرایط جنگ دانست.
این نمونه نشان میدهد که اختلاف سیاسی، حتی در میان چهرههای برجسته یک نظام سیاسی، لزوماً به معنای کنارگذاشتن ملاحظات ملی نیست. در شرایط جنگی، ممکن است فردی با سیاستها و تصمیمهای دولت اختلاف داشته باشد، اما درعینحال تشخیص دهد که حفظ انسجام کشور و عبور از وضعیت بحرانی، اولویتی مهمتر است.
تعرض به ملت، تمدن و علم
نکته سوم به ماهیت تهاجم آمریکا و اسرائیل به ایران مربوط است. گاهی این تهاجم با ادعای دفاع از حقوق مردم ایران یا مداخله بشردوستانه توجیه میشود. اما باید پرسید که نشانههای عینی این تهاجم چیست و حمله به مراکز غیرنظامی، علمی و آموزشی چه نسبتی با چنین ادعاهایی دارد. حمله به دبستان میناب، انستیتو پاستور و دانشگاه صنعتی شریف، از جمله رخدادهایی است که باید در بررسی ماهیت این تهاجم مورد توجه قرار گیرد. این حملات را نمیتوان صرفاً در چارچوب رویارویی نظامی و آسیب به زیرساختها بررسی کرد؛ زیرا مراکزی که هدف قرار گرفتهاند، با زندگی مردم، آموزش، سلامت، پژوهش و تولید دانش پیوند دارند. از این منظر، مسئله تنها تعرض به یک مرکز یا ساختمان نیست، بلکه تعرض به ظرفیتهای انسانی و علمی ایران نیز هست.
در همین زمینه، باید به سکوت محافل علمی و دانشگاهی در برابر حمله به دانشگاه شریف نیز توجه کرد. بروس وُلی، رئیس سابق دانشکده برق دانشگاه استنفورد، گفته بود که دانشکده برق دانشگاه شریف بهترین دانشکده برق جهان است. او این ارزیابی را در مقایسه با دانشکدههای برق کمبریج، مؤسسه فناوری ماساچوست و دانشگاه شینهوا مطرح کرده بود. بااینحال، پس از حمله به دانشگاه شریف، به گفته من، سخنی از او نشنیدیم. این سکوت پرسش مهمی را درباره مسئولیت جامعه علمی جهان مطرح میکند. اگر دانشگاهها و مراکز علمی در سراسر جهان بر اهمیت دانش، آزادی پژوهش و همکاری علمی تأکید میکنند، انتظار میرود در برابر حمله به یک دانشگاه نیز موضعی روشن داشته باشند. دفاع از حرمت دانشگاه نباید تابع مرزهای جغرافیایی یا اختلافات سیاسی باشد. دانشگاه، بهعنوان محل تولید دانش و پرورش اندیشه، باید از تعرض نظامی مصون بماند. در اینجا باید به سخنان دونالد ترامپ در ۱۷ فروردین امسال نیز اشاره کنم. او تهدید کرده بود که اگر ایران تسلیم نشود، ظرف چهار ساعت تمدن ایرانی را کاملاً نابود خواهد کرد. چنین تهدیدی، در صورت توجه به مضمون آن، صرفاً تهدیدی علیه یک ساختار سیاسی نیست؛ بلکه متوجه تمدن و هویت تاریخی ایران نیز میشود.
البته تمدن و فرهنگ را نمیتوان صرفاً با ویرانکردن ساختمانها یا آسیبزدن به زیرساختها از میان برد. تمدن در حافظه تاریخی، فرهنگ، زبان، اندیشه و تجربه جمعی یک ملت ریشه دارد. ممکن است مراکز علمی و فرهنگی آسیب ببینند، اما معنای تاریخی یک ملت را نمیتوان به ساختمانها و تأسیسات آن فروکاست.
حافظ میگوید:
«و از آن به دیر مغانم عزیز میدارند
که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست»
این آتش را میتوان نمادی از نیروی ماندگار فرهنگ و حافظه ایرانی دانست. نیرویی که در دل مردم زنده است و با تهدید و تخریب از میان نمیرود. آنچه ایران را در طول تاریخ حفظ کرده، تنها مرزهای جغرافیایی یا ساختارهای سیاسی نبوده است؛ بلکه فرهنگ، تمدن و حافظهای تاریخی نیز بوده که نسلهای مختلف آن را به یکدیگر منتقل کردهاند.
از این رو، دفاع از ایران در شرایط کنونی، دفاع از مجموعهای بههمپیوسته از مؤلفههاست: تمامیت ارضی، استقلال، وحدت ملی، فرهنگ و تمدن و توان علمی کشور. نمیتوان از دفاع از ایران سخن گفت، اما نسبت به آسیبدیدن دانشگاهها، مراکز پژوهشی و سرمایه انسانی آن بیتفاوت بود.
فرد و ملت؛ تمثیل قطره و دریا
نکته چهارم را میخواهم با استفاده از تمثیلی درخشان در ادبیات عرفانی ایران توضیح دهم: تمثیل قطره و دریا. به نظر من، میتوان از این تمثیل برای توضیح نسبت فرد با ملت استفاده کرد. هر یک از ما بهعنوان یک انسان و یک فرد، در برابر دریای ملت و مجموعه مردمان ایران قرار داریم. پرسش این است که چگونه باید نسبت خود را با این دریای بزرگ تعریف کنیم.
سعدی در بوستان، این تمثیل را به زیبایی به کار میگیرد:
«یکی قطره باران ز ابری چکید
خجل شد چو پهنای دریا بدید
که جایی که دریاست من کیستم؟
گر او هست حقا که من نیستم
چو خود را به چشم حقارت بدید
صدف در کنارش چو جان پرورید
بزرگی از او یافت کاو پست شد
در نیستی کوفت تا هست شد»
در این روایت، قطره هنگامی که خود را در برابر پهنای دریا میبیند، به کوچکی خویش پی میبرد؛ اما همین فروتنی و قرارگرفتن در جایگاه درست، زمینه بزرگی و ماندگاری او را فراهم میکند. قطره در صدف پرورش مییابد و به مروارید تبدیل میشود. بنابراین، بزرگی نه در جداکردن خود از دریا، بلکه در یافتن نسبت درست با آن حاصل میشود.
به نظر من، این تمثیل برای فهم رابطه فرد و ملت نیز اهمیت دارد. اگر خودمان را قطرهای از دریای ملت بدانیم، جایگاه خود را در پیوند با مجموعهای بزرگتر تعریف کردهایم. در این صورت، هویت و اعتبار ما از رابطهای که با ملت و سرنوشت مشترک آن داریم، جدا نخواهد بود. ملت ایران نیز میتواند قدر کسانی را بداند که خود را بخشی از این مجموعه میدانند و در مسیر حفظ و اعتلای آن گام برمیدارند.
اما اگر بخواهیم جریانی محدود را در برابر ملت قرار دهیم و خود را مستقل از این دریای بزرگ تعریف کنیم، ممکن است در نهایت در برابر واقعیت گستردهتر ملت محو شویم. مسئله این نیست که فرد هویت یا اندیشه مستقل نداشته باشد؛ مسئله آن است که استقلال فردی نباید به گسست از مسئولیت مشترک ملی تبدیل شود.
در قرآن مجید نیز درباره ماندگاری امر الهی و ناپایداری آنچه از آن بیبهره است، میخوانیم:
«وَیَبْقَىٰ وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ».
آنچه با امر باقی پیوند دارد، ماندگار میشود؛ درحالیکه آنچه از این پیوند جدا میافتد، در گذر زمان از میان میرود. در تمثیلی که مطرح کردم، دریا نماد امر بزرگتر و ماندگارتری است که قطره در نسبت با آن معنا پیدا میکند. از این منظر، فرد هنگامی میتواند سهمی در ماندگاری داشته باشد که خود را از مسئولیت در برابر ملت جدا نکند. امر ملی نیز از همین زاویه اهمیت پیدا میکند. ملت، مجموعهای از افراد است، اما درعینحال از یک حافظه تاریخی، تجربه مشترک و سرنوشت بههمپیوسته برخوردار است. هر یک از ما در این مجموعه جایگاهی داریم و مسئولیت ما آن است که در شرایط دشوار، بهجای تشدید گسستها، به حفظ و تقویت پیوندهای ملی کمک کنیم.
پایداری ایران و مسئولیت مشترک ملی
آنچه در این چهار نکته بر آن تأکید کردم، ضرورت توجه به امر ملی در شرایط جنگی است. امر ملی در وضعیت کنونی، پیش از هر چیز، با ایران و حفاظت از تمامیت ارضی، استقلال، وحدت سرزمینی و هویت فرهنگی و تمدنی آن پیوند دارد. این امر مستلزم وحدت فرماندهی، پرهیز از اختلافاتی است که انسجام ملی را تضعیف میکنند، دفاع از دانشگاهها و مراکز علمی و درک مسئولیت فرد در برابر ملت است.
تجربههای تاریخی و نمونههایی که به آنها اشاره کردم، هر یک از زاویهای اهمیت این موضوع را نشان میدهند: حکمت و فصلالخطاب در اداره امور، ضرورت حفظ انسجام در شرایط جنگ، مسئولیت محافل علمی در برابر تعرض به دانشگاهها و سرانجام، نسبت فرد با ملت بهمثابه قطره با دریا. در شرایط کنونی، باید از ایران، مردم آن، نظام و کسانی که مسئولیت دفاع از کشور را بر عهده دارند، پشتیبانی کرد و اجازه نداد اختلافها و گسستها، توان ملی را تضعیف کنند. درعینحال، باید به یاد داشت که فرهنگ و تمدن ایرانی به حافظه و اراده مردمی وابسته است که آن را در طول تاریخ حفظ کردهاند.
پاینده ملت سرفراز ایران، پاینده تمدن و فرهنگ ایرانی، پیروز حافظان ایران و نظام، و سربلند رهبری انقلاب، آیتالله سید مجتبی خامنهای.
منبع: پیام صوتی دکتر عطاءالله مهاجرانی در نشست امرملی و پسا جنگ در دانشگاه صنعتی شریف.
[۱]آیه ۵۹ سوره آل عمران
[۲]آیه ۲۰ سوره ص
[۳]آِیه ۱۰۷ سوره توبه
بخش دیدگاه محملی برای انعکاس نظرات اهل قلم، پژوهشگران و دانشگاهیان است تا آرای پژوهشی جدید خود را در دسترس علاقمندان به تاریخ و فرهنگ ایران معاصر و تحولات انقلاب اسلامی قرار دهند؛ لذا ضمن سلب مسئولیت نسبت به محتوا و رویکرد علمی پژوهشگران، پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی پذیرای تمام جستارها، یادداشتها و پژوهشهایی است که در باب تاریخ و سیاست ایران معاصر تدوین و نگاشته شده، و آن را در اختیار دیگر علاقمندان این حوزه قرار خواهد داد.