بهائیت و آمارسازی در سرشماریهای دوره پهلوی + اسناد
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ طرح سرشماری عمومی نفوس و مسکن در ایران قدمتی دیرینه دارد. در دوران ناصرالدین شاه قاجار تلاشهایی برای سرشماری به روشهای جدید آغاز شد. پس از تکامل مراحل ثبت احوال در کشور نخستین سرشماری در دوران پهلوی اول در سال ۱۳۱۸ش برگزار شد. در دوران پهلوی دوم برای نخستین بار مرکز آمار ایران در آبان ماه ۱۳۳۵ اقدام به برگزاری سرشماری هر ده سال یکبار کرد.
طرحهای سرشماری غالباً با چالشهای متعددی مواجه است. یکی از معضلات سیاسی رژیم پهلوی در این سرشماریها مسئله بهائیت بود. در دوران پهلوی سازمان بهاییت برای اهداف و منافعی که داشت، میزان واقعی جمعیت بهاییان را اعلام نمیکرد و درباره آن اغراق میکرد.
مطابق سرشماری صورت گرفته به وسیله بهاییان به دستور عبدالبها، جمعیت کل بهاییان در اواخر عمر او، در ایران و غیرایران، ۵۲۰۷ نفر بوده است که از آن میان ۳۹۶۰ نفر در ایران زندگی میکردند. عبدالبها در سال ۱۳۰۰ درگذشت.
ساواک عدم ثبت دین بهاییان در سرشماریهای ملی (مانند سرشماری سال ۱۳۴۵)، جابجایی مکرر بهاییها به سبب مهاجرتهای تبلیغی، پراکندگی آنها در کشور و «تعصب دینی» بهاییان در ارائه آمار درست را از مهمترین موانع دستیابی به آمار دقیق از جمعیت بهاییان عنوان میکند. با این همه، ساواک جمعیت بهاییان را در سالهای واپسین پهلوی بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار نفر تخمین میزند.
البته سازمان بهاییت هر سال از تعداد اعضای خود سرشماری میکرد و با تفکیک استان و شهر و روستا از جزئیات جمعیتی خود آگاه بود. محافل موظف بودند اسامی اعضای خود را به مرکز ارسال کنند. ارسال آمار مرتب سالانه اعضا از محافل استانی به محفل ملی و سپس بیتالعدل نشان از وسواس و برنامههای مستمر سازمانی داشت.
محفل مرکزی ایران در گزارش طبقهبندی شدهای که در نیمه اول سال ۱۳۵۵ به بیتالعدل ارسال کرد جمعیت بهاییان ایران را ۱۴۱۴۹۴ نفر اعلام کرد.
بهائیت؛ از آمارسازی تا سیاست انبوهنمایی
سازمان بهاییت در طول تاریخ به علل متعدد تلاش کرد تعداد بهاییان را بیش از آن چه هست عنوان کند. هدف اصلی سازمان از این اغراق و «سیاست انبوهنمایی»، «نمایش قدرت» بود و اهداف دیگر در ذیل آن قرار داشت که عبارتند از:
۱. حفظ روحیه اعضا: تصور این که بهاییان زیادی در ایران زندگی میکنند قوت قلبی برای اعضای بهایی بود و باورپذیری ادعاهای بزرگ سازمان درباره فتح ایران و وعدههای معطوف به آینده را امکانپذیر میکرد.
۲. جذب افراد جدید: جذب اعضای جدید در هر تشکیلاتی به این وابسته است که افراد جدید چشمانداز روشنی از آینده آن داشته باشند تا با اتصال به آن، مراحل ارتقای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خود را فراهم سازند.
۳. به رسمیت شناخته شدن بهاییت به وسیله حکومت پهلوی: به تصور مدیران بهایی هرقدر آنها میتوانستند میزان جمعیت خود را بالاتر نشان دهند دست یافتن به این مقصود آسانتر بود. مبلغان بهایی شایع کرده بودند که شاه به رهبران تشکیلات گفته است اگر جمعیت آنان به پانصدهزار نفر برسد به بهاییت رسمیت خواهد داد.
۴. جلب حمایت قدرتها و نهادهای بینالمللی از جمله در موضوع رسمیت یافتن: مدیران بهایی گمان داشتند با تبلیغ درباره جمعیت زیاد بهاییان و حتی طرح آن در سازمانهای بینالمللی، حکومت وقت مرعوب و تسلیم خواهد شد.
همسو با این سیاست و همزمان با سرشماری ملی سال ۱۳۴۵، بهاییان به دستور بیتالعدل مکلف شدند در سرشماریهای رسمی کشور دین خود را «بهایی» معرفی کنند. دستور بود تا در غیر این صورت فرمهای سرشماری را امضا نکنند. آنها هم چنین تلاش کردند با روشهای مختلف آمار خود را بیش از آن چه بود نشان دهند. یکی از این موارد رجوع دوباره به مأموران سرشماری بود؛ با این بهانه که تاکنون در سرشماری ثبتنام نکردهاند. هدف این بود که اگر آن روش به نتیجه رسید افراد بیشتری از بهاییان آن را انجام دهند. روش دیگر نیز این بود که تلاش کنند مأموران سرشماری از میان بهاییان انتخاب شود تا در آمارسازی و سندسازی دست بازتری داشته باشند. به نظر میرسد با همین انگیزهها بود که شاپور راسخ، از بهاییان سرشناس، در مرکز آمار ایران نفوذ کرد و از سالهای ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۱ ریاست آن را به دست آورد.
اسناد چه میگویند؟
در آبان ماه ۱۳۳۵ اداره اطلاعات وزارت کشور در نامه «محرمانه مستقیم» تاکید میکند: «در سرشماری عمومی کشور پاسخ افراد بسئوالات مأمور سرشمار عیناً در پرسشنامه مربوطه ثبت میشود و در مورد مذهب هم همین رویه معمول بوده است و گذشته از تعلیماتی که در کلاسهای سرشماری داده شده است در شروع سرشماری نیز تلگرافاً بمسئولین کار دستور داده شد که پاسخ افراد را عیناً در پرسشنامه درج نمایند. در پرسشنامه سرشماری در ستون مربوط بمذهب علاوه بر مذاهب رسمی ردیفی هم بعنوان «سایر مذاهب» منظور گردیده و هر کس دارای یکی از مذاهب رسمی نبود مختار بوده است مذهب خود را در جلوی ردیف مذکور بنویسد. رئیس کل آمار عمومی و ثبت احوال. سعید سمیعی»
این سند رسمی یکی از اولین فرصتهای بهائیت برای بهرهبرداری از طرح سرشماری بود. اما ده سال بعد در سال ۱۳۴۵ سند دیگری از کرمان نشان از برنامهریزی بهائیان در راستای اهداف پیشگفته دارد. ۲۶ مهر ماه ۱۳۴۵ گزارشی از شهربانی کرمان به ریاست اداره اطلاعات میرسد مبنی بر اینکه «بهائیانی که در استخدام ادارات دولتی مأمور اداره آمار سرشماری میباشند در نظر دارند در دهات و روستاها از بیسوادی مردم استفاده [کرده]در ستون مخصوص مذهب تعرفه سرشماری کلمه بهائی را قید و با زیاد نشان دادن تعداد بهائیان از مقامات بینالمللی سازمان ملل متحد تقاضای آزادی بیان و عقیده را بنمایند. این شایعه در شهرستانهای یزد – شیراز هم بوده مراتب جهت استحضار و بررسی اعلام میگردد. سرهنگ شاملو»
البته بهائیان به این امر هم بسنده نکرده و در مواردی دست به تهدید مأموران دولتی زدند. سند دیگری در همین رابطه از شهربانی آباده تصریح دارد: «فرقه بهائی آباده به اداره آمار و سرشماری مراجعه و اظهار داشتهاند از تهران به کمیته بهائیان دستور داده شده در پرسشنامه سرشماری در ستون مذهب صرفاً باید کلمه «بهائی» نوشته شود و الا از پاسخ بقیه پرسشنامهها خودداری خواهند نمود و در دستور سرشماری نیز اعلام گردیده غیر از مذهب رسمی مذهب دیگری (بهائی) نوشته نشود. اینک مراتب جهت استحضار معروض [میدارد.]»
هرچند ساواک طی سالهای مختلف و در بولتنهای خود آمار بهائیان در شهرها و روستاهای کشور را برآورد میکرد، اما همچنان مسائل و مشکلات مربوط به بهائیان در طرح سرشماری عمومی پابرجا بود. با فرارسیدن موسم سرشماری در آبان ۱۳۵۵ بهائیان باز هم از پا ننشسته و این بار طی دستوراتی مکتوب با قید «خیلی فوری و قابل اهمیت» نسبت به دقت در طرح سرشماری هشدار دادند. در سندی در همین رابطه از «محفل روحانی بهائیان شیراز» آمده است:
«ناظم محترم ضیافتی ناحیه
با توجه به اینکه سرشماری عمومی مملکتی از تاریخ هشتم ماه جاری شروع خواهد گردید و برحسب دستورات محفل مقدس روحانی بهائیان ایران شیدالله ارکانه یاران الهی موظف میباشند اطلاعات [ناخوانا]دقیق و صحیح در اختیار مأمورین مربوطه که هر یک کارت شناسایی باید داشته باشند بگذارند؛ و از نظر ستون دیانت دقت لازم را بفرمایند که در کمال صحت مرقوم شود و در اوراق سرشماری در ستون مذهب کد شماره ۷ مربوط به احبای الهی است (در ستون مزبور جلو اسم یاران باید عدد ۷ مرقوم شود) لهذا لطفاً شخصاً و با کمک منشی مربوطه ناحیه و اگر احیاناً محظوراتی دارید با استفاده از وجود افراد جدی و صالحی از اعضا ناحیه که [ناخوانا]انتخاب میفرمائید قبل از فرا رسیدن تاریخ سرشماری به کلیه خانوادههای ناحیه خودتان توضیحات کافی داده شود که مخصوصاً در مورد پر کردن ستون مذهب مراقبت لازم را بفرمایند و از مأمور مربوطه موکداً بخواهند که جلو اسمشان در ستون مذهب عدد ۷ را بنویسند و مراقبت شود که با مداد سیاه که میتوان پاک کرد نوشته نشود و اگر احیانا افرادی از قبول این تقاضای قانونی خودداری کنند اولاً به آنان متذکر شوند که شکایت این کمتوجهی را خواهند نمود و نام مأمور مزبور را هم از روی کارت شناسایی تهیه فرمایند و مراتب را فوراً به این محفل اطلاع فرمایند.
امید است همت [ناخوانا]خادم عزیز عنداللزوم و همکاری منشی با افراد دیگری این امر به نهایت فوریت و دقت انجام شود و همه یاران به خوبی از وضعیت خود مستحضر گردند.
با تحیات بهائی منشی محفل»
گزارش این دستور مکتوب از طریق شهربانی استان فارس به استانداری و پس از آن به وزارت کشور میرسد. وزارت کشور هم در نامهای به سازمان اطلاعات و امنیت کشور مینویسد: «طبق گزارش استانداری فارس افراد بهائی در نظر دارند در فرم مربوط به سرشماری در مقابل ستون مذهب و دین خود را بهائی قلمداد نمایند. مراتب به جناب آقای فیروز توفیق معاون وزیر مشاور و رئیس مرکز آمار ایران منعکس گردید. بقراری که ایشان اظهار میدارند در پرسشنامههای سرشماری ادیان رسمی قید و یک ستون هم برای سایر مذاهب در نظر گرفته شده و بنابراین در برگه استخراج کامپیوتر ستون اخیر شامل هیچگونه ارقام تفکیکی نخواهد بود. خواهشمند است دستور فرمایند در مورد مسئله استانداری فارس بررسی و نظریه اعلام دارند. از طرف وزیر کشور منوچهر آگاه»
اداره کل سوم ساواک ذیل این نامه مینویسد: «سازمان امنیت نظر خاصی ندارد.»