ضربه نهایی بر پیکر شاه
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ دولتهای رانتیر همواره زمینه تبدیل شدن به حکومت مستبد را دارند، زیرا به دلیل اقتصاد تک محصولی و تصاحب منابع طبیعی، نبض بازار و معیشت را در دست گرفته و دچار حس بینیازی میشوند که آنها را به سوی بیاعتنایی به نظر جامعه سوق میدهد. این استعداد در دولت پهلوی نیز آشکار شد و شاه به واسطه افزایش قیمت و فروش نفت، توانست قدرت خود را بر تمامی عرصههای اجتماعی و سیاسی دیکته کند. شاه همچنین به واسطه درآمدهای هنگفتی که از این راه بدست میآورد، قوای سرکوب را تقویت میکرد و ساواک و ارتش از سالهای ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷ از نظر تسلیحات و ادوات سرکوب، پیوسته تقویت میشدند؛ بنابراین حکومت شاه به واسطه درآمدهای نفتی، از یکسو چرخه اقتصاد را در دست داشت و از سوی دیگر قدرت خود را تثبیت مینمود. [۱]
اعتصاب کارکنان و بحران درونی رژیم پهلوی
با اوج گیری انقلاب، شاه از همین قدرت نفتی خود برای تقویت قوای سرکوب استفاده کرد و با تجهیز کامل نیروهای نظامی، سعی داشت جلوی خیزش مردم ایران را بگیرد. اما محاسبات رژیم شاهنشاهی یک مسئله را در نادیده گرفت و آن اعتصاب کارگران شرکت نفت بود. او در نظر نگرفته بود که اگر نیروی کار دست از تولید نفت بکشد، چرخدندههای این استبداد گسترده از کار خواهند افتاد و اینبار فشارها از دریچه جدیدی بر حکومت وارد میشوند. در نیمه دوم سال ۱۳۵۷ کارگران و کارمندان شرکت نفت در ادامه اعتصابات گستردهای که بسیاری از ارگانها و مراکز سیاسی را تحت تأثیر قرار داده بود، اعتصاب خود را آغاز کردند. [۲]با شروع اعتراض و اعتصاب کارکنان شرکت نفت، ضربه مهلکی به ساختار مدیریتی حکومت پهلوی وارد شد، آنها که به هرنحوی توانسته بودند با سایر اعتصابات کنار بیایند، در مقابل این مسئله خود را در بحرانی عمیق یافتند که رهایی از آن بسیار دشوار بود؛ زیرا صدمه به تولید نفت میتوانست چرخه درآمد و عرضه انرژی را مختل نماید. [۳]
اعتصابات از بزرگترین پالایشگاه ایران، یعنی آبادان آغاز شد. آنها با شعار «از بهر ملک و ملت ما شیر نفتو بستیم؛ تا مرگ شاه خائن در انقلاب هستیم» در ۲۷ مهرماه ۱۳۵۷ به اعتراضات پیوستند و درخواست برکناری سرتیپ کلیائی رئیس گارد صنعت نفت، عدم مداخله نظامیان در شرکت نفت و تأمین نیازهای کارگران را مطرح کردند. اما حکومت به این خواستهها اعتنا نکرد و این مسئله باعث خشم عمومی و گسترش اعتصابات در ۳۰ مهر ۱۳۵۷ گردید. این اعتصابات چنان گسترش یافت که روزنامه اطلاعات در همان روز از نافرمانی پنج هزار کارگر در آبادان خبر داد. با ادامه یافتن این روند، توزیع نفت و بنزین در کشور دچار اختلال شد و تا آبانماه، بسیاری از پالایشگاهها و شرکتهای نفتی به این کارزار پیوستند و تولید و صادرات نفت را با مشکل جدی دچار کردند. [۴]با گسترش اعتصابات و فشار بر دولت، مدیران صنعت نفت آبادان پس از تشکیل جلسهای اعلام کردند که حقوق کارگران افزایش خواهد یافت و از فردا هرکس که به محل کار بازنگردد، مجازات خواهد شد. کارگران پالایشگاه ضمن رد این پیشنهاد، خواستار اجرایی شدن تمامی شروط شدند. [۵]واکنش کارگران نشان داد که اعتراض آنان فراتر از یک مسئله صنفی است و در امتداد خواستههای ملی مردم ایران قرار دارد و نمیتوان آن را با وعدههای مالی مهار کرد.
پس از مدتی شاه تصمیم گرفت ارتشبد ازهاری را جای شریفامامی به عنوان نخستوزیر منصوب کند تا با اتکا به قدرت نظامی، جلوی اعتراضات و اعتصابات را بگیرند. ازهاری نیز پس از مدتی دریافت که توان مقابله ندارد و سرکوب نظامی نمیتواند جلوی تظاهرات را بگیرد. همچنین رویکرد نخستوزیر نظامی شاه نه تنها باعث بازگشت کارکنان نشد، بلکه اوضاع را بدتر کرد؛ زیرا چهار هزار و دویست نفر از پرسنل شرکت نفت، در واکنش به اقدامات ازهاری، استعفاء دادند و جلوی صادرات انرژی از جزیره خارک را گرفتند. این مسئله سبب شد امام خمینی (ره) طی حکمی مهدی بازرگان را در ۸ دی ۱۳۵۷ مأمور رسیدگی به وضعیت کارکنان شرکت نفت کنند.
بازرگان نیز به همراه اکبر هاشمی رفسنجانی و مصطفی کتیرایی به جنوب رفتند تا احکام امام را به گوش کارکنان ابلاغ نمایند. رهبر انقلاب اسلامی در فرمان خود به سه موضوع که خواسته معترضان بود، اشاره کردند:
۱. خروج نیروهای امنیتی از مراکز نفتی
۲. تولید تنها به اندازه مصرف داخلی و جلوگیری از صدور نفت توسط رژیم پهلوی
۳. جلوگیری از احتکار مواد نفتی توسط نیروهای نظامی.
صدور این فرمان و پاسخ مثبت کارکنان، نشان داد که رهبر تبعیدی انقلاب، محبوبیت و قدرت اجتماعی بیشتری نسبت به دولتمردان پهلوی دارد و میتواند با فرستادن نماینده خود، بحران را کنترل نماید. باید خاطرنشان کرد که این مسئله نمادی از ناکارآمدی ساختاری و مدیریتی نظام مستقر بود. [۶]

گوادلوپ و ناامیدی غرب از پهلوی
با قطع شدن صادرات نفت و ایجاد بحران جهانی (در همان روزها برخی منابع از اعتراض به کمبود انرژی در آفریقای جنوبی خبر دادند) محافل سیاسی غرب به این نتیجه رسیدند که محمدرضا شاه دیگر کارآیی پیشین را ندارد و ژاندارم منطقه، آنقدر ناتوان است که حتی نمیتواند مأموریت اصلی خود، یعنی تأمین منابع مورد نیاز غرب، را به درستی انجام دهد. این اتفاقات باعث شد که در کنفرانس گوادلوپ، رهبران غربی بپذیرند که نمیتوان روی حکومت شاه حساب کرد و باید هرچه سریعتر چارهای اندیشیده شود. [۷]این ناامیدی سبب گردید پرونده حکومت پهلوی عملاً در ایران بسته شود و جیمی کارتر به دنبال سناریوهای دیگر مانند برپایی یک دولت میانهرو و یا نظامی برود و پس از مدتی با فرستادن رابرت هایزر به ایران و تلاش او برای به قدرت رساندن شاپور بختیار، این سناریو اجرایی شد. البته باید خاطرنشان کرد که هایزر قصد کودتا نیز داشت که هیچگاه به عرصه ظهور نرسید. [۸]
حکومت پهلوی که با خیالی آسوده، تکیه بر درآمدهای نفتی زده بود و به واسطه آن لویاتان خویش را فربهتر میکرد، با اعتصابات کارگری در بحرانی گرفتار شد که نه تنها توانایی کنترل اجتماعی را از دست داد و در سرکوب ناتوان ماند، بلکه دولتهای غربی نیز پس از مدتی از رژیم پهلوی ناامید شدند و شاهی که روزی نقش ژاندارم منطقه به او سپرده شد، اکنون در چاهی افتاده بود که کارتر و سران حاضر در گوادلوپ را وادار کرد، بپذیرند کارت بازی چندینساله آنان سوخته و باید در پی جایگزینی مناسب باشند.
با پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمنماه ۱۳۵۷ اعتصابات نیز به پایان رسید و کارکنان پس از مدتی آرام آرام به محل کار خود بازگشتند. اما این تجربه نشان داد که اتحاد و همبستگی ملی میتواند سبب شود ملت ایران نه تنها کمر استبداد را بشکنند، بلکه دست استعمار را نیز از استثمار مملکت کوتاه کنند.
منابع
۱. ابراهیم عباسی، دولت پهلوی و توسعه اقتصادی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۳، صص ۱۷۰-۱۸۰.
۲. نمایی از اعتصابات کارمندان و کارگران سازمانهای دولتی در سال ۱۳۵۷ مرکز بررسی اسناد تاریخی
https://B۲n.ir/md۶۵۹۰،
۳. سعید شیرکوند، رانتیریسم: رستنگاه ناکارآمدی و فساد، تهران، مؤسسه چاپ و انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۹۸، صص ۱۰ـ۱۷.
۴. صفرزاده، هاله (۲۰۱۶) اعتصاب بزرگ کارگران شرکت نفت ۱۳۵۷ بخش دوم؛ مجله جنوب جهانی.
https://B۲n.ir/wh۶۶۶۸،
۵. اعتصاب بزرگ کارکنان شرکت نفت (۱۳۹۸) روزنامه دنیای اقتصاد، شماره ۴۷۱۳
https://B۲n.ir/xy۳۳۷۶،
۶. نامه فرمان امام خمینی در ۸ دی ۱۳۵۷ برای اعزام هیئت نمایندگی به مناطق نفتخیز
۷. بیدخوری، یوسف، درگوادلوپ چه گذشت، ص ۱۳.
۸. ملائی، علیرضا «تحلیلی از ماموریت ژنرال هایزر در ایران» فصلنامه تخصصی تاریخ معاصر ایران، س ۳، ش ۱۳، زمستان ۱۳۸۷، ص ۸.