وقوع جنگ در خاورمیانه: طرح آمریکا برای ارسال اسلحه به اسرائیل با قطار هوایی
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ یکی از مهمترین پیامدهای جنگ اعراب و اسرائیل در اکتبر ۱۹۷۳، تغییر محاسبات نظامی و سیاسی ایالات متحده در قبال خاورمیانه بود. جنگ اکتبر نشان داد که برتری نظامی اسرائیل، برخلاف تصور پیشین، تضمینشده نیست و تغییر موازنه تسلیحاتی در منطقه میتواند موقعیت این کشور را با مخاطره مواجه کند. در چنین شرایطی، واشنگتن بیش از گذشته خود را درگیر مسئله حفظ برتری نظامی اسرائیل و جلوگیری از گسترش نفوذ شوروی در خاورمیانه میدید. سندی از وزارت امور خارجه ایران، به تاریخ ۲۷ آبان ۱۳۵۳، که گزارشی از روزنامه اسرائیلی معاریو به قلم شموئل سگو، خبرنگار این روزنامه در واشنگتن، را بازتاب داده است، از وجود طرحی ویژه در دولت آمریکا برای پشتیبانی تسلیحاتی از اسرائیل در صورت وقوع جنگی دیگر در منطقه خبر میدهد. اهمیت این گزارش در آن است که از آمادگی واشنگتن برای بهکارگیری یک سازوکار فوقالعاده انتقال تسلیحات، حتی در شرایطی که تلاشهای دیپلماتیک برای جلوگیری از جنگ ادامه داشته باشد، پرده برمیدارد.
کنفرانس رَباط در ۲۶ تا ۲۹ اکتبر ۱۹۷۴ برگزار شد. یکی از مهمترین تصمیمات این اجلاس، بهرسمیتشناختن سازمان آزادیبخش فلسطین بهعنوان تنها نماینده قانونی ملت فلسطین بود. رهبران کشورهای عربی همچنین از تشکیل یک مرجعیت سیاسی مستقل فلسطینی در سرزمینهایی که از اشغال اسرائیل آزاد میشد حمایت کردند [۱]. از منظر واشنگتن، تحولات رباط صرفاً به مسئله فلسطین محدود نمیشد. این اجلاس در شرایطی برگزار شد که ایالات متحده پس از جنگ اکتبر ۱۹۷۳، سیاست خود را بر مدیریت بحران خاورمیانه از طریق دیپلماسی، مذاکرات دوجانبه و جلوگیری از گسترش نفوذ شوروی متمرکز کرده بود. هنری کیسینجر، وزیر خارجه آمریکا، در ماههای پس از جنگ با میانجیگری میان طرفهای درگیر، توافقهایی برای جداسازی نیروهای نظامی مصر و اسرائیل و سپس سوریه و اسرائیل دنبال کرده بود با این حال، توافقهای مزبور به معنای رفع تنشهای منطقهای نبود و همچنان احتمال بروز درگیریهای تازه وجود داشت.
در چنین فضایی، گزارش شموئل سگو از واشنگتن، تصویری از نگرانی محافل سیاسی و نظامی آمریکا نسبت به آینده منطقه ارائه میدهد. مطابق این گزارش، کارشناسان وزارت خارجه و وزارت دفاع آمریکا پس از اجلاس رباط به این جمعبندی رسیده بودند که احتمال وقوع جنگی دیگر میان اعراب و اسرائیل جدی است؛ بهگونهای که برخی از آنان وقوع چنین جنگی را نه صرفاً یک احتمال، بلکه رویدادی قریب به یقین ارزیابی میکردند.
طرح فوقالعاده آمریکا برای انتقال تسلیحات به اسرائیل
مهمترین بخش گزارش، اشاره به تهیه برنامهای فوقالعاده برای راهاندازی یک قطار هوایی تسلیحاتی به مقصد اسرائیل است. براساس اطلاعات منتشرشده در معاریو، دولت آمریکا پیشبینی کرده بود که در صورت آغاز جنگی تازه و تلاش اتحاد شوروی برای تغییر موازنه نظامی منطقه به سود کشورهای عربی، از طریق ارسال سلاح و تجهیزات، یک سازوکار اضطراری برای انتقال تسلیحات به اسرائیل به کار گرفته شود. این گزارش نشان میدهد که واشنگتن دو مسیر موازی را در دستور کار داشت. از یک رو، جلوگیری از وقوع جنگ از طریق مذاکره با طرفهای درگیر و بهویژه اتحاد شوروی و سپس آمادگی برای پشتیبانی تسلیحاتی از اسرائیل در صورت شکست تلاشهای دیپلماتیک. به عبارت دیگر، سیاست آمریکا در این مقطع بر آن استوار بود که ضمن جلوگیری از گسترش بحران، امکان تغییر موازنه نظامی به زیان اسرائیل را نیز از میان ببرد.


نکته قابل توجه در گزارش، صراحت آن درباره محدودیت گزینههای آمریکا در صورت وقوع جنگ است. به روایت خبرنگار معاریو، در محافل واشنگتن اختلافنظر جدی درباره ضرورت پشتیبانی از اسرائیل وجود نداشت، زیرا شکست یا تضعیف این کشور میتوانست موقعیت ایالات متحده را در خاورمیانه با مخاطره مواجه کند. از این منظر، حمایت از اسرائیل صرفاً تعهدی دوجانبه یا ناشی از مناسبات سیاسی واشنگتن و تلآویو نبود بلکه بخشی از محاسبات راهبردی آمریکا برای حفظ نفوذ خود در منطقه تلقی میشد.

این مسئله را باید در پرتو تجربه جنگ اکتبر ۱۹۷۳ نیز بررسی کرد. در جریان آن جنگ، آمریکا از ۱۴ اکتبر ۱۹۷۳ یک عملیات گسترده انتقال هوایی تسلیحات به اسرائیل را آغاز کرده بود. این عملیات که با عنوان «نیکل گرس» (Operation Nickel Grass) شناخته میشود، در واکنش به شرایط دشوار نظامی اسرائیل و نگرانی واشنگتن از تأثیر پشتیبانی شوروی از مصر و سوریه انجام گرفت. بنابراین، طرحی که گزارش معاریو در آبان ۱۳۵۳ از آن سخن میگوید، از نظر راهبردی بر تجربهای واقعی و آزمودهشده استوار بود؛ با این تفاوت که این بار، واشنگتن درصدد بود پیش از وقوع جنگ احتمالی، مقدمات چنین پشتیبانیای را فراهم کند. [۲]
نسبت میان دیپلماسی آمریکا و آمادگی برای جنگ
بخش دیگری از گزارش معاریو به دیدار جوزف سیسکو، دستیار وزیر خارجه آمریکا، با یعقوبی، وزیر راه اسرائیل، اختصاص دارد. براساس این گزارش، سیسکو در جریان گفتوگویی که هفته پیش از انتشار خبر انجام شده بود، به مقام اسرائیلی اعلام کرده بود که ایالات متحده چارهای جز حمایت کامل از اسرائیل ندارد. اهمیت این اظهارنظر در آن است که حمایت از اسرائیل را از سطح مواضع عمومی و اعلام همبستگی سیاسی فراتر میبرد و آن را بهعنوان یک ضرورت در محاسبات راهبردی آمریکا معرفی میکند. در واقع، آنچه در این گزارش بازتاب یافته، نوعی پیوند میان امنیت اسرائیل و موقعیت منطقهای ایالات متحده است؛ به این معنا که تضعیف اسرائیل میتوانست به تضعیف اعتبار و نفوذ واشنگتن در خاورمیانه نیز منجر شود. این موضع در شرایطی مطرح میشد که دولت آمریکا همزمان میکوشید از طریق مذاکرات و میانجیگری، از شکلگیری جبههای گسترده علیه اسرائیل جلوگیری کند. به همین دلیل، پشتیبانی نظامی از اسرائیل و تلاش دیپلماتیک برای مهار بحران، دو سیاست متناقض تلقی نمیشدند؛ بلکه دو ابزار مکمل برای حفظ موقعیت آمریکا در منطقه بودند. برای فهم دقیقتر گزارش معاریو، مقایسه آن با اسناد رسمی دولت آمریکا اهمیت دارد. در یکی از اسناد مجموعه اسناد روابط خارجی ایالات متحده (FRUS)، ارزیابی هنری کیسینجر از پیامدهای کنفرانس رباط و وضعیت سیاسی خاورمیانه در پاییز ۱۹۷۴ منعکس شده است.
کیسینجر در ارزیابیهای خود هشدار داده بود که اگر روند حرکت به سوی توافق صلح در خاورمیانه ادامه پیدا نکند، ممکن است طی ماههای آینده شرایط از نظر نظامی، سیاسی و نفتی وخیمتر شود و حتی به بحرانی بزرگ برای منطقه و جهان بینجامد. او همچنین تأکید داشت که تصمیمات اجلاس رباط، بهویژه در زمینه جایگاه سازمان آزادیبخش فلسطین، کار مذاکره با اسرائیل را دشوارتر کرده است. [۳]این اسناد از یک جهت برای تحلیل گزارش معاریو اهمیت دارند: در حالی که دستگاه دیپلماسی آمریکا بر ضرورت جلوگیری از تشدید بحران و ادامه مذاکرات تأکید میکرد، گزارش مطبوعاتی اسرائیل از آمادگی نظامی واشنگتن برای پشتیبانی گسترده از اسرائیل در صورت وقوع جنگی دیگر خبر میداد. بنابراین، میان این دو رویکرد لزوماً تناقضی وجود نداشت؛ بلکه میتوان آنها را بازتاب دو وجه مکمل سیاست آمریکا در خاورمیانه دانست.
واشنگتن از یک سو نمیخواست با حمایت آشکار از اسرائیل، کشورهای عربی و بهویژه کشورهای تولیدکننده نفت را بیش از پیش به سوی اتحاد شوروی سوق دهد و از سوی دیگر، نمیتوانست اجازه دهد که تغییر موازنه نظامی منطقه به تضعیف موقعیت اسرائیل و در نتیجه کاهش نفوذ آمریکا منجر شود.
گزارش وزارت امور خارجه ایران از روزنامه معاریو در ۲۷ آبان ۱۳۵۳، سندی قابل توجه برای شناخت سیاست منطقهای ایالات متحده پس از جنگ اکتبر ۱۹۷۳ است. این گزارش نشان میدهد که دولت آمریکا، در پی تحولات کنفرانس رباط و افزایش نقش سیاسی سازمان آزادیبخش فلسطین، احتمال وقوع درگیری تازه میان اعراب و اسرائیل را جدی تلقی میکرد و برای مواجهه با آن، مقدمات پشتیبانی تسلیحاتی گسترده از اسرائیل را در نظر گرفته بود. نکته محوری سند، آشکارشدن پیوند میان امنیت اسرائیل و منافع راهبردی ایالات متحده در خاورمیانه است. از نگاه واشنگتن، جلوگیری از وقوع جنگ مطلوبترین گزینه بود؛ اما اگر جنگی آغاز میشد، حفظ موقعیت اسرائیل در برابر کشورهای عربی و پشتیبانی احتمالی شوروی، به اولویتی تعیینکننده تبدیل میشد. به همین دلیل، حتی در شرایطی که دستگاه دیپلماسی آمریکا به دنبال مذاکره و کاهش تنش بود، سازوکارهای پشتیبانی نظامی از اسرائیل نیز در دستور کار قرار داشت.
[۱]متن قطعنامه کنفرانس رباط در وبسایت سازمان ملل متحد
[۲]- گزارش رسمی نیروی هوایی آمریکا درباره عملیات نیکل گرس
[۳]اسناد رسمی وزارت خارجه آمریکا درباره مناقشه اعراب و اسرائیل، ۱۹۷۴ تا ۱۹۷۶؛ مجموعه FRUS، جلد ۲۶