فروشگاه
☰ X
به‌روایت اسناد آمریکایی

۱۳آبان ۱۳۵۷؛ از تشدید بحران رژیم پهلوی تا تغییر برآورد آمریکا از آینده شاه

a
واقعه ۱۳ آبان ۱۳۵۷ را افزون از یک واقعه، بایستی در بستر تحولات سیاسی و اجتماعی ماه‌های پایانی رژیم پهلوی بررسی کرد. دوره‌ای که اعتراضات مردمی از محدوده تجمعات متشتت و پراکنده فراتر رفته و به بحرانی فراگیر و معطوف به هدف برای تغییر ساختار سیاسی کشور تبدیل شده بود. اسناد سیا اگرچه داده‌هایی از جزئیات آنچه که در روز ۱۳ آبان واقع شد ارائه نمی‌دهند، اما نشان می‌دهند که دستگاه اطلاعاتی آمریکا چگونه در فاصله وقوع حوادثی، چون ۱۳ آبان، به‌تدریج در ارزیابی خود از موقعیت شاه و امکان بقای پهلوی تجدیدنظر کرد.
دوشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۱

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ واقعه ۱۳ آبان ۱۳۵۷ را باید در بستر تحولات سیاسی و اجتماعی ماه‌های پایانی حکومت پهلوی بررسی کرد. دوره‌ای که اعتراضات مردمی از محدوده تجمعات متشتت و پراکنده فراتر رفته و به بحرانی فراگیر و معطوف به هدف برای تغییر ساختار سیاسی کشور تبدیل شده بود. اسناد سیا اگرچه داده‌هایی از جزئیات آنچه که در روز ۱۳ آبان واقع شد ارائه نمی‌دهند، اما نشان می‌دهند که دستگاه اطلاعاتی آمریکا چگونه در فاصله وقوع حوادثی، چون ۱۳ آبان، به‌تدریج در ارزیابی خود از موقعیت شاه و امکان بقای حکومت پهلوی تجدیدنظر کرد.

تغییر تدریجی ارزیابی آمریکا از ثبات رژیم پهلوی

یکی از اسناد قابل توجه آرشیو سیا در این باب، گزارشی است که در دسامبر ۱۹۸۳ تهیه و در ژانویه ۱۹۸۴ در اختیار مقامات ارشد اطلاعاتی آمریکا قرار گرفت. این گزارش به بررسی خطا‌های دستگاه اطلاعاتی آمریکا در پیش‌بینی تحولات مهم بین‌المللی اختصاص دارد و سقوط حکومت پهلوی را یکی از نمونه‌های برجسته این ناکامی معرفی می‌کند. در بخش مربوط به ایران، به این موضوع اشاره شده است که ایالات متحده طی دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، حکومت شاه را یکی از پایه‌های اصلی ثبات و قدرت منطقه‌ای خود در خاورمیانه می‌دانست. گسترش مناسبات سیاسی، اقتصادی و نظامی واشنگتن و تهران نیز در همین چارچوب صورت گرفته بود. از این رو، بخش مهمی از محاسبات سیاست خارجی آمریکا بر استمرار حکومت محمدرضا پهلوی استوار بود؛ تصوری که تحولات سال‌های ۱۹۷۸ و ۱۹۷۹ به‌سرعت آن را با چالش مواجه کرد.

گزارش سیا در بازنگری این تجربه، مسئله را صرفاً در قالب ناتوانی از پیش‌بینی زمان سقوط شاه مطرح نمی‌کند، بلکه به شکاف میان تصویری که دستگاه اطلاعاتی آمریکا از ثبات حکومت داشت و واقعیت تحولات اجتماعی و سیاسی ایران می‌پردازد. از این منظر، اهمیت حوادثی، چون ۱۳ آبان را باید در چارچوب نشانه‌های فزاینده بحران حکومتی بررسی کرد.

مشاهده سند اصلی سیا، CIA-RDP۹۱B۰۰۷۷۶R۰۰۰۱۰۰۱۲۰۰۱۷-۰

از مهم‌ترین نکات این سند، اشاره به تغییر ارزیابی جامعه اطلاعاتی آمریکا در پایان نوامبر ۱۹۷۸ است. مطابق گزارش، در این مقطع میان دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا درباره احتمال سقوط شاه یا برکناری او به دست نظامیان نوعی اجماع شکل گرفته بود. این تغییر رویکرد در دو گزارش هشداردهنده خطاب به شورای امنیت ملی آمریکا بازتاب یافت که از سوی مدیر اطلاعات مرکزی سازمان سیا (DCI) ارسال شده بودند. در این گزارشات، ناکامی تلاش‌های شاه برای آرام‌کردن مخالفان، افزایش قدرت نیرو‌های معترض و دشواری‌های احتمالی ارتش در صورت ضرورت سرکوب گسترده مورد توجه قرار گرفته بود. افزون بر این، احتمال اقدام فرماندهان نظامی برای برکناری شاه و در دست گرفتن قدرت نیز مطرح شده بود؛ هرچند تحلیلگران آمریکایی در آن مقطع احتمال تصرف قدرت به دست نیرو‌های رادیکال مخالف را کمتر ارزیابی می‌کردند. این ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که در فاصله چند هفته پس از واقعه ۱۳ آبان، مسئله بقای شاه به یکی از موضوعات اصلی محاسبات اطلاعاتی آمریکا تبدیل شده بود. بحران ایران دیگر صرفاً به‌عنوان مسئله‌ای امنیتی و ناشی از ناآرامی‌های خیابانی تلقی نمی‌شد؛ بلکه احتمال تغییر در رأس قدرت و حتی پایان نظام سلطنتی نیز در برآورد‌های رسمی واشنگتن جای گرفته بود.

مشاهده سند سیا، CIA-RDP۹۱B۰۰۷۷۶R۰۰۰۱۰۰۱۲۰۰۱۷-۰؛ بخش مربوط به ایران و ارزیابی‌های پایان نوامبر ۱۹۷۸

یکی از بخش‌های مهم گزارش سیا به بررسی دلایل ناکامی دستگاه اطلاعاتی آمریکا در شناخت تحولات داخلی ایران اختصاص دارد.  بر اساس ارزیابی ارائه‌شده، یکی از مهم‌ترین ضعف‌های اطلاعاتی آمریکا، شناخت ناکافی از نیرو‌های سیاسی و اجتماعی مخالف حکومت بود. دستگاه اطلاعاتی آمریکا از اطلاعات نسبتاً گسترده‌ای درباره دربار، ساواک، ارتش و نخبگان اکثرا غرب‌گرای ایران برخوردار بود، اما در مقابل، شناخت آن از نیرو‌های مذهبی، شبکه‌های اجتماعی وابسته به روحانیت، ایدئولوژی شیعی و جایگاه امام خمینی بسیار محدودتر بود. گزارش، این نابرابری در شناخت را تا اندازه‌ای ناشی از ماهیت منابع اطلاعاتی آمریکا می‌داند. بخش مهمی از این منابع از میان افرادی انتخاب شده بودند که به ساختار حکومتی شاه وابستگی داشتند، به زبان انگلیسی آشنا بودند یا در چارچوب برنامه‌های سیاسی و اجتماعی حکومت پرورش یافته بودند. در نتیجه، تصویری که از جامعه ایران به واشنگتن منتقل می‌شد، بیش از اندازه متأثر از نگاه رسمی حکومت بود و نمی‌توانست تحولات در حال وقوع در میان نیرو‌های مخالف را به‌درستی بازتاب دهد.

در ارزیابی سیا، مسئله صرفاً کمبود اطلاعات درباره گروه‌های مخالف نبود؛ بلکه ناتوانی در درک مناسبات و موازنه میان نیرو‌های سیاسی و اجتماعی در حال رقابت با یکدیگر نیز اهمیت داشت. به بیان دیگر، شناخت ساختار رسمی قدرت در ایران، لزوماً به معنای شناخت نیرو‌هایی نبود که در حال به چالش کشیدن آن ساختار بودند. این ارزیابی برای فهم جایگاه حوادثی، چون ۱۳ آبان اهمیت دارد. درحالی‌که اعتراضات دانشجویی و مردمی به یکی از جلوه‌های آشکار بحران تبدیل شده بود، دستگاه اطلاعاتی آمریکا همچنان در شناخت ریشه‌های اجتماعی و مذهبی این تحولات و ظرفیت نیرو‌های مخالف برای بسیج عمومی با محدودیت روبه‌رو بود.

مشاهده سند اصلی سیا؛ بخش مربوط به ارزیابی عملکرد NFAC در بحران داخلی ایران

گزارش سیا در ادامه، به نتایج بررسی کمیته اطلاعاتی مجلس نمایندگان آمریکا درباره عملکرد دستگاه اطلاعاتی این کشور پیش از نوامبر ۱۹۷۸ اشاره می‌کند. در این بررسی که در ژانویه ۱۹۷۹ منتشر شد، مجموعه‌ای از عوامل در ناکامی آمریکا برای پیش‌بینی تحولات ایران مورد توجه قرار گرفته بود؛ از جمله تأخیر در هشداردهی، ضعف در گردآوری و تحلیل اطلاعات، اعتماد بیش از اندازه مقامات سیاسی آمریکا به شاه و ناتوانی دستگاه اطلاعاتی در به چالش کشیدن این اعتماد. در همین چارچوب، گزارش به مجموعه تحولاتی اشاره می‌کند که در سال ۱۹۷۸ به تضعیف تدریجی سلطنت انجامید: بلاتکلیفی شاه در مواجهه با بحران، ناتوانی او در برقراری ارتباط مؤثر با مخالفان و افکار عمومی، تغییرات پی‌درپی کابینه، تضعیف موقعیت ارتش، رکود اقتصادی و بحران صنعت نفت، افزایش قدرت بازاریان و روحانیت و برجسته‌تر شدن جایگاه امام خمینی.

مشاهده سند سیا، CIA-RDP۹۱B۰۰۷۷۶R۰۰۰۱۰۰۱۲۰۰۱۷-۰؛ صفحات ۲۵ تا ۲۷ نسخه اسکن‌شده

 

جایگاه واقعه ۱۳ آبان

واقعه ۱۳ آبان ۱۳۵۷ و تشنج خونین در دانشگاه تهران را می‌توان یکی از رخداد‌هایی دانست که در تشدید بحران سیاسی ایران و تغییر تدریجی ارزیابی نهاد‌های اطلاعاتی آمریکا از وضعیت رژیم پهلوی تأثیر گذاشت. اهمیت این واقعه صرفاً در درگیری‌های دانشگاه و پیامد‌های مستقیم آن خلاصه نمی‌شد؛ بلکه نشان می‌داد دامنه اعتراضات از تجمع‌های پراکنده فراتر رفته و به محیط‌های اجتماعی و سیاسی مختلف، از جمله دانشگاه‌ها، گسترش یافته است. برخورد خشونت‌آمیز نیرو‌های حکومتی با دانشجویان نیز بر شدت فضای اعتراضی افزود و شکاف میان حکومت و بخش‌هایی از جامعه را آشکارتر کرد.

از این منظر، ۱۳ آبان را باید در زمره رخداد‌هایی قرار داد که نشانه‌های فرسایش اقتدار حکومت و دشوارتر شدن مهار اعتراضات از طریق ابزار‌های متعارف امنیتی را برجسته ساخت. ارزیابی این سازمان از بحران ایران نشان می‌دهد که در هفته‌های پس از آن، مسئله ثبات حکومت شاه و توانایی آن برای مهار اعتراضات، بیش از گذشته در محاسبات اطلاعاتی آمریکا اهمیت یافته بود. در چنین چارچوبی، حادثه دانشگاه تهران را می‌توان یکی از حلقه‌های تشدیدکننده بحرانی دانست که در ادامه، با فرا رسیدن محرم، گسترش اعتراضات و آشکارتر شدن ناتوانی حکومت در بازگرداندن نظم سیاسی، ابعاد گسترده‌تری پیدا کرد.

به بیان دیگر، ۱۳ آبان به‌تنهایی علت تغییر ارزیابی آمریکا نبود، اما در کنار دیگر رخداد‌های آن دوره، بر شواهدی افزود که از تضعیف اقتدار حکومت و محدود شدن امکان کنترل بحران حکایت داشت. برای پیوند دادن این استنتاج به سند سیا، بهتر است با دقت‌نظر به نکته‌ای نگریست: در گزارش متأخر سیا، تغییر ارزیابی اطلاعاتی آمریکا در نوامبر ۱۹۷۸ برجسته شده است؛ نه اینکه حادثه ۱۳ آبان به‌عنوان علت مستقیم این تغییر معرفی شود.

یک بررسی تاریخی منتشرشده دیگر از سوی سیا نیز تصریح می‌کند که دستگاه اطلاعاتی آمریکا، با وجود رصد افزایش دامنه و شدت اعتراضات، تا نوامبر ۱۹۷۸ در برآورد‌های تحلیلی خود از تغییر فرض پیشین درباره عدم فروپاشی‌ انسجام مخالفان فاصله نگرفته بود. بنابراین، تعبیر دقیق‌تر این است که حادثه ۱۳ آبان و تشنج دانشگاه تهران، در کنار دیگر رخداد‌های پاییز ۱۳۵۷، از نشانه‌های تشدید بحران و فرسایش توان حکومت برای مهار اعتراضات بود. رخدادی که اهمیت آن را می‌توان در چارچوب تغییر تدریجی ارزیابی اطلاعاتی آمریکا از ثبات رژیم پهلوی فهمید، نه اینکه سند سیا صراحتاً چنین رابطه علّی‌ای برقرار کرده باشد.

بررسی سیا درباره ناکامی در پیش‌بینی بحران ایران

 

این خبر را به اشتراک بگذارید: