مرکز اسناد انقلاب اسلامی

دکتر محمدصادق کوشکی
در تاریخ سی خرداد 1360 و پیامد وقوع اتفاقات پی‌درپی، سازمان منافقین وارد مرحله‌ تازه‌ای با عنوان استراتژی نظامی و مبارزه‌ مسلحانه علیه نظام جمهوری اسلامی شد. یک ماه قبل از ورود به فاز نظامی، هواداران سازمان در اعتراض به آنچه «کشتار مجاهدین» می‌نامیدند، اقدام به برگزاری راهپیمایی بدون مجوز در سطح شهر تهران نمودند. بنابراین خط ‌دهی سازمان به نیروهایش قبل از سی خرداد، برگزاری راهپیمایی پراکنده به نفع بنی‌صدر و ضدیت با حزب جمهوری و مسئولان آن بود و به تدریج با نزدیک شدن به سی خرداد، سازمان دست به سازماندهی هوادارانش زد و به آنان دستور داد تا حداقل خود را به سلاح سرد مجهز نمایند. در حقیقت، سازمان با صدور اعلامیه‌ شماره‌ 25 وارد فاز مسلحانه شد و در تاریخ سی خرداد رسماً اسلحه‌ خود را به سمت مردم نشانه گرفت.
درباره‌ دكتر شريعتي سخنان موافق و مخالف بسيار گفته شده است. برخي سعی كرده‌اند او را به وهابيگری و حتی ساواک منتسب نمايند. در اين تحقيق سعی شده است به دور از تمام سخن‌ها و اظهارنظرهای موافق و مخالف و احتمالاً غرض‌آلود، آثار، نوشته‌ها و سخنراني‌هاي خود آن مرحوم مورد مطالعه، تحقيق و تدقيق قرار گيرد تا انديشه‌ها و اهداف وی مستقيماً از آئينه‌ آثار خود وي نگريسته شود و داوري درباره‌ي او از هر گونه شائبه‌ي جانب‌گيري مصون بماند.
تطهیر ناشدنی
بنابر اسناد رضاخان از همان ابتدای قدرت‌گیری سعی کرد با تقلب در انتخابات، مجلسی کاملا یکدست تأییدکننده و فرمایشی ایجاد کند تا شخصا نتیجه هر انتخابات و ترکیب آن را مشخص کند. اسناد فراوانی از انتخابات مجلس پنجم در دست است که همگی نشان از دخالت مستقیم شخص «رضاخان» و عوامل نظامی او حکایت دارد. روند تقلب تا آخرین انتخابات رژیم پهلوی به طور گسترده وجود داشت. به طوری که گزارش‌هاي متعدد باقي‌مانده از خبرنگاران، مفسران، روزنامه‌نگاران و شبكه‌های خبری خارجي حکایت از این دارد که تخلفات و تقلبات انتخاباتی بیست و چهارمین دوره مجلس شورای ملی به خارج از كشور نيز رسيده بود؛ چنان‌كه در يكي از اين گزارش‌ها، دولت شوروی اين انتخابات را «كثيف‌ترين انتخابات دوره‌ مشروطه» قلمداد كرده است.
با شروع نهضت اسلامی، ملی‌گرایان با دیدن برکات بسیج مردم توسط حضرت امام در اوان دهه چهل، تلاشی آفندی را برای جمع کردن اجسام و افکار مردم زیر چتر خود آغاز کردند. تلاشی که دیری نپایید و ملیون با مشاهده شکوه حضور مردم زیر پرچم اسلام به رهبری امام خمینی، در اقدامی پدافندی به تحریف و در مرحله سوم توقف آن حضور و شکوه دست زدند. سناریویی ثابت که پس از شکست در دهه چهل، دوبار دیگر و در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی و نیز در مقطع حیات جمهوری اسلامی عملیاتی شد و نتیجه‌ای مشابه داشت.
یکی از مسائل پیچیده و کمتر مطرح‌شده‌ دوره‌ ریاست‌جمهوری بنی‌صدر ارتباط روزن‌افزون وی با سران سازمان منافقین است‌. این همکاری بعد از برکناری بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا و بعداً عزل از ریاست‌جمهوری به اوج خود رسید.به طوری که فردای روز عزل بنی‌صدر از فرماندهی کل قو در20 خرداد 1360، سازمان که بر این اعتقاد بود اگر «با بنی‌صدر یکی شود، قطعی ‌است که می‌تواند رژیم را جارو کند‌» طی اطلاعیه‌ای در حمایت از بنی‌صدر، نسبت به جان او اعلام خطر کرد. سازمان علاوه حمایت‌های گسترده از بنی‌صدر در این تاریخ و مخفی‌کردن او، تمام امکانات لازم برای فرار او از ایران را نیز فراهم کرد.
تطهیرناشدنی
انتخاب نمایندگان مطیع در رژیم پهلوی از برنامه‌های رضاخان و محمدرضا پهلوی برای تحکیم پایه‌های دیکتاتوری بود. به باور تقی‌زاده «در حقیقت رضاشاه تصمیم گرفته بود که یک نفر هم از اشخاصی که مطیع او نباشند، انتخاب نشود.» هندرسن نیز معتقد است در دوران پهلوی لیست نامزدهای انتخاباتی براساس منافع دولت جابجا می‌شد. از نظر «مارک جی گازیوروسکی» شاه به موازات تحكیم كنترل خویش بر حكومت، انتخابات مجلس را به صورت مستقیم تحت اختیار خود گرفت تا مطمئن شود كه مجلس به شخص وی وفادار خواهد بود. فردوست نیز در خاطرات خود به دستور شاه برای تشکیل کمیسیون سه نفره جهت انتخاب نمایندگان مطیع اعتراف می‌کند. بنابراین به گواه تاریخ در رژیم پهلوی «قدرت ناشی از اراده‌ شخص شاه» جایگزین «قدرت ناشی از اراده‌ ملی» گردید.
بعد از رحلت امام خمینی(ره) بحران‌های مختلفی احتمال داشت انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی را زمین‌گیر کند و دشمنان نیز به دنبال این بودند تا با سوار شدن بر موج بحران ها عمر انقلاب را به اتمام برسانند. با انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای، تمام برنامه‌های دشمن نقش بر آب شد و رهبری در ناکام گذاشتن دشمنان و مأیوس کردن آن ها در آن روزهای آشوب و بحران و دلهره‌انگیز نقش عمده را بر عهده گرفتند و جامعه را با وجود انواع التهابات به ساحل امن رساندند.
چهاردهم خرداد 1368، آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبری نظام جمهوری اسلامی ایران توسط مجلس خبرگان انتخاب شد. شرعيتِ انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای با رجوع به آرای امام به دست می‌آید. در اثبات اجتهاد آیت‌الله خامنه‌ای ادله‌ متعددی وجود دارد، يکی سوابق تحصيلي ایشان است که بالغ بر بيش از سيزده سال درس خارج فقه و اصول را شامل می‌شود. دليل دوم، تأييد اجتهاد ايشان از سوی تعداد کثيري از علما و فضلای حوزه است. از باب قانونی بودن نیز رهبري آیت‌الله خامنه‌ای با موازين قانوني مطابق با قانون اساسي نخستين هماهنگي دارد. با بازنگری در قانون اساسي، رسماً شرط اجتهاد مطلق به عنوان صلاحيت فقهي لازم براي فقيه حاکم در نظر گرفته شد که درنتيجه از نظر متمم قانون اساسي هم، اشکالي متوجه رهبری آيت‌الله خامنه‌ای نمی‌باشد.
گروه دیگری که واکنشی مثبت به اعلام رهبری آیت‌الله خامنه‌ای ابراز کرد، نیروهای جبهه‌ مقاومت اسلامی بودند. در سوریه، حافظ اسد، رئیس‌جمهور وقت این کشور، یکی از نخستین حمایت‌کنندگان از رهبری جدید جمهوری اسلامی بود.ما پرشورترین مواضع از میان نیروهای جبهه مقاومت از لبنان ساطع شد. اکثر شخصیت‌های مهم لبنانی مانند آقایان سیدحسین فضل‌الله، سعید شعبان، صبحی طفیلی و سیدعباس موسوی، در مراسم تشییع و اربعین امام خمینی حاضر شدند و در پیرامون آن، به گفتگو و اظهارنظر درباره‌ی رهبری جدید انقلاب اسلامی هم پرداختند.
به دنبال سخنرانی تاریخی امام خمینی در مدرسه فیضیه راه هرگونه مذاکره و يا گفتگوي مسالمت‌آميز با دربار بسته شد و اسدالله علم دستور داد مراسم مذهبي ‌و سوگواري را در شهرهاي قم و تهران مورد تهاجم قرار دهند. شاه نیز به­شدت از سخنرانی امام عصباني و وحشت­زده شده و بلافاصله دستور دستگيري امام را صادر کرد. خبردستگیری امام به سرعت در بین توده‌های مردم پخش شد، بلافاصله در مردم در اعتراض به این اقدام رژیم تظاهرات خونین برپاکردند.