مرکز اسناد انقلاب اسلامی

جواد منصوری در برنامه "دستخط" مطرح کرد؛
سفیر اسبق کشورمان در چین در برنامه تلویزیونی دستخط ماجرای سفر رهبر انقلاب به چین و کره شمالی و سخنرانی ایشان در مجلس کره شمالی را مطرح کرد.
گزارش یک دادگاه
از جمله رخدادهای زندگی استاد مهدوی دامغانی دستگیری او در بحبوحه حوادث پس از پیروزی انقلاب و آزادی‌اش با حکم آیت‌الله محمدی گیلانی بود. شرح ماوقع این اتفاق به قلم خود استاد در دوم تیر 1394 در روزنامه اطلاعات با عنوان «گزارش یک دادگاه» چاپ و منتشر شده است.
اتحاد راهبردی منافقین و نهضت آزادی به روایت اسناد
سازمان منافقین با مورخ 28 خرداد 1360 با صدور اعلامیه‌ی شماره‌ی 25 خود وارد فاز مسلحانه شد. مهندس بازرگان در مقاله "مبارزه قانونی و مبارزه مسلحانه" با اشاره به سنت تاریخی و الهی! "اقدام مسلحانه را نتیجه قطعی، الهی و مشروع" منافقین قلمداد می‌کند. بازرگان در مقابل نظرات و بیانات صریح امام و شخصیت‌های انقلاب، تمام قد از مجاهدین دفاع می‌کند و به کار بردن واژه " نفاق و منافق" برای مجاهدین را بی‌جا و ‌آن‌ها را "تفکر انقلابی مخلص پرشورِ جانباز" می‌نامد. علی‌رغم جنایات آشکار منافقین علیه ملت ایران، مهندس بازرگان تا پایان عمر خود، حتی پس از کشتار 12 هزار نفر از مردم بی‌گناه توسط منافقین و همراهی با صدام در جنگ علیه ایران و کشتار مردم عراق، کوچکترین موضعی در برابر فرزندان عزیز خود نگرفت.
امام خمینی: «کی این هلیکوپترهای آقای کارتر را که می‌خواستند به ایران بیایند ساقط کرد؟ ما ساقط کردیم؟ شن‌ها ساقط کردند، شن‌ها مامور خدا بودند، باد مامور خداست، قوم عاد را باد از بین برد. این باد مامور خداست، این شن‌ها همه مامورند.»
روز 15 خرداد 1368، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای که یک روز قبل و در پی رحلت امام خمینی(ره)، از سوی مجلس خبرگان رهبری، به عنوان رهبر جمهوری اسلامی انتخاب شده بود، با محمود زعبی نخست‌وزیر وقت سوریه که در رأس هیأتی جهت عرض تسلیت و شرکت در مراسم تشییع پیکر مطهر حضرت امام وارد تهران شده بود، دیدار کرد.
حجت‌الاسلام روحانی در گفتگو با تسنیم:
امام از تاریخ عبرت می‌گرفت. قرآن به زیبایی می‌گوید که «لقد کان فی قصصهم عبرت لاولی الباب» (در سرگذشت گذشتگان برای کسانی که دارای خرد و اندیشه هستند، درس عبرتی وجود دارد). امام می‌دانست که دشمن اصلی و ام‌الفساد را باید مورد حمله قرار داد و به شاخ و برگ‌ها نباید توجه کرد.
«...باید ببینید چکاره‌اند این جمعیت‌هایی که افتاده‌اند توی این مملکت و دارند خرابکاری می‌کنند و مع‌الأسف، بعض اشخاص هم که متوجه این مسائل نیستند، یک‌ وقت آدم می‌بیند که طرفداری از اینها کردند یا یک چیزی گفتند، آنها از آن استفاده طرفداری کردند. اینها گول می‌زنند، همه را گول می‌زنند...»
پس از درگذشت آیت‌الله العظمی بروجردی یگانه مرجعیت شیعه در فروردین 1340، محمدرضا پهلوی اولین تسلیت‌نامه‌ را خطاب به آیت‌الله حکیم در نجف فرستاد. تحلیل‌ها و گمانه‌زنی‌های مختلفی پیرامون این اقدام رژیم صورت گرفت. عده‌ای برآنند که این اقدام با هدف رسمیت بخشیدن به مرجعیت خارج از ایران بود و رژیم به نوعی قصد تمرکززدایی از دستگاه مرجعیت در قم را داشت. برخی هم بیان تسلیت دربار پهلوی خطاب به آیت‌الله سید کاظم شریعتمداری و آیت‌الله سید عبدالهادی شیرازی که به فاصله کوتاهی پس از پیام نخست صادر شد را گواهی بر نقض ادعای گروه اول می‌گیرند. به هر ترتیب پس از فوت آیت‌الله بروجردی، آیت‌الله سید محسن حکیم مهم‌ترین گزینه‌های مرجعیت به ویژه در خارج از ایران یعنی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، پاکستان، افغانستان و هندوستان بود.
بازخوانی سخنان آیت‌الله خامنه‌ای در سال 1364
تلاش جهانى براى این بود که ما را بکشانند پاى میز مذاکره، آتش‌بس بدهند، [سپس] هیجان ما که فرو نشست، انگیزه‌ى مردم ما که تمام شد، سلاحها را که زمین گذاشتیم، بَعد بگویند خیلى خب در یک برنامه‌ى پانزده‌ساله، ده‌ساله، فلان امتیازات را از شما میگیرند، زمینهایتان را وجب‌به‌وجب میدهند...
آیت‌الله سبحانی در گفتگویی مطرح کرد؛
آیت‌الله سبحانی گفت: علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در آخر سوره آل عمران به صورت مفصل درباره حکومت اسلامی بحث کرده‌اند. چنین شخصی چطور می‌تواند مخالف امام باشد؟ اما اینکه انتظار داشته باشیم که همه افراد با امام یکسان باشند انتظار نابجایی است. سلیقه امام در مَسند ایجاد حکومت بود و همه فشارش را بر همان هدف وارد می‌آورد، ولی مسند علامه، مسند علمی بود.
۴